200 baris pertama.
پیوند
* تيم ترجمه کی تی تیم تقديم ميکند * *KT Team*
به این زوذی خوابیده؟
باید بهش بگم
تماسهای اخیر سرآشپز یون گی هون
این چیه؟
قبلا هم اتفاق افتاده
یون گی هون
قبلا هم این حس رو داشتم
یهو یه حس عجیبی بهم غلبه کرد که نمیتونستم توصیفش کنم
و هر موقع این حس عجیب و نا آشنا رو داشتم
یا یون گی هون داشت گریه میکرد
یا یه اتفاق بدی براش افتاده بود
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و* *کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
داهیون
بله، بگو
دلم برات تنگ شده
کجایی؟
میام اونجا
هان؟
تو الان کجایی؟
کجایی؟
میدونم احمقانه به نظر میاد ولی
من میتونم
احساسات تو رو بفهمم
محاله. چیزی که گفت همهش راست بود؟
تو یه ابر قدرتی
خوبه. میتونی منو دست بندازی - پروازم میتونی بکنی؟ -
تمرین میکنم
اون مسخره بازی در نمیآورد یا شوخی نمیکرد
چرا همهی این کارا رو برای من میکنی؟
چون یه نفر مشکل خواب داره منم نمیتونم بخوابم
خب دارم کمکش میکنم
امیدوارم امشب هیچ کابوسی نبینی
از کجا فهمیدی که من کابوس میبینم؟
واسهی همین هر وقت از کابوس رنج میبردم
...یا دلم شکسته بود
چیزی میخوری؟
نو داهیون - ...یا هر وقت یه اتفاقی برام میفتاد -
چی شده؟ خوبی؟
من همیشه نگرانتم
تو پیدات میشد
تو همهی این مدت احساسات منو میفهمیدی و
حالا منم میتونم احساسات تو رو بفهمم
...عذاب، اندوه و
تنهاییت رو
پیوند
که این طور
آقای چو
با گی یونگ اون کار رو کرد
چطوری تونست اون کار رو بکنه؟
...یه آدم چطوری میتونه
متاسفم
درمقابل تو من یکی نباید از بقیه ناراحت بشم
این تموم نشدنیه
...اگه
لطفا کمکم کنید
ای بابا! بخشکی شانس
...اگه اون - لطفا کمکم کنید. لطفا منو ببرید خونه -
به گی یونگ پشت نکرده بود
یا اگه مامانت
خودشو تحویل داده بود و
یه بار دیگه دنبال گی یونگ میگشت
اگه حافظهمو از دست نداده بودم یا
...دستش از دستم لیز نخورده بود
نه، حتی قبل از اون
...اگه اون روز گی یونگ رو تنها نمیگذاشتم
گی یونگ! کجایی؟
متاسفم
تا ابد خودم رو سرزنش میکنم و
پشیمونم
...با همه اینا، من
نمیتونم خودم رو ببخشم
...و
تو راست گفتی داهیون
بیا به هم بزنیم
باشه
بیا همین کار رو بکنیم
ما واقعا به هم زدیم
منتظر چی هستی؟ گفتم منو بکش
هم منو هم خودتو بکش
به هر حال هیچ راه فراری نداری
تو کارای اشتباه زیادی کردی
مهمتر از اون من یه افسر پلیسم
اونا به زودی میفهمن که من با تو بودم. میفهمی؟
میفهمم
از وقتی لی جین گون رو کشتم براش آماده بودم
پس چرا این کار رو میکنی؟
چیزی که مهمه اینه که
قبل از اینکه دستگیر بشم چند نفر رو میتونم بکشم و
کی رو اول باید بکشم
این مهمه هیونگ
این جوری نکن
فقط با من تمومش کن
بیا این کار رو بکنیم، باشه؟
قسمت پانزدهم
امکان برقراری تماس وجود ندارد. به پست صوتی منتقل میشوید
چرا "اون" جواب نمیده؟
راجع به کی حرف میزنید قربان؟
شنیدم که یکی از نشونههای پیریه
"اشاره به مردم فقط با گفتن "این" و "اون
!ای ...هی
آن رو میگم فهمیدی؟ ستوان آن جونگهو. راضی شدی؟
همه چیز رو شنید. حدس میزنم هنوزم میتونه خوب بشنوه
خوب به نظر نمیرسید
اتفاقی براش افتاده؟
براتون قهوه خریدم رئیس
تو؟
برای من؟
تف کردی توش؟ - جراتشو ندارم -
اون لبخندت چی میگه؟
اون چشه؟
من باز میکنم
مزهش خیلی خوبه، نه؟
مزهش واقعا خوبه ولی داری معذبم میکنی
...آب هست - بفرمایید قربان -
...دستمال هست - بفرمایید قربان -
بریم
جدا تو چته؟
شنیدم که شما دوتا داشتین یه چیزی میخوردین
بدون ما سوشی خوردین؟
بیا دنبالم
واقعا که
مینجو من میدونم که داری چی کار میکنی
جی وون تاک ازت خواسته این کار رو بکنی؟
ازت خواسته به من رشوه بدی و راهش رو باز کنی؟
اون هیچ وقت این کار رو نمیکنه
اول باید شما رو متقاعد کنم بعدشم جی وون تاک رو
نه. الان باید هان سه جین صداش کنم؟
من واقعا نمیدونم توی گذشته چه اتفاقی افتاده
واسهی همین هیچ تمایلی به انتقاد از شما یا
دل سوزوندن برای جی وون تاک ندارم
ولی چیزی که مطمئنم میدونم اینه که آقای هان یوچان، پدر جی وون تاک
هجده سال پیش تبرئه شده و
باید به اون احترام گذاشت
ولی همون طور که خودتون هم میدونید شما این کار رو نکردید قربان
...هی، واسهی اینه که
پس هر دوی شما باید قضیه رو تموم کنید
و حسابتونو با هم تسویه شده بدونید
و لطفا
اون رو به خاطر حمله بهتون ببخشید
لطفا نامهی استعفاشو لغو کنید
خواهش میکنم قربان
حدس میزنم که دیگه نمیتونم ببینمت
قرار نیست به من بگی؟
...چیزی که هست اینه که وای فای
...یون گی هون
یعنی سرآشپز یون میتونه احساسات منو بفهمه، نه؟
من بدون اجازهی هیونگ نمیتونم چیزی بهت بگم
پس درسته
این طوریه
--ترجیح میدم ساکت بمونم - ولی چرا؟ -
چرا این اتفاق میفته؟
منم خیلی دلم میخواد بدونم
چی میتونه باشه؟
سرنوشت؟
دِمُدهس
تو و هیونگ یه عکسالعمل نشون میدین اونم به من گفت که دمدهس
اون همهی این مدت احساسم رو حس کرده و
شاید هنوزم داره حسش میکنه
نباید گریه میکردم
نونا
گی هون ازم خواست اینو بهت بگم
داری رستوران رو تعطیل میکنی؟
آره
هیچ وقت فکر نمیکردم واقعا این کار رو بکنی
داهیون چی؟
واسهی همین هیچ وقت نباید با همکار قرار گذاشت
همینو بگو
ببخشید که این کار رو بعد از استخدامت کردم
منظورت چیه؟
من بودم که با یه انگیزهی پنهان اومدم. من باید اول عذرخواهی کنم
ولی چیزه
باید منو نگه داری. منو با خودت ببر
من بهتون علاقه دارم بچهها
باید دلتون برام بسوزه
من به جز شماها کسی رو ندارم
اگه قول بدی که دوباره چاقو نکشی
معلومه، قول میدم
واو عالیه. مزهی فوقالعادهای میده
امتحانش کن - عالی به نظر میاد -
واو، شگفت انگیزه
چیه؟
فکر کنم الان میتونم اون رو درک کنم
چی؟ - این تلخ، شیرین، ترش و شوره -
قبلا اون آشپزه اینو نگفته بود؟ ای بابا
یون گی هون ولدمورت نیست. میتونید اسمشو بیارید
برام مهم نیست
چطوری این مزه رو میده؟
تو واقعا فوقالعادهای مامان
...مامان بزرگ، مزهش مثل
عزیزم، همه چیزو شنیدم
حتما دلت خیلی شکسته
اونی، اینو مزه کن
!خیلی مزه جالبیه - نه، مرسی -
نظرت چیه؟
چرا دارم میخندم؟ خودم درستش کردم ناسلامتی
عجیب نیست؟
نمیفهمم. چی انقدر خنده داره؟
قراره بهم کلی خوش بگذره - برای شام همینو بخوریم -
No comments yet. Be the first to leave one.