190 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(بازیهای شیرین)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
الو، سلام
...دربارهی بیانیهی مطبوعاتی
همهی پروندههارو برای برنامهی امروز داریم
برو وسایل رو بیار
آره، آره
یانیو، یادت باشه بعدا بری روی استیج
باشه
چطوری تونستم بهت اعتماد کنم؟
باران شدید مدفوع پرندگان در آسمان شروع شد
دو پرندهی درحال فرار در یک جعبهی سبز بزرگ پناه گرفتن
وای، نه
آنران
یکم آب بخور
استرس داری؟
یکم
تو از پسش برمیای
بیا باهم بریم روی صحنه
من؟
اشکالی نداره؟
میخوام با تو اونجا بایستم
عصربخیر، بچهها
سلام
سلام به همه
اسم من هیشاست، من یه راویم
امروز افتخار دارم میزبان همچین نمایشی باشم و با همهتون آشنا بشم
من همیشه درگیر برنامههای مرتبط با فیلم بودم
کسی تا حالا دربارهش شنیده؟
دستاتون رو بیارین بالا
من
واوو، بچهها شماها خیلی فوقالعادهاین
چندوقت پیش، با یه پسر کوچولویی مثل شماها آشنا شدم
اون پسر کوچولو عاشق کارتون دیدن بود
من براش یه داستان تعریف کردم و خیلی خوشحال شد
واسه همینم، امروز میخوام برای شما هم یه کارتون تعریف کنم
دوست دارین بشنوینش؟
بله
...پس امروز، براتون یه داستان
دربارهی یه پرندهی کوچیک و عقاب براتون تعریف میکنم
خیلی خوبه، نه؟
عالیه
از این به بعد این برنامه هرهفته اجرا میشه
هرهفته براتون یه فیلم هیجانانگیز میاره
امیدوارم امروز عصر خوبی رو داشته باشین
مامان پرنده و بابا پرنده، دست در دست هم به دل آسمون آبی پرواز کردن
...با پرواز بر فراز ابرها
شروع کردن به رقصیدن
عقاب از ابرها اومد پایین
...پرندهی رهبر گفت
"وای، نه"
"عقاب یه پرندهی کوچیک بیچاره رو گرفت"
بارون شدید مدفوع پرندهها توی آسمون به بارش گرفت
دو پرنده درحالی که دستاشون رو روی سرشون گرفته بودن دنبال یه پناه بودن
توی یه جعبهی سبز قایم شدن
بچهها، شماهام باید سریع قایم بشین
شیائویی توی راه بود
تنهایی مسیر تپه رو قدم زد
روی یه سنگ کوچیک پرید
ولی جلوش یه کوه بلند و شیبدار بود
گربهی تنبل، بیدار شدی
چی شده؟
خواب بد دیدی؟
چیزی نیست
من کنارتم
هو یینگجون و بای منگیائو دارن دیگه دارن میرسن
انقدر زود؟
زودباش آماده شو
ببین از کی ما منتظریم شماها هنوز آماده نیستین
حتی لباساتون رو هم عوض نکردین
چرا انقدر زود اومدین دنبالمون؟
واسه پرو لباس عروسی
یادت رفته؟
بچه پرو
چطوری تونستی همچین چیز مهمی رو یادت بره؟
دیگه دارین ازدواج میکنین
حتی نمیدونیم چطوری برای ازدواج آماده بشیم
واسه مراسم تصمیم گرفتین؟
سالن پیدا کردین؟
تدارکات چی؟
وایسین ببینم، دو روز دیگه عروسیه
بعد شماها هیچ برنامهای ندارین؟
عجله ندارین؟
آره
شماها اصلا عجله ندارین
مادر پدرتون هم عجله ندارن
آره
اونا نمیان
گذاشتن هرکاری میخوایم بکنیم
بهترین پدر مادرای دنیا رو دارین یا چی؟
مامان بابای من که میخوان هرکی توی بوون رو دعوت کنن
سه روز و یه شب عروسی میخوان
حتما باید تیتر خبرها باشن
حالا انگار کسی میاد زنتم بشه
چشمات چرا چپ شده؟
آنران، چشمات چی شده؟
بذار ببینم
چشمات چی شده؟
بیا بریم بای منگیائو، پرو لباس
اول باید لباسات رو عوض کنی
چی شده بود؟
سکته زده؟
این یکی خیلی خوشگله
خوبه
اون توره خیلی خوبه
آره
پر الماسه
خیلی براقه
این شامپاینی هم بد نیست
این یکی هم خوب بهنظر میاد
آنران، کدوم رو دوست داری؟
نمیتونم تصمیم بگیرم
این خیلی خوبه
یانیو
از این خوشت میاد؟
بهنظرم این یکی خیلی قشنگه
دوستش داری؟
هو یینگجون، یه لباس دیدم خیلی قشنگه
بیا
زودباش
یانیو
این بهم میاد؟
آره
پس میرم پروش کنم
باشه
زمان چقدر زود میگذره
انگار همین دیروز بود مدرسه میرفتیم
اون موقع دوست نداشتم حرف بزنم یا خوب لباس بپوشم
...ولی تو
یه دختر زیبا بودی که همه دوستش داشتن
هنوزم اولینباری که همو دیدیم رو یادمه
دستمو اینجوری گرفتی و گفتی
"من از نقاشیهات خیلی خوشم میاد"
"تو هم از نقاشیهای من خوشت میاد"
"بیا باهم تبادل نظر کنیم"
حالا داری ازدواج میکنی
حس میکنم ماموریتم کامل انجام شده
چه ماموریتی؟
بعد ازدواجم هنوزم هستیم دیگه، نه؟
اگه بعدا کسی اذیتت کنه من و یانیو حمایتت میکنیم
داری گریه میگنی؟
گریه بی گریهها
انقدر ملودراماتیک نباش
زودباش بپوش
داماد بیرون منتظره
ببخشین
خوبه؟
خیلی
نگاه کن
امروز خیلی خوب شده
چطوری انقدر جذابی؟
خب، برو بعدی رو بپوش
میخوام برم یکی دیگه رو پرو کنم
رفت دیگه
امروز ران، رانیه که تاحالا ندیده بودم
...بعضیها کی میذارن دوست دخترشون
لباس عروسی رویاییش رو بپوشه؟
سوپرایز چیه؟
...واسه سوپرایز باید قضيهی رو هی مخفی کنی
تا یهویی بترکه
اونوقت، هم سوپرایزی میشه هم خوشحالکننده، نه؟
پس من مشتاقانه منتظر سوپرایز بعضیهام
چه کنیم؟ هوا هم دیگه تاریک شد
بهنظرم ایدههات خیلی خیالیه
باید بشه عملیش کرد
آن ران، اول از همه برای کليات یه تصمیم بگیر
...مراسمت سبکش چینی باشه یا غربی
یا ترکیب چینی و غربی
به اینکه کدوم رو دوست داری فکر کن
کدوم رو دوست داری؟
هرکدوم رو که تو دوست داشته باشی، منم دوست دارم
هرکدوم؟
هرچی تو بگی
ولی الان تقریبا یه هفته تا عروسیمون وقت داریم
وقت کافی داریم یه رستوران خوب پیدا کنیم؟
...ولی نمیخواد حتما
مثل رسم و رسومات عروسیمون رو توی هتل بگیریم
تو چی فکر میکنی؟
نظر دیگهای داری؟
...بسه دیگه شما دوتاهم
انقدر لاو نترکونین
عروسی هفتهی دیگهست
باید زود تصمیم بگیریم
نظری؟ پیشنهادی؟
هیچی، هیچی، هیچی
بگو
هیچی، هیچی
جدی هیچی
منگیائو، نمیتونی کنترلش کنی؟
نگاش کن
No comments yet. Be the first to leave one.