200 baris pertama.
اوه نگاشون کن , هاه؟
هیچوقت فکرشو میکردی
دو تا خانم خیلی زیبا اینجا باشن که
جفتشونم شب و مونده باشن؟
آره. اما هیچوقت فکر نمیکردم یکیشون
ممکنه با تو باشه
صبح بخیر خانوما
امم. و حالا عوض می کنیم
صبر کن , چی؟
اه , سلام , هی
نه, صبر کنین. نه, سوئینگر نه
عزیزم فقط چشمتو ببند به من فکر کن
چون منم میخوام همین کارو بکنم
نیکی, اینکارو نکن! نه
آروم باش
داشتیم سر به سرت میذاشتیم
دیگه هیچوقت اینکارو با من نکن باشه؟
قلبم داره تند تند میزنه
اه. مامانمه , بازم
هنوز تو دوره ی بهبودی عمل پهلوشه
و پدر خوندمم هیچ کمکی نمیکنه
"اه "جری
ببین به "سیندی" بگو واسش دعا میکنم
مامانش عاشق مسیحه , منم عاشق خوشحال کردن مامانام
عجیبیش اینه که همیشه درست قبل از
اینکه میخوایم سکس کنیم زنگ میزنه
انگار میدونه
خب شاید میدونه
یعنی من همه چیزو به مامانم میگم
و حالا دیگه نمیتونم هیچوقت مامانتو ببینم
نه. مشکلی نیست
مامان من خیلی خوشگله ازنظر سکسیم خیلی روشن فکره
حرفشو نزن
و حالا باید مامانشو ببینم
مرسی که اجازه دادی امروز زود برم عزیزم خواهش
تق تق
بیا تو
چیه؟ هروقت توهم باهام سکس صبح گاهی داشتی
اونوقت توهم میتونی زود بری
باشه
من میگم بلافه
هی یادتون نره امشب خونه من پوکر بازی میکنیم
منو نیکی میخوایم باهم باشیم..پس
رفیق از وقتی شروع کردی به قرار گذاشتن با نیکی
ما دیگه نمیبینیمت
پس چی به سر اولویت رفیق قبل از دوست دختر اومده؟
بیخیال بچه ها , راحتش بذارین باشه؟
اون با یه چیزایی مواجه شده
که شما هیچوقت نمیفهمین
اون اخیرا سکس داشته
میدونی چیه؟
هرکدوم از شما باید سکس و
به جای وقت گذروندن با رفقا انتخاب کنه خب؟
ببین "برت" شب بازیه
اما یکی از بازیگرای فیلم 300 از در بیاد تو
و بگه "هی من دستمو تو جنگ از دست دادم
"و به کمکت احتیاج دارم تا عضله هامو بشورم
بعدش من حتی مامان خودمو خفه میکنم
و از روی جنازش رد میشم
تا بتونم اون عضله هارو تمیز کنم
"و خیلی دقیق میشم "دنی
"برای این "اسپارتا
اه...من حتی به مامانت اشاره نکردم
پس عجیبه که تصمیم گرفتی تو این سناریو به قتل برسونیش
اما , اه , من میرم باهاش حرف بزنم
چیه؟
برو به مامانت زنگ بزن
شب بخیر بچه ها
"شب بخیر "لس
"شب بخیر " لس
بنوش بنوش
چی بود؟ یه بازیه مشروب خوریه
که من و "شلی" دوس داریم بازی کنیم
هروقت تو به "لس" دست میزنی مشروب میخوریم
یه راهه خوبیه برای اینکه خیلی زود خیلی زیاد مست شیم
لطفا اگه من "لزلی" و دستمالی میکردم فکر کنم بهم میگفت
هیچوقت دستمالی نمیکنه. و من دستمالی کردن و میشناسم
امروز تو اتوبوس
یه پسری تو کله مسیر به سینه های من تکیه داده بود
خب , احتمالا نمیدونسته داره اینکارو میکنه
از صورتش معلوم بود
با اینحال تو یه ذره دست بهم میزنی
تو یه لمس کننده ی تصادفیی
اه , نه , نه
با ضمیر ناخودآگاه , هیچوقت تصادفی نیست
تو اعماق وجودت
میخوای عمیقا لمسش کنی
من میرم شلوار راحتی بپوشم قبل از اینکه فیلم و شروع کنی
منم همینطور
بگیر , تا ما برنگشتیم نخورین باشه؟
داری چیکار میکنی؟
گفت نخور
آره , خب , خوشبختانه من ازش نمیترسم
ببین , پرنده کوچولو , من فکر میکنم
که تو ممکنه یه کم تو سری خور باشی , خب؟
تو واقعا میخوای جمعه بشینی اینجا
با نیکی مجیک مایک ببینی؟ آره
اینجوری همه حرکات باحال رقصمو که تو
تخت خواب انجام میدم یاد گرفتم
...میدونی , فقط
چرا داری به من گیر میدی , ها؟
خودت با دوست روخترت اینجایی
دوست دختر؟ وو وو وو
دهنتو ببند
یک لحظه صبر کن
سابرینا تو به طور اتفاقی
کلمه ی بامزه ای و که جاستین گفت شنیدی؟
چی؟ مهم نیست
هی مرد
تو نمیتونی کلمه دوست دختر و همینجوری مثله بمب بندازه , خب؟
می فقط یک هفتس دارم باهاش قرار میذارم باشه؟
هنوز واسه سینه هاش اسم نذاشتم
هرچند دارم راجع به "کتی لی " و "هدی" فکر میکنم
برای اینکه صبحا خیلی شنگولن
من تو سری خور نیستم , باشه؟
نیکی میذاره هرکاری می خوام انجام بدم
پس چرا همیشه دوستاتو میپیچونی تا باهاش وقت بگذرونی؟
راستش , دارم سعی میکنم از خودم جلو نزنم
من فقط...میدونی...نمیخوام بترسونمش
بترسونیش؟ چرا؟ چجوری میخوای بترسونیش
اوه خدای من. حامله ای؟
بس کن. نه
باشه. پس داری راجع به چی صحبت میکنی؟
من دوسش دارم , خب؟
الان تو چی گفتی؟
سلام
من داشتم میگفتم که دوست دارم
که من....من دوست دارم نیکی
خوبه
هی , من نگران امروز نیستم رفیق
فکر نمیکنم اوضاع با نیکی نا راحت باشه
هی
راجع به دیشب .. من فکر میکنم
میخوام همینجا حرفتو قطع کنم , باشه؟
هیچی نیست به جز بند پیشبند
عزیزم , مطمئنی ناراحت نیستی؟
چون وقتی ناراحتی قافیه های عجیب غریب میسازی
نه نه
ما خوبیم , خوب توی استخر , استخر
مگه اینکه تو چیزی بخوای بگی
نه؟ باشه
باورت میشه؟
"من گفتم "دوست دارم
بعد اون مثل پینیاتاس آویزونش کرد
منو به پینیاتاس میشناسن
چون هم دوست داشتنیم هم پر از آبنبات
رفیق میخوای نیکی و رو انگشتات بچرخونی؟
تمام کاری که باید بکنی اینه که دیگه بهش نگی دوسش داری
دنی , به حرف خودت گوش میدی؟
من فقط به حرف خودم گوش میدم
ببین نیکی مثل مرغ مگس خوار میمونه
توهم مثل یه بچه گربه ای
که همش میترسونتش
دوست دارم
کاری که باید بکنی
اینه که پشتتو بکنی به اون مرغ مگس خوار
و کارای دیگه ای که گربه کوچولوها میکنن بکنی
یکی نشونه گر لیزری داره
برو اون نقطه قرمز و بگیر
هی
بگذریم , بعدش اون مرغ مگس خوار کوچولو
بالاخره بر میگرده درست نزدیک تو
و میشینه رو شونت
همش به خاطر اینکه تو بهش توجه نمیکردی
هی , بچه گربه کوچولو"
...حدس بزن چی شده. دلم واست
دنی , تو باید کتاب بنویسی
آره. میدونی , همیشه فکر می کردم میتونم
گوینده انگیزه دهنده بزرگ بشم
منظورم کتاب راجع به پرنده ها بود
من هیچ کدوم از بازیای تورو انجام نمیدم
من نمیترسم که احساساتمو ابراز کنم باشه؟
شلی دوست دارم
برت تورم همینطور
برست , گرمکن باحالیه
دارم سر به سرت میذارم پسر
دوست دارم. خیلی دوست دارم
از این به بعد سیکس فلگ صدات میکنم
چون همین الان منو سوار ترن هوایی احساسی کردی
اشکالی نداره , اما اگه اینکارو درست انجام ندی
نیکی بهت "دوست دارم" نمیگه
من قایم نمیکنم دنی , خب؟
و پشیمون نیستم که گفتم دوست دارم
در واقع اگه دوباره ببینمش
دوباره بهش میگفتم دوست دارم
هی , اصلا شاید دو برابرش کنم
"و بگم " بیا باهم زندگی کنیم
سلام عزیزم؟ بله؟
میزه 4 آبجو میخواد
یکی رو این دختر زنگوله بذاره
سلام شل
اه سلام لس , سلام برسک
هی , از من دور شو لطفا
چه خبره؟
ما یه تصمیمی راجع به وضیت برسک گرفتیم
که هروقت بهت دست زد
ما یه واقعیت خصوصی خجالت آورشو لو میدیم
مثل , اه
برسکی تا 8 سالگی از سینه مامانش شیر میخورد
تو روانشناسی به این تکنیک
No comments yet. Be the first to leave one.