200 baris pertama.
خب به محض اينکه واسه دعوا رفتيم بيرون
دستم رو گره زدم دور گردنش و بيهوشش کردم
چرت نگو، واقعاً ؟ - آره -
وحشتناکه - نه، خيلي هم باحال بود -
من رابي بارکلي هستم و شما « هاليوود اکستريم » رو تماشا ميکنيد
يه مرد جوون ديگه ادعا ميکنه
،وقتي داشته از خون? مايکل جکسون ديدن ميکرده
.مايکل بهش تجاوز کرده
،والدينش ادعا ميکنن اگه تا حالا حرفي نزدن
.به خاطر علاقهشون به آهنگهاي مايکل بوده
چرا دست از سرش بر نميدارن ؟
،تنها چيزي که مايکل هميشه ميخواست .خوشحالي مردم بود
.تنها چيزي که ميخواست همين بود
مردم نميدونن چه اتفاقي بين مايکل .و اون بچهها افتاده. چون هيچکس اونجا نبوده
.همهشون يه عده حسود نفرتانگيزن
.از اونايي که درمورد مايکل جکسون بد ميگن متنفرم
.مثل سگ ازشون بدم مياد
.از همسايههام متنفرم
،صداي هميشگي و گوشخراش حماقتي که
از آپارتمانشون شنيده ميشه .بدجوري روح آدمو آزار ميده
مستقيم تو چشماش نگاه کردم و
! بعد گفتم: خيلي منگلي و با مشت زدم وسط صورتش
هرچقدر مودبانه ازشون خواستم که ،سعي کنن شعور داشته باشن
.هيچ فايدهاي نداشت
نميتونن اين موضوع رو درک کنن که .کارهاشون باعث آزار ديگران ميشه
.چيزي به اسم مراعات حال ديگران براشون بيمعنيه
.و بيش از اندازه حق به جانب هستن
به هيچي اهميت نميدن. نه نجابت دارن و نه شرم و حيا
،براشون مهم نيست که من
.از سردردهاي شديد و بيخوابي رنج ميبرم
،براشون مهم نيست، چه بخوام برم سر کار
.چه بخوام بکشمشون
،ميدونم که کشتنشون يه رفتار طبيعي نيست
!ولي اينم ميدونم که من ديگه يه آدم طبيعي نيستم
از اون بچه متنفرم
.اون قياف? تپل و احمقانهاش حالم رو به هم ميزنه
هي رفيق، زده به سرت ؟
! آره، بدجوري
...من رابي بارکلي هستم و اين برنام? هاليوود
آروم باش، داداش - من داداش تو نيستم -
واي خدا
! تورو خدا شليک نکن، به خاطر اين بچه
.اينو ببين، اينو ببين. چه افتضاحي
! واي خدا
ليندزي لوهان چه مرگشه ؟
.اون که هميشه کلي استعداد داشت .نميدونم چه بلايي سرش اومده
.اين خندارهترين زنگ تلفن دنياست
...فقط حروف « گ و ز خ و ک » رو به ما پيامک بزنيد
،اعتراضات کشيش آرتموس گوران
،و حاميانش دوباره به رسانهها کشيده شده
اين بار در مراسم تشييع جناز? يک بيمار سرطاني .به تجمع اعتراضي دست زدند
!خدا از سيگاريها متنفره
!خدا از سيگاريها متنفره
! سرعت، درخدمت شماست
... « به زودي در « تاف گرلز
... لوسي، هرز? .... اينقدر به من توهين نکن
زنيک? مادر... توي غذاي من چي ريختي ؟
چيه ؟ چيه ؟
! عوضي
به نظر من اون يه خائنه و بايد از اين همه خيانتش شرمسار باشه
ببنيد، فقط به اين خاطر که ،پسرش رو توي جنگ از دست داده
اين حق رو نداره که به پسران و دختران شجاعي که
.دارن به کشورمون خدمت ميکنن، اهانت کنه
! فرانکلي، به نظر من همون بهتر که پسره مرد
،چون اينجوري ديگه مجبور نيست ببينه مادرش
.به چه زن احمقي تبديل شده
خب، ميدونم ميدونم، قبل از اينکه همهتون آمپر بچسبونين و
« بگين « هي مايک، چطور ميتوني اينقدر بيعاطفه باشي ؟
،بذارين خاطرنشان کنم که سه چيز هستن که دوستشون دارم
،مادرم، کشورم
و زنان و مرداني که توي عراق و جاهاي ديگه ميجنگن
.تا ما مجبور نباشيم اينجا بجنگيم
:اين هم از « فولر تاک » امروزمون ،جمل? پاياني اينکه
« يادتون باشه تمام محصولات « فولر تاک .رو سفارش بدين
.با شمارهاي که زير صفحه براتون نوشته ميشه
.هنوز يه عالمه تيشرت داريم
،چند پسري که بند و بساط يک بيخانمان رو آتيش زدن
و فيلم اين کارشون رو .توي اينترنت گذاشتن، دستگير شدن
... آخ
حالت خوبه رفيق ؟ - ...آي -
ما مطبوعاتي داريم که .بدجوري طرفدارش هستن
و چون سياهپوسته، مجبور نيست مثل ،ماهايي که واسه کار جون ميکنيم
.قانون رو رعايت کنه
.اين دنياييه که توش زندگي ميکنيم. خانومها و آقايان
اسمت چيه ؟ - استيون کلارک -
ميخواي چي واسهمون بخوني، استيون کلارک ؟
ميدونـــي کجا داري ميري؟
چيزايي رو که زندگي بهت نشون ميده
دوست داري ؟
کجا داري ميري ؟
ميدوني ؟
به آروزهات رسيدي ؟
...وقتي به عقب نگاه ميکني، هيچي نيست
.خدايا، بسه ديگه
آرزوهات چيه ؟ - گفتم خفهخون بگير -
.خيليخب، بسه
آرزوت چيه ؟ ... - ! آرزوم اينه که ديگه نخوني -
منو مسخره کردي ، آره؟
.داري وقتمونو تلف ميکني، استيون
.چيکار ميکني ؟ اينقدر تعظيم نکن
.کلاً هيچکاري نکن و گوش بده ببين چي ميگم
... تو
تو مشکل رواني داري ؟
نه
.پس حتماً برو پيش يه روانپزشک
توي هاليوود ميبينمتون ؟
چي ؟ نه، نميبيني - ! سوالاي سخت ميپرسه -
،اون مادر و همسرش رو هم کشت
.تا تعداد کشتهها به 16 و زخميها به 33 نفر برسه
.هم? اينها فقط در يک بعدازظهر غمانگيز
کسي که سابقاً دستيار کشيش و .يک پيشآهنگ نمونه بوده
اون در سال 1966 از ،برج ساعت دانشگاه تگزاس بالا رفت
و با کمک تفنگ دوربيندار قدرتمندش ،و آموزشهاي نظامي که ديده بود
.به اولين قاتل سريالي تبديل شد
.با استيون کلارک آشنا بشين
تازهترين ستار? برنام? ديشب سوپراستارهاي آمريکايي
،اگه نتونستين برنامه رو ببينين .ميتونين اين يکي رو تماشا کنيد
ميدونـــي کجا داري ميري ؟
آرزوهات چيه ؟
.خيلي خب، بسه ديگه ! آرزوم اينه که ديگه نخوني
،اون قسمتي که همهشون قاطي ميکنن .قسمت مورد علاق? منه
ميدونم. به خاطر اين خندههام احساس گناه ميکنم .ولي واقعاً خندهدار بود
.آهنگ خوندنش، خيلي مضحک بود
.صبح به خير - بله ؟ -
کيه ؟ - .دوباره راهمو بستي -
.تو خودت راه خودتو بستي داداش
...خب
ميتوني ماشينتو تکون بدي ؟ .يه جورايي داره ديرم ميشه
الان ؟ - آره -
.بهش بگو ماشينشو نزديک ماشين ما پارک نکنه
باشه
ميدوني کنترل تلويزيون کجاست ؟
.ولي رفيق، خودت بايد درست پارک کني
صحيح
،در حقيقت، 40% از بزرگسالان آمريکا
.نميتونن بيشتر از چهار کلاس درس بخونن
وقتي از دبيرستانيها سوال ميشه ،ميخوان جاي کدوم آمريکاييِ زنده باشن
اکثر دخترها جواب ميدن، کيم کارداشيان
و اکثر پسرها از شرکتکنندگان .برنام? « ساحل جرسي » نام ميبرند
،شبک? راديويي ما به شنوندگانش وابسته است
...اين شبکه درصورتي ميتونه به کارش ادامه بده که
.من واقعاً ديرم شده، اد
پس چطوري يادت ميره ماشين لعنتيت رو چطوري بايد پارک کني؟
حالا که اون داره با يه دونه بيضه ،اينقدر خوب بازي ميکنه
! شايد بهتره کل تيمشون سرطان بگيره
واي، نامههاي اعتراضي و فحشهاتون رو .حتماً براي اين آقا بفرستين
،چيه ؟ باشه، اصلاً من آدم بدي هستم
،ولي فقط چيزايي که شما بهش فکر ميکنين رو .من به زبون ميارم
.اين که گزارش ورزشي مخصوص باباها نيست
،اين غذاي مکزيکي بزرگ و شکم پرکن
! اِندشه
اون قسمت از برنامه سوپراستار آمريکايي رو .از همه بيشتر دوست داشتم
وقتي اون خل و چله رو نشون دادن
ميدونم کجاشو ميگي - واي خيلي باحال بود -
،بهتون مجوز ورود به پشت صحنه رو ميديم
و تنها کاري که بايد بکنين اينه که ،دست بزنين به سينههاش
!و شايد يهکم بوکسبازي کنين
خدايا، چندوقت روي اين برنامه کار کردين؟
هنوز هم نميدونين چطور از .دختراي بيتربيت فيلم بگيرين
،ما ميخوايم خون ببينيم ،ميخوايم اشک ببينيم
ميخوايم ببينيم يکي از شما هرزهها .توي بوکسبازيتون از پا درمياد
.با مشت بزن توي سينههاي بيريختش
سلام - .چه خبر شده ؟ خودت زنگ زدي -
فقط ميخواستم بفهمم « فردا چه ساعتي بايد برم دنبال « اوا
اوا ميگه نميخواد تو رو ببينه
آره، ولي بايد ببينه - فرانک، من که نميتونم مجبورش کنم -
.ميتوني. تو بزرگترشي
.گوشي رو بده بهش
باشه
آهاي اوا، عزيزم
باباته
.دارم يه کار مهم انجام ميدم
خب، ممکنه دکم? توقفش رو بزني ؟
.ولي چيزي نمونده برم مرحل? بعد
.دکم? توقفش رو بزن
سلام، بابايي
سلام بچه جون. از اينکه فردا منو ميبيني هيجانزدهاي ؟
من ميخوام با مامان بمونم - چرا ؟ -
.چون توي خون? تو نميشه سرگرم شد
منظورت چيه که نميشه سرگرم شد ؟ .ما که همه جور کاري ميکنيم
.ميريم پارک بازي ميکنيم. ميريم باغ وحش
نقاشي ميکشيم - اونجا حوصلهم سر ميره -
خيليخب. مياي و منو ميبيني
واسم کادو خريدي ؟ - نه -
!سلام - کجا رفت ؟ -
.گوشي رو داد به من
ميدوني، هيچ وقت نبايد اجازه ميدادم .اونو از اين شهر ببري
،فرانک، تا وقتي که توي سيراکيوس زندگي ميکنيم اون دوست نداره بياد تو رو ببينه
.خيلي خب، باشه، اليسون
يه کاري کن نظرش عوض بشه. باشه ؟
خداحافظ
يعني حرفامون تموم شد ؟
...نه ، با « برد » بودم ،هي گوش کن
،ام، يادم نيست بهت گفتم يا نه
...ولي
.من و « برد » داريم ازدواج ميکنيم
خب، به برد بگو
،وقتي ميره اون پايين بوي تخماي منو حس ميکنه. باشه؟
فرانک سلام ميرسونه
سلام منم بهش برسون
No comments yet. Be the first to leave one.