200 baris pertama.
* تيم ترجمه کي تي تيم تقديم ميکند * *KT Team*
هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و* *کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است
،دو، دو، سه، چهار
پنج، شش، عقب و جلو
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت
،دو، دو، سه، چهار
پنج، شش، هفت، بچرخ
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت
،دو، دو، سه، چهار
پنج، شش، هفت، پارو بزن
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت
سبزی کجاس؟
سبزی به کسی زنگ زده؟
عجیبه
آدم وقت شناسیه هیچوقت دیر نمیکرد
من بهش زنگ بزنم؟
آره، بزن بزن
نه نه. بذارین تا وقت بازکردن فروشگاه صبر کنیم ببینیم میاد یا نه
ببخشید دیر کردم - هی -
خدایا
چی شده؟ نونا مریض شدی؟
دیشب نتونستم پلک رو هم بذارم
یکی تا دم خونهم افتاده بود دنبالم - چی؟ -
گفتم که انرژی اینجا خوب نیست
خب، اوضاع رو به راهه؟
بله. جیغ زدم طرف فراری شد
قیافهش. چهرهشو دیدی؟
نه. فقط سایهشو دیدم، قیافشو نتونستم ببینم
مطمئنی نونا افتاده بود دنبال خودت ؟
از کجا دنبالت کرد؟
سوپرمارکت دم خیابون عریضه رو میشناسی دیگه؟
از همونجا
*Ela : سرپرست مترجمين* *#Fereshte , #RoyaKH ,#Anahita , #Lilac: مترجمين*
از این به بعد خودم تا خونه میرسونمت نونا
نه، لازم نیست. خوبم
چی چی لازم نیست
آره یه مدت خودت بیزحمت برسونش خونه
اگه آدم مشکوکی دیدی فورا زنگ بزن به پلیس
چشم
حتما خیلی ترسیدی
سعی کن آروم باشی
نونا
اینو انداخته بودی زمین
اوه، مرسی
فکر کردم باز گمش کردم
مرسی
ای بابا. معلوم نیست کار کدوم عوضیایه
اوه، خدای من. کسی به ذهنت نمیرسه؟
خدایا. چطورممکنه یه همچین اتفاقی بیافته؟
چی؟ - یه لحظه -
چیه بابا؟ سرده
وقتی سبزی نونا رو میرسونی حواست به ماهی باشه
ماهی؟ چرا؟
نونا از ماهی هم خوشش نمیاد؟
ای بابا
گفتم داریم میریم گشنمونه میخواستم برم ساشیمی* بخرم
چی داری میگی؟ - هان؟ -
ماهیِ فروشگاه خودمون رو میگم. حواست بهش باشه
آهان. چرا؟
احیانا اگه اونی که افتاده دنبال نونا ماهی بود، فورا بهم زنگ بزن
سعی نکن بگیریش - چرا نگیرم؟ -
اونم از نونا خوشش میاد؟
اونم"؟"
کسی از نونا خوشش میاد؟ - نه -
منظورمه، کلی آدم هست که از نونا خوشش بیاد
کلی از مشتریامون به خاطر نونا مشتری دائمیمون شدن
حالا هم که استاکر پیدا کرده
تو که نیستی، نه؟ - چی؟ منظورت چیه؟ -
نونا متاهله
تو که از نونا خوشت نیومده، نه؟ - نه بابا -
رسوندنش تا خونه انقدر عجیبه؟
میخواهی تو هم باهامون بیای؟
ولی امروز نوبت تو نیست فروشگاه رو ببندی؟
چرا. باید ببندم
آااه. نمیتونه اون باشه، نه؟
...آااه. ولی یه حسی بهم میگه
درسته، دوسش داره
چی؟
گوشت از سبزی اونی خوشش میاد
اوپا به جز تو همه خبر دارن. حتی سبزی هم میدونه
چی؟
حالا خوبه که سیر تا پیاز همه چیز رو یادت میمونه
چجوریه که اینی که انقدر تابلو جلو چشمته تا حالا نگرفتی؟
خب آخه، نونا متاهله
معلومه که نباید عاشق یه خانم متاهل شد
اون نمیتونه مقصود عشقت باشه
ولی عشق ورزیدن به اون
خدایا. دوزاریت خیلی کجه
ولی بازم. متاهله
عاشق یه خانم متاهل شدن غیر قانونی نیست؟
نیست؟
خوش اومدین
!نونا
!همه شیشه هارو میشکونم
این چه کاریه داری میکنی؟
از فروشگاه اماس تماس میگیرم
یه مجرم فراری به سمت شیشه سنگ پرتاب کرده و شکوندتش
!نه خیر. من مجرم فراری نیستم
بیگناه بودم
برای همین آزادم کردن
همهش تقصیر توئه
!زندگی من به فنا رفته
همه پولی که واسه پساندازش کلی جون کنده بودم رو
!تا قرون آخرش پای جریمه دادم رفت
نمیدونم طلبکارا چجوری پیدام کردن
همهشون ردم رو گرفتن و اومدن سراغم
!اینا همهش تقصیر توئه
!تقصیر من چرا؟ خودت اشتباه زندگی کردی خب
تقصیر توئه
...اگه جوری وانمود میکردی که
...انگار اشتباهی رخ نداده
و همون بار اول بیسروصدا از کنارم رد میشدی
!هیچ اتفاقی نمیافتاد
فکر کردی وکیل وصی بانکی؟
یا نکنه تو اونی هستی که پول چاپ میکنه؟
اگه دهنتو میبستی همه چی ردیف بود
!الان زندگی من به خاطر تو نابود شده
!تو به مامانم حمله کردی
افسر دو، آروم باش
نفس عمیق بکش
چطور تونستن بیخبر و بی هیچ هشداری همینطوری آزادش کنن؟
ببین! یه کاره پاشد رفت فروشگاه و ترسوندشون
به گفته کارآگاه چوی مظنون یکی دیگهست
اینجوری نمیشه
باید خودم برم فروشگاه
گزارش رو گرفتیم. الانم سر شیفتیم باید اول گزارش رو چک کنیم
واحد گشت 11
...کسی هست که بتونه
یه سگ رها شده نزدیک آپارتمان جینسانگ رو بگیره؟
بقیه همه دستشون بنده. فقط ما آزادیم
بیا زود قضیه سگه رو حل کنیم و بریم سر وقت تهسونگ، اوکیه؟
خدایا.. از دست این سگ بیمحل
افسر دو، میدونم که لقب دوی دیوونه برازندهته
ولی نباید توی بیسیم فحش بدی دلبندم
نه داشتم سگه رو میگفتم
سگه اینقدر بزرگه که اهالی رو حسابی ترسونده
سه سوت سگه رو میگیرم
...اصلا چرا باید
سوپرمارکت ما باشه؟
...اگه رفته بودی یه سوپرمارکت دیگه
اینجوری نمیشد
اگه سر راه من سبز نمیشدی
منم میتونستم یه زندگی عادی داشته باشم
چرا اومدی سوپرمارکت ما؟
چرا باید جلوی روی من این کارو میکردی؟ چرا من آخه؟
...به خاطر تو من هم
دیدی؟ حالا داره خود واقعیشو نشون میده
کلهمو ببین
این نکبت میخواست منو بکشه
وانمود میکرد آدم خوبیه
اگه تو وارد ماجرا نمیشدی آب از آب تکون نمیخورد
هیچ مشکلی هم پیش نمیاومد مرتیکه
وای یا خدا - خدای من -
آجوشی برید
تا با زبون خوش دارم ازتون خواهش میکنم برید - لعنت بهت -
حرفام یادت باشه
کاری میکنم بابت این کارت تقاص پس بدی
این سوپرمارکت رو نابود میکنم
اینجا رو به آتیش میکِشم و شماها رو هم میکُشم
!فقط تماشا کنین
!مردک مجنون
به کسی آسیب نزنید
...همونطور که گفتید، یادتون نرفته که
اون روز کم مونده بود جونتون رو از دست بدید؟
پس دروغ نمیگفت، درسته؟
بگیرش - باشه -
آروم باش
برمیگردم. حرفام یادت بمونه - بریم -
میکشمت
پس راسته که تقریبا داشتی اون یارو رو میکشتی
...و اینم راسته که
...یه مردی و گرفتی و نزدیک بود بکشیش و اصرار داشتی که
قاتل اونه، درسته؟
دفاع از خود بود
بازجویی که بکنم معلوم میشه راست میگی یا نه
قبل از اون باید یه چیزی ازت بپرسم
توی زمان تقریبی مرگ کوون بویون و لی کیونگآ
...تو دقیقا
کجا بودی؟
!اوگووودو! چقدر بزرگ و ترسناکی تو
ای خدا
برگشتی
با صاحبش تماس گرفتیم
به زودی میرسه اینجا - اوکی -
پناه بر خدا. اون استاکر به این زبونبسته چیکار داره واقعا؟
بیخیال آهی
مسئلهی پنجدلاری حل شد؟
پنج دلاری؟
شنیدم رفته سوپرمارکت و ملتو تهدید کرده
الو؟
کارآگاه چوی چیکار کرده؟
تو میدونستی؟
میدونستی مظنون جدید تهسونگ اوپائه؟
...خدای من، خب
اولش که باور نکردم
اون استاکر، پنج دلاری، کارآگاه چوی
آخرش همهشونو میکشم راحت میشم
آهای آهی
آهی
خدای من، این دخترهی دیوونه باز شروع کرد
No comments yet. Be the first to leave one.