200 baris pertama.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
ما شروع سخت و ناجوری داشتیم
پیش میاد
توی همچین پروندههایی
دخترِ پولدار گُمشده
مرد مُرده توی صندوق عقب
...بعدش من با همهی... نمیدونم
مشکلاتم
من شکسته نفسی نمیکنم
واقعاً کارم رو خوب بلدم
وگرنه مردی مثل جاناتان سیگل باهام تماس نمیگرفت
فقط به یه لحظه استراحت نیاز داشتم
بگذریم، برگردیم سرِ کارمون
،برنی سیگل
پدرِ اُلیویا و شوهرِ سابق ریچل کیِ مرحوم
،همچنین تهیهکنندهی فیلم .گرچه در سطح پدرش نیست
لطفاً برنی صدام کن
هی، من عاشق اینجام
آخرین فیلم موفقش در مورد یه میمونِ موجسوار بود
جای باکلاسیه
،وقتی توی شهرم .جای دیگهای نمیمونم
.آره، مردی با سلیقهی خاص .براش ارزش قائلم
بله، آقایون. چی میل دارید؟
دو تیکه نون تُست سفید با پنیرِ کاتیج در کنارش
یه قوری آب جوش با لیمو - فقط قهوه. تلخ -
،چیزی که واقعاً میخوام بیکن و تخم مرغه
ولی الان رژیمِ خام گرفتم
بگذریم، چه کمکی میتونم بهت بکنم؟
دوست دارم در مورد اُلیویا حرف بزنم
آره. باید بهت بگم، شوگر
فکر کنم داری وقتِ خودت و پولِ پدرم رو هدر میدی
اُلیویا مثل همیشه همین روزها برمیگرده
در حالی که آمادهست دوباره بره کمپ ترک اعتیاد
اگه من پدرش بودم، نگرانش میشدم
تو پدرش نیستی و منم نگران نیستم
پدرت نگرانه
و بفرمایید
یه چیزی بهت میگم
من اُلیویا رو بهتر از هرکسی میشناسم
قطعاً بهتر از پدرم میشناسمش
و خیلی بهتر از ملانی میشناسمش
این رو بهت میگم
دیشب باهاش خیلی بهت خوش گذشت، مگه نه؟
.یه ذره ازش ناراحتم .باید بگم. آخه اون زنِ سابقمه
،اوه، این رو نمیدونستی، مگه نه آقای کارآگاه خصوصی؟
تو و ملانی متیوز در شبِ سال نوی 1999 توی لاس وگاسِ نوادا عروسی کردید
سه روز بعدش هردوتون به جرم ،تخریبِ مُغرضانهی اموال
حمل مواد مخدر و ایجاد اغتشاش و شلیک با اسلحه در حالت مستی دستگیر شدید
ماه عسلِ خیلی خفنی بود
خواهش میکنم. با احتیاط ببین
این رو از کجا آوردی؟
این فیلمهای پولاروید توی سال 1996 به بازار اومدن
اون موقع ریچل کی همسرت بود، مگه نه؟
میدونی که همینطور بود
تو اون عکس رو گرفتی؟
نه، من نگرفتم
ممنون که حقیقت رو بهم میگی، برنی
متشکرم
اوهوم
تا حالا کسی رو دوست داشتی؟
منظورم اینه که واقعاً عاشقش باشی؟
...جوری که اگه عزرائیل بیاد سراغت و بگه
من جونِ این آدم رو که عاشقشی میگیرم» «مگر این که جونِ خودت رو بهم بدی؟
خب، من برای ریچل جونم رو میدادم
و اُلیویا تنها یادگاریه که ازش برام مونده
و اگه فکر میکنی دخترم برام مهم نیست، آشغال
!پس کونِ لقت، گُم شو
و پولِ قهوهی تخمیات رو هم میدم
ممنون
اون یه چیزی رو مخفی میکنه
یا حداقل دست گذاشتم روی جای حساسش
«یعنی، وقتی یکی بهم میگه «گُم شو معمولاً نشونهی پیشرفته
،دیوی سیگل و کنی .بادیگارد مورد اعتمادش
بیا سریع تمومش کنیم، خب؟ - آره -
اینجا رو گشتی؟ - اتاق خواب رو بگرد -
هی... دستگاه شنود رو کار بذار
ردیفه
جاسوسی از کسی که استخدام شده خواهرش رو پیدا کنه
چرا باید همچین کاری بکنه؟
از چی میترسه؟
...هی
چیزی پیدا کردی؟
...آره، ولی
...فقط یه سری مجلهی عجیب یا هرچی. هیچی
...کیفی نیست
احمق بودنشون کمک میکنه - صبر کن. چندتا نامه پیدا کردم -
.خب، بیارشون اینجا .بذار چندتا عکس بگیرم
،همیشه زیاد ازش لذت نمیبرم .ولی به پیشبرد کارها کمک میکنه
با یه خورهی فیلم طرفیم - سلام، هلن. منم -
آره، همینطوره - یکی قراره بهت زنگ بزنه -
میخواد با مامانم حرف بزنه
به وضوح فکر میکنن تویی
خدا به مدارکِ کاغذی برکت بده
اونا توی راهن
فقط چون انتظارِ اومدن دیوی رو دارم به این معنا نیست که اون خطرناک نیست
برای مثال نمیتونم اجازه بدم توی گذشتهام سرک بکشه
نه، چنین چیزی قابل قبول نیست
حالا که برنی کمکی نمیکنه ،و دیوی هم بدتر از اونه
امیدوارم بتونم با حرف زدن با دوستهای اُلیویا سرنخهایی گیر بیارم
درست مثل توی فیلمها
،اولین باری که نشئه کردیم .کلاس ششم بودیم
ششم بودید؟ چند سالتون بود؟
تقریباً 11 سالمون بود - !عجب -
ولی تقریباً یک ساله که باهاش دورهم نبودیم
چون ترک کرده بود؟
فکر میکنید چرا ترک کرد؟
اون بیشتر از بقیه مصرف میکرد یا بیشتر مشروب میخورد؟
آره. فکر کنم اون کم کم داشت از کنترل خارج میشد
مطمئنی؟ - باید اون رو توی دورانِ اوجش میدیدی -
اون یه کارهایی میکرد که باعث میشد بیشترِ بچهها سر از زندان در بیارن
مثلاً چی؟
کلی مواد، رفیق - خیلی خب -
ولی فکر کنم یه لحظهی متحول کننده داشت
که یه جورایی از خود بیخودش کرد
چیزی از روابط عاشقانهاش میدونی؟ دوست پسرهاش؟
نه
،تو که بهم دروغ نمیگی مگه نه، عزیزم؟
یادت میاد با اون بوده باشه؟
نه، تا جایی که یادم میاد نه
با هیچ مردی رابطهی پایدار نداشت؟
ما اینجوری عشق و حال نمیکردیم - واقعاً؟ -
هر بار با یه مرد متفاوت بودیم
میدونی که چجوریه
،روحم هم خبر نداره .ولی حرفت رو قبول میکنم
سلام. جان شوگر هستم - سلام -
تا حالا اُلیویا رو با این مرد ندیدی؟
هیچوقت ندیدمش - مطمئنی؟ -
آره. اون فقط از من جنس میخره
خیلی وقته که چیزی نخریده
یعنی ماهها یا هفتهها؟ منظورت از «خیلی وقته» چیه؟
نمیدونم. حداقل یه ساله، مرد
شماها چی؟ هنوزم مواد میزنید؟ چه خبره؟
من دارم مدرک دانشگاهیم رو میگیرم
خودم رو جمع و جور کردم - واقعاً؟ -
تو چی؟ - نظری ندارم -
فکر میکردم
خیلی خب. اگه چیز دیگهای به ذهنت رسید
به این شماره زنگ بزن. ممنون
ممنون که وقت گذاشتید. خیلی خب - خواهش میکنم -
به نظر میاد اُلیویا واقعاً زندگیِ سابقش رو کنار گذاشته بوده
این خبرِ خوبیه
،خبرِ بد اینه که زندگیِ جدیدش
خب، انگار یه جورایی اون رو توی دردسرِ بدتری انداخته
وقتشه جاناتان سیگل رو در جریان بذارم
از اونم یه سؤالهایی دارم
.فیلم «پسری در گوشه» خیلی موفق بود .یه پدیده بود
فیلم «مردی در گوشه» هم موفق میشه
این بازگشتِ بزرگ دیویده و هیچی تغییرش نمیده
،اگه این داستان درز کنه
هیچ استودیویی این فیلم رو منتشر نمیکنه
و تو 60 میلیون دلار ضرر میکنی
تو قانونِ اساسی تهیهکنندگی رو نقض کردی، برنی
از پولِ خودت استفاده کردی
داستان که درز نمیکنه، درسته؟
نه. از هفت نفر از هشت قربانی تعهد عدم افشای محکم گرفتیم
از کلمهی «قربانی» استفاده نکن
ولی چیزی که نگرانم میکنه مدعیِ هشتمه
،اون خیلی اذیت میکنه .ولی حلش میکنیم. مطمئن باش
هر طور که شده راه میاد
خب، هفت نفرِ دیگه قطعاً احساس میکنن سخاوت به خرج دادی
یه لحظه صبر کن
برنی، منظورت اینه که دیوی گناهکاره؟
من این رو گفتم، عزیزم؟
اون این رو نگفت - و اسمش دیویده -
اگه نتونیم نفر هشتم رو راضی کنیم چی؟
اگه نتونیم، شهادت دیوی مقابل شهادت زنهست و توی دادگاه میبینیمش
یه کاریش میکنیم
از کلمهی «قربانی» استفاده نکنید
هیچکس نباید از کلمهی قربانی استفاده کنه
خب، چی توی سرته، جان؟ - نمیدونم -
یعنی، خانوادهی سیگل یه چیز دیگهست
خیلی خب. چرا؟
یه نوشیدنی میخوای؟ - نه، ممنون -
دوباره رفتم جاناتان رو دیدم - وای. خب؟ -
،از آخرین باری که باهم صحبت کردیم .چند نفر از اعضای خانوادهتون رو دیدم
بابتش متأسفم. بذار حدس بزنم. برنی
آره. اون مثلِ شما در مورد ناپدید شدن اُلیویا نگران نیست
البته که نگران نیست
واقعاً؟ - واقعاً -
آره، اون پسرش دیوی و بادیگاردش رو فرستاد
اتاق هتلم رو بگردن
وقتی باهم صبحونه میخوردیم - !خدایا -
اُلیویا داغونه. همیشه هم اینجوری میمونه
این روایتیه که بیشتر از همه به نفع برنیه
بهش اجازه میده روی ساختنِ فیلمهای بد و پسرِ احمقش تمرکز کنه
اوه. نباید این رو میگفتم، مگه نه؟
همهی فیلمهای برنی بد نیستن
!آخ
دیوید پسرِ برنی از مارگیت سورنسنه؟
هنوز اون رو ندیدی؟ - نه -
یه الگوی دیگه از خودخواهیِ افسارگسیختهست
زنِ وحشتناکیه
احساس میکنم خانوادهتون زیاد صمیمیت نداره
...خب
ما دلایلِ خودمون رو داریم
جان، میشه یه کمکی بهم بکنی؟
همم؟
خب، به نظر میاد به هر چیز ممکن غیر از نوهام پرداختیم
بابتِ صبرتون ممنونم
شرمنده
No comments yet. Be the first to leave one.