200 baris pertama.
..:: تقديم به تمام پارسي زبانان جهان ::..
Men in the Hop
-خيلي وقته وايسادي؟ -يه چند لحظه اي ميشه
و ضمنا زمان تعويض کادو ها هم .تموم شد
.من بايد الان اونجا ميبوديم .آليس زنده زنده پوست من رو ميکنه
نگران اون نباش .بعد اين همه،هنوز اون رو نشناختي
اون بازم مثل هميشه به خاطر تاخير کردن
.عين يه پيرزن قُر ميزنه
اين همه وقت کجا بودي؟
''کجا بودي؟" "معلومه که با تو بودم"
پس بايد دوباره تو رو پوشش بدم؟
اما اين متضاد اون چيزي که اون خانومه گفت،نيست؟
.نه،اون فقط يه عمل جراحي داشته
اين چيزاي درپيتي،نميتونن پاهاي اون رو دراز و قشنگ نشون بدن
دارم ميبينم که داري به خاطرش افسوس .ميخوري
اما اون جوجه اي که اومد تو مغازه چي،چطوري بود؟
-جوجه....؟ -هم م م م
.اون پاها..خيلي دوست داشتني اند اونا تو رو هم جذب ميکنند
به سختي،درست برعکس تو،من دارم سعي ميکنم بفهمم که ديگه متاهلم
و خب وقتي متاهلم،يعني .در اصل يه متعهدم
آندره...ميدونستي هفته پيش يه مشتري اينجا مُرد؟
-اينجا توي ماشين؟ -آره.دقيقا همنينجايي که نشستي
بچه خيلي باحالي بود،داشتيم رانندگي ميکرديم
و حرف ميزديم،داشتم يکي از ...همون داستانا براش ميگفتم
.و يهو نگاه کردم و ديدم اون مرده
.چه داستان وحشتناکي بوده .بهتره اين داستانا رو پيش خودت نگه داري
سکته قلبي ناقص ديگه.واسه من 55ساله هم اتفاق ميفته ديگه؟
با اين مشکل صفرا،و فشار خون بالاي
!من و اين سرطان پروستات؟
.وقتي واسه تلف کردن نداريم،داداش
-خب...قبوله -بفرمـــــا
پس ميتونم رو تو حساب کنم،درسته؟
رادولف،متاسفم،ميدوني که من نميتونم .دروغ بگم
''من نميتونم دروغ بگم''
!اي خدا،دخترم با چه کسخلي ازدواج کرده؟
.سلام عسلم
...ميدونم،يه کوچولو دير کرديم،اما
!41دقيقه!بعد ميگي يه کوچولو؟
اوه...خب دستت درد نکنه
!خب،بچه ها -سلام!سلام
-کجا مونده بودي؟ -چي بگم والله؟
.رفته بودم خانومم رو ببينم
،اون يه چيز سفيد هلالي و مقعر داره !ميدوني که چي ميگم؟
.منم يَک آدم خَيري ام،وايسادم کمکش کردم
...و بعدش اون جوون فلسطيني يهو
.در ظاهر يه دختر پديدار شد .يه زن زيبا
اونم بدجور تو کف من بود .به خاطر اون بود که يکم دير کردم
خب من چيکار بايد ميکردم؟
.اون کاملا ديوونه من شده بود
!فقط ميشه اينقدر لاف نزني؟
.اونا داشتند بيليارد بازي ميکردند
ببين
.اون هنوز گچ رو دست هاشه
من نميدونم از اين کار چه لذتي ميبري
که تو اين سن اينقدر همه !چيز رو بزرگ کني؟
.حالا با خيال راحت بدون اون،باهاش حرف بزن
ما جمعه هم ميخوايم بريم يه دست ديگه بازي کنيم،مگه نه؟
-البته -راس ساعت 6
درست مثل بابابزرگ
بابا،مامان بزرگ و بابابزرگ دارن دعوا ميکنند؟
-نه،اونا دارن بازي ميکنن...يه .تخته بازي
يعني يه بازي مثل"لودو"؟
...خب
"بيشتر شبيه"گرگم به هوا ست
مامان بابات نميتونن اين شهوتشون رو يکم کنترل کنند؟
-آخه من اين رو هربار چطوري به پاويليک توضيح بدم؟ .خيلي عادي خب اونا هم ديگه رو دوست دارند
..و..خب...پس نبايد عجيب باشه
!اگه از ما هم يه سروصداهايي بشنوه؟
!اگه بخواي ميتونيم بي سروصدا اين کارو بکنيم
.وايسا ببينم،فکر ميکردم از دست من ناراحتي
.اون ميشه عقب انداخت .ولي تخمک گذاري رو نميشه
!پس نيازي نيست با لباسام حال کني
...هي،اما اگه هنوز عصباني هستي
.لازم نيست به روي خودت نياري ها
...مننظورم اينه که .نميخوام که مجبورت کنم
امروز ديگه پاک شدم.الانم بدنم تو بهتريم
!دما و چگالي لازم براي ترشحات لازمه است
!خب من ديگه الان راست کردم
...اين احساس خيلي متفاوتي نيست که بدوني
!اونجا قراره يه بچه باشه؟ -هم م م
اگه يکم عجله کنيم،ميتونم تو بهار براش تولد بگيرم
.و از شر گرماي وحشتناک تابستون هم خلاص ميشم
اتاق پشتي رو هم دوباره رنگ ميکنيم
و اثاثش رو از اول ميچينيم،باشه؟
.اوه هي،من يه نقشه هم کشيدم
.عاليه
-!مامانم اينا رو واسه اون بافته ها -آره
تو کدوم کلاه رو بيشتر دوست داري؟
-آبت اومد؟ -!نه،عضله هام گرفت
!يه نگاه بنداز ببين چقدر بد بخت و زن ذليل شديم
دوست من،وقتي پدر بزرگ من با لون لباس هاي
کثيف از سر کار ميومد
مستقيم ميرفت سر ميز و هيچ کس هم
.جرات نداشت به جز احترام گذاشتن بهش،حرف ديگه اي بزنه
.ما رو نگاه کن !برده ها
-اون بچه واسه چي اونجا وايساده؟ -!اوه ه ه!اونجارو...
-!پاويليک،از خودت دفاع کن .به هرجهت،اون اسکوتر خودته
.چي کار ميکني؟تنهاش بگذار
چطور ميتوني يه دختر رو بزني؟ !بايد از خودت خجالت بکشي
-اين پسر شما است؟ -چرا مراقبش نيستيد؟
يا سعي نميکنيد بهتر تربيتش کنيد؟
-!آره -اوه!از اين مرد ها چه انتظاري داري؟
!همه ما مثل هم نيستيم
!مرتيکه زن ذليل
خب،تو انجامش دادي پاويليک.وقتي که
.با زن ها معامله ميکني،بايد تيز و بز باشي
-چي شد؟ -کمرم درد ميکنه !داشتيم واسه بچه دار شدن،کار ميکرديم
-کار ميکردين؟يعني لذت نميبردين؟ - اين رو به دخترت بگو
اگه اون به زودي حامله نشه،چند وقت ديگه من !بايد با ويلچر اينور اونور برم
آره...بخند...همه که عين
!تو سگ حشري نيستن
!بايد بگم تو هميشه شهوت من رو متحير ميکني
-چرا؟مگه تو با اين قضيه مشکلي داري؟ -نه،اما
با همه اون زن هايي که توي زندگي تو بوده،من
!متعجبم که تو چرا هنوز با اين موندي
پس چي؟
.تو بايد هزاران بار اون رو لخت ديده باشي
اين خسته کننده نيست؟
ديوونه شدي؟من الان نزديک
!20ساله اون رو لخت نديدم -چي؟
اين کا واقعا يه خودکشيه و ميتونه روح .و احساس من رو فوراً بکشه
!پس تو چطوري ميتوني راست کني؟
تو فکر ميکني چند تا
زن خوشگل
اين بيرونه؟ -خب که چي؟
من اينا رو نگاه ميکنم و اينجا ضبطش ميکنم .درست مثل يه دوربين
.و وقتي بعدا لازمم شد،ميگردم و پيداش ميکنم
من ميتونم به آسوني توي اتاق خواب کارم رو پيش ببرم
و وقتي که به اوني که ميخوام نزديک شدم
!آروم چشم هام رو ميبندم و خلبان رو بيدار ميکنم
.و حالا اون تصويري رو که ميخوام رو ميبينم
.و بدن هم همون کاري رو ميکنه که بايد بکنه
ببين رفيق،من تو يه شب با کلي زن،عشق و حال ميکنم
بيشتر از اون چيزي که يه آدم تو .کل زندگيش اين کار رو ميکنه
اون پاها رو ديدي؟
.آره خب،خوشگل بودن
خوشگل بودند؟
!محشر بودند
!يه کف دستي هم بايد واسه اينا بزنم
-فقط همينقدر واسه امروز؟ -آره...حدس ميزنم
"حدس ميزنم؟" تو يه حسابداري؟
چون من هنوز به اين رستوران ميام
.قرار نيست بازهم حسابدار باشم
.من ميخوام آشپزي کنم .ميخوام سر آشپز بشم
!حالا من دارم همه کاري ميکنم...به جز آشپزي
.چرا،چون هنوز سر آشپز از پيشمون نرفته
.ما نتونستيم با صبر و تامل کارمون رو پيش ببريم
چرا فکر ميکني هيچ کس اونجا نمياد؟
آندره..آندره...ميدونم که
.از پخت و پز لذت ميبري،اما تو هنوز يه مبتدي اي
!درحالي که لوييس يه استاده .بعدش هم،اون يه فرانسوي الاصله
فرانسوي الاصله؟ مادر اون رفته بود
.پاريس و اونجا داشت کلفتي ميکرد،همين
.پس اون هم يه آدم معمولي چِکي هست
.اون هرگز يه فرانسوي نبوده و نيست
.بزار تو آشپر خونه تنها باشه
خوش آمديد..چي ميل داريد؟
شما چي پيشنهاد ميکنيد؟
دوست داريد واقعا يه غذاي خوشمزه واقعي بخوريد؟
.پس بريد يه رستوران ديگه
تو اينجا چي کار ميکني؟
.دارم گرم ميکنم
-مگه نگفتي جمعه ساعت 6؟ -اون يه دروغ مصلحتي بود
-بهونه اي واسه راحت شدن از زن ها،خيلي خب؟ -و خب من از کجا بدونم؟
پس فکر کردي اين چي بود؟ تيک عصبي بود؟
.تو بايد توضيح ميدادي که اين يه رمزه
!اي خدااااا.....تو واقعا کسخلي
!باباش معمار بوده
-سلام -عصر بخير
عصر بخير
ايشون شارلوتا هستند .ايشون هم آندره است،داماد منه
همون که پشتش خيارک داشت؟
و شما هم احتمالا يکي از اون افرادي هستيد که براي
کمک به درماندگان به اينجا اومده ايد؟
.ديگه نه...اون فقط يه مجازات دولتي بود
-مجازات؟ -ه م م -واسه چي؟ تهمت زدن به دولت
.يه مشت کس شعر اون منشاء هنوز هم ملي ـه،مگه نه؟
چرا ما نميتونيم بريم با دخترهاي من شنا کنيم؟
و يا اينکه ميتونيم با لباس شنا کنيم؟
!شايد من نتونم زياد مست کنم،گفته باشم
.يه نوشيدني گرم براي من و خانم دابل.دستت طلا
همون که پشتش خيارک داشت؟
تو درباره زندگي خصوصي من با اون بحث ميکني؟
.من دوست دارم اون رو بخندونم .کلي خنديديم
.خب،خوشحالم .واسه من آب بياريد،لطفا
!بيخيال ميخواي همينجا بموني؟
.البته.من تو رو اينجا تنها نميگذارم
.ممکنه يه کار احمقانه اي بکني که بعدا ازش پشيمون بشي
-اون دختر،جاي دختر بزرگ توـه -عمرا
اول من بايد يه کاري با
.مادرش کرده باشم که بشه دخترم .من اون رو کاملا يادمه
!ولي اون نصف اين هم زيبا نبود
و تو ميخواي با اون چي کار کني؟ با اون لکه هاي سياه رو پوستت؟
.زن ها از چيزهاي سياه خوششون مياد
اگه به مارتا فکر نميکني
.حداقل به فشار خونت فکر کن
.قطعا اون با اين قضيه کنار نمياد
.اوه!خب دکتر برام يه سري تمرين تجويز کرده
اون بدن رو ديدي؟
.اين يه نمونشه .اون يه رقاصه
No comments yet. Be the first to leave one.