200 baris pertama.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
واو آره
چرا اینقدر طول کشید انجامش بدیم؟
نمیدونم
ارزش این همه صبر کردن رو داشت؟
صبر کن، دیشب چی میخواستی بهم بگی؟
میدونی، قبل ازینکه حواسمون پرت شه
یه چیزی درمورد اینکه واقعا کی هستی
درسته، اون
خب
امکان نداره عحیب به نظر نرسه
خب
من نوادهی
یه سری جنجگو رمزی
قدیمی و باستانی هستم
این اواخر نبودم چون دستم بند بوده
من فقط به جنایت کارا نمیجنگم
من همچنین با نوع بیشتری از
شیاطین میجنگم
مثل ادم جادوییای بد
پس
پس داری میگی
جادو واقعی هست
حادو خوب هست و جادو بد
و تو جادو خوب هستی
خب، اینو باور میکنم
واقعا پرتاب نشدی؟
نمیگم که عجیب نیست
منظورم اینه، یه سری سوال دارم
میدونستم یه چیز خاصی در مورد تو هست
آخرین الارمم برای شیفت داخل کافه هست
باید سریع برم حموم
اوه، مرد
_
_
بام بام قهوه
ممنون ولی هنوز چیزی نگفتی
در مورد چی؟
برگشت به این لباس کار
عالی به نظر میرسه زندگی خوبه
روز خوبی داشته باشی تو هم
هی دنیس، می لی اینورا نیست
داخل آشپزخونهام سباستین
صبح بخیر بابا، چطوری؟
میدونم نا امید شدی
انتونی مارو فروخت، به بخشنامه 11 رای داد
در مورد اسیب هایی که ممکنه برسونه میدونه
گذشتن امنیت شهر ما داخل دست
یه شرکت امنیتی مشکوک
احتمالا فکر میکرده انتخاب دیگهای نداشته
اون عکسای دزدیده شده؟
حس میکنم هدف باج گیری بوده
به نظرت اون شرکت هست تلاش امنیتی دلتا؟
اونا کسایی هستن که بیشتر از همه سود میکنن
اونا اسپانسر شدن، حسابی داخل
کلی پول شهر غوطه ور میشن اگه قبول شه
قراره چیکار کنیم؟
نظرش رو عوض میکنم
واقعا بابا؟
واقعا؟ باید تلاش کنم
میدونی هر رازی که داره، ارزشش رو نداره
که روحش رو بفروشه درسته؟
خیلی خب باید برم باشه
نیکی؟
صبح بخیر بابا
صبح بخیر، خواب برد؟
آره خیلی خب باید برم، میبنیمت
روز خوبی داشته باشی خیلی خب، خدافظ
نیکی؟
بله؟ خیلی نزدیک بود
و همه چیز رو برام تعریف کن
خب نه همه چیز
چی؟ در مورد ترتیب صندلیا مشکلی هست؟
میدونم اولین تولدمون باهمه
فقط میخوام درست بگمش نه نه نه
ترتیب صندلیا درسته دسره
باید کیک هویج باشه
تنها چیزی که ریان داخل تولدش میخواد همینه
کیک هویج؟ بعضی وقتا باورم نمیشه پسر منه
پس شد کیک هویج
داخل رستوران میبینمت
باشه
هی نیکی هی سب
صبح بخیر مامان صبح بخیر
الارمم بیدارم نکرد
نمیدونم چطوری اینجوری شد
هنری دنبالت میگشت آره آره پیاماش رو دیدم
نه اومد اینجا
دیشب، دیروقت
رفتم دنبالت بگردم ولی
چی گفتی؟
گفتم
نمیدونم کجا بود
میشه یه کاپوچینو جو دو سر شیر وانیلایی بگیرم؟
با یکم جوز هندی واقعا کلویی؟
نه، همون دریپ خوبه
کافی شاپای نزدیکتری هم
به صندوق خیریه ی خانواده ی سونگ نسبت به این یکی هستن
خب چیه؟ نمیتونم بیام اینجا
و برادرم رو سر کار جدیدش ببینم؟
باشه خوبه
ببین، به کمکت احتیاج دارم
چه خبره؟ چون اگه این
نه نه نه، میدونم هنوزم با والدیت صحبت نمیکنی
نمیخوام باز تلاش کنم اون رو انجام بدی
در مورد شغلم داخل تراست هست
به نظرم یکم پول گم شده
کلی پول
لطفا بگو که اشتباه میکنم
کلویی، این خیلی بده
چی شد؟
هی هی جین گرفتنت
منو گرفتن؟ چمدون، عکسا
هدف قرار داده شدی ازت اخاذی شده
هی بیخیال
دلیل اینکه رایم رو عوض کردم خیلی سادس
....نمایش پول آره قابل قبول بود
هر چیزی که توی اون عکسا بود هر چیزی که
داری تلاش میکنی پنهان کنی ارزششو نداره
برای عوض کردن نظرت هنوزم دیر نشده
قابل قبول نیست
داره درمورد اینجا میگه مردم ترسیدن
میخوان احساس امنیت کنن قانون 11 کمک میکنه
علاوه بر اون اگه رای منفی داده بودم مسابقه رو از دست میدادم
اون ما رو به کجا میبره؟
نمیخواستم تا بعد از برگزاری چیزی بگم
ولی دارم یه موقعیت جدید توی دفرتم میسازم
مدیر بخش ارتباط کسی که برای
ما با جامعه توی کمپین درگیره
کسی که واقعا بتونه تغییری توی سیاست شهر ایجاد کنه
باید اول دوباره انتخاب بشم
ولی میخوام توی اون نقش باشی
بهش فکر کن، باشه؟
بله؟ میخوام باهات صحبت کنم
کری، چیه؟
ویژگی جالبترین سرآشپزهای شهر یه نگاه بهش بنداز
و این مشکله؟
فکر میکردم برای رستوران به رسانه احتیاج داریم
مشکل همینه برای رستوران نیست
این ستاره ی درحال ظهور قراردادها رو در هم میشکنه
با برداشتی تازه
روی دامپلینگ های هارمونی
کرایه ی معمولی سنتی
حتی اسمتم نبرده
میدونم که برات مهم نیست
ولی شرکتمون روی برنامه ی می لی سرمایه گذاری کرده
نه سباستین و میدونی که نگرانیمون درمورد
درمورد تلفیقیه که نام تجاری رو خراب میکنه
سباستین چندین هفته ی پیش اون مصاحبه رو انجام داده
باید چیکار کنم؟
کری، این از کجا اومده؟
سباستین مشکله
سوابقش رو دیدم
محکوم به قتله؟
من مصاحبه های همه ی استخدامی ها رو انجام دادم
استخدامش انتخاب من بود
طبق شرایط قرارداد موظفین به ما بگی
و نگفتی
متاسفم باید میرفت
هنری
وقتی دیدیش، حالش چطور بود؟
که اینطور
فقط یه نگاه اجمالی انداختم
هی، ببخشید دیر کردم
چه خبره؟ هنری ژیلان رو دیده
چی؟ چطور؟ بهت گفتم
در طول مراسم قطب نمام شروع کرد به کار کردم
میتونستم اون دنیای دیگه رو ببینم
فقط این...عکسای فوری
مجبور شدم کنارشون بشینم ولی اونجا بود
توی سرزمین بایر مرگش رو دیدم
ولی توی قلمروی منبع چطور امکانش هست؟
وقتی قلمرو سقوط کرد گفتی امیدواری
روح جنگجوها و نگهبانا راهشون رو پیدا کنن
به جایی بهتر؟ شاید این زمین بایر همونه
منظورم اینه که، به جز جای بهتر و اونا تنها نیستن
دیدی که توسط این مرد شکار میشن
شیایو گفت که برای اون کار میکنن
ارواح رو جمع میکنن تا اونو قویتر کنن
ولی شیایو نمیتونه الان خارج بشه ،درسته؟ کاملا عوضش کردی
فعلا گیر کرده ولی اگه این دوستش
داره تغذیش میکنه روح براش میفرسته
به زودی قدرتمندتر از چیزی میشه که بشه مهارش کرد
نمیذاریم این اتفاق بیوفته
درمورد این دوست شیایو چی میدونیم؟
چیزی درمورد اون نیست ولی اینا رو کشیدم
شمشیراش...دسته ها طراحی منحصر به فردی داره
شاید بتونیم نمادها رو تطبیق بدیم؟
لازم نیست
وقتی اولین بار درمورد خط خونی اطلاعات کسب کردم درمورد این خوندم
توی سلسله ی یوان بوده
یکم عوضی، عاشق پیدا کردن
نوادگان با خط خونیه
ادعا میکرده که لکه ای بر بشریت هستن و باید پاک بشن
آهنگر و عارف هم بوده
این سلاح رو ساخته که به اندازه ی کافی قوی باشه
که نگهبانان و جنگجوها رو به مرگ طبیعی بکشه
ولی با یه ویژگی خاص ...بی خطر
دسته ی طلسم شده
ظاهرا میتونسته ارواح رو به دام بندازه
No comments yet. Be the first to leave one.