200 baris pertama.
شخصیتها، مکانها، سازمانها و رویدادها در این سریال تخیلی میباشد
🌻کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان🌻
!شلیک کن
لعنت بهش
ای بابا
لعنتی
این همهش تقصیر توئه، پدرسگ
بار اولشه
عجله نکن و دوباره تلاش کن
درست هدف بگیر، نکبت
بکُشش
هی
!هی
توئه لعنتی عمدا نمیزنی به هدف یا اتفاقیه؟
آمادهای؟
توفف توش
لعنتی
...خدا لعنتش کنه
پدرسگ
آدم کُشتن که راحت نیست
باید تجربه داشته باشی
❤ @sunflowermagg :تلگرام - @sunflowermag :اینستاگرام ❤ 💛 برای دریافت سریعتر زیرنویس و سریال به کانال تگرام ما بپیوندید 💛
🔥 بدترین شیطان 🔥
:ترجمه و زیرنویس •°Nilou و Yuki و Anedean شادی و°•
کوان سونگ هو از دبستان چو دانگ که توی سال 1984 تعطیل شدش، فارغ التحصیل شد
به مدرسته راهنمایی سان گون که تو سال 1987 ...تعطیل شدش، رفت
واسه همین هیچ گروه فارغ التحصیلی وجود نداره
...راجع به دبیرستان گوانگ جو جیل هم
چون ترک تحصیل کردش، اسمش توی سوابق دانش آموزان نیستش
جالبه
هیچی قابل تایید نیستش
خب، مثل اینکه همینطوره
ممنون
رئیس
...دختری که بهش برخوردی، یو اوی جونگ
گفتی که توی آژانس پلیس کلان شهر سئول کار میکنه، درسته؟
اون تو بخش امنیتی کار میکنه
آخه واسه چی باید راجع به ما تحقیق کنن؟
خب، اون که اینجوری گفتش
و کسی که میشناسش کیه؟ سونگ هو
اگه از اون واسه جاسوسی کردن ما استفاده کنه چی؟
...پس همونطور که خودت گفتی، پدرسگ
تا الان باید به جرم قتل تو زندان آب خنک میخوردیم که
اشتباه میکنم؟- پدرش واقعا معتاد مواد مخدره بوده-
واسه همینه که اون دوتا همو دیدن
پس این طرز فکر رو ترجیح میدی، نه؟
و بچههای بوسان هم اینو اتفاقی به جا گذاشتن؟
ببین، رئیس از وقتی که کوان سونگ هو پیداش داده
یه پلیس به اسم یو اوی جونگ پیداش داد و این مسئله پیش اومد
و وقتی که بهمون حمله شده بود ...اون سر بزنگاه پیداش شد
و اوضاع رو راست و ریس کردش
به نظرت عجیب نیست؟- هی-
اون در حین گشت زنی با یونگ ده، اتفاقی بهشون برخورد کرد
دیدی؟ بازم اتفاقی
اگه برخوردهای اتفاقی زیادی وجود داشته باشه نباید مشکوک بشی؟
خدا لعنتش کنه، میخوای ما چه غلطی کنیم؟
اگه یه جای کار بلنگه، این نشونه خوبی نیستش
مگه این قانون ما نیستش؟
کجا میری؟
امشب نمیتونی بری بیرون
چرا؟
چی؟
چی گفتی؟
هیچی، قربان
فهمیدم
هی
لعنتی، داشتی مشروب میزدی؟
چرا نتونستی شلیک کنی؟
متاسفم
هی
اشکالی نداره، کارت عالی بود
...با این حال، فقط محض اطمینان
نمیخوای که به خاطر عذاب وجدان ...و این چرت و پرتا
به پلیس زنگ بزنی که، درسته؟
به پلیس زنگ بزنم؟ من؟
آخه، با اون زن پلیسه دوستی
فکر کردم که شاید بخوای بهش زنگ بزنی و گریه کنی
"هی، اون آشغالا بهم گفتن که یه نفرو بکُشم"
قربان، لطفا بس کنین نمیخوام بشنومش
فکر میکنی حق انتخاب داری نکبت؟
ببین
واسه گذاشتن ساعتهای طلایی روی این دست ...به جای دستبند
کل عمرم به مغزم فشار آوردم
پس تو پسرعموی ته هو هستی، میفهمم
ولی تو از ما نیستی
منظورتون از "از ما" چیه؟
چی؟ به خاطر اینه که من اهل گانگنام نیستم؟
وای پسر
رئیس سو
برش گردون سرِ گشت زنی
قربان
هی، کوان سونگ هو
بله؟
منم اهل گانگنام نیستم
...اگه به خاطر این دستگیرشون کنیم
تحقیقاتمون باید متوقف بشه
بیا فقط هویت قربانی رو شناسایی کنیم
و فعلا سکوت کنیم
ولی مگه کارآگاه پارک بلوای بزرگی بینشون راه ننداخت؟
مثل اینکه دوباره بهش مشکوک شدن
باید دوباره اعتمادشون رو به دست بیاریم
فقط همین بار
به کمکتون نیاز داریم
دقیقا توی چی کمک نیاز دارین؟
بازرس یو، تو تنها افسر پلیسی هستی که
میتونه به ملاقات جونگ گی چول بره
این لیست کمپانی هاست- باشه-
الو؟
سلام، گی چول منم اوی جونگ
از سونگ هو شماره ات رو گرفتم
آها
میخوای باهم یه نوشیدنی بخوریم؟
به ملاقات کی قراره بری؟
اینجا منتظر باش
بیا بشینیم
یعنی چی؟
هیونگ نیم، چه خبر شده؟
چرا اوی جونگ میخواد گی چول رو ببینه؟
همسرت داره بهمون کمک میکنه
توی چی؟
قراره به گی چول بگه که
میتونه به کوان سونگ هو اعتماد کنه و اشکال نداره نزدیک خودش نگهش داره
...چرا اوی جونگ باید
این تحقیقاتی که داریم انجام میدیم، خطرناکه
چرا پای اوی جونگ رو بهش باز میکنی؟
این کار درست نیست
قبول کرد این کارو بکنه
هیونگ نیم- گوش کن-
ما از همسرت نخواستیم این کارو بکنه
از بازرس یو اوی جونگِ با استعداد بخش امنیتی
آژانس پلیس کلان شهر سئول خواستیم
جون مو، به نظرم میتونیم به بازرس یو اعتماد کنیم
از کجا میدونستی مامانم مریضه؟
یکی از پلیس هارو میشناسم
وقتی اون روز باهات روبه رو شدم
خیلی غیرمنتظره بود و منم رفتار بدی داشتم
نه، اینطور نبود
راستی، از قبل حتی خوشتیپ تر هم شدی
تا دا
هنوز اینو داریش؟
فکر کردم باید یه روزی بدمش به تو
نونا
یادته؟
دوستش داری؟
آره
اگه چیز خوبی توی مغازه کلیسا پیدا کردی
یکی برای منم بخر
برات یه چیز حتی بهتر از اینم میگیرم
یه چیز گرون تر
کِی؟
وایستا- چی شده؟-
به نظرت اگه قضیه مادرم نبود
چه اتفاقی برای ما میفتاد؟
امیدوارم که با سونگ هو خوب رفتار کنی
از بچگیش، سختی های زیادی کشیده
لطفا خوب ازش مراقبت کن
حتما مراقبت از مادرت کار سختی بوده
چیزی نیست
هروقت، وقت خالی داشته باشم سعیمو میکنم یه سری بزنم
ممنون، ولی واقعا نیازی نیست
تو هم سرت شلوغه
راستی، شوهرت تاحالا به مادرت سر زده؟
بهیار فکر کرد من داماد مادرتم
اگه بحث شوهرتو پیش کشید
فقط بگو طلاق گرفتی
و همونجا تمومش کن
راستش، طلاق گرفتم
ولی فقط چندنفر از خانواده ام خبر دارن
هرکس که میشناسم، پلیسه
واسه همین میترسیدم خبرش پخش بشه و اوضاع بهم بریزه
حتی به مادرم هم نگفتم
خب، اتفاقات زیادی تو زندگی میفتن
اشکالی نداره
میدونستی اوی جونگ طلاق گرفته؟
نه، نمیدونستم
به بقیه نگو اوی جونگ رو دیدم
از بچگی همو میشناسیم، برای همین اشکالی نداره همو ببینیم
ولی بقیه رو آزار میده
هرچی نباشه، اون یه پلیسه
بله، رئیس
خوش برگشتین، رئیس
و فکر کنم از حالا به بعد زیاد ببینمش
پس اینو یادت بمونه
بله، رئیس
فعلا همینقدر گشت زنی کافیه
الو؟
سلام، بابا
باشه
کوان سونگ هو
بله، رئیس
حاضر شو
چه خبر شده، قربان؟
مادر اوی جونگ فوت شده
صبر کنین، رئیس
داشتم فکر میکردم
و به نظرم خودتون تنهایی باید برید
برای دلداری دادن اوی جونگ
بهتره که تنها برید
میتونم بعدا ادای احترام کنم
خوبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.