Maklumat siaran

저녁 같이 드실래요 Dinner Mate E07(13-14) moonriverteam
Ulasan oleh moonriverteam1
HDTV کلیه ورژنها قرار گرفت تیم ترجمه مون ریور دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما @moonriverteam_sns https://moonriverteam.blogsky.com/

Tag

other
Diterbitkan pada: 2020-06-15
Muat Turun: 9
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

...بیا

تمومش کنیم

بیا رفیق شام همدیگه بودنو تموم کنیم

چرا یهویی این حرفو میزنی؟

من قانونـو شکوندم

من باید اینو بهت می گفتم

...من از خط قرمز رد شدم

من

تو خیلی زیاد دیدی

تو قسمتی از زندگی منو دیدی که دلم نمیخواست ببینیش

مثل این می مونه چیزی که نباید می دیدی رو بهت نشون دادم

و چیزایی رو دیدم که نباید می دیدم

....ولی

واسه من اهمیتی نداره

برای من داره

نمیتونم

جلوی خودمو بگیرم بهش فکر نکنم

من یکی از طرفدارای بزرگ نویسنده لی مون جونگ هستم

چی؟

نمیتونی جلوی خودتو بگیری به اون فکر نکنی ؟ نه من؟

چی؟

چرا باید به تو فکر کنم ؟

ای خدا

داری کجا میری؟

به زندگی خصوصی خودم

دیوونه شدی؟ چی ؟ از خط قرمز رد شدی؟

چرا قبل حرف زدن فکر نمیکنی؟

واسه چی آخه ؟ ای خدا

جونگ جه هیوک

تماس از دست رفته ، جونگ جه هیوک

این دیگه چی میخواد الان؟

چی شده؟

چی شده ؟ چیزی شده؟

یه مار تو چادر دیدم

چی؟

مار؟

مار کجاست؟ کو؟ می گیرمش

کجاست ؟ کو؟ بگو کجا دیدی

کجا؟- اینجا واقعا هیچ ماری نیست-

چی؟ الان چی شد؟

شوخی بود؟

خیلی کمال گرا بنظر میای ولی میدونی خیلی ساده ای ؟

جدا؟ اینجا مار نداره که

میگما

!محاله

اینجا مار داره ؟

ای خدا - کجا ؟-

خدای من

میدونی چقدر شلخته به نظر میای؟

تو که باید خوشحال باشی اینطوری عالی بودنت بیشتر به چشم میاد

نکته خوبی بود

ولی زمانش بد بود

فکر کردی واقعا ترسیدم؟ همش شوخی بود

جونگ جه هیوک

میتونی جوابشو بدی

پس چند دقیقه ببخشید

الو؟

هی دو هی ، کجایی؟

نیازی نیست جوابتو بدم

چرا زنگ زدی؟

اومدم در خونه ات ، باید یه چیزی بهت بدم

ولی خونه نیستی- نمیخوام چیزی ازت بگیرم-

ولی یه چیزی هست باید بهت بدم الان میام پیشت؛ کجا هستی؟

یه جای دور

با کی هستی؟- خب نیازی نمی بینم جواب بدم-

قطع میکنم

...دو هی

ممنون

یکمی سرده، واسه همین گذاشتمش

برای پتو نه

برای اینکه امروز اومدی

ما با هم دوستیم دوستایی که با هم غذا میخورن

...میتونیم درباره هر چیزی که

نمیتونیم به بقیه مردم بگیم با هم حرف بزنیم

از اونجایی که زیاد همو نمیشناسیم

صحبت ازاون چیزایی که تو سرمونه ، آسونتره

ما همچین دوستایی هستیم

درسته

دوست پسر سابقت بود؟ همونی که قبلا درباره ش حرف زده بودی؟

اگه درباره اش صحبت کنی ممکنه باعث بشه ، حس بهتری پیداکنی

البته اگه دوست نداری، مجبور نیستی

بله، دوست پسر سابقم بود

...یه روانی عوضی که یهویی میخواد دوباره

شروع کنیم بدون اینکه کوچکترین توضیحی بده ، واسه چی رفته بوده

گاهی وقتا واقعا نمیدونم، چطوری باهاش رفتار کنم

ضمن اینکه من دیگه فراموشش کردم

میدونی؟

درباره اون موقعهامون و کسی که اون موقع بودم، یه حس خاصی دارم

واقعا نمیدونم چیو میخوام ثابت کنم

من بهترین روزامو با اون گذروندم

اون مثل یه نماده، واسه اون روزا

پس وقتی نباشه میتونم با خاطرات ...اون رابطه ،کنار بیام

اگه بخوام خاطرات قدیمی رو پاک کنم

خودِ گذشته ـی منم ناپدید میشه

همه خاطرات بیست سالگیم

همشون میرن

اگه اون موقع با اون نبودی، ممکن بود

که بیشتر موفق میشدی و می درخشیدی

دارم میگم تو تمام اون لحظات درخشانت

احتمالا اون مرد باهات نبوده

واقعا ، چه کاره ای؟

میدونی گاهی وقتا حس میکنم دارم با یه روانشناس حرف میزنم

خب

اینا همش از تجربه های خودمه

گمونم خیلی قرار گذاشتی

توضیحی براش نمیدم

نمیپرسم - ممنون-

چرا بهم زل زدی؟- وای ترسوندیم -

کنار سرت هم چشم داری؟

میدونم این قانونمونه که درباره هم سوال نپرسیم و کنجکاوی نکنیم

ولی از اینکه به کسی بدهکار باشم متنفرم

چیزایی رو بهت گفتم که دلم نمیخواست کسی بدونه

ولی تو تا الان ،هیچی درباره خودت بهم نگفتی

اون نویسنده ، لی مون جونگ مادرمه

اگه اینو میدونی ، از بقیه آدما بیشتر میدونی

درباره رابطه عاشقانه ـم هم ، قبلا همه چیو برات گفتم

همون عشق اولت که برگشته؟

من فقط یه راه متفاوت برای قبول کردم موقعیتم دارم

همه اینا مال گذشته ست و نمیخوام حسرت روابطی که قبلا داشتم رو بخورم

یا همون رابطه رو دوباره تکرار کنم

تهش دوباره همونطوری میشه

یا تو ول میکنی یا یکی دیگه ولت میکنه

اگه اینطوریه اصلا نمیخوام شروع کنم

من خیلی آینده نگرم ، نیستم؟

میخوام در آینده ذهنیت سالمی داشته باشم

به سلامت برسی خونه

به هر حال،ممکنه متفاوت تموم شه

بجای اینکه اینطور احساساتت رو اینطوری کاملا سرکوب کنی

باید نیمه پر لیوان رو ببینی

این ممکنه یه روش سالم تر برای سلامت روانت باشه

باشه

خب دیگه بعدا میبینمت

باشه

خدافظ

خدافظ

ممکنه بقیه فکر کنن، تو دکتری

دو هی

دیر اومدی

دو هی- داری چیکار میکنی؟-

خب صدات کردم ، داری همینطوری میری

تا این موقع بدون اینکه بگی دم خونه یکی دیگه منتظر موندی

یهو بدون اجازه یکی ، دستشو بگیری

نباید هیچ کدوم از این کارو رو بکنی

یاد نگرفتی اینا رو؟

دو هی چه بلایی سرت اومده؟

سوتفاهم نشه برات که من هنوزم حسی بهت دارم

دارم جایگاهی که قرار داری رو بهت یادآوری میکنم

واقعا چطور میتونی؟

اول دستش رو ول کن

وایسا،اون کیه؟دوس پسرته؟

چی؟نه

عشق اول غم انگیز من

با هه کیونگ

می شناسیش؟

خوبی؟بزار ببینم

خوبی؟

اون کیه؟

تو کی هستی؟

پرسیدم تو کی هستی

دوست پسرمه

لازم نیست اینو بیشتر توضیح بدم که، مگه نه؟

دو هی داری چی میگی؟چطور میتونی دوست پسر داشته باشی؟

داری دروغ میگی مگه نه؟

نبینم دوباره این اتفاق بیوفته

اگه دوباره بیینمت،دیگه تحمل نمیکنم

بریم

اینو بخور

ممنون

بزار ببینم

خدایا،خدای من

...بخاطر یکم قبل

مساوی شدیم ، هر دومون برای مخفی کاری از هم استفاده کردیم

تو همیشه تو وحشتناکترین لحظاتم ، سر میرسی

این باعث نمیشه خودت وحشتناک بنظر بیای

ممنون

میدونم تو جایی نیستم که اینو بگم

باید حواست به رابطه ـت با اون مرد باشه

باشه

چی شده؟چراغ سبزه؟

وایسا،صبر کن،از خط رد شدی؟

آره

چطوری؟چطوری ردش کردی؟

من خط رو رد کردم

و آتیش رو روشن کردم

خدای من،نگات کن دختر ، واقعا که

چی شده؟قشنگ با جزئیات بگو

38مین خط موازی رو رد کردیم

!اوه،نه!38مین خط موازی

سلام

میتونیم حرف بزنیم؟

بیا

این چیه؟

یون آ و جونگ هیون دارن ازدواج میکنن

که اینطور- خیلی وقت بود با هم بودن-

بالاخره با هم ازدواج کردن

ممنون که دعوت نامه رو بهم دادی

میخوای باهم بریم؟

نه

دو هی

اون واقعا دوست پسرته؟

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left