200 baris pertama.
قبلا هم سابقه فرار داشتی؟
آره، ولی مامانبزرگ پیدام کرد، و خودت میدونی وقتی یه دختر...
سیاهپوست درست رفتار نکنه چی میشه
چی میشه؟
خودت باید کمربند رو انتخاب کنی
از همین میخوای فرار کنی؟
هفته قبل بهت گفتم که تقریبا همه چی برام بیمعنی شده
بعضی وقتا تنهایی میرم ارتفاعات اطراف شهر
حس میکنم خودم رو از اونجا پرت کردم پایین
من یه احمقم دکتر تیلر
من فقط... همیشه میترسم
ترس از چی؟
چیزی که لازمه رو ندارم
اگه اون چیزی که لازمه رو داشتی چی میشد لیلا؟
اونوقت شجاع بودم!
شجاع برای چه کاری؟
که کنار بکشم
لیلا، داری به خودکشی فکر میکنی؟
چطور جرات میکنی
خب، اون کجاست؟
« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد » .:: Mehrdadss & Farzaneh ::.
امروز رفتم اتاقش و دیدم همه وسایلش رو برده
قبلا فقط چندتا چیز بود که من متوجه نمیشدم...
ولی الان، اصلا هیچی براش مهم نیست
هرچی کیف، کفش، لباس داشته برده
میدونم حتما درمورد برنامهش به تو چیزایی گفته
نمیتونی بهم بگی، مگه نه؟
بهت ایمیل دادم، زنگ زدم
- هیچی بهم نمیگی - راندا
لیلا 18 سالشه. حق داره حریم خصوصی داشته باشه
ولی درکت میکنم که نگرانش باشی
نگران؟ بعید میدونم
قبلا هم این اتفاق افتاده
خدا خیرش بده، لیلا همیشه فکر میکنه...
این دفعه دیگه گیر نمیافته
دیوونهس اگه فکر میکنه دوباره پیداش نمیکنم
دیر و زود داره فقط
این جا همون منظرهی ارتفاعاته؟
یک مایل مستقیم به سمت غربه
حساب اوبرش رو چک میکردم
این هفته تقریبا هرروز اونجا پیاده میشده
حتی دیشب
لیلا بهت گفت با ماشینش چیکار کرده؟
بله
- بخشیدش - بخشیده؟
وقتی به اسمش نباشه چطوری میخواد ببخشه؟
کلید رو توی ماشین گذاشته...
و اونو تو بولوار لیمارت گذاشته و پیاده برگشته
دیشب لیلا رو بعد از...
خونه اومدنش دیدی؟
مگه مهمه کی رفته؟
رفته دیگه
لطفا، بروک، کمکم کن پیداش کنم
- بگو چی میدونی - راندا
تا حالا به این فکر کردی لیلا رو به حال خودش بذاری؟
- عقلتو از دست دادی؟ - باهوشه، تواناست
بزرگ شده
بهت اون همه پول دادم که...
که به نوهم کمک کنی...
در عوض اینو بهم تحویل میدی؟
یعنی میگی بیخیالش بشم؟
نه که بیخیالش بشی
باهاش کنار بیای
مشخصه که اون همینو میخواد
شاید بهتره دلش رو به دست بیاری، و منظورم هم این نیست که براش...
آخرین مدل کیف یا...
گوشی بخری
منظورم به دست آوردن قلبشه
معلومه هیچوقت مادر نبودی
چون اگه بودی...
میدونستی که اگه یه بچه رو به حال خودش بذاری...
برای مادرش شرمندگی میاره
خب، میشه لطفا برای یه لحظه دل منو به دست بیاری؟
میخوام یه آزمایش فکری انجام بدم...
اگه خودت مایل باشی
باشه. چی هست؟
اگه دنبال لیلا نری به نظرت...
بدترین اتفاقی که میتونه بیفته چیه؟
هر پیشبینی به ذهنت میاد بهم بگو
خب، اینطوری نمیره کالج
اگه نره چی میشه؟
منو ببین. سه بار طلاق گرفتم
تو 50 سالگی خدمتکار بودم
نمیخوام لیلا به سرنوشت من دچار بشه
- میخوام حق انتخاب داشته باشه - پس...
کالج رفتن یعنی داشتن حق انتخاب تو زندگی؟
کاملاً
ولی بازم این تنها حق انتخابیه که بهش دادی
وقتی پسرم زنگ زد و گفت دزیره از خونه رفته...
و اون و لیلا بهم نیاز دارن، با اولین پرواز خودم رو رسوندم
وگاس رو با آناهایم عوض کردم
نه شغلی، نه دوستی، نه دوستپسری
فقط یه نوزاد و یه کمردرد
جمال هیچوقت نبودش
ازدواجش نابود شده بود، تا آخرین نفسش کار میکرد
میدونم، قبلا پسرم رو بزرگ کرده بودم
و یه سری اشتباهات داشتم...
و مصمم بودم این دفعه بهتر کار کنم
لیلا خیلی باهوشه
مغزش، خدای من
و دهنش
باعث میشه...
میدونی...
ولی اون لیاقت داره هرچی که من نداشتم رو داشته باشه
پدر منم همین حس رو داشت
درسته. مطمئنم همینطوره
همهمون بهترین دفاع رو در برابر این دنیا بلدیم...
تو این پوسته، یه برتریـه
انکار کردنمون براشون غیرممکنه
به خودت نگاه کن
من با اون نگرش موافق نیستم راندا
- نیستی؟ - نشستن روی این صندلی...
من اغلب شاهد بار روانی این عقیده...
که به موجب سیاهپوست بودن...
موظفیم به برتری داشتن
این برتری داشتن براساس...
دیدن و احترام گذاشتن به انسانیته
درسته، نباید اینطور باشه
ولی من تو دنیای واقعی زندگی میکنم
و مهم هم همینه راندا
این واقعیت نیست...
که باور کنیم...
یه چکیده از تعریف برتری...
که با سفید بودن تعریف شده...
کلید آزادی ماست؟
این یه رویا ست
و همینه که لیلا رو...
نوهی مادربزرگش میکنه
- از چه نظر؟ - خب، جفتتون این ایده رو...
که اوضاع چطوری باید بگذره...
اختراع کردین و اگه اونطوری که...
بخواین پیش نره...
- همه چی از دست میره - قرار بود دختر خوبی باشه
قرار بود کار درست رو انجام بده
قرار بود وفادار و قدردان باشه...
- و... - و کمربند برای همین بود
بهت گفته کتکش زدم. من هیچ وقت نزدمش. هیچوقت
شاید یه در کونی
حتما
ولی برای تربیت خودشه
باید بدونه چی درسته چی غلط
و همینطور که خودت هم میدونی خانم تیلر...
ما سیاهپوستها استانداردهای...
متفاوتی تو این زندگی داریم
و من بدذاتم
من نگفتم تو بدذاتی
این یه میراث از تروماییـه که پیوسته از مردم ما خواسته شده...
بهش باور داشته باشن
هیچوقت نمیدونی چه حسیه
لیلا بارها منو تا سر حد مرگ...
نگران خودش کرده
سالها با دردسرهاش از عمر من...
کم کرده
اگه انقدر دوستش نداشتم...
هر دفعه، در مواقعی شبیه به این...
دعا میکنم "خدایا...
لطفا مواظب لیلا باش"
و همزمان عصبانی هم هستم
تو دلم میگم...
چطور جرات کرده
به جای چطور جرات کرده...
چی میشه اگه بگی...
"جرات کرد"
راندا، گوشیت. میخوای چک کنی؟
اوه، مال من نیست
گوشی لیلا دست توـه؟
امروز صبح که رفتم تو اتاقش تو شارژ بود
مدام براش نوتیفیکیشن میاد
نمیدونم چطوری تحمل میکنه
یه سری پیام قدیمی از طرف کارا...
پیدا کردم
اصلا نمیتونم بخونم
و برات عجیب نیست که گوشیش رو گذاشته و رفته؟
میذارم به حساب باهوشتر شدنش
کردیت کارتها رو هم چک کردم
نه پرواز گرفته، نه ماشین کرایه کرده
به دوستاش و مدرسهش هم زنگ زدم
پیش کارا هم رفتی؟
امروز صبح با مادرش حرف زدم...
به هر حال خیلی خوشحال شدم
رابطهشون تموم شده
یک هفتهس با هم حرف نزدن
شاید این تنها کار خوبیه که کردی دکتر
کسی هست که ممکنه لیلا بره پیشش؟
یه دوست دیگه؟ فامیل؟ خونواده؟
- بروک، داری منو میترسونی - چنین قصدی ندارم
من فقط... دارم سعی میکنم، تکهها رو کنار هم بذارم...
و ماشین، راندا. گفتی یه جا گذاشته و رفته؟
و تا جایی که خبر داری...
ارتباطش با کارا قطع شده
مادرش که اینطور میگفت
و آخرین جایی که اوبر پیادهش کرده...
ارتفاعات بوده
پس چطوری اومده خونه؟
شبکههای اجتماعی چی؟
تو 24 ساعت گذشته فعالیتی داشته؟
خب، یه چیزی دیشب گذاشت
من که نفهمیدم چی نوشته بود
Ave atque vale
درود و...
No comments yet. Be the first to leave one.