200 baris pertama.
...تو کار اشتباهی انجام ندادی!خواهش میکنم *کاری از انجمن هواداران کی پاپ*
اون هیچ کار اشتباهی نکرده **کپی برداری از زیرنویس بدون ذکر منبع ** **و استفاده ی مادی از آن ممنوع است**
!دوک یه
.لطفا مامانمو نجات بده.من نمیتونم زندگی کنم.خواهش میکنم
.لطفا.ازت خواهش میکنم دکتر
،کانگ مان هو! ما باید به خاطر نا پدید شدن چوب بازجویی کنیم
.پس ما مجبوریم تو رو با خودمون ببریم و باید با ما بیای
.من الان نمیتونم برم
.همسر من اونجاست.من باید تا وقتی جراحیش با موفقیت تموم شه پیشش بمونم
.من وقتی عملش تموم شه و صورتشو ببینم با پاهای خودم میرم
!پس لطفا تا اون موقع صبر کنید.ازتون خواهش میکنم
.ببریدش
!دوک یه!من اشتباه کردم
!دوک یه
.مامان...مامان تو باید بیدار شی
تو باید بلندشی اونوقت من میتونم تمام کارهای اشتباهی که
.نسبت بهت کردم رو جبران کنم مامان
.مامان من متاسفم
!چان بین!پسرمن چان بین چه طوره؟
چه اتفاقی براش افتاده؟حالش خوبه؟
.لطفا آروم باشید خانم شین دوک یه.شما نمیتونید اینطوری حرکت کنید
.شما به شدت در نیمه ی پایین بدنتون آسیب دیدید
حال من خوبه.پسرم الان کجاست؟
!چان بین من حالش خوبه؟چان بین؟
.لطفا آروم باشید
در میان جراحی
.او وول، او وول، لطفا این زمان منو ببخش
.من به هرچیزی راضی میشم
من با جبران کردن همه کارایی که باهات کردم زندگی میکنم
.پس لطفا یه کم کمکم کن
.ما یه زمانی دوستای نزدیک بودیم
.ما اون موقع که سه تا تفنگدار بودیم شاد بودیم
!من تو رو خیلی دوست دارم
.تمومش کن گوم هی سانگ!تو اومدی تا روی جرمات سرپوش بذاری
فراموش کردی قبل از این فقط برای باقی موندن چند تا زندگی رو به هم ریختی؟
،اون کارو با من بکن
!ولی مادر و برادرم چه اشتباهی دارند؟
چرا خانوادمو مجبور کردی خون گریه کنند؟!چرا؟
.چرا تقصیر منه؟!پدر و برادرتو سرزنش کن که به مردم چشم نداشته باشند
.من فکر میکنم یه تفاوتی هست در اینکه تو چه طوری یه حرومزاده مثل لیم شی هو رو دیدی
عمر خودتو خوب زندگی کن. عمترتو در نگرانی زندگی دیگران زندگی نکن
هی!او هی سانگ
.ولش کن.فقط بریم
جو او وول
.گوم هی سانگ!تا هر زمان که من زندگی میکنم هرجایی که بری جهنم خواهد بود
.دیگه افسوس خوردنو تو بقیه عمرت تموم کن که افرادی مثل برادرمو از دست دادی
.تو احمقی هستی که یه بار دیگه از آخرین شانست تو زندگی گذشتی
!خانواده ی من اونایی نیستند که احمقند،تویی گوم هیسانگ
!جو او وول، تو فقط از رو خوش شانسیت بود که پدرت رو تونستی پیدا کنی
!چه طور جرات میکنی اینطوری رفتار کنی
این دخترا!شما فقط باید میرفتین و میچسبیدین به شین دوک یه؟
.درسته.این افتخار همه ی ماست
...این خیلی اشتباست. این دوتا،من
.مامان
من نه. من نمیتونم از موقعیت سرپرستی گروهم برم.هرگز
منم همینطور.میدونی که چقدر سخت تونستیم شماره های فروشمون رو بگیریم؟ ما نمیتونیم اینطوری بریم
!این دخترا
گوم سا وول؟چه طور جرات کرده اینجا زنگ بزنه؟
.اونو بده به من
سلام؟من مادر کانگ چان بین هستم. شما واقعا....؟
چ...چی؟چان بین ما؟
سا وول.داری راجب چی حرف میزنی؟دوک یه چی؟
من فکر منیکنم اون از ساختمان فقرا در دونگ دمون آسیب دیده
اونا جفتشون خوب میشن. اونا هردوشون آدمای قوی هستند
.سا وول تو باید خیلی نگران شده باشی
...من هیچ کار درستی با مامان نکردم
اگه اینطوری بره چی؟پدر، من باید چه کار کنم؟
.من باید زودتر از اون میفهمیدم
.این تقصیر منه برای سرزنش کردنش و نا امیدیش
...من باز کردن قلبم برای مامان رو شروع کردم
- من چه کار باید چه کاری انجام بدم بابا؟ - اون خوبه.
.اون خوبه.خوب میشه.نگران نباش
سه هون.من الان کجا برم؟
.من خیلی تنهام...یه احساسی دارم که انگار دارم میمیرم
.اگر بیدار شد لطفا یکی از ما رو خبرکن
.باشه،حتما. ممنون
.مامان.لطفا الان بلند شو
.من به چیز بیشتری نیاز ندارم
.زنده بودن تو تمام نیاز منه
.من مادرمو پیدا کردم همون کسی که فکر میکردم تو این دنیا وجود نداشته
.من راجبش خیلی نمک نشناس بودم و فقط بد رفتار کردم
از دست دادن کسانی که یه شبه دوستشون داشتی و حتی دختر خودت
کسی که باید دور مینداختیش بدون اینکه حتی یه بار بغلش کنی.چه احساسی باید میکردی
.من نمیتونستم درک کنم که باید چه احساسی داشته باشم
.من متاسفم مامان
مامان.تو بیداری مامان؟
.مامان تو هنوز نمیتونی بلند شی.تو باید مراقب باشی
.سا وول ازت ممنونم برای بخشیدنم
...من خیلی متاسفم
.من بیشتر متشکرم چون تو بیدار شدی مامان
،من از این به بعد با تو خوبم.برای آسیب زدن بهت
.لطفا منو ببخش
.نه.اون درست نیست
.من خوشحالم چون میشه لمست کنم و اینطوری در آغوش بگیرمت
چان بین...اون بیداره.درسته؟
.بریم الان ببینیمش
پاهای من...چه اتفاقی براشون افتاده؟
سا وول من نمیتونم پاهامو احساس کنم.چی شده؟
.تو یه عمل جراحی داشتی
.من متاسفم مامان...متاسفم
چرا؟ واقعا بده؟
من توانایی راه رفتن پیدا نمیکنم؟
. خوبه سا وول
.تو نباید متاسف باشی
.تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی
.به خاطر کاری که من انجام دادم،خیلی از آدما هستند که آسیب دیدند
.من دارم براش به درستی تنبیه میشم
. خوبه.من حالم خوبه سا وول
.تو هیچ اشتباهی نکردی
.این بهتره که به جاش برم وآسیب ببینم
اگه اتفاق بدی برای تو و چان بین میوفتاد چی؟
.من هیچ امیدی برای زندگی کردن نداشتم
.متاسفم مامان
. خوبه.گریه نکن ساوول.من اشتباه کردم
.نه.من اون کسی ام که مقصره سا وول
... خوبه
^_^ ترجمه ی اختصاصی انجمن هواداران کی پاپ ^_^ ×●SomeOne●× & min bom مترجمین هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع و یا استفاده مادی از آن ممنوع است
.شما چرا اینجایید؟اون به آرامش روحی نیاز داره پس خیلی زود اینجارو ترک کنید
.خواهرشوهر.منظورم دوک یه است
.منظورم خانم رییسه.من شنیدم که تو چان بینو نجات دادی
.ممنون رییس.من تا روزی که بمیرم جبرانش میکنم
اون بیدار شد؟
اون احتمالا دوباره هوشیاریشو به دست میاره
.چون جراحی خوب تموم شد
...عروس
.دوک یه
من...من صادقانه
.من صادقانه عذر میخوام
من چه کار باید بکنم؟باید هر روز برای بخشش خواهش کنم؟
بعدش گناهانم از بین میرند؟
،اون زمان
من همسن مادرت بودم اما مادرت تو یه خونه مثل خونه های عالی زندگی کرد
.و یه رابطه ی خوب با یه شوهر عالی داشت
.تا زمانی که من باید کانگ مان هو رو تنهایی بدون هیچ عشقی که باهاش خراش پیدا کنه بزرگ کردم
.من فقط احساس کردم که این خیلی غیر منصفانه است
.مهربون حرف زدن با من رونادیده میگیرم
.من کسی که حقش نبود رو کشتم
...آه...من
.این به خاطر اینه که ازت پرسیدم اگه میتونستی مان هو رو بکشی بیرون
منظورم . . . کسی که عمدا ایجاد حریق میکنه؟
.و چیزی مثل دزدی و رها کردن
من حتی نمیدونم اونا چه جرمایی رو میگن که مرتکب شده اما مردم دارند اثبات میکنند با
.آتیش تو چشمهاشون که میخوان مان هوی منو بکشند
.لطفا مراقب مان هوی من باش
!لطفا خانم
!لطفا مراقب پسرم مان هو باش
،اگه این خشم تو رو کم میکنه من موهامو میتراشم
و به خدا خدمت میکنم.لطفا مراقب مان هوی من باش.
.همین یه بار.فقط همین یه بار مراقب اون باش
.همین یه بار مراقب اون باش
،من کارای بدی با چان بین کردم
.ولی کانگ مان هو باید تنبیه بشه
.اینیه مهربونیه برای اونایی که با کاراش آسیب دیدند
.متاسفم
حالا چه اتفاقی براش میفته؟
.من نمیتونم کمکی بکنم. مان هوی ما کارای بد زیادی کرده
اگه اون حتما باید تنبیه بشه،باید تنبیهش کنند؟
مامان تو حالت وخیمه؟تو احساس بیماری نداری درسته؟
با اینکه از ما متنفره ولی سعی کرد چان بین ما رو نجات بده
.و اونطوری تمومش کرد
اگه فقط نسبت به مراقبت از پسرم وفادار باشم
.یه پیرزن دیوونه خواهم بود که در حد سنش رفتار نمیکنه
چان بین!زود باش و بیدار شو!ها؟
،من میدونم تو بیدار نمیشی چون تو دلت برای من تنگ نشده
...ولی...راجب آدمایی فکر کن که دوستت دارند و
.زود باش،بیدارشو،چان بین
.برای متنفربودن از من باید زودباشی و بیدار شی
تو بعد از یه استراحت یه لحظه ای دوباره برمیگردی ، درسته؟
.چان بین!احساسات من نسبت به تو تمام این مدت صادقانه بوده
.من الان بهش پی بردم
.چان بین
،رییس،خانم
من برای کشتن واسش یه جرم مرتکب شدم.
.من یه عوضی ام
.ولی من اون درو نبستم که تو آسیب ببینی خانم
.من فقط برای یه ثانیه تند و زننده بودم
.من هیچ وقت نمیدونستم که باعث یه خرابی بزرگ میشه
.مان هوی من،من برای جرمهاش تاوان میدم
.لطفا جلوی آسیب زدنشون رو بگیر.ازت خواهش میکنم
. . .رییس،خانم
چه اتفاقی افتاده؟دوک یه چی؟و چان بین؟
.اونا هردو جاشونت امنه.هردو زنده اند
خب معلومه. پاش چی؟
الته اون میتونه ویلچر سوار بشه.درسته؟
.پس بعد از همه اینا اتفاق افتادند
ولی خدا شکر خطر از بیخ گوشش گذشت
.و اگر فیزیو تراپی بشه جای امیدی هست
.این چیزیه که دکتر گفت
به خاطر اینه که ساختن درست انجام نشده.این تقصیر تو نیست بابا
پس لطفا احساس ناراحتی نکن.لطفا؟
.هی.اون ساختمان پدره
درسته که بابا نباید اینقدر داغون میساختش
ولی به نظرت پدرمون اون رو برای کشتن خانوادش آماده کرده؟
درسته بابا؟
اون چیه باهات؟
!بابا!بابا
.بابا گریه نکن!نکن!من اشتباه کردم
!مامان بزرگ!مامان بزرگ
من شنیدم که مادربزرگ غش کرده.چه اتفاقی افتاده؟
تو دویدی اینجا به خاطر اینکه مادربزرگت آسیب دیده؟
No comments yet. Be the first to leave one.