Costao

Costao

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Costao 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ulasan oleh Samurai_EP

Tag

webdl
machine_translated
Diterbitkan pada: 2026-06-21
Muat Turun: 15
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫طلای ۲۴ عیار...‬

‫زیباترین است‬

‫و بیهوده ترین چیز دنیا.‬

‫خیلی نرم‬

‫بنابراین نمی‌توان آن را به شکل خالص به جواهرات تبدیل کرد .‬

‫آوای خواهد گفت،‬

‫«کاستائو مثل طلای ۲۴ عیار است.»‬

‫«بسیار ارزشمند...»‬

‫«اما کار زیادی از دستم بر نمی‌آید.»‬

‫چون کوستائو خالص است‬

‫بدون مخلوط.‬

‫او اغلب می‌دود.‬

‫نه برای مدال...‬

‫او دوید...‬

‫تا کسانی را که مرتکب شرارت می‌شوند، دستگیر و فرار کنند.‬

‫عکس‌هایی از مجرمانی که توسط کاستائو دستگیر شده‌اند...‬

‫در روزنامه‌ها منتشر شد.‬

‫اما فقط نام کوستائو مطرح شد.‬

‫تا الان ۲۱ بار شده.‬

‫شنیدن ماجراهای دویدن او جالب بود.‬

‫اما دویدن با او اصلاً لذت‌بخش نبود.‬

‫او هرگز خسته نخواهد شد...‬

‫اما او ما را خسته می‌کرد.‬

‫سیلوی شاید بداند‬

‫همین که شروع به راه رفتن کرد...‬

‫کوستائو او را فراری خواهد داد!‬

‫برای همین گریه کرد،‬

‫پیوسته.‬

‫ماریسا...‬

‫ماریسا...‬

‫سلام...!‬

‫شنا بلدی؟‬

‫خیر‬

‫پس چرا رفتی اونجا؟‬

‫کوستائو، شنا بلدی؟‬

‫چرا به جای بابا، به من میگی کوستائو ؟‬

‫آوای هم بهت میگه کوستاو. بهت میگم آوای چی گفت.‬

‫تو خیلی شیرینی.‬

‫این چیزیه که به همه میگی.‬

‫همه؟‬

‫اینو به آوایی گفتی.‬

‫گوش‌هایت خیلی تیز است.‬

‫تو باید خبرچین من باشی.‬

‫لازم نیست فرار کنی.‬

‫فقط کافیه گوش‌هاتو خوب باز کنی.‬

‫گوش‌ها همیشه باز هستند.‬

‫گوش‌هایت را باز کن، یعنی آگاه باش.‬

‫هر اتفاقی که در اطرافتان می‌افتد را مشاهده کنید.‬

‫چگونه؟‬

‫بهت نشون میدم.‬

‫دهن تو مثل موتوره...‬

‫مغز شما بیش از حد کار می‌کند.‬

‫به اتفاقات اطرافتان توجه کنید.‬

‫و بگو چی می‌بینی.‬

‫درست است؟‬

‫به نظر آسون میاد. من خبرچین تو میشم.‬

‫عالیه. حالا رسماً خبرچین من شدی.‬

‫این اطلاعات اولیه رو بهم بده.‬

‫آوای در مورد من به دوستانش چه گفته بود؟‬

‫من خوش تیپ هستم.‬

‫چشم‌ها.‬

‫یا تند و تیز.‬

‫او مرا چه صدا زد؟‬

‫دیوانه.‬

‫ها؟‬

‫گفت تو دیوانه ای.‬

‫نیمی از غار من را اینگونه صدا می‌زند.‬

‫دیگه چی؟‬

‫اولاً پاداش این اطلاعات را به من بدهید.‬

‫کاستائو قبلاً هدایای زیادی دریافت می‌کرد.‬

‫هر بار که جایزه می‌گرفت، برایم هدیه‌ای می‌آورد .‬

‫او آن را جایی در خانه پنهان می‌کرد.‬

‫کاستائو، پاداشت به حقوقت اضافه میشه.‬

‫باشه.‬

‫جیمی ماهیگیر در مورجیم نقشه‌های شومی در سر دارد.‬

‫اگر اطلاعات بیشتری کسب کردم ، به شما اطلاع خواهم داد .‬

‫اما آوای گفت، کاستائو برای هدیه کار نمی‌کند .‬

‫برای او، کارش پاداش اوست.‬

‫متشکرم. (Mamnoonam.)‬

‫تمام پولتان را صرف الکل نکنید.‬

‫برای خانواده‌ات ذخیره کن.‬

‫وقتی تو خونه تنهام...‬

‫دنبال جایزه‌ام می‌گردم .‬

‫بازی ما همینه.‬

‫کاستائو جاهایی مثل آنجا را برای پنهان کردن چیزها پیدا می‌کرد...‬

‫جایی که هیچ‌کس پیدایش نکند.‬

‫فقط من می‌توانم.‬

‫کاستائو...‬

‫اگر روی لباست ریخت، مجبورت می‌کنم آن را بشویی .‬

‫من برای مدرسه دیر شده‌ام.‬

‫سر راهت به محل کار، سیلوی را به خانه‌ی پائولو ماما ببر .‬

‫دوباره، این اسفناج قرمز امروز؟‬

‫اگر تمامش نکنی...‬

‫باید آن را برای شام بخورید.‬

‫وسایل مورد نیاز بچه‌ها را آماده کنید.‬

‫ورونیکا هفته‌ای ۴ بار گوشت بز می‌دهد.‬

‫برای آلوین.‬

‫شنیدی چی گفتم؟‬

‫بله، شنیدم.‬

‫همسر آلوین هفته‌ای ۴ بار به او گوشت بز می‌دهد.‬

‫اما او فقط اجازه می‌دهد هفته‌ای یک بار او را لمس کند .‬

‫برای شما مناسب است؟‬

‫نه... البته، پروتئین بالایی دارد.‬

‫اسفناج قرمز‬

‫گوشت بز نمی‌خوای؟‬

‫نه. من آن را نمی‌خورم.‬

‫من نمی‌خواهم.‬

‫تو آن را نخواهی خورد؟‬

‫قراره چی بخوری؟‬

‫من کل گوسفند را خواهم خورد...‬

‫دوباره غذای سرخ شده بخورید.‬

‫تو را قوی خواهد کرد.‬

‫واقعاً...‬

‫دوباره بخور.‬

‫دی‌ملو در حال ساخت یک هتل است.‬

‫از کاندولیم.‬

‫برادرانش مدام می‌آمدند.‬

‫پیتر و فرانسیس.‬

‫آنها حتی ۳ یا ۴ قایق کانو هم خریدند.‬

‫آنها به ماهیگیران محلی قیمت خوبی برای قایق‌هایشان می‌دهند.‬

‫این اطلاعات به سختی به دست می‌آید.‬

‫این بار فرود بزرگی رخ داد.‬

‫شنیدم ۱۵۰ کیلو طلا از زمین بیرون آورده‌اند.‬

‫باشه. مواظب باش.‬

‫این قانون‌شکنان باید خارج از چارچوب قانون دستگیر شوند .‬

‫در آب‌های بین‌المللی.‬

‫قبل از اینکه به غار برسند.‬

‫قربان، این دفعه دیگه نمیذاریم زمین بخوره.‬

‫خوب.‬

‫ما DRI را ارسال خواهیم کرد.‬

‫و تیم افسران مورد اعتمادتان را بیاورید.‬

‫فقط اگر در حین ارتکاب جرم گیر بیفتد‬

‫ما می‌توانیم اقدامات مشخصی انجام دهیم.‬

‫علیه دی‌ملو‬

‫زود باش. این کیسه رو بردار.‬

‫قربان، اینجا فقط مواد اولیه آشپزی وجود داره.‬

‫فقط همانطور که می‌گویم عمل کن.‬

‫فوراً همه را بیرون بریزید.‬

‫عجله کنید. - آماده، آقا.‬

‫سریع.‬

‫بیارش اینجا.‬

‫اینجا قرارش بده.‬

‫اینجا.‬

‫ساک را خالی کنید.‬

‫چه چیزهایی در آن است؟‬

‫اجناس از انبار. - باز است.‬

‫سیلندر گاز را نیز بررسی کنید.‬

‫حتی شیشه‌ها و ظروف کوچک در آشپزخانه.‬

‫همه چیز را بررسی کنید.‬

‫آماده‌ای، آقا - بفرمایید.‬

‫مدارک مرتب هستند.‬

‫آیا مجوز را بررسی کرده‌اید؟‬

‫بله، همه چیز تکمیل است.‬

‫باشه.‬

‫هی، خوشتیپ! پس تو یه قهرمانی، ها؟‬

‫قربان، من باید تا ساعت 9 به منگلور برسم.‬

‫همین الان شنا کردن را شروع کنید.‬

‫قربان، تیم شما کل کشتی رو گشتن.‬

‫بهت گفتم اینجا هیچی نیست.‬

‫ما هنوز باید این کادرها را بررسی کنیم.‬

‫قربان، اون فقط بار خدمه‌ست.‬

‫داری میری...؟‬

‫برای اون هم گمرک میگیرن؟‬

‫جرات نداری کارمو بهم یاد بدی.‬

‫آقا، کتباً به شما می‌دهم... انگار حرف‌هایتان ارزشی داشت!‬

‫قربان، طبق صلاحیت قضایی در آب‌های بین‌المللی...‬

‫به من حقوق بین‌الملل درس نده. تو قبلاً رسوا شده‌ای.‬

‫به دلخواه پیچانده شده بود.‬

‫مندس، همه موارد رو بررسی کردی؟‬

‫ما همه اینها را بررسی کرده‌ایم.‬

‫همه چیز را بررسی کنید.‬

‫قبل از سوار شدن، همه کادرها را بررسی کنید.‬

‫سپس...‬

‫این کشتی آقای دی‌ملو است.‬

‫دقیقاً به همین دلیل است که ما آن را بررسی می‌کنیم.‬

‫همه چیز را بررسی کرده‌اید.‬

‫کاپیتان؟‬

‫ما هنوز همه چیز را بررسی نکرده‌ایم. یک مکان اصلی هنوز در انتظار است.‬

‫این ورودیِ «کافردام» هست، درسته؟‬

‫سه سال است که تعطیل است.‬

‫بیانیه کتبی ارائه دهید.‬

‫چیزی برای نوشتن وجود ندارد. حاوی گاز سمی است.‬

‫آلوین!‬

‫بعدش؟‬

‫لباس محافظ را بردارید.‬

‫اینجاست.‬

‫من آن را می‌گیرم.‬

‫آنجا چه خواهی یافت؟‬

‫تو فقط بگو!‬

‫اگه اونجا اتفاقی برات بیفته، مسئولیتش با من نیست.‬

‫من مسئول خودم هستم.‬

‫باور کن، هیچی اونجا نیست.‬

‫خیلی وقته گذشته. ممکنه خفه بشه.‬

‫حرف زدنت تموم شد؟‬

‫به ما یاد ندهید که چگونه کار کنیم.‬

‫باید بیام داخل؟‬

‫چه کسی برای نجات شما وارد عمل خواهد شد؟‬

‫کوستائو!‬

‫کوستائو!‬

‫کوستائو!‬

More Farsi Persian subtitles for Costao

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left