200 baris pertama.
"داداش عیسی سلام رسوند"
کوکو؟
کوکو مُرده
یعنی چی "مُرده"؟
یعنی نیست. هیچی
من گانش گایتونده هستم
به هیچکی اعتماد ندارم
.حتی اون نمیتونه بهم صدمه برسونه چون من بالاتر از اونم
...از امروز، تنها یک خدا توی گوپالمت پرستش میشه
و اون منم
از حالا به بعد من تنها خدای حقیقی شمام
:.: تـرجـمـه از یونس :.: .: JOnAhBalouch :.
چطوری این قضیه رو فهمیدی؟ - یک خواب دیدم. سرـت به کارِ خودت باشه -
باید قبل سازمان اطلاعات هند دستش بهش برسه، گیرش بیاریم
چرا اینکارو میکنی؟ بخاطر اینه که از دخترـه خوشت اومده؟
.بانتی به راحتی تسلیم نمیشه حتما تیراندزای میشه
لازمه بهت یاد بدم چطوری ضامن رو برداری؟
.توی گوگل سرچش میکنم .همونطور که راماکانت جادِو رو گوگل سرچ زدم
ویرایش نهایی از زبان هندی توسط میلاد طاهرخانی
اینا کی هستن؟ - آدمای خودمونن -
مجرم هایی که خبرچین شدن
،اگه چیزی درست پیش نرفت ...میگیم ما درمورد اونا اطلاعاتی دریافت کردیم
که اونا یک ساختمون ساز رو تهدید کرده بودند و با 6هزار روپیه فرار کردن
این چیه؟ - واسه محافظت توئه -
.اگه شلیک کنن ما هم شلیک می کنیم ما هیچی درمورد بانتی نمیدونیم
فهمیدی؟
الو؟
تیم استراخ در موقعیت هستن، خانم
باشه
منتظر دستوریم، خانم
برو، برو، برو
حرومزاده
نقشه این نبود - یالا برو دختره رو نجات بده -
"!نقشه این نبود؟"
بله قربان
انجام شد، قربان
خانم، خانم. اون فهمید
کی؟ - سرتاج -
دستور چیه، خانم؟
شما ادامه بدین
باشه خانم. تیم گمراه کننده حرکت کنه
سرتاج لعنتی! لعنت بهش
اونا کجان؟
نمیدونم
لعنتی
حرومزاده
قربان
یالا، یالا
!وایسا
عوضی مادر به خطا تو اینجا چکار میکنی؟
تو تموم این بازیا رو شروع کردی، نه؟
چرا هرچیزی رو خراب میکنی؟
بزار نايانيکا بره. من نجاتت میدم
بعد اینکه نجاتم دادی چکار میکنی؟
منو میندازی توی زندان؟
!بزار دختره بره - !تو بیخیال دختره شو -
این وسواس ـت باعث دردسر تو میشه
گمشو از اینجا
نزدیکتر نیا، سرتاج
،اگه شلیک کنی با این گلوله ها آب کِش ـت میکنیم
هیچی ازت باقی نَمونه
از طرف رئیس ـته
هی خانم، این مسخره بازیا چیه؟
سرتاج داره چکار میکنه؟
گوش کن، بزار باهاش حرف بزنم
حرف بزن
سرتاج، از اونجا برو
راهو باز کن، این یک دستوره
.فهمیدی؟ راهو باز کن. از سر راه برو کنار
یالا برو
!بکش کنار، سرتاج
سعی کن بفهمی چرا دخالت میکنی و نقشه ـمو خراب میکنی؟
گمشو. گورتو گم کن وگرنه می میری
چرا شماها همینطور وایستادید؟ !از اینجا ببریدش
یالا یالا یالا، وقت نداریم
تقریبا رسیدیم
!سوار ماشین شو، سریع
حادثه هیچوقت خبر نمیکنه
وقایع همینطوری بودند
این احساسی بود که تمام کشور داشت
دخترـه وزیر داخلی در کشمیر ربوده شد
در دهلی کودکان خودشون رو زنده به اسم کمیسیون ماندال در آتیش مینداختن
در پارلمان، نخست وزیران هر روز به راحتی تغییر می کردند
ولی من قصد نداشتم اجازه بدم گوپالمت به راحتی از دستم بره
اول، من مشروب رو توی گروه ممنوع کردم
اینکار همه رو عصبانی کرد
بعد قسم خوردم 50تا از آدمای عیسی رو ظرف یک ماه بکُشم
عبدل توی هتل ایرانی
چطوری داداش؟ همه چی خوبه؟
رجب رنگیلا توی خاجور گالی
اسماعیل در ناگپادا
یالا
آجو، ویکی و سوفی توی کارخونه
ولی هیچکدومشون مهم نبودند
نتونستم کسی که برای عیسی مهم بود رو بکشم
عیسی با خونوادهش به دُبی رفت
آقای پریتوش متقاعد شد که همهی این اتفاقات بخاطرـه بداقبالی بوده
ستاره هات.... باهات یار نیستند
منظورم اینه که، زحل بدشانسی آورده
میدونی، چرخه سیاره زحل
وقتی که تاثیرش شروع میشه
همهچی خراب میشه
پریتوش بهم گفت که این حلقه همه چیزو درست میکنه
...یک حلقه به دست یک بچه ای که تازه بدنیا اومده بزار
و درمورد چیزی نگران نباش
...میتونی از زمان بچگی گند بزنی به همه چی
و این حلقه کوفتی درستش میکنه
این جنگ ـه بین تو و عیسی تا کِی ادامه داره؟
عیسی توسط ما از بین میره
هیچ عوضی ای قسر در نمیره
خون همهشون ریخته میشه
ما هم خون زیادی ریختیم ولی تو نمیبینی
بفرمایید، آخرین دیدارتون رو انجام بدید
بسم الله الرحمن الرحیم
آخرین باری که با آدمات وقت گذروندی کِی بوده؟
فقط عشق و حال کردی؟
بانتی در جشن بدریا اومد و عید رو با اونا جشن گرفت؟
چوته و بادا بدريا توی جشن گانپاتی بانتی رقصیدن؟
.همه ی اینا در گوپالمت اتفاق افتاد هرکی می نوشید و زمان خوبی داشت
ولی الان دیگه اتفاق نمی افته
،اجازه نده میل جنسیت روی فکرت تاثیر بزاره وگرنه تا آخر زندگیت همینطوری میمونی
هنوز وقت هست
گوپالمت رو از تخریب شدن نجات بده
راجع بهش فکر کن - کانتا درست می گفت -
بعد اینکه کوکو مُرد، افسرده شدم
سعی کردم ناامیدی ـم رو در تخت رها کنم
مثه یک دیوونه
ولی هروقت یک فاحشه رو با گل هایی روی موهاش میدیدم
انگار مادرم رو دیدم
چرا اونو آوردی؟
فقط قلبم نبود، کیرمم خونریزی داشت
...جناب سرتاج، قدرت چیزیه
...وقتی که بیاد با تمام توان میاد
و وقتی که از بین رفت، تو رو تو خالی میزاره میره
زمان به سرعت در حال تغییره، جناب
پلنگ که باعث شد من زنده بمونم فرشته مرگم شد
هرموقع که به چشماش نگاه میکردم احساس میکردم خدا هستم
ولی وقتی که توی بیمارستان دیدمش، احساس پوچی کردم
کاملاً خالی
این دفعه خوش شانس بودی
اینو تو دستم کردی؟
بخاطرـه همین حلقه زنده ای
...از وقتی آوردیمت بیمارستان
این حلقه دستت بوده
در مورد مرگم میدونم
.این اونجوری نیست که می میرم - کی گفته تو قراره بمیری؟ -
...جنابِ پریتوش
بزار حرف بزنم
حرف بزن، حرف بزن
میخوام ازدواج کنم
از اون نوع دخترا که راجع بهشون گفتی
یک دختر واسم پیدا کن
مواظب باش
ببرش طبقه بالا و بزار استراحت کنه
هی گوش کن
اسمت چیه؟
سبهدرا
...تو
تو این حلقه توی انگشتم کردی؟
تا منو نجات بدی؟
زبون نداری حرف بزنی؟
تو فکر میکنی از خدا بالاتری
واسه خاطرـه همینه اون تو رو مجازات کرد
پس تو از خدا میخوای منو ببخشه؟
بِنال حرومزاده
تو درک نمیکنی
هیچی فراتر از خودت رو درک نمیکنی
وقتی خدا تو رو مجارات کرد، من رو هم مجازات کرد
.اون باعث شد من و خونوادهم هم دچار رنج بشیم
دیوونه ای، جنده؟
برو بیرون
چاپلوسِ عیسی، پارولکار، اطلاعات محرمانه ای بهم داد
عثمان شیخ، حسابدارِ عیسی
اون داشت تنها از دُبی واسه علاج بیماریِ مادرش به بمبئی میآمد
تا اونوقت ما آدمای بی ارزشِ عیسی رو کشته بودیم
ولی عثمان.... اون واسه عیسی مهم بود
مثل سایهاش بود
..اون با هواپیما داره میاد اینجا
ولی توی یک تابوت میره
....تا
تابوت چیه؟
...تابوت چیزیه که وقتی بزور جا کردن توی کونت
ترویست های بیشتری از دروازهِ ی هند جذب میکنه. کونده
رئیس، ما هم یک هتل کنارِ کونش میسازیم. میشه با منظره کون
کونده، شلوارت رو سفت بچسب
وگرنه میبینیم که کون لخت کی معروفتر میشه
نشون بده ببینم - ...مادر -
نتونستی چیزی بهتر از این تیکه آشغال پیدا کنی؟
یکی خوبشو واسه مراسم تشیع جنازه ـت کنار گذاشتم
مادرجنده! اگه مشکلی پیش بیاد، باید فرار کنیم میخوای با این فرار کنی؟
جای کافی واسه تابوت توی کونت هست
یکم زور بزنی میتونی یک آمبولانس هم توش جا بدی
آها! و تو هم میتونی یک چراغ قرمز روی کیرت نصب کنی
اگه چراغ خطر روی کیرم نصب کنم اونوقت خواهرت مثه آژیر ناله میکنه
اونوقت دوباره عصابی میشی، خواهر جنده
هیچی تو رو راضی نمیکنه، احمق - عوضی -
ماشه رو بکِش، مادرجنده - دندون سر جگر بذار -
یالا ماشه رو بکِش
...بزنش! عوضیِ
مادرش توی مسیرِ تیرـه
No comments yet. Be the first to leave one.