Memory of a Killer

Memory of a Killer

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Memory of a Killer S01 WEB Golchindl SP Fa
Ulasan oleh PersianSUB
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود » « Golchindl.vip » :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ‫@Saeed_Pardis_Sub

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-06-06
Muat Turun: 40
Masalah Pendengaran: No
FPS: 23.976

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور " GolchindlMe "

‫ سلام

‫یادت باشه در رو قفل کنی

‫در ضمن، صبح بخیر

‫بابا؟ ‫‫سلام

‫سلام، چه خبر؟

‫می‌خواستم یه گلدون قرض بگیرم

‫باشه حله

اوه، ‫اینا واسه تولد مامانـه؟

‫آره، گل‌های موردعلاقه‌شه

‫می‌خوام ببرم بذارمشون روی... سنگ قبرش

‫خیلی قشنگن

‫صبح بخیر خوشگله ‫‫سلام

‫سلام آنجلو چه زود اومدی

‫آره امروز کلی کار سرم ریخته ‫باید برم روچستر

‫ایول ‫‫واسه چی؟

‫همایش فروش و خدمات ملزومات اداری

‫همونی که قبلاً بهت گفته بودم

‫یادت نیست؟

‫راست می‌گی ببخشید خنگیِ دوران بارداریه دیگه

‫آره

‫امروز ارائه پروپوزال واسه بورسیه رو هم دارم

‫خب، این که عالیه اوضاع چطور پیش می‌ره؟

‫خوب، واقعاً خوب

‫فکر کنم این یکی رو دیگه ...واقعاً شانس بیارم، واسه همین

‫آره ‫‫آره

‫تو چی؟ امروز چه برنامه‌ای داری؟

آم... ‫صبح که کلاس دارم،

‫کلِ بعدازظهر هم جلسه‌ی اولیا و مربیانـه

‫ماریا، واقعاً شرمنده‌م

‫امروز ماشین رو لازم دارم، پاک یادم رفته بود

‫خب، من می‌رسونمت سرِ کار

‫جدی؟ ‫‫آره

‫این‌طوری وقت بیشتری رو با دخترم می‌گذرونم

‫هر وقت آماده شدی، تو ماشین منتظرتم

باشه- امروز موفق باشی-

‫آره، تو هم همین‌طور

ببخشید دیگه

‫از پسش برمیای

‫عاشقتم ‫‫موفق باشی

‫می‌دونم سخته که روز تولد مادرت پیشت نیستم

‫بابا، اشکالی نداره، نگران نباش

‫فقط اینکه خیلی دلم براش تنگ شده

‫اوکی؟ ‫‫باشه، باشه

‫بزن بریم

‫ممنون بابا

‫اگه بود خیلی بهت افتخار می‌کرد

‫مرسی

‫سلام بچه‌ها، صبح بخیر

‫صبح بخیر خانم ماریا

‫آماده‌ای؟ ‫‫آره

‫تا فردا، روز خوبی داشته باشی

‫خداحافظ بابا، آره

... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... ‫ .:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub ::.

‫اوضاع چطوره، آنجلو؟

‫هدف داره نزدیک می‌شه

‫شاسی‌بلندهای مشکی

‫آقای ژانگ، میز همیشگی‌تون آماده‌ست

‫هدف داره میاد تو

‫تولدشه

‫دخترم می‌خواد نزدیک سِن باشه

‫مشکلی نیست

از این طرف لطفاً، بفرمایید

پشمام چی؟

‫خب، داره می‌ره سر یه میز دیگه،

‫اصلاً نزدیک پنجره نیست

‫الو؟ می‌خوای چیکار کنی؟

‫مجبورم بیام تو

‫دمِ در آدم گذاشته، افتاد؟

‫نمی‌تونی اسلحه بیاری تو

‫برام یه رزرو ردیف کن

...‫وقتی اومدم تو

بکشونش توی دستشویی

‫رزرو دارین؟ ‫‫ بله کانر، میز برای 3 نفر

‫سوییچ ماشینش دستمونه

‫بی‌زحمت توی بار منتظر می‌مونین؟ ‫‫حتماً

‫برو لی، برو لی، برو

‫هوی جلوی پاتو نگاه کن

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫ژانگ تا 20 ثانیه‌ی دیگه می‌رسه پیشت

‫تنها نیست

‫واسه چی انقدر شاکی‌ای؟ همه‌چی که درست پیش رفت

‫باید می‌فهمیدی که تولد دخترشه

‫مگه من خدام؟ از کجا باید می‌دونستم؟

‫بزن بریم

‫نماهای خارجی در فیلم "داستانی از برانکس"

‫خب، برانکس یکی از پنج منطقه‌ی اصلی شهر نیویورکـه

‫از قدیم این‌طور معروف بوده که

‫محله‌ی خشن و جای لات‌ و لوت‌هاست

‫ولی حقیقتش اینه که ...جای خیلی سرزنده و بافرهنگیه

گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌ د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

‫اینم سهم تو

‫می‌دونی طی این سال‌ها چند نفر خواستن دخلِ ژانگ رو بیارن

‫و توی این راه به گا رفتن؟

‫کارش چطور بود؟

‫چی بگم والا؟

‫برادرزادته دیگه، داچ

‫یه نموره زبون‌درازی می‌کنه ولی خب تو این سن کی نمی‌کنه؟

‫تو نمی‌کردی

‫همیشه یه پدرسوخته‌ی تودار بودی حتی توی حیاط مدرسه

‫واسه اینه که جای جفتمون حرف می‌زدی

‫آره

‫خب، هر کسی یه استعدادی داره

بریم یه چیزی بخوریم

‫قضیه "ال بیل" رو شنیدی؟

‫آره، شنیدم خفتش کردن

‫آره درسته، تو فیلادلفیا

‫"ال" می‌رسه خونه می‌بینه یه هلیکوپتر بالای خونه‌ست

‫بوم! محاصره‌ش کردن

‫پلیس فدرال ریخته همه‌جا، سگ‌های ردیاب

‫یگانِ کوفتیِ خنثی‌سازی بمب هم تو گاراژ

‫کل خیابون رو نوار کشیدن

‫"تکون نخور! دست‌ها بالا!" از همین حرف‌های پلیسی دیگه

‫بعدش، بنگ!

‫نیروهای ویژه می‌خوابوننش کف زمین

‫اسلحه رو می‌ذارن بیخِ گوشش

‫"ال" خیلی جدی و مخلصانه نگاهشون می‌کنه،

‫و می‌گه: "داستان سرِ نفقه‌ست؟"

‫اینم از ال بیل، خانم‌ها و آقایون

‫واسه من فقط یه ذره بکِش

‫باید حواسم به کلسترولم باشه

‫چیه، دکتر تغذیه شدی واسه ما؟

‫نه، دکتر گفته باید پروتئینِ خوب بیشتر بخورم

‫باید ماهی و مرغ و تافو بخورم

‫تافو

‫فکر کن اون یارویی که تافو رو اختراع کرده کی بوده

‫لابد الان مثل تو خرپولـه

‫با این زن و بچه‌ای که من دارم؟

‫شانس آوردی که هیچ‌وقت نرفتی دنبالِ زن و زندگی و این بساط‌ها

‫آره خب، چی بگم؟ من که با تنهاییِ خودم حال می‌کنم

‫هنوز وقت هست رفیق، هنوز وقت هست

‫چطوری رفیق؟

‫آره، خودشه

‫اصلِ اصل

‫7 سال طول کشید تا اینا رو پیدا کنم

‫رجی جکسون

‫اگه 12 سالت بود واسه اینا منو می‌کُشتی

‫می‌خوای‌شون؟

ها؟

‫بی‌خیال بابا، چی فکر کردی؟

‫خیال کردی چون برادرمی کادو می‌دم بهت؟

‫معامله‌ی خوبی بود

‫حالش چطوره، جین؟

‫سلام

خب، ‫دیشب 4 صبح توی لابی پیداش کردم،

‫بهترین کُت‌وشلوارش رو پوشیده بود

‫و بعدِ چند هفته بالاخره باهام حرف زد

‫جدی؟

چی گفت؟

‫یه چیزایی می‌گفت در مورد اینکه دوتایی رفتین رودخونه‌ی هادسون ماهی‌گیری

‫اونم با یه قایق شناور که با تایر‌های کهنه ساخته بودین

‫واقعاً؟ ‫‫آره، همین کارو کردیم

‫ماهی‌ها هم همیشه می‌فهمیدن داریم میایم، مگه نه مایک؟

‫آره ‫‫آره

‫داره بدتر می‌شه

‫روزِ خوب و بد داره

‫ببین تو حالت ایده‌آل، باید درمانش رو همون موقعی شروع می‌کرد که

‫رمز عابربانکش یادش می‌رفت یا کلیدهاش رو گم می‌کرد

‫آره

هی

‫فکر کنم این واقعاً به نفعش باشه

«موسیقی‌درمانی برای آلزایمر» ‫اگه بخش رضایت‌نامه رو پر کنی،

‫من بقیه‌ی کارهاش رو ردیف می‌کنم

‫ممنون، جین

‫خواهش می‌کنم ‫‫لطف کردی

اوکی

‫سلام بابا امیدوارم تو روچستر معامله رو جوش داده باشی

‫یادت نره، شام ساعت 7:00

«کارآگاه. دیو وودز»

‫سلام، چطورین؟

‫رمز یادت رفته؟

‫حالتون خوبه، آقای دویل؟

‫آقای دویل؟

‫آره، مشکلی نیست، ممنون کوری

‫ساک‌تون رو توی راهرو جا گذاشتین، آقای دویل

‫مگه توش توپِ بولینگ دارین؟

‫ممنون

هی ‫جوی،

خبری از استعلام پلاک ‫اون کامیونتِ آبی نشد؟

‫آمارش دراومد، سرقتیه

‫ولی کارِ آدم‌های "ژانگ" نیست به تیپ‌شون نمی‌خوره

‫باشه

‫این اون نیست

‫ حرومزاده

‫پس اون یارویی که پارسال تو "نیوآرک" نفله‌ش کردم

‫برادر کوچیکه‌ی "کارل موشر" بوده

آها

‫تو می‌دونستی؟

‫گذاشتی برادرِ یکی از کله‌گنده‌های

‫"برتولتی" رو بکشم و چیزی بهم نگفتی؟

‫بعدش فهمیدم

‫ما کلی خانواده‌های مافیایی داریم ولی داستانِ "برتولتی‌ها" جداست

‫اوضاع پیچیده‌ست

‫پدرهای متفاوت، نام‌خانوادگی‌های متفاوت

‫آره، ولی خب برادرن

‫این بخشش دیگه خیلی واضحه

‫اصلاً قصد داشتی بهم بگی؟

‫نه تا وقتی که دلیلِ خوبی داشته باشم

‫اینکه "کارل موشر" افتاده دنبالم دلیلِ کافی نیست؟

‫امروز صبح زاغ‌سیاهم رو چوب می‌زد یا یکی رو اجیر کرده بود

More Farsi Persian subtitles for Memory of a Killer

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left