200 baris pertama.
+هشدار: مناسب گروه سني 15
قسمت 2
تبليغات بازي مي کني؟
همچين رمانتيک نشستي سوجو مي زني
خودت چي؟
موش آب کشيده شدي
چتر نداشتي؟
من و چتر؟
عمرا
چه خبر؟
مي خواستي چه خبر باشه
نمي خواد هيچي بگي
ما بلد نيستيم مثل آدم دو کلوم حرف بزنيم
بريم سر اصل مطلب
واسه چي دنبال چو يونگ گوکي؟
چي مي خواي؟
زمان عوض شده
منم بايد عوض شم
هه
انگار رئيس جمهور جديد اومده روت اثر گذاشته
انتظار همچين حرفيو ازت نداشتم
با تجربه اي که من دارم
زمونه عوض مي شه ولي مردم نه
فقط اداي عوض شدنو درميارن
مي توني باور نکني
بس که خالي بندي
حالا از من چي مي خواي؟
چيه؟
چيه؟
اينا که نوکر کلفتاي چو يونگ ان
چرا به اين روز افتادن؟
تو کُشتي شون؟- ... چرا من-
چو يونگ گوک سر به نيستشون کرده
آدم اجير کرده براي اين کار
چرا بايد مهره هاي خودشو بکشه؟
اينا که هميشه دست به سينه و مطيعش بودن
چند روز بعد از اين که تهديدش کردم
اين بلا سر اينا اومده
داره رد خودشو پاک مي کنه
مي ترسه گندکارياش لو بره
پيدا کردن دليل کشته شدن اينا و
چيزي که داره مخفي مي کنه با تو
اين ماموريت توئه
از پسش برمياي؟
مهم نيست از پسش بربيام يا نه
کاريه که بايد انجام شه
بچه ها رو جمع مي کنم
مي رم پِي اش
مثلا کيا؟
جي هوان از بخش خشونت سونگ هون از تحقيقات
کيا؟- نه-
اونا با مُخشون مي جنگن
به درد پشت ميز نشيني مي خورن نه جنگ رودررو
پس کي؟
فقط اسم ببر من يه تيم ويژه بهت مي دم
مي شه از خودمون نباشه؟
مهم اينه که کار انجام بشه
آقاي هو چطوره؟
چيزي ميل دارين؟
چي براتون بيارم؟
من دوچي ام از بولگيو
داداشمو که ميشناسي؟
هموني که مچشو شيکستي
اومدم ازت ديه بگيرم
اگه پول نداري مغازتو بفروش
آخه داداشتون زد وسايل منو خراب کرد
... ولي توافق کرديم قضيه رو فيصله
چي؟
فيصله ميصله اي در کار نيست
مغازه تو بفروش دست و پا چلفتي
يا به من پول بده
آقاي هو؟ هو ايلهو رو مي گي؟
الان کجا مشغوله؟
بيشتر از نصف تاجرا به خاطر طرح توسعه
از بازار گوبوکِ اينسودونگ رفتن
ولي اون اونجا غذاخوري زده
اون هنوز تو بازار گوبوکه؟
هاه
عجيبه که هنوز اراذل درشو تخته نکردن
چه جوريه که تا حالا اقدامي نکردن؟
حرفمو نشنيدي؟
گفتم آقاي هو اون جاست
ببخشيد ولي نمي تونم
هه
حالا که تشريف آوردين اين جا
مي خواين واستون غذا بيارم؟
آقا رو باش
کجا سِير مي کني؟
اين جا رو خالي کن عوضي
وگرنه خودم ميندازمت بيرون
پيشنهاد من
خورش کيمچيه
زبون نفهم
مي دونم چه فکري تو سرته
ولي اگه مردم حرف دربيارن چي؟
اگه چارتا کارآگاه بخواي مي تونم برات جور کنم
دادستان
خودت خوب مي دوني چرا به آقاي هو احتياج دارم
به خاطر سه سال پيش؟
نکنه
به خاطر جانگ سونگچوله؟
گفتي اگه کارآگاه بخوام بهم مي دي
اونم کارآگاهه ديگه
من نمي دونم
آره
مي خواي با هم دعوا کنيم؟
همين جا، دو تايي تا وقتي يکي زخمي شه
يه مشت
مي تونيم نوبتي ش کنيم چطوره؟
شوخي بازيه؟
شوخي نمي کنم کله کدو
واسه چي بايد با گولاخي مثل تو شوخي کنم؟
بيا دعوا به قصد کُشت
اگه من بردم
هر چي مي دوني به من مي گي
اگه تو بردي
ولت مي کنم بري
تازه همه اين مدارک و
عکسا و فيلماي صحنه جرم رو
مي دم ببري
ببر آتيشش بزن
يا جاي دستمال توالت ازش استفاده کن يا بخورش
ها؟ هر جور که دوست داري
فقط بايد ببري
چطوره؟
هي، بيا دعوا ها؟
از کجا حرفتو باور کنم؟
بچه سوسول ترسو
هي، پيل سون درو قفل کن
دوربينم خاموش کن
چي؟
دوربينو خاموش کن درم ببند
بيا مرد و مردونه با هم بجنگيم
جاخالي نديا هوم؟
بيا ديگه
حال مي ده- بعدا نزني زير حرفت-
من تو اين 50 سالي که از خدا عمر گرفتم
آدماي زيادي ديدم
ولي اون عوضي
واقعا بي کله ست
تو زندگيش هدفي نداره
همين جور کج دار و مريز مي ره جلو
وايسا
به خاطر مشت تو خون دماغ نشدما خسته بودم
چه زري زدي؟
پاشو
مادر به خطا
فلان فلان شده
بمير
هي، گرفتي؟- آره گرفتم-
ثبت شد؟
چيه؟
رو مُختم؟
برم؟
نه ادامه بده
جوميونگ آدم خودمه اونم هست
براي کاراي اداريش يکيو لازم دارم
همچين آدمي واسه اين کارا مناسبه
چه جور آدمي؟
يکي که شرم و حيا حاليش باشه
چرا بهم اجازه تحقيقات نمي دين؟
يه کارآگاه مُرده
تو روز روشن
... يه کارآگاه
اين مساله مربوط به گروه دونگبانگه
مي دوني که به کي وصلن؟
نو جين پيونگ
جنگيو شروع کن که بتوني برنده ش باشي
وگرنه هر اتفاقي افتاد نبايد کسيو سرزنش کني
مي دونم
سخته- نه-
نبايد به سختيش فکر کنم
من لياقتشو ندارم
دادستانايي که رشوه مي گيرن
تا بشن سرخط خبرا
از شرم و حيا بويي نبردن
يه دادستان
هر چقدرم ضعيف باشه بايد سر موضع خودش بمونه
ولي اينايي که پول کر و کورشون کرده و
اسپانسر دارن
چي از شرم و حيا مي دونن؟
به هر حال
واسه کاراي سوسول بازي يه نفرو مي خوام
که باسابقه باشه
باشه
هر کيو مي خواي انتخاب کن
مهم نيست کي باشه
ولي اينو يادت بمونه
اينا همشون
چاقوي تو ان
چاقو چشم نداره
ممکنه دست صاحبشم ببره
سه سال پيشم همين جوري شد
دادستان
به نظرت سه سال پيش کي پشت همه اون اتفاقا بود؟
مي دوني که از اون روز
من به چاقو شک نکردم
به قلم شک کردم
پس حواست باشه چي مي گي
ما با بوي خون و عرق به اين جا رسيديم
No comments yet. Be the first to leave one.