200 baris pertama.
...مي جو
بيا ازدواج کنيم
چه کارم نيمه وقت باشه و مجبور باشم سخت تلاش کنم
تو رو زنده و سلامت نگه ميدارم
پس بيا ازدواج کنيم
بيا همين الان ازدواج کنيم
گفتم بيا ازدواج کنيم
چرا جواب نميدي ازت خواستم ازدواج کنيم
چه جوابي... سرصبحي بازيت گرفته؟
به نظر مياد بازيم گرفته؟
کاملاً صادقانه است...بعد از اين که تمام شب فکر کردم به اين نتيجه رسيدم
تمام شب درباره اش فکر کردي؟ بعد از اين که تمام شب فکر کردي اين نتيجه رو گرفتي؟
بله، اصلاً نخوابيدم
...خوب، يه کم لازم بود
ازدواج...فکر نمي کنم کاري باشه که بتوني انجام بدي
فکر کنم چون همديگه رو دوست داريم و مي خوايي بقيه ي عمرمونُ با هم زندگي کنيم، اين کارو کردي
چرا اول صبحي انقدر منطقي شدي؟
تو هميشه اين جوري اي بدون نقشه؛ بي فکر و احساساتي
خودت تنهايي تصميم گرفتي اين کارو بکني ميشه اين جوري ازدواج کرد؟
اجازه ي خانواده ها چي؟
البته که بايد اجازه بگيريم بعد از اين که تو جواب دادي، مي تونيم رو اين مسئله کار کنيم
جه مين...تو کسي نيستي که اصلاً آمادگي ازدواج داشته باشي
چطور مي تونم به همچين آدمي اعتماد کنم و باهاش ازدواج کنم؟ يه دنيا سختي پيش رومه که بايد تحمل کنم
هنوز هم مسئله درخواست ازدواجه؟ تو دقيقاً چي مي خوايي؟
خوب..با من ازدواج مي کني؟
چون به نظر ميرسه مي خوام باهات ازدواج کنم تو هم تصميم گرفتي اين کارو بکني؟
حرفارو نپيچون...اگه ازدواج کنم، با تو ازدواج مي کنم ديگه باکي مي تونم ازدواج کنم؟
چون اين موقع صبح سرزده اومدي و درخواست مي کني فکر مي کني من تحت تاثير قرار مي گيرم؟
همين طور که منتظرم، بايد بگم "بله" و فکر کردي از خوشحالي گريه مي کنم، يا همچين چيزي؟
نتيجه اي که ديشب گرفتم، تو اولين کسي بودي که مي خواستم بهش بگم
بخاطر همين به محض اين که بيدار شدم دويدم اينجا
تو هر پيشامدي، جه مين به نظر مياد فکر مي کني من ساده يا مضحک ام
اگه مي خوايي اين کارو کني منم بايد همين کارو بکنم؟
اين ديگه چه جور پيشنهاد عجيبيه؟
خيلي خوب، يه اتفاق مي خوايي؟
حتماً اين کارو مي کينم، کاري که مي خواستم تو 1000امين روز دوستيمون بکنم، الان انجام ميدم
!درمورد يه اتفاق حرف نميزنيم ازدواج بچه بازيه؟
مراسم ازدواجُ مي خوايي چيکار کني؟ خونه اي هست که بتونيم توش زندگي کنيم؟
خانواده ات مي تونن کمک کنن؟ متاسفم، اما خانواده ي من نمي تونن
مي تونيم اينجا زندگي کنيم...يا يه جاي ديگه
چطوري مي خوايي اينها رو حل کني؟
مي دوني بزرگترين مشکل چيه؟
من اصلاً درموردت نمي دونم حتي با اين که دوسال با هم قرار گذاشتيم
چيزي درمورد خودت بهم گفتي؟
بهت گفتم مامانم مُرده
ديگه چي بهم گفتي؟
از الان مي تونم بهت بگم، خيلي دير نشده
و...ديگه چي مي خوايي بدوني تا بهم اعتماد کني و با من ازدواج کني؟
مي جو
به حس قلبيم نسبت بهت شک نکن
مهم نيست مجبور بشم چيکار کنم هرطوري شده مسئوليتتُ قبول مي کنم
همين الان ميرم از پدرم اجازه بگيرم
بعداً مي بينمت
دارم ميرم
مي جو
مدل موت امروز همه رو مي کشه
اي واي، چيه؟ ها کيونگ چي شده؟
ها کيونگ؟ دختر، خواب بد ديدي؟-
چه اتفاقي افتاده ؟
ديروز صدمه ديدي؟
اون آدم ديروز منُ زد
مامان، با صورتم چيکار مي تونم بکنم؟
...خداي من
چرا ديروز نگفتي؟
ميگن وقتي سرت ضربه ببينه کبودي دير خودشُ نشون ميده
جاي ديگه اي صدمه نديده؟
تو و ها ريم، برين بيرون
جاي ديگه ايت صدمه نديده؟
!دختر، لباستُ در بيار
!اوه، واقعاً که
...حالم خوبه
...خيلي خوب؛ واقعاً
!چيکار کنيم
بعد از صبحانه بيا اول بريم بيمارستان
همه جام خوبه
خودم بايد برم سايت
بايد تا فردا آماده اش کنم و مطمئن بشم که کارهاي آخر هفته خوب پيش ميره
بااين حال، بازم بايد بري بيمارستان
با گذشت زمان خوب ميشم
تا اون موقع از پد چشمي استفاده مي کنم
اگه بيني يا جاي ديگه ات شکسته بود چيکار مي کردي؟
اون موقع، با تشکر ازش، بايد يه کار که به بيني مربوطه پيدا مي کردم
اگه ميگي خوبه، مشکلي نداره
بله، خوبم
مثل پاندا شدي
تو اين شرايط مي توني شوخي کني؟
ها کيونگ هر شکلي که باشه با مزه است
دختر، نمي تونم بذارم اين جوري باشي بايد يه محافظ برات بذارم
اين دوره زمونه ديگه ناامن شده
فکر خوبيه، مامان، حالا که مي خوايي اين کارو کني يه آدم خوش تيپ و عضلاني برام پيدا کن
دفعه ي بعد که دير کردي، بهم زنگ بزن
مطمئناً اون موقع داري رو دستور غذاييت کار مي کني
اگه موقعي که منتظر توئه دوباره بهش حمله بشه چي؟
...اون موقع حتماً
بايد دوبرابر سرزنش هاي ديروزي رو ازت بشنوم
...متعجبم چرا اسم منُ از دفتر ثبت خانوادگي برنمي داره
تو خيلي بي حيا شدي از چيزي که گفتم حتي عصباني هم نشدي
ميگي اين کار مي کني؟
چرا عصباني بشم؟ چون هميشه حق با توئه
اينُ ميگي، اما چرا هرکاري که دلت مي خواد مي کني؟
معلومه که حق با توئه اما چيزي نيست که من مي خوام
مي دوني چقدر خودخواهي؟
چطور يه نفر مي تونه هرکاري که خودش مي خواد انجام بده؟
چرا از صبح انقدر خشن شدي؟
چرا اين کارو با اوپا مي کني، مامان؟
ديروز فقط يه کم بدشانسي آوردم
خيلي خوب، من آدم بده ام
هميشه من آدم بده ام
اوپا، چرا عصبانيش مي کني؟
صبرکن، واقعاً بايد از پد چشمي استفاده کني
تمام شب کجا بودي؟
حتي اگه بيرون غذا بخوري، بازم نبايد تو خونه بخوابي؟
صبح رفتم بيرون
...مصاحبه ي ديروز چي شد
چه بلايي سر صورتت اومده؟
دعوايي چيزي، کردي؟
بچه کوچولو نيستم، چرا بايد دعوا کنم؟
انگار خودتُ نديدي، چي حدس ميزني؟
مصاحبه ات خوب پيش رفت؟ فکر مي کني اين دفعه قبول ميشي؟
...مثل اينه که
تخم مرغ ها رو صبح شکونده باشم، چطور مي تونه خوب پيش بره؟
...بهونه نيار
فراموشش کن
حرف زدن فقط باعث ميشه دهنم خسته بشه
من...مي خوام ازدواج کنم
چي؟
مي خوام ازدواج کنم. لطفاً اجازه بدين ازدواج کنم
الان مي توني بگي مي خوايي ازدواج کني؟
منم مي دونم تو چه موقعيتي هستم
براي همين فقط ميگم اجازه بدين ازدواج کنم
خودم مراقب بقيه اش هستم
اگه اجازه بدم ازدواج کني
جايي براي زندگي کردن داري؟ چي مي خوايي بخوري؟
مي خوايي دختر يه خانواده رو بدبخت کني و بهش سختي بدي؟
من بهش سختي نميدم، مطمئنم، مي تونم انجامش بدم
تو بايد حرفي بزني که با عقل جور دربياد بعدش من بهت اجازه ميدم
يه دفعه اي سرصبح ازم مي خواد اجازه بدم ازدواج کنه
اصلاً کسيُ داري که باهاش قرار بذاري؟
چون کسي هست، مي خوام ازدواج کنم
مشکلي درست کردي؟
حامله اش کردي، يا همچين چيزي؟
...پدر، فقط
فکر مي کني من کي ام؟
فکر مي کني، آدم نرمالي به نظر ميرسي؟
حرومزاده ي بيکار، يه دفعه ميگه مي خواد ازدواج کنه
اين چيزيه که يه آدم نرمال ميگه؟
بله
از هرکاري که مي کنم خوشت نمياد، درسته؟
فکر مي کني من خيلي نا اميدم و دوست نداري منُ ببيني چرا آدمي مثل منُ به دنيا آوردي؟
...حرومزاده
!اشتباه من بود...اشتباه
حالا که بخاطر اشتباهت، به دنيا اومدم چرا تا آخر مسئوليتشُ به عهده نمي گيري؟
بذار ازدواج کنم و از دستم خلاص بشي اين جوري مي توني بگي مسئوليتتُ به انجام رسوندي
چيزي که در موردش تصميم گرفتي، موضوع خيلي جدي ازدواجه
کسي که حتي نميتونه از خودش محافظت کنه مي خواد ازدواج کنه؟
کي دخترشُ به حرومزاده اي مثل تو ميده؟
موقعي که مي خواستي ازدواج کني، جدي تصميم گرفتي؟
بخاطر همين به مامان خيانت کردي؟
چ-چي؟
اگه جدي اين تصميمٌ گرفته بودي اين ياتفاق مي افتاد؟
پس اگه اين همون تصميم جديِ !بايد بندازيش جلوي سگ ها
!حرومزاده
من بالاخره ازدواج مي کنم چون عاشق شدم
وقتي ازدواج کردم هيچ وقت خيانت نمي کنم و مطئناً تا آخر همه ي مسئوليت ها رو به عهده ميگيرم
اگه خيلي مطمئني چرا به موافقت من نياز داري؟
!فقط کاري که مي خوايي انجام بده
من مي خوام براي دوست دخترم قابل احترام باشم
!اصلاً مي دوني احترام چيه؟
مي خوام اقلاً...به زني که مي خوام باهاش ازدواج کنم نشون بدم که از يه خانواده ي خوب ام
اصلاً نمي تونم و نمي خوام به عنوان بچه اي که بهش توجه نمي شه شناخته بشم
خوبه؟
بله، بذارش همونجا
مامان
بيا بريم بيمارستان
اين چسبها زياد فايده ندارن
زياد طول نمي کشه
اگه اينُ بذارم و استراحت کنم، خوب ميشه
اگه برم بيمارستان، ميگن برو عکس بگير
...و اگه بدوني چندتا آزمايش بهم ميدن که بايد انجام بدم
متعجب ميشي
پولشُ من بهت ميدم
امروز حقوقم براي کار پاروقت تو رستورانُ بهم ميدن
درمورد برگشتن به مدرسه مي خوايي چيکار کني؟
وقتي پول شهريه رو پس انداز کردم ميرم
نيمسال اول سال ديگه اين کارو بکن من پولشُ بهت ميدم
من حقوقمُ بهت ميدم پس اول برو بيمارستان
خودتُ ببين، کمرت خوب به نظر نمياد
فکر کنم اگه چندتا آزمايش بدي خوب باشه
تو تنها کسي هستي که نگران مني، اي واي عزيزم
انتظار زيادي از بابا نداشته باش
اون هميشه اين جوريه
خيلي وقته که هيچ انتظاري از بابات ندارم
از پدرت متنفري؟
نه
دوست ندارم از کسي متنفر باشم
کار سختيه که از کسي متنفر باشي
من ازش متنفر نيستم فقط دوستش ندارم
بابا رو دوست ندارم
اون هنوز پدرته، اشکال نداره دوستش نداري؟
محبورم نکن دوستش داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.