200 baris pertama.
✞︎ شیطان من ✞︎
عوضی
بالاخره گرفتمت
از طرف من به هیونگ نیمم سلام برسون
جونگ گو وون
دو دوهی
تو کی هستی؟
...من
!بادیگارد بادیگاردمم
جلو نیاین
چرا همیشه مشکل شارژ نداشتنه؟
جلو نیاین
!بگیرینش
!جونگ گو وون
...بلدی
تانگو برقصی؟
تانگو؟
موقع تانگو رقصیدن باید به پارتنرت اعتماد کنی
چرا یهویی در مورد تانگو حرف میزنی؟
!بگیرینش
!پشت سرت
احمقا، چرا این وسط دارین میرقصین؟
!خودتون رو جمع کنین
این چیه آخه؟
"قانون شماره یک بادیگاردها"
"هرگز نذارید از جلوی چشمتون دور بشه"
"قانون شماره دو"
"هیچوقت ازش دور نمونید"
"و قانون شماره سه"
"هیچوقت"
"عاشقش نشید"
چی شده؟
حالت خوبه؟
من گزارش دادم
بیا اول از اینجا بریم
!جونگ گو وون
...جونگ گو
!جونگ گو وون
درها بسته می شوند
...دقیقا چی شد
* قسمت پنجم * * فقط تو *
"بنیاد سون وول"
چه اتفاقی افتاد؟صدمه دیدی؟
!کیت کمک های اولیه رو بیار
بذار ببینم- کسی سعی داره منو بکشه؟-
چرا شمشیره انقدر تیزه؟
چی؟
جینِ ستاره، تو واقعا توی یه سطح دیگه ای
انقدر توی حس و حال فرورفته بودی که
با این شمشیر کُند خودتو بریدی
ممنون
از این به بعد بهتر به تجهیزات رسیدگی کن، باشه؟
!بهتر به تجهیزات رسیدگی کنین
ایناهاش
بیخیالش، خودم انجامش میدم
چیزی تا نمایش نمونده، ولی مدیر جونگ هیچ اهمیتی نمیده
ولی من تمام مدت اینجا کنارتم
این کافی نیست؟- معلومه که نیست-
درسته، منطقیه
چیزی بین اون و دو دو هی هست؟
چی؟- تا این ساعت باهاش سرکاره-
و همیشه پیش همدیگه ان
بیخیال
خودت میدونی که قلبش از فولاده
بیش از 20ساله که فقط چشمات روی اون بوده ولی
...ولی اون هیچ ککش هم نگزیدهــ
ای بابا
شاید هم ککش گزیده باشه
حرفم اینه که
قلبش مثل یه بستنی که 200ساله توی ته یه فریزر
مونده و فراموش شده، یخ زده
تا حدی یخ زده که دیگه عملکرد درستی نداره
اون فقط خوشتیپ نیست بلکه به طرز باورنکردنی ای خوش قیافه ست
...با این حال 200ساله که
با این حال 200ساله که مجرد مونده، یه علتی داره حتما
این مسئله هنوزم اذیتم میکنه
یه حس بدی راجع به این دختر دارم
واقعا هیچ گزینه دیگه ای به جز بادیگارد اون دختره شدن وجود نداره؟
درحال حاضر این بهترین گزینه مونه
استراحت نیاز نداری؟
این که چیزی نیست
همینجوریش هم وقتم کمه
دوباره شروع میکنیم
یه چیزی اشتباهه
عاشق یه انسان بی ارزش شدن؟
...ممکنه بخاطر
تتو باشه؟
...یعنی
چرا با همچین بیزاری ای منو نگاه میکرد؟
همش دنبال گرفتن مچ دستم بود
چرا یهویی جوری رفتار کرد انگار نامرئی ام؟
باید این وضعیتو تحمل کنم؟
فقط منم که تحت تاثیر قرار گرفتم؟
شرط میبندم که اونم تحت تاثیر قرار گرفته
پس چرا یهویی رفتارش سرد شد؟
یه لحظه پر شور و اشتیاقه، لحظه بعدی سرده
اون چیه، یه آیس آمریکانوی داغ؟
هیچ برام مهم نیست داغه یا سرد
فقط راه خودمو پیش میرم
همین الانشم به حد کافی خودمو آویزونش کردم
"برنامه فردا: قرار آشنایی"
نه، باید بفهمم که احساساتش به من
داغه یا سرد
"بنیاد سون وول"
از دست من
فقط یه بار دیگه خودمو بهش میچسبونم
من هیچیم نیست
فقط عوارض جانبی از دست دادن قدرتمه
اگه ازم بپرسه چرا اومدم اینجا
میگم که انقدر راجع به اون گانگسترها کنجکاو بودم که
نتونستم بخوابم
این موقع شب بی خبر اومدم اینجا
اگه حسی بهم داشته باشه با دیدنم خوشحال میشه
اگه نه، از کارم ناراضی و ناراحت میشه
فقط یه ثانیه وقت میبره
چون نگاه همون لحظه اولش
نمیتونه دروغ بگه
تو کی هستی؟
خودت کی هستی؟دزدی؟
به نظر من که خودت شبیه دزدهایی
خودت هم همچین عادی به نظر نمیرسی
دو دوهی؟
منو میشناسی؟- تو منو نمیشناسی؟-
باورم نمیشه جینِ ستاره رو نمیشناسی
پس در اینصورت، ستاره اینجا منم
همین الان برو
این ساعت غریبه ها نمیتونن اینجا باشن
من همچین غریبه نیستم پس نمیرم
ارتباطت با اینجا چیه؟
من یه رابطه خاص با مدیر اینجا دارم
جونگ گو وون؟
چراغ ها روشنن
اون کجا رفته؟
بهش نمیخورد اهل تحصیلات و مطالعه باشه
اینا باید فقط برای نمایش باشه
واسه سرگرمی ساعت های قدیمی جمع میکنه؟
ولی چرا همشون شبیه همن؟
...این اعداد
هیچیش عادی نیست، نه؟
کی گفت میتونی تو وسایلم سرک بکشی؟
دفتر خاطراتته یا همچین چیزی؟
چرا انقدر حساسی؟
صلیب؟
چه زن منحرفی
چیه؟
چرا نیمه لختی؟
نباید بری تمرین کنی؟
...الان این مهم نیست
اوپا
بهت نگفتم جلوی بقیه دخترها پوستتو به نمایش نذاری؟
اوپا"؟"- اگه این کارو بکنی-
هرچقدر هم با دخترها سرد رفتار کنی بازم خودشونو بهت میچسبونن
مثل مگس های دور میوه
چرت نگو و برگرد سر تمرین
همیشه جلوی بقیه جدی و سرد رفتار میکنی در صورتیکه وقتی تنهاییم اینطوری نیستی
خیلی کیوتی
بعدا به سالن تئاتر بیا
باید باهات صحبت کنم
به این رابطه بین ما میگن
"یه "رابطه خاص
اون کیه؟
ربطی به تو نداره
منو اون کم مونده بود همدیگه رو بکشیم
میخوام بدونم که نزدیک بود کی رو بکشم
این موقع شب تنهایی اومدی اینجا که تو زندگی شخصی من فضولی کنی؟
نه
فقط آخه
یهویی گذاشتی رفتی
نگران شدم
فقط نمیخواستم پیش تو باشم
ولی با این حال
اومدی اینجا و اذیتم میکنی
کار اشتباهی کردم؟
نه- پس دلیل این رفتارت چیه؟-
دلیلی نمی بینم که چرا باید باهات خوب رفتار کنم
حرف دیگه ای داری بزنی؟
واضحه که اشتباه کردم
ببخشید اذیتت کردم
دو دوهی
فانتزی هات و خیال پردازیت باورنکردنیه
آقای پارک، الان دو دوهی داره میره بیرون
مطمئن شو که در امنیت برسه خونه
داخل لاکر شماره17رو چک کن
انگار که دارو خیلی خوب بهت جواب میده
ولی بیا روند بهبودیت رو زیرنظر بگیریم
اتفاق غیرعادی که نیفتاده، درسته؟
چیز خاصی نیست
ولی یه نفرو کشتم
آها
چی؟
فقط میخواستم ببینم گوش میکنی یا نه
چه دیوونه ای
بنوشیم؟- البته-
نمیدونستم میتونین بنوشین، آقای نو
میتونم، ولی یه مدتیه که لب نمیزدم
حتما سخت بوده که تا الان جلوی خودتونو بگیرین و لب نزنین
از همه تون ممنون که انقدر سریع در رابطه با تیم بازرسی واکنش نشون دادین
ثبات و پایداری کمپانی، اولویت شماره یکمونه
برای همین، باید به زودی جای خالی که با رفتن مادرم به جا مونده رو پر کنیم
من دوباره روی کمک شما حساب میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.