Maklumat siaran

붉은달 푸른해 Children Of Nobody E03-E04 @KTteam
Ulasan oleh Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tag

other
Diterbitkan pada: 2018-11-23
Muat Turun: 17
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

"وقتی ماه بالای مزرعه جو میرسه؟"

تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه

"یک بچه قربانی میشه"

هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است

چاقو رو بنداز

! چاقو رو بنداز

من یه افسر پلیسم

این حق رو داری که چیزی نگی

!گفتم من تو مأموریتم

من یه افسر پلیسم

من از بخش جنایی ایستگاه پلیس مرکزی سئولم

!خفه شو، عوضی- من گروهبان جون سو یونگ ام-

اون توی تیم ماست؟

مگه چی داره؟ این سورپرایز جدیده؟

خودت چی داری که فک می‌کنی همه چیزو باید بهت بگم؟

لازم نیست به تو گزارش بدم

ای بابا

مگه غر نمیزدی که نیرو کم داریم؟

حالا که واست کمک فرستادیم هم داری غر میزنی؟

اون یه مظنون به قتله

!اصلا مگه ممکنه

دیدی چطور چاقو کشید؟- چی؟-

اون دستیارته

" که از خورشید و آبیِ آسمون "

"بدش میاد"

"یه بچه رو خورد"

"زیر مهتاب مزرعه‌ی جو"

"کل شبو گریه کردم، اشکهایی"

"به قرمزی گل"

لباستو عوض کن

لباساتو دربیار، اینا رو بپوش

...وقتی واستا، واستا، واستا ، واستا

بکشش پایین، گفتم بکش پایین

وقتی رفتم درش بیار

جی هون! جی هون

شنیدم اون دختر جدیده دستگیر شده

راسته؟

پرسیدم راسته؟

داشتی ازینا میخوردی؟

نه، ولی الان می‌خوام بخورم

اینو بنداز دور

همش ازم بیگاری میکشی

اسم- جون سو یونگ-

متولد ۱۷ مارس ۱۹۹۰

شغل: افسر پلیس

تو بخش جنایی ایستگاه پلیس مرکزی سئولم

با قربانی چه رابطه ای داشتی؟

پلیس و مظنون

چرا کشتیش؟

فکر کردی مرگ یه آدم شوخیه؟

منم دلم برای کسی که مرده میسوزه

ولی، این موقعیتم زبونمو بند آورده

برا همین خنده م گرفت

ببخشید

جواب بده، چرا بهتت زده؟

اولین روز کاریم بود

ولی چون نتونستم افراد تیمم رو پیدا کنم وحشت کرده بودم

چند ساعت بعد سروان هونگ اومد

بهم گفت که ارشدم شمایی، ستوان کانگ جی هون

وقتی داشتم دنبالتون میگشتم

گروهبان کوان چان ووک رو دیدم

...یه سیگنالهایی از ساحل شمالی

سوسان گرفتم چانگچونگنام-دو

مختصات دقیقشو برات میفرستم

وقتی شنیدم که داریم یه مظنون رو تعقیب میکنیم

سریع راه افتادم

چون شغلم اینه

و قبل من اونجا رسیدی؟

موتورم خیلی سریعه

میخواستم منتظرتون بمونم و همون اطراف چرخ میزدم

اون مرد رو خودش چاقو کشید

داری چیکار می‌کنی؟ !چاقو رو بنداز پایین

فقط به این فکر میکردم که جلوشو بگیرم

آروم باش

آروم باش

... همون موقع

شما رسیدی

چاقو رو بنداز پایین

!گفتم بندازش

چند وقته که تو این بخش کار میکنی؟

پنج سال

تا حالا دیدی کسی اینطوری خودکشی کنه؟

می‌دونم که خیلی از مرگا منطقی نیستن

میخوای واسه من سخنرانی کنی؟

!من یه افسر پلیسم

فقط وظیفمو انجام دادم

قربان

مامان

! مامان

اون سو

حالت خوبه؟

خونه مامان بزرگ خوش گذشت؟

آره، خیلی

ولی خیلی دلم برای تو و بابا تنگ شده بود

واقعا؟

بیا اینجا

مادرت زنگ زد

فک کنم اون سو همش ناله میکرده که دلش برات تنگ شده

خوبه، خوب کردی که آوردیش

ممنون

بذار ببینمت

خیلی خوشگل تر شدی

بگو ببینم! چقدر دلت تنگ شده بود؟

به اندازه‌ی این حبابا

چی؟

اینکه خیلی کمه

به اندازه ی اقیانوس؟

نه ، به اندازه ی آسمون و زمین

واقعا؟

منم، منم قدر کل دنیا دلم برات تنگ شده بود

خیلی کیوتی

آفتاب داره تکون میخوره

آفتاب حتما خوشش میاد که با تو بره حموم

...خاله سه کیونگم مثل آفتاب تو شکم مامان بزرگ

اینطوری تکون میخورد؟

چی؟

خواهرت، خاله سه کیونگ

سه کیونگ؟

چرا باید با اون سو درمورد اون حرف بزنم؟

موضوع خوبی برای حرف زدن نیست

به هرحال، اون سو با اینکه خیلی کوچیکه

ولی بچه ی باهوشیه

اون خاله شو فقط دو سه بار دیده

ولی هنوز یادشه

آره

هر چند وقت یبار راجع بهش حرف میزنه

برای همین فکر کردم شاید تو چیزی راجع بهش گفتی

راستی، قضیه ی تصادف به کجا رسید؟

...فقط

منتظر نتیجم

چطور شد که همچین تصادفی کردی؟

اوضاع رو برای همه سخت کردی

فکر کنم اوضاع شوهرتم خوب نیست

اصلا خوب به نظر نمیرسید

باید بیشتر مراقبش باشی

باشه

اون سو چی؟

خوابیده

فوری خوابش برد؟

خونه‌ی مامان راحت نمیخوابید

خدایا، پاهام

درسته

یه افسر پلیس امروز اومده بود دفتر

پلیس؟

چیز مهمی نبود

عزیزم

تا حالا شعری به اسم "خوره" شنیدی؟

شعر؟

فکر کردم فقط یه شعر غمگینه

ولی وقتی از دید یه بچه خوندمش

واقعا شعر ترسناکیه

منظورت چیه؟

...اون بچه

اون بچه یه نقاشی گذاشته بود

میگی خودش این بلا رو سر خودش آورده؟

مگه میشه؟

...بعضی آدما با کوبیدن میخ تو سرشون

خودشونو میکشن

بخاطر ۸‌ضربه چاقو مرده

اگه به لباسش نگاه کنی

همش سالمه بغیر از این قسمت

به نظرت دلیلش چیه؟

...فکر می‌کنی مظنون قبل چاقو زدن

کشیدتش بالا؟

داری چیکار میکنی؟

...این یه پدیده ی طبیعیه

وقتی از چاقو برای آسیب زدن به خودت استفاده کنی

همین که بخوای بمیری

ترجیح میدی یهویی خلاص شی، چرا؟

چون مرگ درد داره و ترسناکه

...برای همین

دنبال نقطه ی حیاتی میگردی

...بعدش- بسه-

ولی اون ۸‌بار به خودش چاقو زده

...برای همین

اینکه با دستای خودت بمیری خیلی سخته

...اون لحظه مردد و

و ترسو میشی، بعدش

کم کم جرئت پیدا میکنی

به این خراش‌های کوچیک نگاه کن

اینا نشونه ی ترس و تردیده

اون یه دکتر بود واقعا این بهترین راه بوده؟

چرا با همچین روش پیچیده ای خودشو کشته؟

بعضی آدما واسه خودکشی میرن تو فریزر خونشون

بعضیا سرشونو تو ظرف پر آب میبرن

...درسته، پس

روش خودکشی به شخصیت فرد بستگی داره

به علت خونریزی زیاد ناشی از خودکشی مرده

تعداد زیادی زخم بخاطر شک و دودلی

بر اساس شکل و زوایای زخم های چاقو

نتیجه میگیریم که پارک یونگ ته خودش خودشو زخمی کرده

خودش با خودش همچین کاری کرده؟ خدای من

بشر می تونه واقعا لجباز باشه

...همچنین

بیا اینجا

...هی، تو- باشه، اونور بشین-

...خب، ایشون تازه کار جدیدمون

دیگه مظنون نیست؟

...شهادت جناب سروان و کاراگاه کوان و فیلمهای دوربین

همه شون با اظهارات گروهبان جون مطابقت داره

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left