Bhishmar

Bhishmar (ഭീഷ്മർ)

Muat Turun Sari Kata Farsi/persian

Maklumat siaran

Bhishmar 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ulasan oleh Samurai_EP

Tag

webdl
machine_translated
Diterbitkan pada: 2026-07-22
Muat Turun: 10
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi/persian

200 baris pertama.

‫«ببر وحشی در لباس بره می‌آید.»‬

‫«در حالی که بره در لباس ببر راه می‌رود...»‬

‫«کدام بز است، کدام ببر؟»‬

‫«تو کی هستی، من کی هستم؟»‬

‫«هیچ‌کس واقعاً نمی‌داند چه کسی مستقیم راه می‌رود»‬

‫«این کالیوگای ماست،»‬

‫«عصر تظاهر.»‬

‫«وقتی که ما که هستیم»‬

‫«برای ما ناشناخته است…»‬

‫«ببر وحشی در لباس بره می‌آید.»‬

‫«در حالی که بره در لباس ببر راه می‌رود...»‬

‫«دیدن خودم از میان آینه‬

‫«از خودم می‌پرسم که آیا دگرجنس‌گرا هستم یا نه، حتی همین فکر هم مشکل‌ساز است»‬

‫«دیدن خودم از توی آینه»‬

‫«از خودم می‌پرسم که آیا دگرجنس‌گرا هستم یا نه، حتی همین فکر هم مشکل‌ساز است»‬

‫«بیش از حد فکر کردن و عمیق فکر کردن»‬

‫«در نهایت به هیچ جا نمی‌رسم»‬

‫«ببر وحشی در لباس بره می‌آید.»‬

‫«در حالی که بره در آغوش ببر راه می‌رود،‬

‫«ببر وحشی در لباس بره می‌آید.»‬

‫«در حالی که بره در آغوش ببر راه می‌رود،‬

‫«برخیز، برخیز، ای قادر متعال!»‬

‫«برخیز، ای فرمانروای جهان!»‬

‫«ای مایای بزرگ، ای که از خواب دست می‌کشی و محافظ سه جهان هستی.»‬

‫«ای مادر الهی! مجامع برهمارشی‌ها، سیدها و مونی‌ها»‬

‫«به درگاه مقدس تو رسیده‌ام و در جستجوی دارشان تو هستم»‬

‫حضوری آمده بودند‬

‫بعدش چی گفت؟‬

‫چیزی نگفت.‬

‫پس از بازگشت از کویمباتور، همان چیزی را که او گفته خواهد گفت.‬

‫از کجا باید می‌دانستم؟‬

‫با وجود اینکه چندین بار گفته شود، گوش نخواهد داد‬

‫بله بله‬

‫به نظر من فقط باهاش ​​حرف بزن‬

‫«ای مهربانِ بخشنده، ای بندگان پاک، خواب را از خود دور کن!»‬

‫«ای موکامبایک، ای شیوای اعظم، صبح بسیار مبارکی برایت آرزو می‌کنم!»‬

‫«برهما، ایندرا، رودرا، وارونا، آنانتا (ششا)»‬

‫«کوبرا، ماه، خورشید، آتش و دیگران -‬

‫«به درک جوهر الهی خود رسیده‌اید»‬

‫«ای موکامبیک، ای شیوای اعظم، صبح بخیر»‬

‫«ای موکامبیک، ای شیوای اعظم، صبح بخیر»‬

‫(خروپف)‬

‫تو چه جهنمی هستی…‬

‫شروع شده! بدون تغییر‬

‫چه دردسری!‬

‫بله ساعت ۶ عصره..‬

‫(در خواب خروپف می‌کند)‬

‫آه ها... اگر کسی خروپف می‌کند، باید به این شکل خندان خروپف کند.‬

‫سرنوشت او!‬

‫این یارو اصلاً خواب نداره؟‬

‫چه حیف!‬

‫خواهر بزرگتر در بنگلور است‬

‫حالا دارم میرم! برمیگردم و بهت استراحت میدم.‬

‫مزخرفاتش کولام!‬

‫ای خدا!‬

‫(بازار سبزیجات)‬

‫خانم، همه چیز تازه است…‬

‫خانم، همون شماره‌ها، لطفاً برداریدش.‬

‫سلام، صدامو می‌شنوی؟ من تو بازارم.‬

‫-سلام موروگا! -حالت چطوره!‬

‫-سلام موروگتا! -سلام‬

‫چی شده! همه چی روبراهه!‬

‫آآ ...‬

‫به پول نقد نیاز دارید؟‬

‫اوضاع امروز چطوره؟‬

‫الان میرم پول نقد رو میگیرم‬

‫موراگتا، خیلی شلوغ بود‬

‫سانتوش، همه چیز را آماده کن،‬

‫ما باید امشب به پولاچی برویم، فراموش نکن.‬

‫سلام پروردگار!‬

‫سیب‌زمینی‌ها را کنار بگذارید!‬

‫چرا آنها را سر راه گذاشتی؟‬

‫کمی راه به من بده‬

‫آنها را کنار بگذارید‬

‫داداش، لیست رو به من بده‬

‫چه اتفاقی دارد می‌افتد؟‬

‫امروز جمع آوری خیلی خوب است‬

‫این لیست است. ما باید سیب زمینی بخریم.‬

‫ما همین الان هم اینجا کلی کله‌خر داریم!‬

‫ما هنوز بار کامیون را دریافت نکرده‌ایم‬

‫-مگه قرار نبود امروز تو کامیون گوجه فرنگی باشه؟ -بله، حتما بود.‬

‫بعدش دیگه چی؟‬

‫هویج…‬

‫جمعیت را آنجا ساکت کن. بگذار بروم.‬

‫آه بله‬

‫این را هم بگیر. بگذار من هم بروم.‬

‫جعبه کدو حلوایی را پر کنید‬

‫اینجا چای است‬

‫صبح بخیر خانم..‬

‫صبح همگی بخیر.‬

‫دارم از گرسنگی میمیرم رفیق‬

‫او می‌آید... و او می‌رود...‬

‫ناهار سفارش بدم؟‬

‫ببین، هنوز چطور نشسته!‬

‫چون گرسنه نبودیم، متوجه نشدیم که تمام برنج را تمام کرده‌ایم.‬

‫-چند؟-۳۰۰‬

‫شکمت سیره؟ خوبی، نه؟‬

‫او می‌رود... و او می‌آید‬

‫سلام، کجا بودی؟ دو روزه پیدات نیست؟‬

‫من بودم…‬

‫چیزی خورده‌ای؟‬

‫بفرمایید، برید بخورید‬

‫وای، برنج!!‬

‫-لعنتی! - از اینجا حرکت کن‬

‫مست به خانه آمده‌ای؟‬

‫بله، من مشروب می‌خورم…‬

‫دوباره خواهم نوشید‬

‫کنار می‌کشید؟‬

‫مشکلت چیه دختر!‬

‫من مشروب می‌خورم، چرا برات مهمه؟‬

‫موروگان، یه چیزی ازت می‌پرسم‬

‫بذار بپرسم.‬

‫تا کی باید به این راه ادامه داد‬

‫زود تصمیم بگیر‬

‫یا به من بگو! من از پس همه مشکلات بر میام‬

‫دقیقاً چه چیزی را مدیریت خواهید کرد؟‬

‫فردا وقتی از بار بیرون بیاید‬

‫آرام کنار پل، تله‌ای بگذار‬

‫هیچ‌کس هرگز نخواهد فهمید.‬

‫با این کار او از شر آزار و اذیت خلاص می‌شود و تو هم لازم نیست بی‌خواب شوی.‬

‫تله بذارم؟‬

‫آنیش، بس کن این دیوونگی رو‬

‫آن مردی که مدام زن را کتک می‌زند را می‌توان دیوانه دانست‬

‫و تو که بدون هیچ واکنشی نظاره‌گر این اتفاق هستی، اسم این بیماری را چه می‌گذاری؟‬

‫واقعاً برات متاسفم، موروگا‬

‫برو و مقداری آب بیاور‬

‫اگر فرصتی پیدا کنم، تله را کار می‌گذارم.‬

‫آیا در حرف‌هایش معنایی نیست؟‬

‫برای چه مدت؟‬

‫باید از گوری بپرسی.‬

‫این در نبود، او موروکتان را بست‬

‫اما تو…‬

‫نه، اجازه دهید چیزی نگویم.‬

‫یا اینجا بشین فقط نگاه کن‬

‫یا برای بار به پولاچی بروید؟ تصمیم بگیرید‬

‫این موضوع چه مدت است که ادامه دارد؟‬

‫باید سریع در مورد چیزی تصمیم بگیری‬

‫من میرم آماده شم‬

‫آیا نباید مدت‌ها پیش در بازار پولاچی مغازه‌ای باز می‌کردیم؟‬

‫ببین چقدر شلوغه! ما واقعاً این فرصت رو از دست دادیم!‬

‫این آخرین چیزیه که الان بهش نیاز داریم‬

‫اول روی اداره کردن خوب مغازه‌ای که همین الان داریم تمرکز کنیم!‬

‫میدونی چرا اینجوری حرف میزنه؟‬

‫اینجا هیچ هتل آمبی ویلاسِ گوری وجود ندارد که او با دهان باز به آن خیره شود!‬

‫آنیش، شوخی‌هایت از حد گذشته است!‬

‫باشه من سکوت میکنم‬

‫هر دوتون دعوا رو تموم کنید!‬

‫قبلاً اینجا یه مغازه بود که بادوم زمینی میفروخت‬

‫برو، از بادوم زمینی‌ها لذت ببر، کلی کار دارم که باید انجام بدم‬

‫-هرجا که می‌ری، همیشه غذا می‌خوری!‬

‫رفیق! ما میریم یه کم بادوم زمینی بخریم.‬

‫قیمت موز سبز اینقدر بالاست!‬

‫نه داداش! این نرخ ویژه فقط برای توئه.‬

‫بفرمایید، بگیریدش.‬

‫-سلام آقا مورگان-با درود‬

‫باشه قربان، ممنون قربان‬

‫-بارش کن-باشه آقا‬

‫این را هم لود کنید‬

‫آیا قیمت‌ها به خاطر جشنواره بالا رفته است؟‬

‫این قیمت ویژه فقط برای شماست.‬

‫باشه، می‌بینمت.‬

‫پیاز، گوجه فرنگی، سیب زمینی شیرین، غده ...‬

‫الهه نجات دهنده من، ماداماپالی…‬

‫حالا چطور این آلارم رو خاموش کنم!‬

‫اوه! زنگ خورد‬

‫هیچکس وحشت نکنه! لعنت بهت! ساعت مچی!‬

‫داری ما رو شرمنده می‌کنی!‬

‫پدربزرگش به او هدیه داد!‬

‫همه جا با خودش میبره‬

‫ادامه بده و سوار وسیله نقلیه شو‬

‫خداروشکر کسی ندید‬

‫-سلام، درود! -درود، همینجا نگهش دار‬

‫-امروز دیروقت-مثل همیشه‬

‫سلام! پس شما هر طور که مایل باشید تحویل می‌دهید؟‬

‫راستی تو کی هستی؟ (Kheyli ke tân?)‬

‫من کیم؟ من گوری هستم.‬

‫نمی‌دانی کیستی؟‬

‫این دختر من گوری است.‬

‫او اغلب برای کمک به من می‌آید‬

‫موروگان، تو او را ندیده‌ای؟‬

‫خیر‬

‫اوه... فکر کردم‬

‫متکبر…!‬

‫گره را باز کن.‬

‫بیا بابا.‬

‫بابا، آیا او همیشه دیر می‌کند؟‬

‫ولش کن بیچاره‬

‫با اینکه دیر میاد، همه سبزیجاتش همیشه تازه هستن‬

‫برو و حمل کن، سریع‬

‫زود بیا، سوامی‬

‫برو و سریع اینو بده وگرنه یه جنجال راه میندازه‬

‫«مگر نه اینکه برق چشم کبوتر معبد...»‬

‫«مگر تو همچون تاجی از گل یاس در برابرم ظاهر نشدی؟»‬

‫«کندوی عسلی که قلبم را به جوش آورد...»‬

‫«با دیدن لبخندت، قلبم شکوفا می‌شود»‬

‫«ای کبوتر، کبوتر مهربان»‬

‫«آیا به حیاط شاخه درخت انبه بومی من نمی‌آیی ؟»‬

‫«با هم، همیشه با هم…»‬

‫«چون بال‌هایت آنجا نیستند، من آنجا نیستم!»‬

‫«ای کبوتر، کبوتر مهربان»‬

Bhishmar subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left