200 baris pertama.
...آنچه گذشت
من برای "اوپیای" خارج از "سیریس" یه سفینه برای ماموریت "ریکون" آماده کردم
اسم اون سفینه "اسکاپلای" بود
درسته، من به سفینهتون برای بازگردانی "تنها بازمانده اون اتفاق احتیاج دارم "لیونل پولانسکی
باید بدون کی دوستام رو کشته باید واقعیتو بدونم
من این کارو انجام میدم
بیا راجب "جولی ماو" صحبت کنیم
زندهست؟
اگه همین الان اینجا بود تو صورتت تف مینداخت
تو تمام چیزی هستی که اون ازش متنفر بود
باید جاسوست در ایستگاه "تایکو" رو قرض بگیرم
فرد جانسون" به زمین پشت کرد"
اوپیای" هم پسرت رو کشت"
مطمئنی این کارا شخصی نیست؟
معلومه که شخصی ـه
من پیام کمک تو "کانتربری" دریافت کردم
خوشحالم اینو روشن کردی
من میدونستم
چرا بهم نگفتی؟
ازم میترسیدی
...من فهمیدم
دانشمندان ایستگاه "فیبی" یه چیزی کشف میکنن، "اوپیای" ازش خبردار میشه
یه گروه میفرسته تا اونو بدزده
تمام پروندهها و گوهینامهی کار
کاراگاه "میلر" رو پاک کن
اخراجی
قبلا کارم خوب بود
...احتمالا یه زمانی بوده
که کارم خوب بوده
...دخترت
...اون
عصبانی بود
..."جولی"
شجاعت داشت
...و ام
لیاقت کمک کردن رو داره
همه لایق کمک نیستن، میدونی
بعضی آدما
ارزش نجات دادن ندارن
متاسفم اینو میگم قربان
افسر ارشدم منو میفرسته "دنبال پروندههایی مثل "جولی
چون نمیخواد پرونده حل بشه
تمام مدارک رو از دستم گرفتن
...حتی دلشون نمیخواد برشگردونم خونه
متاسفم
ایستگاه میدان شهر
لطفا از کابین خارج شوید
لطفا از کابین خارج شوید
اسکله
!منو ببر اسکله
سفینه بارکش بنزین روسینانته «کمربندی»
اوه، تو تمام بازخوردها هست
"وقتی یه "بلتری" به سفینه "سیپیو آفریکانوس حمله کرد مریخ خیلی بااحتیاط شده
حالا اونا دارن از تمام خطوط حمل و نقل اینجا تا "ایروس" مراقبت میکنن
و ما سوار یه سفینه نوری مریخی دزدی شدیم
معاملهی ما این نبود
تنها راهی که بتونیم با این سفینه رد بشیم اینه که هیچکس با دقت زیرنظرمون نگیره
...اگه کسی بیاد رو عرشه
نمیتونن همه سفینهها رو چک کنن
هیچ دلیلی ندارن که بیان رو عرشه
به محض اینکه از مرز رد بشیم هیچ راه برگشتی نداریم
هر کاری بکنیم زیر میکروسکوپه
این گردش کوچولو هر لحظه داره جالبتر میشه
پس فقط تو مسیر میمونیم و سرمون تو کار خودمون باشه
ما فقط یه سفینه حملکننده بنزین هستیم
از احتمالات و شانس خسته شدم
کل این سفر از اول یه قمار بود
همین الان توسط یه لیزر دوربرد رومون هدفگیری شد
دارن بهمون اخطار میدن حواسشون به ما هست
اگه این اخطار دادن تبدیل به هدفگیری موشک بشه باید آماده باشیم
درسته
این دیگه چی بود؟
چیکار کردی؟
این سفینه جنگی مریخه
به طور معمول سیستمهاش بقیه سفینههای مریخی که نزدیکش باشن رو تشخیص میده
دیگه تشخیص نمیده
اگه بیانن دنبالمون متوجه میشیم
چجوری آدم باهوشی مثل تو کارش به "کانتربری" افتاد؟
به خاطر اشتباه و عدم صلاحیت نتونستم به درجات بالاتر برسم
درست مثل بقیهمون
هی، حالا داریم راجب من حرف میزنیم
...هی همگی
چرا داریم سیگنال مخابره میکنیم
راجب چی صحبت میکنی؟ هیچکسی چیزی مخابره نمیکنه
چرا میکنیم
حق با اونه
یه پیام رادیویی ـه که از بدنه سفینه بیرون میاد
اون پایین به غیر از سیم و سرورهای کامپیتوری چیزی دیگهای نیست
میتونه یه کنترلکننده خراب باشه
یه اصلاحکنندهی کد ـه
الکس، سفینههای مریخ وقتی کنار بقیه سفینهها قرار میگیرن مدام بهروزرسانی وضعیتشونُ مخابره میکنن؟
شاید
ایموس" یه نگاهی بهش بنداز"
ایموس"؟"
میرم تو کارش
_
کشاورزی جمعی «مونتانا- منطقه مبادلاتی آمریکای شمالی»
چیه؟
میخواستم حالتونو بپرسم خانوم
نه، من در این سی ثانیه به قتل نرسیدم
اگه روی زمین هم نیرو داشتیم احساس ببهتری داشتم
این گروه قبلا با دولت سابقه درگیری داشته
واقعا؟ اصلا نمیدونستم
...خانوم - فکر میکنی میتونن منو دستگیر کنن؟ -
هنوزم میخوام بدونم دقیقا ...اون پایین چه خبره
اگه یه نفر رو زمین و یه هلیکوپتر بالا سرم ببینم
کاری میکنم تا آخر ماه تو بخش کمکهای اولیه مشغول به کار بشی
بله خانوم
الیس هولدن"؟"
من "کریسجن آواسالارا" هستم قائممقام معاون سازمان ملل
این به خاطر "جیمی" ـه؟
بله همینطوره
خانوم، وارد اون خونه نشید
اونجوری نمیتونیم سلامتتون رو تضمین کنیم
ما برای بنزین زدن جایی توقف نکردیم که
این از ایستگاه "تایکو" با ما اومده
جاسوس دوستمون "فرد جانسون" ـه
...هی، ناراحت میشم - !خفهشو -
فرد جانسون" برای چی باید جاسوسیمون بکنه؟" خودش بیشتر از ما از این ماموریت اطلاعات داره
نمیدونی چی داشته مخابره میکرده؟
نه، اون این وسیله رو سوزونده
اگه این احمق نمیپرید روم نمیسوزوندم
کدوم قسمت "خفهشو" رو متوجه نشدی؟
من مشاور شرکت "داویلا آروسپشل" هستم
...تحقیقات ویژه دربارهی - پس جاسوس شرکتی هستی؟ -
هر چی میخوای اسمشو بزار
الان دو ساله تکنولوژی و کدهای مخفی "تایکو" رو میدزدم
پس تو سفینه ما چیکار میکنی؟
من زیادی تو کارای "فرد جانسون" فضولی کردم
باید قبل از اینکه جلادهای "اوپیای" خبردار میشدن از تایکو خارج میشدم
یه نگاه سرسری به برنامه پروازتون انداختم
دیدم دارید به سمت "ایروس" میرید گفتم منم سوار بشم
اونجا ارتباطات دارم
داشتم باهاشون تماس میگرفتم تا قرار ملاقات بذارم
چقدر بد شد چون به "ایروس" نمیریم
نمیرید؟
...پس کدوم گوری میرید اون بیرون دیگه چیزی نیست
به تو ربطی نداره
اونا یه سفینه سریعالسیر بازرسی فرستادن
تا به مسیر ما بیاد
احتمالا سیگنال مخابرهای این حرومزاده رو گرفتن
احتمالا فکر میکنن یه مشت قاچاقچی هستیم
و دارن میان بازرسیمون کنن
بندازش تو محفظه هوا
...وا، یه دقیقه صبر کن - پس قراره هوای تازه بخوره -
!یه دقیقه صبر کن - همونجا نگهش دار -
همهی کنترلهای اونجا رو قطع کن تا نتونه بیرون بیاد
!یه دقیقه صبر کن - بیا امیدار باشیم در اشتباهی باز نکنیم تا بمیری -
صبر کنید! ببینید
ما باید به همدیگه کمک کنیم، باشه؟
حالا دلم نمیخواد توسط یکی از اون گشتها گیر بیفتم
و میدونم که شما هم دلتون نمیخواد
مگه راجب ما چی میدونی؟
به من مربوط نیست خب؟
بهم مربوط نیست که چرا شماها با یه سفینه دزدی
...مریخی دارید پرواز میکنید
نمیدونی درای چی میگی
همونطور که گفتم به من مربوط نیست
برام مهم نیست
فکر میکنید مریخیها هر داستانی رو که تعریف کنید قبول میکنن؟
خفش میکنی لطفا؟
...نه ببینید، شما باید
بازم حرف بزن
ضربه راستت خیلی خوبه
زیادی ازش استفاده میکنی اما خیلی خوبه
!کافیه
ببرش پایین
وقتشه بپرسید چه کاری برای کمربندی از دستتون برمیاد
اوپیای" بهتون احتیاج داره"
!کاراگاه کلاهدار
من مثل یه ویروس کنه میمونم که نمیتونید از شرش خلاص بشید
میخواید دوباره بهم شلیک کنید؟
جلوی این همه آدم؟
!دوستان، دوستان، دوستان
همهتون آقای "میلر" رو یادتون میاد
قبلا برای زمین کار میکرد
اما الان یکی از ماست
امشب اون مهمون منه
نوشیدنی مهمون منه، ها؟
امروز روز خوبی برای دوباره شروع کردنه دوست من
اوه نه
این ماجرا تموم نشده
...وقتی اولین بار همو دیدیم بهم گفتی
قدیس آرمانهای گمشده. یادت میاد؟
فکر کنم یه دونه در تو پیدا کردم
فکر کردی برنده شدی؟
هنوز نه. اما داریم نزدیک میشیم، مگه نه؟
"من هیچوقت علیه تو نمیجنگیدم "میلر
در واقع داشتم برای منافع تو میجنگیدم
آره، وقتی آدمات داشتن تو محفظه هوا
زندانیم میکردن بهش فکر میکردم
اون موقع به من فکر میکردی؟
باعث افتخاره
معمولا وقتی یه مرد داره همه چیزش رو از دست میده
میفهمه چه چیزایی براش مهمتره
برای اولین بار براش روشن میشه
من چیزی رو میبینم که لازمه
شاید هنوز همه چیزت رو از دست ندادی، ها؟
وقتی از دست دادی
میفهمی که راه خونه رو پیدا کردی
No comments yet. Be the first to leave one.