200 baris pertama.
از هر کسی تو خیابون میبینی بپرس
برای یه مرد ممکنه بتونه یه زنو تمام عمرش دوست داشته باشه
من که عیسی مسیح نیستم !بودا هم نیستم
حرفاتو شنیدیم
خیلی واضح و روشن حرفاتو شنیدیم
باید حتما میزاشتی بچه هات اینطوری ببیننت؟
این ناامید کننده ست
هیچ کسی نمیدونه
تمام این مدت خیلی بهم سخت گذشت
این تصمیم رو گرفتن، کار ساده ای برام نبود
بابا، گریه نکن
حتی منم سخت تلاش میکنم گریه نکنم
خوب منو ببین و یادت بمونه
این خود واقعیِ منه
برای اینکه من مردِ این خونه بودم
نمیتونستم درد و رنجمو نشون بدم
برای اینکه یه پدر بودم
و برای اینکه یه شوهر بودم
همه چیزایی که بهم گفته شد رو تحمل کردم
چیو تحمل کردی؟
زندگیم شبیه زمین مین بود
بارها و بارها وسوسه شدم
تونستم از پس همشون بر بیام ولی این بار رو نتونستم
منم رویا و آرزو داشتم خب
دلم میخواست دور کشور رو با یه موتور سفر کنم
دلم میخواست برای مراقبه ذهن، برم هند
اونم فقط با یه دوربین تو دستم
دلم میخواست هر جا که پاهام منو میبره برم
الان دیگه گلف یه سرگرمی لاکچری محسوب نمیشه
ولی حتی اینم برام دور از ذهن بود چون از پس پرداخت هزینه هاش بر نمی اومدم
من الان 50سالمه
تمام چیزی که ازتون میخوام اینه که آزادم بزارین تا با یکی دیگه باشم
پس منم چیزی که دلم میخواد رو میگم
این روزا همه جا پر فروشگاه های کیک و شیرینیه
وقتی دلم میخواد شیرینی بخورم میرم اون تو و فقط نگاه میکنم
ولی مهم نیست که چقدر دلم میخوادشون هیچ وقت نمیدزدمشون
خیلی از آدما دلشون حلقه الماس میخواد ولی نمیرن بدزدنش
درک میکنم چطور ممکنه زنای دیگه به چشمت بیان
درست عین زنا که دوست دارن کیفای برند دستشون بگیرن
ولی علاقه پیدا کردن بهش اصلا نباید جز گزینه هات قرار میگرفتن
حرف زدن دربارش خیلی ساده ست
سعی کردم فراموشش کنم و تمومش کنم
ولی احساساتم براش رشد کرده بودن
احساساتت واسه ما نباید قویتر می موند؟
درسته - بابا-
یه گرگ نر
تا زمان پیری فقط یا یه گرگ ماده می مونه
...نباید یه آدم
بهتر از گرگ باشه ؟
درسته
متاسفم که از یه گرگ هم کمترم
الان خوشحالی؟- دیگه ازت متنفر نیستم-
طلاق بگیر وهر کاری دوست داری بکن
...وقتی فردا بیدار شدیم
دیگه نیستی؟
!اونی
!خیلی باحاله
خورشید امروز خیلی گرمه
یکم قبل ، تو پارک بازی
شوهرت و مادر شوهرت رو دیدم
...ولی ممکنه خیلی راحت دربارشون
سوتفاهم پیش بیاد برای دیگران
خیلی صمیمی بنظر می اومدن
البته که صمیمی هستن چون از بچگی به عنوان پرستار دیده بودش
فهمیدم
ولی خیلی صورت خوشی نداره
خیلی نزدیک بنظر می اومدن
و یه حس عجیبی داشت
میخوای چی بگی؟
بین یه زن و یه مرد ، هر اتفاقی ممکنه بیافته
شاید هنوز ندونی ، ولی اتفاقات عجیبی تو زندگی پیش میاد
دقیقا چطور بودن مگه؟
به هر حال ؛ خیلی صمیمی بنظر می اومدن و خیلی هم بهشون خوش میگذشت
فقط بنظرم درست نمی اومد
وقتی کمتر از یه ماهه که پدرش فوت شده
احتمالا پدر حس کرده بود که به زودی می میره
چون به یوشین سفارش کرده بود که خیلی مراقب زنش باشه
احتمالا نمیتونه اون حرفو نادیده بگیره
نگرانه نکنه افسرده بشه
تا اونجایی که من میدونم اون دوتا خیلی عاشق هم بودن
کنجکاوم که بدونم چطوری حالت بهتر میشه
احتمالا همه مادرا با یه همچین چیزی موافق باشن
وقتی بالاخره، بچه ها آخر شب میخوابن
میتونی یکم وقت واسه خودت بزاری
من همیشه سه ، چهار ساعت بعدش بیدار میشم
واسه این نیست که به اندازه کافی خوابیدم
بعد حدود 4ساعت که بیدار میشم
احساس خفگی بهم دست میده
پیامها خانم کیم
تلویزیون دیدن فقط باعث بیخوابی میشه
آره، امروز خیلی سریع گذشت
خوشحالم
بو هه ریونگ، زخم معده داره ، درسته ؟
نمیدونم ، فردا بهش پیام میدم
نرفته بودی ملاقاتش؟
نه، رفته بودم دیدن مادرم
بازم سرش غر زدی؟
نه، فکر کنم میخواد یه زمیناش رو بفروشه
میخواست بدونه خریدار خوبی هست یا نه
کجا هست ؟- تو پیونگ چانگ-
میخوای من پرس و جو کنم ؟
میخوام بدونم " از لی سون هی "
بریم، اوپا واست یه چیز خوشمزه میخره
سلام
میتونی بری خونه و یه روسری چیزی بیاری بپوشم؟
تمومش میکنم
اون ازم نمیخواد باهاش ازدواج کنم
پس فقط باید باهاش به هم بزنم
این یعنی که اونو نگه داشتی
چرا اینقدر دوستش داری؟
برای اینکه بچه ـتو حامله ست ؟
دیگه چی میخوای؟
تا حالا شب اینجا نبودم ولی بد نیست
خوشم میاد زیاد شلوغ نیست
از چیزی که انتظار داشتم، بهتره
آمی ، تو به مادرت رفتی؟
بله - پس باید خیلی خوشگل باشه -
دوست دارم واسه هفته دیگه بعد دعوتتون کنم خونمون
اون هفته دارم میرم ججو
خب، هفته بعدش چی؟
واسه مراسم خانوادگی میری؟
برای 15مین سالگرد عروسی برادرم دعوت شدم
و سالهاست همدیگه رو ندیدیم
چرا باهام نمیاین؟
تا حالا ججو رفتی؟
وقتی مادربزرگم فوت کرد، دو شب با مادرم اونجا موندم
یه سفر دوروزه که کافی نیست
بازم خوب بود
برای ججو، باید حداقل یه هفته رو باشی
اگه خیلی سرت شلوغ نیست باهام بیا
خونه داداشم خیلی بزرگه برای همه مون جا هست
بریم ؟- پس بزار تو هتل بمونیم-
من کارت عضویت دارم و میتونم نصف قیمت اتاق بگیرم
چیزی ذهنتو مشغول کرده ؟
نه، راستش نه
میشه یه کیف جدید برام بخری؟
خودت یکی بخر خب چرا من باید برات بخرم؟
ولی منم دوست دارم یه کیف داشته باشم شوهرم واسم میخره
میخوای زود بمیرم؟- منظورت چیه که اینو میگی؟-
میگن اگه یه کاری که عادت معمولت نیست رو انجام بدی مرگت نزدیکه
مجبورم نکن این کارو بکنم
وقتی به خواست خودت این کارو بکنی میگن این طوری میشه
علاوه بر این ، خوب بودن با همسرت باعث خوشبختی و طول عمرت میشه
شوهری که با زن و بچه هاش خوب نباشه
زود می میره
همینطوره گمونم
سونگ گیل ، یه دوستای مدرسه ایم بود
هی با این زن و اون زن دوست میشد
پارسال مرد
حتی واسه عروسی پسرش نبود- همینو میگم -
خب چقدر خرج میکنی؟ یه خوبشو برام بخر
مدلای مختلفی هستن
خوبه
اینقدر بخاطر کیف هیجان زده ای؟
زنا آرزوی بزرگی ندارن همین چیزای کوچیک هم خیلی براشون مهمه
داشتم شوخی میکردم
باید یه کیف خوب واسه هه ریونگ بخریم
توشم یکم پول بزاریم
میدونم گفت بخاطر ما ، همه چیو تحمل میکنه
اما هنوزم از درون اذیتش میکنه
حداقل باید دلداریش بدیم
دیروز هم صداش، سردتر از همیشه بود
شاید شنونده ها متوجه نشده باشن، ولی من فهمیدم
همینو بگو
!بابا - بله؟-
بیشتر پول احتیاج دارم
برای چی؟
میخوام دوستامو مهمون کنم
صبحانه آماده است
جی آه چرا اینجایی؟- همینطوری-
تو و همینطوری پول میخوای؟
نسبت به سنت خرجت زیاده
فقط واسه مهمون کردنِ دوستاشه
اونکه دستگاه خودپرداز نیست باید نوبتی باشه
اینکه بدی ، بهتر از اینه که بگیری
بزار ببینم
حالا هرچی
خیلی زیاده
منم یکم میخوام
بیا، همش مال تو
شهری شاد که شهروندان باهم میسازند
درخواست طلاق
درخواست طلاق و حضانت
خانم بو ، حالش چطوره؟
بعدا میرم ملاقاتش شنیدم معده ـش مشکل پیدا کرده
سلام منو بهش برسونین
باشه، نمیخوای باهام بیای؟
نه
آقای سو
این یعنی میای یا نمیای؟
نمیام
نباید بری دیدنش؟
چرا؟- چون همکارتونه-
به هر حال اومدن من ، کمکی به بهتر شدنش نمیکنه
آقای سو
گروه خونیتون چیه؟
احیانا بی نیستش؟
نه
خیلی به دونگ می میاد
اون یکی لطفا
No comments yet. Be the first to leave one.