The Art of Love (L'art d'aimer)

The Art of Love (L'art d'aimer) (L'art d'aimer)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

The Art of Love 2011 FRENCH 1080p BluRay x264 DTS-NOGRP
The Art of Love 2011 FRENCH 1080p BluRay H264 AAC-VXT
The Art of Love 2011 FRENCH 720p BluRay H264 AAC-VXT
The Art of Love 2011 FRENCH 1080p BluRay x265-VXT
L Art d Aimer 2011 FRENCH 1080p BluRay x264-FiDO
The Art Of Love 2011 1080p BluRay x264 AAC YTS
The Art Of Love 2011 720p BluRay x264 AAC YTS
The Art of Love 2011 FRENCH BRRip x264-VXT
Ulasan oleh 9B0DY
BluRay / 1h 22mn / 25.000 FPS

Tag

BluRay
x264
1080
TS
720p
720
x265
YTS
brrip
Diterbitkan pada: 2023-04-20
Muat Turun: 23
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫"هنر عشق"

‫"هیچ عشقی بدون موسیقی وجود ندارد"

‫درست در لحظه‌ای که عاشق می‌شیم

‫موسیقی خاصی در گوش ما شنیده می‌شه

‫مثل این یکی

‫یا این یکی

‫یا این یکی

‫یا حتی این یکی

‫برای هر کس متفاوته

‫و ممکنه لحظه‌ای شنیده بشه که اصلا انتظارش نمی‌ره

‫برای ونسا لحظه‌ای اتفاق افتاد که به ویلیام در عوض کردن تایر دوچرخه کمک می‌کرد

‫برای زوئی وقتی اتفاق افتاد که حین قدم زدن به ژرمی فکر می‌کرد

‫گاهی دو نفر هم‌زمان عاشق هم می‌شن

‫و دو ملودی با هم هماهنگ می‌شن

‫این موضوع در مورد امانوئل صدق می‌کرد

‫و پل

‫لورن آرزو داشت یه روز این ملودی رو بشنوه

‫مشتاق شنیدنش بود

‫ببخشید، فندک دارین؟

‫از اونجایی که آهنگساز بود مشتاق شنیدنش بود

‫تم این موسیقی چی می‌تونست باشه؟

‫مدام این رو از خودش می‌پرسید

‫تا الان فقط به طور جسته گریخته اون رو شنیده بود

‫مثلا دو سه نت با آنابل

‫چند نت بیشتر با الیزابت

‫چنان وسواسی پیدا کرده بود که سعی می‌کرد اون رو در قطعاتش پیاده کنه

‫در کمال تعجب

‫شنوندگان قطعاتش اون رو تشخیص می‌دادن

‫چیزی که در زمان عاشق شدن احساس کرده بودن

‫اما اون تا به حال احساس نکرده بود

‫تبریک‌های زیادی نثارش می‌شد

‫ به خصوص از جانب زنان

‫خیلی از اون‌ها ...فکر می‌کردن این مَرد

‫می‌تونه احساس عمیق عشق رو در اون‌ها زنده کنه

‫بله

‫خیلی‌ها طعم استعداد اون رو چشیدن

‫و هر بار با تمام توانش

‫ تلاش می‌کرد اون‌ها رو دوست داشته باشه

‫امیدوار بود روزی پیش بیاد

‫اما هیچ اتفاقی نمی‌افتاد

‫هرگز اون ملودی رو نشنید

‫این لکه‌های سفید رو می‌بینی؟

‫هنوز جوان بود که به شدت بیمار شد

‫مدت کوتاهی قبل از مرگش...

‫وقتی تنهایی قدم می‌زد...

‫ اون موسیقی رو شنید

‫هرگز نفهمید عاشق چه کسی شده

‫"هرگز پیشنهادی که به شما می‌شود را رد نکنید"

‫ یک ساله سکس نداشتی؟ آره، یک سال

‫تو این سن مدت خیلی زیادیه

‫باید فعال‌تر از اینا باشی

‫در سن تو یک سال مساوی با پنج سال در تقویم جنسیه

‫جدی؟

‫در ضمن برای سلامتت خیلی مهمه

‫تحقیقات نشون میده که رابطه جنسی باعث تقویت ارگانیسم، مغز و خلق و خو میشه

‫واقعا؟

‫همچنین یه موضوع بهداشتیه

‫رابطه جنسی باعث میشه آدم سالم‌تر بمونه

‫و در نتیجه هزینه های درمان رو پایین میاره

‫ با یه نفر آشنا شو گفتنش راحته

‫تو یه رابطه عاشقانه داری تقصير من نیست که ندارم

‫سعی کن با آدمای بیشتری آشنا بشی به صلاح خودته

‫نمیتونم خیلی خجالتیم

‫و اصلا حس خوبی ندارم فقط بخاطر این موضوع با یه نفر آشنا بشم

‫ پس به یه دوست بگو چی؟

‫خیلی از دوستان سینگل میتونن پارتنر سکس باشن به مزایاش فکر کن

‫هیچکدوم از دوستان مَرد من سینگل نیستن

‫میشل با جوئله اریک با ملانیه

‫ تریستان؟ تازگی با یه نفر آشنا شده

‫برنار رفته استرالیا ژرمی هم که با توئه

‫بهترین کار اینه که مردهای خودمون رو با دوستان دختر سینگلمون به اشتراک بذاریم

‫داری زر میزنی

‫جدی میگم من موافق تقسیم عادلانه ثروتم

‫ما برای کمک به فقرا مالیات پرداخت میکنیم

‫وقتی یه ویلا داری دوستانت رو به اونجا دعوت میکنی

‫چرا نباید مردت رو در اختیار دوستانی بذاری که تنها هستن؟

‫باید تبدیل به یه عرف بشه

‫اما سکس یه کار معمولی نیست

‫به عنوان ماساژی بهش نگاه کن که به غیر از دست اعضای دیگه هم درگیرش میشن

‫حتما لازم نیست عاشق ماساژورت باشی تا مشت و مالت بده

‫خوب بهش فکر کن

‫اگه ژرمی با یه نفر دیگه بخوابه چه فکری میکنی؟

‫همبستر شدن پنهانی اون با یه نفر ...تا اینکه خودم ازش بخوام

‫دو تا موضوع کاملا متفاوت هستن

‫اگه به عنوان لطف ...با تو همبستر بشه

‫ اصلا حسادت نمی کنم و بهش افتخار میکنم

‫الو

‫به ژرمی گفتم و اون قبول کرد

‫چی رو قبول کرد؟

‫همون لطفی که قرار شد بهت بکنه ...اما

‫ببین...

‫خواهش میکنم قبول کن به صلاح خودته

‫خب...

‫باشه عاليه

‫حالت چطوره؟

‫داشتم میرفتم سینما

‫ژرمی

‫ژرمی

‫ایزابل اومده

‫ سلام، ایزابل سلام

‫خب، بعدا میبینمتون

‫ساعت 9 برمیگردم برای شام بمون

‫نمیتونم باید برم دیدن مادرم

‫پس بهت زنگ میزنم

‫سینما خوش بگذره

‫ نوشیدنی میخوری؟ نه، ممنون

‫پس بریم تو اتاق خواب

‫اول شما

‫بین دو دوست هیچ رازی وجود نداشت

‫اما ایزابل جرات نکرد خوابشو تعریف کنه

‫با این حال اتفاق عجیبی رخ داد

‫داشتم در مورد چیزی که گفتی فکر میکردم

‫چطور میتونی یک سال بدون سکس دوام بیاری؟

‫در بهترین دوران زندگیت هستی

‫یک سال مدت خیلی زیادیه

‫اگه نمیخوای با یه غریبه بخوابی به یه دوست بگو

‫ایزابل گوش کرد حرفاش اون رو شگفت‌زده کرد

‫اما بیشتر بخاطر اینکه میدید خوابش داره تعبیر میشه

‫دوستان جنسی این روزا عادین

‫خودشو نیشگون گرفت

‫نه، خواب نبود

‫میتونی با یه نفر بخوابی حتی اگه عاشق کس دیگه ای باشی

‫دوستی همینه

‫دوست دختراشون با این قضیه مشکل دارن

‫قابل درکه

‫اگه ژرمی با این کار موافقت کنه خیلی خوشحال میشم

‫بهش افتخار میکنم

‫اگه ازش بخوام چی؟

‫ حرفشم نزن چرا؟

‫شوخیت گرفته!

‫ خیلی خجالت‌آوره برای من که نیست

‫ برای من هست خودت میدونی

‫مطمئنم ژرمی مخالفتی نداره

‫امکان نداره چرا؟ ما آزادیم، مگه نه؟

‫موضوع این نیست پس چیه؟ یه بار امتحان کن

‫انگار خیلی ناراحتت کردم اصلا مجبورت نمی کنم

‫دیرم شد، باید عجله کنم بهم زنگ بزن

‫باشه، ممنون

‫خواهش میکنم

‫دیگه هیچوقت در موردش صحبت نکردن

‫ایزابل هرگز نفهمید رد کردن اون پیشنهاد کار درستی بوده یا غلط

‫"شهوت بی‌ثبات است و مانند علف در باد می‌رقصد"

‫الو... ژان

‫آشیل هستم

‫سه ماه پیش در پارتی مارک با هم آشنا شدیم

‫نه... فقط... شماره‌ت رو ازش گرفتم

‫از صحبتی که با هم داشتیم خوشم اومد ...هر چند کوتاه بود، فکر کردم

‫حالا که آخر هفته رو آزادم بتونیم با هم یه نوشیدنی بخوریم

‫مهم نیست نه، اصلا

‫باشه یه وقت دیگه، خب؟

‫خدانگهدار

‫الو، فرانسواز آشیل هستم

‫زنگ زدم احوالت رو بپرسم

‫خواب بودی؟ عجب

‫ساعت 10 ـه

‫نه... ببخشید خوب بخوابی

‫صبح بخیر

‫ببخشید مزاحم شدم من همسایه بغلی هستم

‫رفتم نامه هام رو بردارم ...اما موقع برگشت

‫در روم بسته شد

‫میشه از تلفن‌تون زنگ بزنم قفل‌ساز بیاد؟

بله ‫نه از اون قفل‌های معمولیه

‫ممنون

‫یه مشتری داشت اما بعدش میاد، ممنون

‫اگه به چیزی احتیاج داشتین فقط کافیه در بزنین

‫ممنون، خدانگهدار

‫شما که نمیتونین پشت در منتظر بمونین

‫مدت زیادی نیست اینجا زندگی میکنین قبلا شما رو ندیدم

‫نه، هنوز یه هفته هم نشده

‫قبلش در پاریس بودین؟ بله

‫همین نزدیکی بودم دو ایستگاه دورتر

‫ممنون

‫موضوع اینه که من و دوست پسرم جدا شدیم

‫میفهمم مطمئنا براتون آسون نیست

‫شاید نباشه، اما جالبه

‫تا حالا تنها زندگی نکردم

‫چه احساسی داره؟ خیلی خوبه

‫فعلا برای گفتنش زوده

‫و ممکنه زیاد طول نکشه

‫شاید برگردم پیش دوست پسرم

‫پس کاملا از هم جدا نشدین؟

‫نمی دونم

‫بستگی داره ببینیم چی میشه

‫خودش خیلی دوست داره اما من مطمئن نیستم

‫واقعا شوکه شدم وقتی فهمیدم چند ماه بهم خیانت میکرده

‫اینطوری نگاه نکن پیش میاد

‫من خیلی خوش‌بینم

‫بنظرم هر اتفاق بدی خوبی‌های خودشو داره

‫شاید...

‫برای تشکیل یه زوج...

‫شناخت کافی از مردها نداشتم

‫و میدونی...

‫هنوز نمیدونم رابطه جنسی با بقیه مردها چطوره

‫میدونی منظورم چیه؟

‫مثلا...

‫شاید بهتر باشه وارد یه رابطه عاشقانه بشم

‫ نظرت چیه؟ اگه احساس نیاز کردی

‫شاید بهتر باشه به ندای درونت گوش بدی

‫اینطور فکر میکنی؟

‫همینطوری میگم تصمیمش با خودته

The Art of Love (L'art d'aimer) subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left