Warm and Cozy

Warm and Cozy (맨도롱또똣)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Warm and Cozy E14
Ulasan oleh Persian Dream Team
نسرين - Elie

Tag

other
Diterbitkan pada: 2015-06-28
Muat Turun: 26
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

:: قسمت 14 ::

...بهم گفت منتظر بمونم

ولي نيومد که

"لي جونگ جو"

"يک تماس از دست رفته"

اين بيرون چيکار ميکني؟

به خاطر شماها خودم رو معذور کردم

که با شهردار بهت خوش بگذره

پس از وقتي شهردار اومده تو اين بيروني؟

آره، شما دو تا راه پله رو بند آورده بودين

اگه ميگفتم برين کنار

حتما بهم ميگفتين حسود

واسه همين خودم رو معذور کردم

باشه، ممنون

به خاطر اين کار تو، شهردار بهم دلداري داد و خيالم راحت شد

مگه شهردار پدر مقدسه؟ يا راهبه؟

...وانمود کن که پسر خوبي هستي

اونوقتي چي ميخواستي بهم بگي؟

مگه يادتم مونده؟

نکنه منتظر بودي ببيني چي ميخوام بهت بگم؟

...منتظر نبودم

ولي يکم بهش فکر کردم

هي، خيلي نگران بودم که شايد يه وقت ازم بخواي باهات بيام

بايد تقاضات رو رد کنم

ولي تو گفتي اگه دست رد به سينه ات بخوره بدجور لطمه مي بيني

الکي نگران بودي

من بهت نگفتم که منتظر من باش که اينجور حرفا رو بهم بزني

پس چي؟

نکنه ميخواستي بهم بگي که داري با يه نفر ديگه ميري؟

واسه تو چه اهميتي داره که من با يه نفر ديگه ميرم يا نه؟

چرا واسم اهميت نداشته باشه؟

ميخواستم حتما اين رو بهت بگم

چه بري چه نري من اصلا با اين موضوع مشکلي ندارم

دلم ميخواست اين رو بدوني - چقدر فوق العاده -

تو تا همين تازگيا از سر دوست داشتن زياد من همش گريه سر ميدادي

کلي تلاش کردي و يهو از اينرو به اونرو شدي

چي؟

نکنه وقتي داشتي احساست رو بهم اعتراف ميکردي

اينم نتيجه ي تلاشات بوده چون بهم احتياج داشتي؟

چطور ميتوني يه همچين حرفي بزني؟

!هي، لي جونگ جو

نرو داخل

گفتي داري ميري؟ از امروز، ديگه پاتو نميذاري تو

هي

گون وو، تو اينجايي؟

...خداي من

خيس عرقي. مريض شدي؟

فکر کردم که اوضاع يکم بين تو و جونگ گون عجيب بود

به خاطر اينه؟ - تنهام بذار -

به جونگ گون چيزي نگو

ميشه بري - باشه -

اگه مريضي بهم بگو

جونگ جو

گون وو نه ديروز اومد نه امروز

گوشيشم جواب نميده نرفته که، نه؟

اون ديگه نمياد - بدون خداحافظي رفته؟ -

چه اهميتي داره

جونگ جو، ميز رو ميشکنيا يه ساعته داري همين يکيو تميز مي کني

دو روز تمام مريض بودي

چون بهم گفتي چيزي به جونگ گون نگم چيزي نگفتم

ولي اون همش در مورد تو سوال ميکنه ازم

باشه، خودم امروز با جونگ گون صحبت مي کنم

نکنه، به خاطر اون دختره مريض شدي؟

چرا بايد به خاطر اون مريض بشم؟

مگه اون چيکارمه؟

خوشحالم اينو ميشنوم

...فکر کردم شايد اون ردت کرده

واسه همين نگران شدم که شايد به خاطر همين مريض شدي و ميخواي بري

نه، من گشنمه بگو بازم واسم پوره بيارن

!باشه، همشو بخور

خدا رو شکر، داداش کوچولوم

گون وو

جي وون گفت ميخواد کار اينجاش رو ول کنه و بره نيويورک

پس داري با اون ميري؟

جي وون؟

...پوره ام رو بخورم و نيروم رو جمع کنم

بايد قبل از رفتن برم سنگهام رو با اون وا بکنم

من چيز زيادي نگفتم

فقط بهش گفتم تصميم دارم هر جا تو ميخواي بري برم

جي وون، شايد هنوز اميدت رو از دست ندادي

داييــ م از من خوشش نمياد

من نميتونم اون کسي که تو ميخواي بشم

ميدونم که يه نقطه ضعفهايي داري ولي نمي تونم بي خيالت بشم

نقطه ضعف؟ کدوم نقطه ضعف؟

من اتفاقي حرفاي هي را رو شنيدم

ميدونم پدرت چه جور آدميه

حاضرم اين موضوع رو فراموش کنم يعني اينقدر دوستت دارم

هنوز نتونستي بهش بگي، نه؟

اين يعني اونقدرام دلت نميخواد به اون بچسبي که نقطه ضعفات رو واسش رو کني

آره، دلم نميخواد نقطه ضعفام رو واسش رو کنم چون دوسش دارم

کدوم مردي دلش ميخواد نقطه ضعفش پيش زني که عاشقشه رو بشه؟

...ولي اونقدر مايوس بودم که

که فکر کردم همه چي رو فراموش کنم و بچسبم بهش

ولي الان ديگه همه چي تمومه

پس...بيا با هم بريم - تو راه خودت رو برو -

منم راه خودم رو ميرم

فقط تو خبر داري، نه؟

هي راه هنوز ماجرا رو نميدونه، درسته؟

هي را هنوز متوجه نشده - خدا رو شکر -

اگه هي را هم بفهمه

سخت ميشه بخواي از هه شيل پنهونش کني

گون وو

شرمنده ام

اصلا اشکالي نداره

به هر حال خودم داشتم ميرفتم

يکم بهم وقت بده

تا اونقدري قوي بشيم که بتونيم بهش غلبه کنيم

تا اون موقع زياد بهم سخت نگير

باشه، قول بده باهاش خوب رفتار مي کني

اگه تو خوشبختش کني

فکر ميکنم يه جورايي حالم بهتر بشه

عروسي رو ميخواي چيکار کني؟

بعد عروسيت ميرم تا خيال تو هم راحت بشه

فکر بدي نيست که سوپ نودل عروسي

آخرين غذايي باشه که تو گرم و نرم درست ميکنم

ممنونم

باشه

خيلي خب، باشه

گون وو نمياد - نمياد؟ -

پرسيدم کي مياي، گفت نميام

انگار تا موقع رفتنش تو هتل ميمونه

فهميدم

جونگ جو، لوازم گون وو رو جمع کن

چرا؟ گفته ما وسايلش رو واسش جمع کنيم؟

نه اينطور نيست

چرا به بهونه ي جمع کردن وسايلش نميري ببينيش؟

ولش کن واسه چي بايد برم ببينمش؟

ولي فکر خوبيه ها

وسايلش رو جمع ميکنم و ميارم ميذارم پايين

تو ميتوني ببريشون که منم ديگه دليلي واسه ديدنش نداشته باشم

ديگه برنگرد

ديگه هيچوقت برنگرد

خيال داري اينجا بخوابي؟

مگه من گفتم بيا با هم رو يه تخت بخوابيم؟

!هم تيمي !خوشگلتر شو

عوضي

...حتي نشد درست و حسابي با هم حرف بزنيم

ولي ديگه نمياد

عوضي

داري برميگردي رستوران؟

چرا؟

خب، بايد واسه عروسي جونگ گون آماده شم

فکر کردم پرتت کرده بيرون حالا ازت ميخواد که برگردي؟

من بخاطر اينکه پرتم کرده بيرون از اونجا نرفتم

و به خاطر اينکه اون ازم خواسته هم برنميگردم

اون تو اين مدت هر چقدر کمک لازم داشته ازت گرفته

چطور ممکنه که حتي واسه رفتنت ناراحتم نباشه؟

چقدر بي چشم و روئه - جونگ جو اينجوري نيست -

اون خيلي نگرانمه

حالا هر چي

وقتي مريض بودي اون حتي يه بارم بهت زنگ نزد، زد؟

رستوران اونقدرا هم که از هتل دور نيست

تو وقتي فکر کردي اون يه مريضي لاعلاج داره خيلي باهاش مهربون بودي

چطور ممکنه حتي نياد يه بارم بهت سر بزنه؟

خيلي بي تربيته

اون نميدونست من مريضم

هميشه هر وقت مريض ميشدم، اون کنارم بود

تو هيچي ازش نميدوني، پس !راجع به جونگ جو بد حرف نزن

!باز داري طرف اون رو ميگيري

عجب عوضي اي

"پونگ سان"

سلام

دارم ميام اونجا

...جونگ جو

وسايلت رو واست جمع کرده

چي؟ - ازم خواسته واست بيارمشون -

!نميخواد

!من خودم ترتيب وسايلم رو ميدم بذارش همونجا

چي؟ وسايلم رو جمع کرده؟

!پونگ سان

تو که گفتي ديگه برنميگردي

شنيدم وسايلم رو جمع کردي

اومدم ببرمشون

فکر کردم پونگ سان واست آوردتشون

من خودم ترتيب وسايلم رو ميدم

چرا بدون اجازه وسايل يکي ديگه رو جمع کردي؟

چون تو گفتي ديگه نمياي - ببخشينا -

که وقتي انتظار نداشتي بيام پيدام شد

با خودت ببرش - باشه -

!لي جونگ جو، خيلي بي حيايي

!وقتي کمک لازم داشتي بهت کمک کردم

ولي حالا که من دارم ميرم حتي يه ذره ناراحتم نيستي؟

ممنون بابت همه چيز - اينا فقط حرفه -

اصلا نگران بودي ببيني من حالم چطوره؟

من حسابي مريض بودم

اون شب، وقتي بهم توهين کردي و بيرونم انداختي

وقتي اين بيرون منتظر تو و شهردار بودم سرما خوردم

!حسابي سرما خوردم

فکر کنم الان ديگه حالت بهتره

وقتي فکر کردم مريضي لاعلاج داري خيلي باهات مهربون بودم

"ولي تو چي؟ "فکر کنم الان ديگه حالت بهتره

اينجوريه؟

چطور ميتوني انقدر بي تربيت باشي؟

آره، من خيلي بي شرم و بي تربيتم

تو گفتي اومدي دنبال وسايلت پس ببرشون

حتي اگه بهم بگي نرم هم، بازم ميرم

فکر کنم اومدي دنبال وسايلت؟

واسه هميشه دارين ميرين؟

حتما منتظر روزي بودي که من با وسايلم از اينجا برم

نميتونم بگم اينطوريام نيست

More Farsi Persian subtitles for Warm and Cozy

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left