191 baris pertama.
... آنچه در «آناتومی گِری» گذشت
.دوستت دارم
.همه چیز تو رو دوست دارم
!دیگه چنین فرصتی پیدا نمیکنم !این یک فرصت رؤیاییه
.باشه، من نمیخوام برم آفریقا
.فهمیدم که بچۀ مارک رو حامله ام
هستی یا نیستی؟
.هستم
!اوه، خدای من
!کِلی! کِلی
کِلی: من تو رو به عنوان .مونس زندگیم انتخاب میکنم
.من به تنهایی از پسش برنمیام
آریزونا: فکر میکردم دیگه سختیها .رو پشت سر گذاشتیم
!ما یک بچه داریم - !میدونم -
چطور میتونی اینکار رو بکنی؟ .دیگه نمیخوام رابطه مون رو ترمیم کنم
.ایشون پِنی هستن
آریزونا: کِلی داره میره نیویورک .و داره سعی میکنه سوفیا رو هم ببره
.تو وکیل گرفتی - .خودت شروع کردی -
مِردیت: داستانی در کتاب مقدس هست
که در اون دو تا زن ادعا .میکنن که مادر یک بچه هستن
گَمبِل: موکل من حاضره ملاقاتهای .برنامه ریزی شده رو پیشنهاد بده
.به صورت هفته در میان
. قضاوت بعهدۀ حضرت سلیمان بود
.این مسخره است، خودش هم میدونه
سوفیا که خودش نمیتونه ماهی دو بار .به تنهایی سوار یک پرواز شش ساعته بشه
.جواب کاملاً منفیه
.گوشی، لطفاً
. دو تا مادر، ولی بچه فقط به یکیشون میرسید
.از اول میدونستیم که از بیخ رد میکنن
.اونها هر پیشنهادی رو از بیخ رد میکنن
.چونکه غیر منطقی هستن
.اونها فعلاً نعمت غیرمنطقی بودن رو دارن
فقط کمتر از 12 ساعت برای .به توافق رسیدن وقت داریم
ترکیب شاهدهایی که جمع کردن بهتره .و خودشون هم این رو میدونن
.ما هم ریچارد وِبر رو داریم
...خیلی خب
.شاید بهتر باشه آپریل رو به جایگاه بیاریم - .کِپنر؟ نه -
ما کسی رو که تازگی از پروندۀ .پزشکیش کنار کشیدی به جایگاه نمیخونیم
اما اون بیشتر از هر کسی .با هم بودن من و سوفیا رو دیده
.و انسان خوبی هم هست .اون حقیقت رو میگه
.نه، قابل پیش بینی نیست، خیلی ریسک داره
.وِبر خوبه
.بهتره همینطور باشه
موکل شما حاضره چه راه حل دیگه ای رو پیشنهاد کنه؟
. سلیمان راه حلی پیدا کرد .پیشنهاد کرد بچه رو 50-50 تقسیم کنن
حق ملاقات در تعطیلی مدارس و .تابستان برای دکتر رابینز
.اینجوری که دوباره برمیگردیم سر خونۀ اول
اون به معنای واقعی کلمه .پیشنهاد کرد بچه رو دو نیم کنن
.این یک مصالحۀ منطقیه
.آره، میتونی مصالحه ات رو بکنی توی حلقت - اوه، نه، اصلاً میدونی چیه؟ -
...میتونی
.گمبل: آریزونا، به من نگاه کن
.ما الان توی آمپاس گیر کردیم
اگر الان توافق نکنیم و بریم به دادگاه
.ریسکش وجود داره که همه چیز رو از دست بدی
فقط یکی از شما دو نفر با حضانت .بچه از اون دادگاه میاد بیرون
.کاملاً در جریان این موضوع دردناک هستم
به همین خاطر شدیداً .اصرار میکنم پیشنهادشون رو در نظر بگیری
.پیشنهاد اونها توهین آمیزه
.و یادمه که تو هم قراره برای من کار کنی
.جواب کاملاً منفیه - .گوشی -
همه چیز زمانی تموم میشه که ...یا یکی از مادرها کنار بکشه
.گمبل
.گوش میکنیم
... یا هر دو سر موضعشون باقی بمونن
.توی دادگاه شما رو میبینیم
. و بچه تکه پاره بشه...
زیرنویس از بابک ترجمه شده از زیرنویس Caio برای درک بهتر، زیرنویس به) فارسی روان ترجمه شده و معادلهای (.محاوره ای فارسی در آن بکار رفته است
!سلام، سوفیا
.مِر چند لحظۀ دیگه میاد پایین
.بابت این موضوع خیلی متأسفم
.خواهش میکنم .این بهترین راه برای گذروندن مرخصیه
.هِی، برای صبحونه تو فکر پَنکیک هستم
با شکلات؟
!راست میگی ها
.همون رو درست میکنیم
سوفیا چیزی از ماجرای امروز مامانهاش میدونه؟ - .نه -
بعد از اینکه همه چیز دقیقاً .معلوم شد باهاش صحبت میکنیم
سلام. آماده ای؟
.هِی، بیا بغلم
.بیا بغلم - .دلم خیلی برات تنگ میشه -
میدونی چیه؟
.مامانی خیلی خیلی دوستت داره
.قبل از اینکه متوجه بشی دوباره میبینمت
.میدونم
.داری خیلی محکم بغلم میکنی
.داری خیلی طولانی بغلم میکنی
.کِلی، باید بریم. بهتره دیر نکنیم
.زود باش. زود باش
.زود باشد. زود باش
.خیلی خب
!بیا بریم زولا رو پیدا کنیم
.هِی
.مشکلی براش پیش نمیاد
.مَگی مواظبشه. نگران نباش
.نگران نباش
.مشکلی پیش نمیاد
.این یکی نسبتاً عمیق تره
.من بخیه میزنمش. تو باید بری
حال بچه خوبه؟
.بذار یک نگاهی بندازیم
.آپریل: جنی؟ سلام تارا
.شنیدم خوردی زمین - .روی چند تا ظرف -
داشتم ظرفها رو میشستم که کل زمین آب صابونی شد
.و بعدش سر خوردم
.بهش گفته بودم که خودم بعداً میشورمشون
.به نظرم در مرحلۀ لانه سازیه غریزه ای در انسان و حیوانات که محیط) (.زندگی را برای آوردن بچه آماده میکنند
.مامان، تمومش کن
...این از ضربان قلب بچه ...قشنگ و منظم
و بچه فعال هم هست که .دقیقاً همون چیزی که میخواین
من واقعاً بد خوردم زدم. آیا مطمئنین؟
بچه حالش خوب به نظر میاد
.اما یکم مایعات آزاد توی شکمت میبینم
.احتمالاً خونریزی باشه - .یا مایع آمنیوتیک -
.جنی باید ببرمت بالا و یک نگاهی بندازم
جراحی؟ - .نه -
جراحی نه. دوباره نمیخوام .درگیر اون ماجرا بشم
.چیزی نیست - فقط یک شکاف کوچولو درست میکنم -
که دوربین از اونجا بره داخل .و مطمئن بشم که همه چیز روبراهه
شما هم هستین، مگه نه؟
.من... متأسفم
.واقعیتش دوست داشتم میتونستم .اما امروز نمیتونم
.دکتر روسو» وضعیت بچه رو کنترل میکنن»
(ایشون پزشک زایمان آنکال (گوش به زنگ .هستن و کارش هم عالیه
.با این حال خودم هم میام. خوشحال میشم نمیخوای بری؟
.چرا. بعداً سر میزنم
روسو کارش خوبه اما ممکنه یکم .رفتارهاش مثل قدیمیا باشه
.حَله، برو - .باشه -
.باورم نمیشه تو کایل رو با یک نامه ردش کردی
.سنگ دلانه است
.از سر دلخوشی که نبود
فقط دهۀ 80 یک نفر رو .اینطوری با یادداشت رد میکردن
اصلاً دوباره بهم بگو چرا باهاش بهم زدی؟
.خودت میدونی چرا - .آره میدونم -
اون خیلی جذابه، بهت هم علاقه داره، گیتار هم که میزنه
.مریض هم که هست .اینطوری همیشه میدونی کجاست
.میدونم
تو مجبور بودی بین پزشک بودن .و دوست دختر بودن یکی رو انتخاب کنی
.تصمیم درست رو گرفتی
.ممنونم
با این حال، مغزهای زیادی وجود (داره که بشکافیشون (عملشون کنی
.اما باسن های مثل مال اون معدودن
.چشمهات به باسن خودت باشه
.آریزونا: سلام
.سلام. قهوه اش رو خودم آسیاب کردم
.ممنون. بیا بریم
.وایستا، وایستا
.هنوز چند دقیقه وقت داریم
حالت چطوره؟
.رابینز
سخت خواهد بود، اما الان باید ورای سختیها رو ببینی
.که وقتی کارشون تموم شد چی خواهی داشت
«.در پایان، به بچه ات میرسی»
این همون چیزیه که خودم .به مادرهای در حال زایمان میگم
.چرا نمیخوری
.اوه، باشه
قاضی کِین: ما امروز اینجا هستیم تا وضعیت حضانت یک خردسال رو
.بین دو والد مطلقه تعیین کنیم
.آریزونا رابینز و کِلایوپی تورِس
ترکیب شاهدان این دادگاه غیر معمول هستش
.به این خاطر که بین هر دو والد مشترک هستن
طرفین درخواست کردن که هر شاهد رو فقط یک بار بخونن
و در اون زمان هر دو این فرصت .رو دارن که از شاهد سؤال بپرسن
اگر شهادت میدید یادتون باشه
.اینجا مسابقۀ محبوب بودن نیست
.اینجا طرف شخص خاصی رو نمیگیرید
...همۀ ما با هم یک طرف هستیم
.طرف یک بچۀ شش ساله
.دکتر تورِس، دکتر رابینز
بدون استثناء جلسات دادرسی حضانت
.برای تمام طرفهای درگیر خیلی سخته
.از جمله برای دخترتون
بدون شک حرفهای تندی اینجا .زده خواهد شد که نمیشه ناگفته بمونن
من همیشه قبل از شروع دادرسی حضانت این رو از والدین بچه میپرسم که
آیا هر دوی شما به ادامۀ این کار مطمئن هستید؟
.بله، عالیجناب. مطمئنم
.دکتر تورس
.مطمئنم عالیجناب
از این لحظه دادگاه تعیین حضانت فیزیکی .کامل سوفیا رابین اسلوان تورس رسمی ست
اُون: من و دکتر تورِس روی یک پروژۀ خیریه کار کردیم
.که اعضای مصنوعی برای زخمیهای جنگ میساختیم
و این پروژه برای شما خیلی مهم بود
.چون شما خودتون هم کهنه سرباز بودید آیا درسته؟
.بله، من به عنوان جراح در ارتش خدمت میکردم
.اقدامات خیریه و تجربۀ جنگ .هوشمندانه است
.آره، این به نفع رابینز نیست
کارپیو: ارتباط دکتر تورس با این کار چطور بود؟
.خب، اون دلسوزه
وقتی هم که در حال خدمت نبود .همیشه میخواست با تمام توان کمک کنه
.اون حس همدلی قوی ای داره
.دل بزرگی داره
No comments yet. Be the first to leave one.