200 baris pertama.
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور " GolchindlMe "
سلام
یادت باشه در رو قفل کنی
در ضمن، صبح بخیر
بابا؟ سلام
سلام، چه خبر؟
میخواستم یه گلدون قرض بگیرم
باشه حله
اوه، اینا واسه تولد مامانـه؟
آره، گلهای موردعلاقهشه
میخوام ببرم بذارمشون روی... سنگ قبرش
خیلی قشنگن
صبح بخیر خوشگله سلام
سلام آنجلو چه زود اومدی
آره امروز کلی کار سرم ریخته باید برم روچستر
ایول واسه چی؟
همایش فروش و خدمات ملزومات اداری
همونی که قبلاً بهت گفته بودم
یادت نیست؟
راست میگی ببخشید خنگیِ دوران بارداریه دیگه
آره
امروز ارائه پروپوزال واسه بورسیه رو هم دارم
خب، این که عالیه اوضاع چطور پیش میره؟
خوب، واقعاً خوب
فکر کنم این یکی رو دیگه ...واقعاً شانس بیارم، واسه همین
آره آره
تو چی؟ امروز چه برنامهای داری؟
آم... صبح که کلاس دارم،
کلِ بعدازظهر هم جلسهی اولیا و مربیانـه
ماریا، واقعاً شرمندهم
امروز ماشین رو لازم دارم، پاک یادم رفته بود
خب، من میرسونمت سرِ کار
جدی؟ آره
اینطوری وقت بیشتری رو با دخترم میگذرونم
هر وقت آماده شدی، تو ماشین منتظرتم
باشه- امروز موفق باشی-
آره، تو هم همینطور
ببخشید دیگه
از پسش برمیای
عاشقتم موفق باشی
میدونم سخته که روز تولد مادرت پیشت نیستم
بابا، اشکالی نداره، نگران نباش
فقط اینکه خیلی دلم براش تنگ شده
اوکی؟ باشه، باشه
بزن بریم
ممنون بابا
اگه بود خیلی بهت افتخار میکرد
مرسی
سلام بچهها، صبح بخیر
صبح بخیر خانم ماریا
آمادهای؟ آره
تا فردا، روز خوبی داشته باشی
خداحافظ بابا، آره
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: کـانـال تـلگـرام : Saeed_Pardis_Sub ::.
اوضاع چطوره، آنجلو؟
هدف داره نزدیک میشه
شاسیبلندهای مشکی
آقای ژانگ، میز همیشگیتون آمادهست
هدف داره میاد تو
تولدشه
دخترم میخواد نزدیک سِن باشه
مشکلی نیست
از این طرف لطفاً، بفرمایید
پشمام چی؟
خب، داره میره سر یه میز دیگه،
اصلاً نزدیک پنجره نیست
الو؟ میخوای چیکار کنی؟
مجبورم بیام تو
دمِ در آدم گذاشته، افتاد؟
نمیتونی اسلحه بیاری تو
برام یه رزرو ردیف کن
...وقتی اومدم تو
بکشونش توی دستشویی
رزرو دارین؟ بله کانر، میز برای 3 نفر
سوییچ ماشینش دستمونه
بیزحمت توی بار منتظر میمونین؟ حتماً
برو لی، برو لی، برو
هوی جلوی پاتو نگاه کن
داری چیکار میکنی؟
ژانگ تا 20 ثانیهی دیگه میرسه پیشت
تنها نیست
واسه چی انقدر شاکیای؟ همهچی که درست پیش رفت
باید میفهمیدی که تولد دخترشه
مگه من خدام؟ از کجا باید میدونستم؟
بزن بریم
نماهای خارجی در فیلم "داستانی از برانکس"
خب، برانکس یکی از پنج منطقهی اصلی شهر نیویورکـه
از قدیم اینطور معروف بوده که
محلهی خشن و جای لات و لوتهاست
ولی حقیقتش اینه که ...جای خیلی سرزنده و بافرهنگیه
گ ل چ ی ن د ا ن ل و د
اینم سهم تو
میدونی طی این سالها چند نفر خواستن دخلِ ژانگ رو بیارن
و توی این راه به گا رفتن؟
کارش چطور بود؟
چی بگم والا؟
برادرزادته دیگه، داچ
یه نموره زبوندرازی میکنه ولی خب تو این سن کی نمیکنه؟
تو نمیکردی
همیشه یه پدرسوختهی تودار بودی حتی توی حیاط مدرسه
واسه اینه که جای جفتمون حرف میزدی
آره
خب، هر کسی یه استعدادی داره
بریم یه چیزی بخوریم
قضیه "ال بیل" رو شنیدی؟
آره، شنیدم خفتش کردن
آره درسته، تو فیلادلفیا
"ال" میرسه خونه میبینه یه هلیکوپتر بالای خونهست
بوم! محاصرهش کردن
پلیس فدرال ریخته همهجا، سگهای ردیاب
یگانِ کوفتیِ خنثیسازی بمب هم تو گاراژ
کل خیابون رو نوار کشیدن
"تکون نخور! دستها بالا!" از همین حرفهای پلیسی دیگه
بعدش، بنگ!
نیروهای ویژه میخوابوننش کف زمین
اسلحه رو میذارن بیخِ گوشش
"ال" خیلی جدی و مخلصانه نگاهشون میکنه،
و میگه: "داستان سرِ نفقهست؟"
اینم از ال بیل، خانمها و آقایون
واسه من فقط یه ذره بکِش
باید حواسم به کلسترولم باشه
چیه، دکتر تغذیه شدی واسه ما؟
نه، دکتر گفته باید پروتئینِ خوب بیشتر بخورم
باید ماهی و مرغ و تافو بخورم
تافو
فکر کن اون یارویی که تافو رو اختراع کرده کی بوده
لابد الان مثل تو خرپولـه
با این زن و بچهای که من دارم؟
شانس آوردی که هیچوقت نرفتی دنبالِ زن و زندگی و این بساطها
آره خب، چی بگم؟ من که با تنهاییِ خودم حال میکنم
هنوز وقت هست رفیق، هنوز وقت هست
چطوری رفیق؟
آره، خودشه
اصلِ اصل
7 سال طول کشید تا اینا رو پیدا کنم
رجی جکسون
اگه 12 سالت بود واسه اینا منو میکُشتی
میخوایشون؟
ها؟
بیخیال بابا، چی فکر کردی؟
خیال کردی چون برادرمی کادو میدم بهت؟
معاملهی خوبی بود
حالش چطوره، جین؟
سلام
خب، دیشب 4 صبح توی لابی پیداش کردم،
بهترین کُتوشلوارش رو پوشیده بود
و بعدِ چند هفته بالاخره باهام حرف زد
جدی؟
چی گفت؟
یه چیزایی میگفت در مورد اینکه دوتایی رفتین رودخونهی هادسون ماهیگیری
اونم با یه قایق شناور که با تایرهای کهنه ساخته بودین
واقعاً؟ آره، همین کارو کردیم
ماهیها هم همیشه میفهمیدن داریم میایم، مگه نه مایک؟
آره آره
داره بدتر میشه
روزِ خوب و بد داره
ببین تو حالت ایدهآل، باید درمانش رو همون موقعی شروع میکرد که
رمز عابربانکش یادش میرفت یا کلیدهاش رو گم میکرد
آره
هی
فکر کنم این واقعاً به نفعش باشه
«موسیقیدرمانی برای آلزایمر» اگه بخش رضایتنامه رو پر کنی،
من بقیهی کارهاش رو ردیف میکنم
ممنون، جین
خواهش میکنم لطف کردی
اوکی
سلام بابا امیدوارم تو روچستر معامله رو جوش داده باشی
یادت نره، شام ساعت 7:00
«کارآگاه. دیو وودز»
سلام، چطورین؟
رمز یادت رفته؟
حالتون خوبه، آقای دویل؟
آقای دویل؟
آره، مشکلی نیست، ممنون کوری
ساکتون رو توی راهرو جا گذاشتین، آقای دویل
مگه توش توپِ بولینگ دارین؟
ممنون
هی جوی،
خبری از استعلام پلاک اون کامیونتِ آبی نشد؟
آمارش دراومد، سرقتیه
ولی کارِ آدمهای "ژانگ" نیست به تیپشون نمیخوره
باشه
این اون نیست
حرومزاده
پس اون یارویی که پارسال تو "نیوآرک" نفلهش کردم
برادر کوچیکهی "کارل موشر" بوده
آها
تو میدونستی؟
گذاشتی برادرِ یکی از کلهگندههای
"برتولتی" رو بکشم و چیزی بهم نگفتی؟
بعدش فهمیدم
ما کلی خانوادههای مافیایی داریم ولی داستانِ "برتولتیها" جداست
اوضاع پیچیدهست
پدرهای متفاوت، نامخانوادگیهای متفاوت
آره، ولی خب برادرن
این بخشش دیگه خیلی واضحه
اصلاً قصد داشتی بهم بگی؟
نه تا وقتی که دلیلِ خوبی داشته باشم
اینکه "کارل موشر" افتاده دنبالم دلیلِ کافی نیست؟
امروز صبح زاغسیاهم رو چوب میزد یا یکی رو اجیر کرده بود
No comments yet. Be the first to leave one.