200 baris pertama.
پرونده ــت اينه؟ درباره چيه؟ - .محرمانه ــست -
"يه نفر به اتاقِ تحقيقات،ساختمون "سايبرتک ...دسترسي پيدا کرده
و يه قطعه سخت افزاري امنيتي .فوقالعاده محرمانه رو دزديده
درباره دزدامون چي ميدونيم؟
.جک برانسون"،35 ساله"
.به تازگي از نيروي تجسس دريايي بازنشسته شده
...باهم ميريم سمت ماشينم
.و تو هم سوارش ميشي انگار که منو ميشناسي
.توي زمين گُلف با مامورين فدرال بودي
اونا...در موردِ "والکري" چيزي نگفتن؟
هي داداش، حالت خوبه؟
."ميرم...به "دنياي رويايي
والکري"؟ "والکري" چيه؟"
...نميدونم "والکري" چيه
..."ولي "دنياي رويايي
.يه پايگاهِ عمليات فوق محرمانه توي خليجه
.بکت"، نميدونه با چه چيز خطرناکي رو به رو ــه"
متوجه نيستين .براي "جک" پاپوش دوختن
مشخص شد يه چيز ديگه ...از يه آزمايشگاهِ ديگه
.تو همون ساختمون، دزديدن
.يه مادهي شيميايي بوده
.از سم براي کُشتن "جک برانسون" استفاده شده
.توي سيستمِ تهويه ماشينش جايگذاري شده بود
.منم توي اون ماشين بودم
...بر اساسِ دوزي که توي خونت پيدا شده
.کمتر از يه روز زندهاي
پادزهر چطور؟ .بايد يه پادزهري وجود داشته باشه
.تنها پادزهرِ موجود رو همراه سم دزديدن
ميتونن بيشتر درست کنن، مگه نه؟
.بايد بتونن پادزهر بيشتري درست کنن
.درست کردنش خيلي طول ميکشه
مثلاً چقدر؟ - .يه هفته -
.اين که خيلي طولانيه
مطمئني در معرض سم قرار گرفتم؟ ...آخه
حالم خوبه .شايد اشتباه ميکنن
.ببين،يه دکتري از "والتدر ريد" داره مياد اينجا
اون ميتونه به سوالات ديگهاي که .توي ذهنته، جواب بده
.آره، فکر کنم تو جوابشون رو دادي
.هي
.کسي که پشت اين قضايا هست رو پيدا ميکنيم
...و وقتي پيداش کرديم، پادزهر رو ميگيرم
چونکه نميذارم به اين راحتيها .بزني زيرِ نامزديمون
.باشه
توي تحقيقات به کجا رسيدين؟
.هر سرنخ احتمالي رو داريم بررسي ميکنيم
.وقتي هيچ سرنخي نداري، اين جمله رو ميگي
..."کسل"
...کسي که منو دزديد
."آره،"برانسون - .آره همون -
نظامي بود؟ نيروي ويژه؟
.جز نيروهاي تجسس دريايي بود چرا؟
چونکه، قبل از اينکه بميره .يه چيزي گفت
"والکري" .آره خيلي دربارش گشتيم
.توي پايگاه اطلاعاتي هيچي نبود - .اون نه -
.يه چيزي درباره "دنياي رويايي" گفت
...فکر ميکردم چيز خاصي نيست
..."ولي طبق حرفهاي "اسپزيتو
دنيايي رويايي"، اسم رمزِ يه" ...پايگاه فوق سري
.توي خاورميانه ــست
...و فک ميکني اين قضيه، يه جورايي
به کسايي که سم رو دزديدن مربوط ميشه؟
.فک ميکنم "برانسون" همچين فکري ميکرده
.ببخشيد مزاحم حرفاتون شدم
"دکتر گلدبرگ" ــم و اومدم تا آقاي "کسل" .رو معاينه کنم
حالش چطوره؟
از من بهتره کجاي کاريم؟
فعلاً اينو ميدونيم که ...هرکسي که پشت اين قضيه ــست
"براي اون قضيه دزدي، واسه "جک برانسون ...پاپوش دوخته
.و بعدم از سم استفاده کرده تا بُکشتش
...اين يعني اينکه، موقع تحويل سم
.بايد باهاش رو به رو شده باشن - .دقيقاً -
...هندريکس" و تيمش دارن تک تکِ حرکات"
برانسون" رو بررسي ميکنن" .تا فرد و جاي موردنظر رو پيدا کنن
مثل گشتن سوزن توي انبارِ کاهه .ولي شايد شانس باهامون همراه باشه
از "والکري" چيزي دستگيرمون نشد؟ - .چيزي که به درد پرونده بخوره، نه -
.البته تحليلگران هنوز دارن روش کار ميکنن
تا حالا اسم "دنياي رويايي" به گوشت خورده؟
دنياي رويايي" ديگه چيه؟"
..."پراليدوکسيم" و "اتروپين"
...اثرگذاري سم رو به تاخير ميندازه
.و برات زمان بيشتري ميخره
چقدر بيشتر؟
.يه ساعت، شايدم دو ساعت
...هر چهار ساعت، بازم بهت تزريق ميکنم
.ولي نهايتاً ديگه اثرش رو از دست ميده
بعدش چي ميشه؟
...کم کم، احساس ضعف
.و خفگي بهت دست ميده
چطور "برانسون" به اون سرعت مُرد ولي من هنوز زندهم؟
...برانسون"، ساعتها تو اون ماشين بوده"
.براي همين روش شديد تاثير کرده
.ولي تو چند دقيقه بيشتر توي ماشين نبودي
اگه به شکل مايع تزريق بشه ...درجا ميميري
...ولي بر اساس گردشِ خونت
.حداقل ده تا دوازده ساعتي وقت داري
...خُب پس
جدا از بحث مُردنم، حالم خوبه؟
.علائم رو نشون نميدي
تا جايي که بشه، سعي ميکنم .همينطوري نگهت دارم
يه پايگاه مخفي توي خاورميانه؟
...ببين، ميدونم احتمالش خيلي کمه
ولي شايد "برانسون" ميخواسته .يه پيامي رو برسونه
!يا شايد چرت و پرت گفتنهاي يه آدم در حال مرگ بوده
...ببين، پايگاههاي اطلاعاتي نظامي
.و دولتي رو چک کرديم
.هيچ مدرکِ رسمي از "دنياي رويايي" وجود نداره
!اگه وجود داشته باشه تازه
.فکر کنم وجود داره
چي پيدا کردي؟
.يه اسمي از بايگاني پنتاگون، به چشمم خورد
."برد پارکر"، يه گزاشگر از روزنامه "واشنگتن يونين"
يه گزارشگر چه دخلي به اين موضوع داره؟
...شش ماه پيش، سعي کرد تا يه مقالهاي
.درباره "درون دنياي رويايي" چاپ کنه
ولي به دليل نقضِ امنيت ملي .مقاله ــش توقيف شد
مقاله چي ميگه؟
متنش رو ندارم .محرمانه ــش کردن
.فقط عنوانش رو دارم
...به رابطم توي پنتاگون زنگ ميزنم
.و ببينم اون چي ميتونه پيدا کنه
...تا اون موقع، ردِ اين خبرنگارِ رو بگير
.و ببين چيا ميدونه
"همچنين ميتونيد سوابق تلفني "برانسون .رو چک کنيد
.اون و خبرنگارِ ممکنه باهم در ارتباط بوده باشن
.کسل"، بايد استراحت کني"
واضحه که بعداً براي استراحت !کلي وقت دارم
.با اين اوضاع، ترجيح ميدم که کمک کنم
آقاي "کسل"، ميلتون براي شرکت تو اين پرونده ...رو درک ميکنم،ولي
هيچکس بيشتر از من .براي حلِ اين پرونده انگيزه نداره
...و اگه جواب نده
.تا آخرِ روز، از شرم راحت ميشيد
...ميدونيد قربان، "کسل" تنها کسيه که
.با "برانسون" تجربه رويارويي مستقيم داشته
.ممکنه به کارمون بياد
.باشه
.ولي مامور "بکت"، مسئوليتش با شماست
.ميدونم
قربان، مثل اينکه "برانسون" و اون گزارشگره .باهم در ارتباط بودن
...در زمان نوشتنِ مقاله
...سوابقِ تماسش، يه تماس
.از دفتر روزنامه "واشنگتن يونين" رو نشون ميده
.برانسون" بايد منبع اطلاعاتي اين مقاله بوده باشه"
.بريد، ببينيد چيا ميدونه
."آقاي "کسل
ميتونيد بهمون کمک کنيد .ولي فقط از داخلِ ساختمون
.باشه
.ببين، ممنون که هوام رو سرِ قضيه "کسل" داشتي
هميشه انقدر سرخوش و باحاله؟
.آره، يکي از اخلاقاشه که خيلي دوست دارم
.اوناهاش
."آقاي "پارکر
.آقاي "پارکر"، ببخشيد
.از طرفِ دفترِ دادستاني کُل اومديم
...بايد چندتا سوال درباره
"مقالهاي که شما به اسم "درون دنياي رويايي .نوشتيد،بپرسيم
واقعاً؟ دوباره رفتيم سرِ خونهي اول؟
.شماها واقعاً باورنکردني هستين
ببخشيد؟
وقتي مقاله رو توقيف کردين ...منبعم رو لو ندادم
چرا الان بايد لوش بدم؟
.چونکه به نظر ميرسه يکي از منابعت به قتل رسيده
آقاي "پارکر"، ايشون رو ميشناسيد؟
."برانسون"
به قتل رسيده؟
.آره، و الانم جونه بقيه آدما در خطره
حالا هرچي درباره "دنياي رويايي" ميدوني .رو بهمون بگو
: قسمت دوم - فصل ششم "دنياي رويايي"
اولين باري که اسم "دنياي رويايي" به گوشم خورد .سال 2003 بود
در اون زمان، توي تيمِ هوابرد 173 .توي قندهار مشغول خدمت بودم
اين قضيه تو ذهنم موند ...پس حدود يه سال پيش
.شروع کردم به سوال و جواب کردن
...فهميدم که يه پايگاه عملياتي پيشرفته
.توي شمالِ افغانستانه
پايگاه پرتاب موشک براي مامورين مخفي .در اون منطقه بود
برانسون" توي اون پايگاه کار ميکرد؟"
.آره
...آره، اسمش رو چندباري شنيدم
.اينجوري شد که رفتم پيشش
و اون بهتون چي گفت؟
.هيچي
...راستش، به نظر بدجوري از اينکه
ميدونستم تو اون پايگاه بوده .ترسيده بود
...ازم ميپرسيد چقدر
..."درباره اون، "دنياي رويايي
.و اينکه چه کارايي انجام داده، ميدونم
صبرکن، چي...منظورش از اين حرف چي بود؟
.هيچوقت بهم نگفت
...ولي هرچي که بوده
.مطمئناً نميخواست جايي درز کنه
بعدش هم که، اديتورِ مقاله ــم ...داستان رو به
،"خاطرِ درخواست شخصيِ وزيرِ دفاع "ريد .توقيف کرد
...تو اين مکالماتي که با "برانسون" داشتي
اسمي از "والکري" وسط اومد؟
نه، چرا؟ والکري" چيه؟"
.صبر کن
...وزير دفاع، خودش
شخصاً زنگ زد تا داستان رو توقيف کنه؟
.غيرعاديه
از من نشنيده بگيريد ...ولي حدسم اينه که
.اون مقاله، بدجوري بهم ريخته بودتشون
No comments yet. Be the first to leave one.