Fire Country

Fire Country

Muat Turun Sari Kata Farsi/persian

Musim 3

Maklumat siaran

Fire Country S03E01 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Ulasan oleh filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tag

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Diterbitkan pada: 2026-08-08
Muat Turun: 0
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi/persian

200 baris pertama.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏آنچه در فصل قبل «فایر کانتری» گذشت...‏

‏خودت رو توی موقعیت‌های خوب و‏ ‏کنار آدم‌های درست قرار بده.‏

‏آزادی‌مشروطی‌های تازه ممکنه دلشون برای...‏

‏نظم و هدف اردوگاه آتش‌نشانی تنگ بشه.‏

‏مقاومت کن که این خلأ رو...‏

‏با مواد یا خطر پُر نکنی.‏

‏دمت گرم، داداش. انجامش دادی.‏

‏نه. ریک برگشته.‏

‏باشه، حواستون به کیف‌پول و آبجوهاتون باشه.‏

‏کارا مزونت رو یادت میاد؟‏

‏آره، یعنی... من توی اینترنت دیدم که فوت کرده.‏

‏ولی بعد شنیدم یه خواهر کوچیک داشته...‏

‏که آخرش معلوم شده دختر خودش بوده.‏

‏خلاصه‌ش کنم، فکر کنم اومدم اینجا...‏

‏تا دختر کوچولوم رو ببینم.‏

‏من و بُدی توی آتش‌سوزی لازاروس همدیگه رو بوسیدیم.‏

‏اوه.‏

‏دیه‌گو پیشنهاد داد عروسی رو عقب بندازیم.‏

‏دیه‌گو می‌دونه تو و بُدی همدیگه رو بوسیدین؟‏

‏نه.‏

‏- حکم بازداشتت صادر شده.‏ ‏- چی؟‏

‏می‌دونم چرا اومدی، ولی خودش بهم گفت امروز...‏

‏خوشحال‌ترین روز زندگیشه. خوشحاله.‏

‏واقعاً خوشحاله.‏

‏پس پلیس‌ها اینجان.‏

‏همین که همراهیش کردی تا محراب...‏

‏باید با من بیای.‏

‏ممنون.‏

‏این حلقه‌ها...‏

‏بیانیه‌ایه که به همدیگه و به خودتون...‏

‏و به دنیا می‌دین.‏

‏آره، بعداً باهات حرف می‌زنم.‏

‏هی، بُدی؟‏

‏می‌خوای عروسی رو به هم بزنی؟‏

‏چون اگه بخوای، من ماشین رو میارم.‏

‏پایه‌ام، رفیق. من آدم توام.‏

‏نه، نیستی.‏

‏ولی کمکت رو لازم دارم.‏

‏می‌خوام هرچه زودتر برگردم به آتش‌نشانی،‏

‏همین بیرون، به‌عنوان یه آدم آزاد.‏

‏می‌دونم، بُدی، ولی با این همه بروکراسی...‏

‏چرا یه کم رابطه‌هات رو به کار نمی‌گیری؟‏

‏رابطه نه، طناب هم لازم شد بکش؛ برام مهم نیست، رفیق.‏

‏آتش‌نشانی اولین اعتیاد سالمیه که توی عمرم داشتم.‏

‏آماده‌ام میراثم به‌عنوان یه لئونه رو پس بگیرم.‏

‏به‌عنوان یه آتش‌نشان.‏

‏می‌خوام هرچه زودتر برگردم خط آتش.‏

‏تری راک فرصت دوباره‌ات بود،‏

‏ولی الان شروع باقی عمرته.‏

‏می‌تونی... هر چیزی رو انتخاب کنی، رفیق.‏

‏تری راک جونم رو نجات داد.‏

‏- آره.‏ ‏- و وقتی مشکلی نداشتی...‏

‏بری جلو و تعطیلش کنی،‏

‏منی یه مشت بهت زد.‏

‏منم دلم می‌خواست همین کارو کنم.‏

‏- همهٔ بچه‌ها همین حس رو داشتن.‏ ‏- بابتش ممنون.‏

‏می‌دونی، خیلی‌ها فکر می‌کنن آدم بدی هستی.‏

‏بازم ممنون.‏

‏ثابت کن اشتباه می‌کنن.‏

‏هی، از قدرتت برای یه کار خوب استفاده کن.‏

‏منو سریع بنداز توی برنامهٔ آموزشی اِج‌واتر...‏

‏که کمک می‌کنه زندانی‌های سابق‏ ‏توی کَل فایر استخدام بشن.‏

‏اوه، بُدی، بی‌خیال.‏

‏عمو لوک!‏

‏اون یارو که باهاش حرف می‌زدی کی بود؟‏

‏اِم... فقط یکیه که از دبیرستان می‌شناختم.‏

‏می‌شه قبل از رفتن یه آهنگ با جعبه‌آهنگ پخش کنم؟‏

‏حتماً.‏

‏ممنون.‏

‏مظنون رو بازداشت کردیم،‏

‏و داریم می‌بریمش کلانتری.‏

‏پیوندی که شکل گرفته،‏

‏بیانیه‌ایه خطاب به هرکدومتون،‏

‏به خودتون و به دنیا.‏

‏دیه‌گو، آیا گابریلا رو...‏

‏به‌عنوان همسر قانونی خودت می‌پذیری؟‏

‏می‌پذیرم.‏

‏ببین، من از این فکر خیلی خوشم میاد...‏

‏که به کسب‌وکار خانوادگی ملحق بشی، بُدی کایوتی،‏

‏تقریباً به اندازهٔ خودت.‏

‏اما...‏

‏اما چی؟ چی؟‏

‏کلاً پنج دقیقه‌ست که از سیستم زندان اومدی بیرون،‏

‏و همین الان می‌خوای خودت رو بندازی وسط آتیش؟‏

‏واقعاً وسط آتیش؟‏

‏به این می‌گی «اعتیاد سالم»؟‏

‏فکر می‌کنی بهترین کار همینه؟‏

‏و گابریلا،‏

‏آیا دیه‌گو رو به‌عنوان همسر قانونی خودت می‌پذیری؟‏

‏اوه، این یکی ممکنه جالب بشه.‏

‏منظورت چیه؟‏

‏اوه‌اوه.‏

‏ادامه بده.‏

‏گابریلا؟‏

‏اون هلیکوپتر خیلی پایین پرواز می‌کنه.‏

‏وای! داره از چپ و راست تکه می‌ریزه.‏

‏وای، وای، وای، هی!‏

‏مواظب کامیون زباله باش!‏

‏گابریلا؟‏

‏خدای من!‏

‏مواظب باش!‏

‏مِی‌دِی، مِی‌دِی.‏

‏داریم سقوط می‌کنیم!‏

‏تکرار می‌کنم، دارم سقوط می‌کنم.‏

‏این دیگه چه آشغال فضایی‌ای بود؟‏

‏اون پروانهٔ دُمه؟‏

‏خوبی؟‏

‏آره.‏

‏همه خوبن؟‏

‏کسی آسیب دیده؟‏

‏گرین‌کرست، گزارش وضعیت بده.‏

‏دارم به ایستگاه زنگ می‌زنم.‏

‏همه حالشون خوبه؟‏

‏هلیکوپتر سقوط کرده.‏

‏همین الان خورد به اسموکیز.‏

‏خودروهای امدادی توی راهن،‏

‏ولی، اِم... پانزده دقیقه فاصله دارن.‏

‏ما عملاً بغل گوششیم، پس همین الان می‌تونیم کمک کنیم.‏

‏بریم!‏

‏عروس خانم گفت. بریم. دست‌به‌کار شیم. بریم.‏

‏خودم جمعش می‌کنم، وینس.‏

‏مطمئن می‌شم نیرو و تجهیزات درست توی راه باشن.‏

‏تا رسیدن شیفت عملیاتی، فرمانده صحنه تویی، آره؟‏

‏دریافت شد، رئیس.‏

‏جِن؟‏

‏جِنِویو؟ جِن؟‏

‏جِنِویو؟!‏

‏یکی یه گزارش وضعیت از این آتیش‌ها بهم بده.‏

‏همه، هر کاری دیدین انجام بدین. تعارف نکنین.‏

‏منظورم آتش‌نشان‌های فعلی بود، بُدی.‏

‏باشه، وقت نداریم جلوشو بگیریم. بیا.‏

‏باشه، می‌رم ببینم توی اسموکیز چه خبره.‏

‏بابا؟‏

‏- بابام رو دستگیر کردن؟‏ ‏- آره، ولی پیش ماست.‏

‏برو سر کارت. من حواسم بهش هست.‏

‏بیرون اسموکیزیم.‏

‏گرین‌کرست، یه هلیکوپتر سقوط کرده،‏

‏آتیش داره به خودروهای اطراف سرایت می‌کنه.‏

‏فوراً نیروی کمکی می‌خوایم.‏

‏جِنِویو؟‏

‏جیک؟‏

‏صداتو می‌شنوم، عزیزم. صداتو می‌شنوم.‏

‏دارم میام پیشت، باشه؟ کمک!‏

‏باشه، فعلاً خیلی ناپایداره که بتونم بیام بالا پیشت.‏

‏همون‌جا بمون. تکون نخور.‏

‏باشه، جیک.‏

‏تکون نمی‌خوریم.‏

‏«نمی‌خوریم»؟‏

‏حالت خوبه؟‏

‏شونه‌م... خیلی درد می‌کنه.‏

‏آخ!‏

‏هی، فکر کنم دررفته!‏

‏این دختر مال توئه، رفیق؟‏

‏آره، آره، دختر منه.‏

‏جیک؟ هی، جیک؟‏

‏- خوبی؟‏ ‏- نه.‏

‏نه، راستش نه. ببین، جِن... اون تو گیر افتاده...‏

‏و احتمالاً شونه‌ش دررفته، و...‏

‏ما رو درمیاری، مگه نه؟‏

‏آره، عزیزم. درمیاریمتون.‏

‏سعی کردم!‏

‏هی. هی، هی.‏

‏باشه، من امدادگرم. می‌تونم کمک کنم، باشه؟‏

‏همین‌جا بشین.‏

‏اوه. آروم، آروم.‏

‏من با خون مشکل دارم.‏

‏شانس آوردی، من ندارم.‏

‏باشه، دستت رو همین‌جا بذار.‏

‏می‌خوام کمربندت رو باز کنم، باشه؟‏

‏بهم اعتماد کن.‏

‏اوه.‏

‏باشه.‏

‏باشه، می‌خوام دستت رو برداری‏

‏وقتی شروع کردم اینو از زیرش رد کنم، باشه؟‏

‏یه نفس عمیق.‏

‏لعنت.‏

‏اوه.‏

‏منی؟‏

‏گابریلا.‏

‏- گابریلا کجاست؟‏ ‏- حالش خوبه. خوبه.‏

‏اوه، مرد. عروسیش چی شد؟‏

‏آره، عروسی...‏

‏اِم، نیمه‌کاره موند.‏

‏چی، با یه هلیکوپتر که از آسمون لعنتی افتاد پایین؟‏

‏- شار؟‏ ‏- آره، من از ردیف اول دیدمش.‏

‏آره، صدات پایدار میاد.‏

‏راننده چه وضعیه؟‏

‏نبض نداره.‏

‏احیای قلبی رو شروع می‌کنم.‏

‏باشه. من می‌رم سراغ... مسافر.‏

‏می‌تونستم کمکشون کنم.‏

‏باشه. نگران نباش. خودروهای امدادی توی راهن.‏

‏شارون، هنوز می‌تونم کمک کنم.‏

‏دستبندم رو باز کن.‏

‏- نه. نه، منی.‏ ‏- بازش کن. بی‌خیال.‏

‏خواهش می‌کنم. این وضع رو ببین.‏

‏قرار نیست فرار کنم، باشه؟‏

‏من آتش‌نشانم. این یه وضعیت اضطراریه.‏

‏باز کردن دستبندم کار منطقیه، شارون.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left