200 baris pertama.
.خيلي خب ، بايد يه آرزو بکني
.اما من باهات ازدواج کردم تا مراقبمون باشي
خيلي خب ، همه آماده کيک هستند؟
.خانوادت تو امر امنيت خيلي کارشون درسته
کار تو بود؟
.خيلي خب ...همه بخونند مبارکه
نمي فهمي؟ .با کمک به من به خودت کمک ميکني
.عاشقشم ، بابايي
پس داري ميگي نميتوني يا نميخواي تو سالت ليک سيتي دخالت کني؟
.ببين "ميسن" ، تو مافوق من نيستي .من دستوراتم رو از تو نميگيرم
.من مودبانه ازت درخواست کردم
خب چي تو سالت ليک سيتي هستش که تو رو مي ترسونه؟
موسيقي جاز؟
.ببين ، ربطي به ما نداره
.کار مرکز هستش و تو محدوده ما شروع شد
خيلي خب ، اگر فکر ميکني واقعا حضور ما ...فرقي ايجاد ميکنه
باهاشون تماس ميگيرم و يه کپي از گزارش .مي گيرم
اما براي سوابق .تو هنوزم رئيس من نيستي
.هنوزم
.اون برگشته
...پس کارت قرمز
.اون دوران بچگيش رو معرفي ميکنه
پس همان طور که مي بينيد ...اشياي تصادفي ميتونن خودشون رو وارد
مدار عميق معکوس از تعدادي حالات يادزدودگى پس گستر .بکنند
.که در بعضي موارد ميتونه باعث بازيابي حافظه بشه
.ببخشيد
واقعا خوش بود؟ - من خوبم . تو چطور؟-
.متاسفم .از ديدنت خوشحالم
.ميدوني ، شايد خودش بوده باشه .من عکسش رو به نيروي ويژه سياتل نشون دادم
و؟ - .خب ، يه نفر شبيه اونو ديدند -
.اما اين طرف يه عوضي ظاهري بوده
به علاوه ، قبل از فرار کردنش اونا فقط يه نگاه .مختصر بهش انداختند
براي چي فرار کرده؟ - .يه نفر رو کشته-
.در واقع در جهت نجات دادن زندگي يه دختر کوچولو بوده
.خيلي شبيهش به نظر ميرسه
.اداره پليس محلي يک معاوضه رو اداره مي کرده
...يه وکيل محلي چند تا شهادت رو با
.رئيس بزرگ اوباش ثبت ميکنه
بچه ه ترسيده بوده .دزدي دختر وکيل
.گمان ميکنم طرفمون در مکان و زمان مناسبي بوده
واقعا خودش بوده؟ - .بچم رو بهم برگردون -
.بهت چيزي رو که ميخواستي دادم .حالا ولش کن
.شايد فقط بايد نگهش دارم
.تيکه کوچولو خوشگليه
.به خاطر خدا کمکم کنيد ، خواهش ميکنم
.لطفا کمکم کنيد
.همين الان به کشتن داديش
...با کوچولوت خداحافظي کن
.اونا سعي داشتند به خاطر تلاش و تقلاش بکشنش
.همينه
فقط خدا ميدونه چجوريه .اما اون فرار کرد
.حالا فقط ما نيستيم که دنبالشيم
.بزار اونا هم به باشگاه بپيوندند .ببينيم اونا شانس بهتري دارن يا نه
...اونا نظرشون اينه که نزديک 6ماه اينجا بوده
اما نتونستند با اثر انگشت ها به مشخصات .مثبتي برسند
تو نميتوني اثر انگشت ها رو رها کني .وقتي که اصلا اثر انگشتي نداري
."مسن"
.يه انگشت ديگست
.داره يادش مياده
خب حالا چيکار کنيم؟
...همون کاري که هميشه مي کنيم .صبر مي کنيم
با اون ميخواي چيکار کني؟
...اگر دوباره ببينيمش ميتونه کليدي براي
.باز کردن برخي از خاطرات دفن شدنش باشه
.ميخوام ازت بابت اينکه حواست دو دنگ به اين پروندست تشکر کنم
.اون بيمار منه
.من کمال و تمام بايد اينو ببينم
و اصلا دلت برام تنگ نميشه؟
.فقط يه شب بود
.فکر کنم بايد بزاريمش کنار
پس دوباره فرار کرد؟
.بله قربان
و آخرين باري که باهاش ارتباط داشتيم کي بود؟
.10ماه قبل. در تريسان .بدون وثيقه
...اما روي اين پرونده چيزي بيشتر از وثيفه لازم بوده
مگه نه ، مامور "ريس"؟
.اما اون سرمنشاء يک خجالت زدگي براي ما است قربان
.به اندازه يک پرونده بيش از مخارج و بدون نتيجه شرم آور نيست
...ببينيد ، يه جايي تو اون کله پوکش
.ميدونه که کي به رئيس اراذل روسي اطلاعات ميداده
لازم نيست ما در اين مورد پيش بريم؟
البته . اما تا به اينجا پيش نرفتيم ، مگه نه؟
.ولش کن
...حتي در اين حالات متناوب
...اثرات واقعيت خودش ميتونه در تشبيهي
.که ذهن با خودش بازي ميکنه پيدا بشه
...اگر ما به هر تيکه از يک پازل بزرگ نگاه کنيم
...بعدش ميتونيم کشف کنيم
...ميتونيم کشف کنيم که
.اونا با هم جور هستند تا داستان را برامون بازگو کنند
...اما جمع کردن پازل
...حالا اين چيزيه که تنها بيماران ميتونند انجامش بدند
.اونم تنها وقتي که آماده اند
.همين مقدار براي امروز کافيه .فردا مقاله هاتون رو ميخوام
.ممنون
اينجا چيکار ميکني؟
چيزي از اتصال اعداد نصيبت شد؟
.نه
.يعني ، نميدونم
.ببين گريس ، هيچ راهي براي لاپوشون کردن اين نيست
.اونا پرونده رو نابود کردند
چي؟ .تو نميتوني اينکارو بکني
.به من ربطي نداره
.اما من نمي فهمم
.رئيس "پيکرف" هستش ديگه
از زماني که طرفمون ولگرد شد ميخواستي اين .پرونده رو بخوابوني
.اون ولگرد نيست .مريضه
.به کمک نياز داره
.خارج از اختيارات منه
پس اينجورياست؟
همينطوري فراموشش کردي؟ يه جوري رفتار ميکني انگار اصلا نبوده؟
.هستش
.گريس ، من نميتونم ضد قوانين عمل کنم
.خب ، شايد تو نميتوني
...اما
...اما اگر من پيداش کنم
.ميتونم کمکش کنم
.فکر خوبي نيست
.ببين ، تو براي "اف.بي.آي" کار ميکني ، نه من
...حالا براي اولين مصاحبه
فقط ميخوام چند تا سوال ساده ازت بپرسم ، باشه؟
.من ديوونه نيستم
تو اينطور فکر ميکني؟ اينکه من فکر ميکنم تو ديوونه اي؟
...خب ، شما گفتي من رو غرق در خون پيدا کرديد
.در حال تلاش کردن به منظور وارد شدن به لنگر بارگيري سياتل
.خب بله ، اينطور بوده
خب اگر من ديوونه نيستم پس چي ام؟
.ذهن چيز فوق العاده اي است
...وقتي تحمل مسائل براي ما خيلي سخت ميشه
.ميتونه حتي بدون آگاهيمون از ما محافظت کنه
...من گمان ميکنم تو يه نوع آسيب روحي رو تجربه کردي يا ديدي
.که اصلا از اين ايالت شروع شد
.دوستان
...يک ، دو
.گرسياس
.از مرگ "گرينو" مطمئن شو
.واموس
کسي هست که تو بشناسيش؟
.لعنتي
.اين يکي خيلي شروره
...من همش بهت ميگم
.نميدونم اونا کي اند
.شايد تو نميدوني رفيق
.اما ميدوني که کجا مي برديشون
...من ميخوام بهت نشون بدم
...ميخوام بهت نشون بدم
...با قاتل پليسا
.تو اين کشور چيکار مي کنيم
.لعنتي
اين بچه اي هستش که داري نقاشيش رو ميکشي؟
.اينکارو نکن
الو؟
الو؟ الو؟
الو؟
.نميدونم کي ام که بهت زنگ زدم
.فقط شماره رو ميتونم به ياد بيارم
کجايي؟
.متاسفم که مزاحمت ميشم
.نه نه ، مزاحمم نيستي .لطفا قطع نکن
.من يه دوستم
!هي هي ، چيکار داري ميکني؟
!هي
.آره ، من به شماره زنگ زدم
.يه پمپ بزنين در شمال مرز کاليفرنيا _ارگرن هستش
.اروم باش مطمئني خودش بود؟
%100 .اون شايد به جايي که ازش اومده برگرده
.ببين ، خيلي گيچ به نظر ميرسيد
من دارم به يه سري عکس هاي وحشتناک از يک ...قتل عام در اداره پليس
.تيوجانا نگاه ميکنم - و؟ -
اونا داشتن يه نفر رو که غش کردنش رو توضيح ...ميداده بازجويي مي کردند
.که يه دفعه عصباني ميشه و کل اداره پليس رو داغون ميکنه
و تو فکر ميکني خودش بوده؟
.يا هر کسي که اين روزا اون فکر ميکنه هستش
ببين ، همين که زنگ زده يعني داره خاطراتش .رو بازيابي ميکنه
.اين يعني براي کمک فرياد ميزنه
.مسن ، ما بايد يه کاري بکنيم
.به ما اخطار داده شد که ولش کنيم
.نه
.تو اخطار گرفتي
.اون شمارش رو به ياد اورده
.گمان کنم اين يه فرآينده
.خوبه پس ما اينجا چيکار داريم ميکنيم؟
.اون ميخواد سعي کنه دنبالش کنه
.اما اگر ضد قوانين عمل کنيم به معلق شدن ختم ميشه
چه خبره؟
.اونا تو کامپيوتر من هستند
خب براي فهميدن مشکل کامپيوترم چيکار کردي؟
.فکر نکنم بخواي بدوني .فکرم نکنم خودم بخوام بدونم
.من آدم بزرگه هستم .از عهدش بر ميام
.خيلي خب باشه ...ببين
هيچ کسي نميتونه از بيرون به سيستم ما دسترسي .پيدا بکنه. هيچ کسي
.پس از داخل "بيرو" هستش - .آره اما مسئله اينجاست -
.تنها دو نفر کد دسترسي به پرونده هاي شخصي رو دارند
.و من يکي از اون دو نفر هستم - و اون يکي؟ -
چي فکر ميکني؟ .پيکر
.فهميدم
بيخودي خودتو خسته نکن . مثل اين نيست .که شخصا داشته جاسوسيت رو مي کرده
.تو مشکلي نداري - منظورت چيه؟ -
ميدوني دنبال چي ميگشته؟ - .آره رفيق . اون جذابه -
اون کيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.