200 baris pertama.
دکتر هو
عزم راسخ نويسنده استيون مافت
سلام
چی می تونم براتون بیارم؟
من پولی ندارم
ولی می تونم گیتار بزنم
باشه
لازم نیست اونو بزنی به برق؟
چرا
تو انگلیسی هستی
تو نیستی
چطوری اومدی اینجا؟ - جادو -
یا شایدم رفته به یه فرودگاه و سوار یه هواپیما شدم
آه
تو؟
جادو
حرفتو باور می کنم
تو در سفر بودی؟
آره. از زمانی به زمان دیگه
*تم موسیقی کلارا*
آهنگ غمگینیه؟
هیچی تا وقتی که تموم بشه غمگین نیست
بعدش همه چیز هست
اسمش چیه؟
...فکر می کنم اسمش باشه
کلارا ...
درباره ش بهم بگو
لرد پرزیدنت *بالاترین مقام سیاسی گلفری
تمام زنگ ها به صدا در اومدن؟
تمام صومعه؟ *زنگ صومعه، زنگ خطر تاردیس است
اون پایین چه خبره؟
دارم میرم پایین به سمت ماتریکس، قربان
*ماتریکس، هارد درایو مرکزی گلفری که در ادامه ی اپیزود درباره اش توضیح داده خواهد شد
فاصله تو نگه دار. عیبی نداره که اون پایین بترسی، سرباز
لغزنده ها همه جا هستن، قربان کلی از اون چیز ها
لطفا درست صحبت کن من با پرزیدنتم
متاسفم قربان اشباح صومعه فعال هستند
نزدیکشون نشو. حتی وارد صومعه هم نشو فقط به من بگو
آیا تمام زنگ ها به صدا در اومدن؟
بله قربان
پس ما با خطر بزرگی رو به روییم
اشباح صومعه به نظر اینطور فکر می کنن
خب...اون کجاست؟
دکتر کجا رفته؟
برگشته به آغاز. این طور فکر می کنم
اتحاد خواهری کارن کاری توی این تالار نداره
یا روی این سیاره
من شنیدم دکتر برگشته به خونه
یکی خیلی آتش بازی دوست داره
چرا اونا تمام زنگا رو به صدا در اوردن؟ تا حالا انقدرشو نشنیده بودم
این دفعه دیگه چی شده که این همه سر و صدا راه انداختن؟
تو که اون بالایی ، تو قرار نیست اونجا باشی
من تازه اونجا رو مرتب کردم
اون برای پسراست. اگه یه روز یکیشون تصمیم گرفت برگرده
اونا می کشنت
توجه
تمام افراد غیر نظامی از کنار دکتر دور خواهند شد
تکرار می کنم
تمام افراد غیر نظامی از کنار دکتر دور بشن
حداقل بچه ها رو ببرید کنار
دکتر، تو هر سلاحی که داری رو زمین میذاری
و همراه با ما به پایتخت میای
دکتر، تو همراه ما به پایتخت میای
دکتر؟
برگرد
تو فورا خواهی اومد
اون یه دستوره و این یه وسیله ی نقلیه ی نظامیه
نقشه ش چیه؟
فکر می کنم می خواد سوپش رو تموم کنه
پیشنهاد، قربان؟
می تونیم باهاش صحبت کنیم
کلمات سلاح اون هستند
از کی دیگه سلاح ما نبودند؟
به خونه خوش آمدید، قربان
به عنوان فرمانده نیرو های مسلح گلفری
خوش آمد گویی رسمی کنسول اعظم رو براتون میارم
اون فکر کرده کیه؟
مردی که جنگ زمان رو برد، قربان
اون داره چه کار می کنه؟
چی می خواد؟
انتقام؟
دکتر گلفری رو برای وحشت های جنگ زمان سرزنش نمی کنه
امیدوارم
اون فقط شما رو سرزنش می کنه
از سیاره ی من برو بیرون
ما لازم بود بدونیم
تو اطلاعاتی درباره ی دورگه داشتی
خطری برای همه ی ما
اگر به ما می گفتی چی می دونی می تونستی از اونجا بری بیرون
از سیاره ی من برو بیرون
تو هیچی نداری، دکتر
هیچی
می دونی من اینجا توی این زمین خشک چی دارم؟
جایی که هیچکس اهمیتی نداره؟
هیچ شاهدی
منم همینطور
نشونه بگیرید
به سمت دکتر نشونه بگیرید
به دستور من شلیک کنید - قربان؟ -
جلو بیاید و نشونه بگیرید
شماها چتون شده؟
لرد پرزیدنت....اون یه قهرمان جنگه
بعضی از این مردان همراهش خدمت کردن - این مرد ها به من خدمت می کنن -
همتون
به فرمان من
آتش
میشه یه لموناد بهم بدی؟
اوه...تو دوست داری آدمو تو کف بذاری. نه؟
پس تو برگشتی به شهر خودت؟
یه همچین چیزی
گلاسکو؟
امم..خب! یه جور گلاسکو. گلاسکوی فضایی
و اونجا یه سردسته ی خلافکارا بود و می خواست تو رو بکشه؟
می خواست، آره
خطا زدین
همه تون
تک تکتون! چطور ممکنه؟
قضیه چیه؟
یعنی جوخه ی آتش از یه مرد غیر مسلح می ترسه؟
تو...توضیح بده
یه ضرب المثل بود، قربان، توی جنگ زمان
یه ضرب المثل؟
اولین چیزی که درباره ی دکتر جنگ متوجه میشی
اینه که اون غیر مسلحه
برای خیلی ها، این آخرین چیز هم هست
من توی اسکال مون بودم، قربان
این یه داستانه یا اینا واقعا رخ دادن؟
هر داستانی که تا به حال گفته شده رخ داده
داستان ها...جایی هستن که خاطرات وقتی که فراموش می شن میرن
هیچ کدومتون حرکت نمی کنه این یه دستوره
یک دستور مستقیم از پرزیدنتتون
تو برام چاره ای نذاشتی
چند تا ریجنریشن بهت دادیم؟
*اشاره به اپیزود "زمان دکتر" که دکتر یک دوره ی ریجنریشن جدید از طرف تایم لرد ها دریافت کرد
من تمام شب رو وقت دارم
عالیه، ژنرال تو درخواست نیروی پشتیبان کردی
نه اون نکرده
من کردم
چی؟
من راسالون هستم
*راسالون، تایم لرد افسانه ای است که به همراه امگا، نخستین تاردیس را ساخت
رهایی دهنده
راسالون احیا شده
گلفری مال منه
...لرد پرزیدنت
...با احترام...
از سیاره ش برو بیرون...
گلفری در حال حاضر برای امنیت خودش
در منتهای پایانی پیوستار زمانی قرار گرفته
ما در انتهای جهان هستیم
فقط یک منظومه ی ستاره ای باقی مونده
می دونم
من از راه طولانی اومدم
پرزیدنت ممکنه جایی برای رفتن پیدا نکنه
اون دیگه پرزیدنت نیست
اون زمانی مرد خوبی بود
این یکم....زیاده روی نیست؟
اوه.من تازه شروع کردم
به شورای اعظم بگو اونا با شاتل بعدی میرن
فکر می کردم این پایین پیدات کنم
دوران قدیم
تو خیلی از کارن دور شدی
در پایان همه چیز، هر کس باید انتظار ملاقات با جاودانه ها رو داشته باشه
می دونی اونا با من چه کار کردن؟
صفحه ی اعتراف یک تشریفات مذهبی تطهیر کننده ست
اون به یه تایم لرد اجازه میده با شیاطینش ملاقات کنه و به آرامش برسه
قبل از اینکه ذهنش درون ماتریکس آپلود بشه
هیچوقت قرار نبوده به عنوان یک اتاق شکنجه برای زنده ها استفاده بشه
راسالون درباره ی اومدن دورگه نگران بود
ترسید - تو به دستور اون به تله افتادی و زندانی شدی -
و حالا به اون نگاه کن
چرا تبعیدش کردی؟ یه مجازات بود؟
یا برای محافظت از خودت بود؟
یا داری سنگ دلی به خرج می دی؟
یا داری ترسویی؟
بذار ببینم، باشه؟
اگر می خواستید درباره ی دورگه بدونید چرا فقط ازم نپرسیدید؟
اگر دورگه برای مردم این جهان یه تهدیده
چرا تو خودت بهمون نگفتی؟
تا الان چی می دونید؟
...دورگه یک افسانه نه
دورگه موجودیه که تصور میشه از پیوند خوردن دو نژاد جنگ جو به وجود میاد
کدوم نژاد ها؟
دالک ها و تایم لرد ها...اینطور تصور میشه
اوه، خب پس باید چیز سرسختی باشه
غیر قابل توقف
مطابق داستان ها
اگر اون ها فقط داستان هستن چرا شماها نگرانید؟
...بعضی از پیشگویی های ماتریکس پیشنهاد می کنن
نه
...بعضی از پیشگویی های ماتریکس پیشنهاد می کنن - نه -
تمام پیشگویی های ماتریکس متفق القولند
که این موجود روزی روی ویرانه های گلفری خواهد ایستاد
تارهای زمان رو از هم باز خواهد کرد
و میلیارد ها میلیارد قلب رو نابود خواهد کرد که مال خودش رو التیام ببخشه
چه رنگیه؟
نمی دونم
پیشگویی ها، هیچوقت چیز مفیدی به آدم نمی گن. مگه نه؟
الان وقت دلقک بازی نیست
الان آخر جهانه این تنها وقتیه که من دارم
No comments yet. Be the first to leave one.