200 baris pertama.
:: قسمت 10 ::
اينم کيمچي ـتون
شنيدم رفته بودين ديدن عموي شهردار؟
بله. واسشون توضيح داديم که ما با هم ازدواج نکرديم
عموش فکر مي کرد تو خيلي بهش مياي
لطفا نهارتون رو نوش جان کنين
ميخواين چيزي سفارش بدين؟ - بله، چهار تا نودل لطفا -
بله
چقدر بايد بديم که به شهردار تو عروسيش تبريک بگيم
نمي دونم
بفرمايين، بيايين - ممنون
واسه شما مربي
حالا که حرفتون افتاده سر زبونا نمي توني با کس ديگه اي ازدواج کني
ميتوني با شهردار ازدواج کني - تو عروسيت واسمون سوپ رشته درست کن -
بهتون گفتم که اينا همش سوءتفاهم بود
دسر هم دارين پس فعلا تشريف داشته باشين
باشه
چهار تا کاسه نودل داريم؟ مرسي
اينم چهار تا کاسه نودل- ممنون -
کي فکرشو ميکرد که يه روز اينجا ...پر از اهالي شهر بشه
نفوذ شهردار شوخي بردار نيست
هي، اينا همش موقتيه فکر کردي تا ابد طول ميکشه؟
...از هيجان و اشتياق اهالي شهر که معلومه
اون از همين الان شده خانوم شهردار
تيکه هاي يخ رو بريز توي نودل سرد
انقدر که سرد بشن
لااقل بايد اينقدر رو بريزي
همونجوري که انتظارشو داشتم. شايد ...بخاطر اينه که اونا بزرگاي شهرن
همشون به جاي کشيدن کارت اعتباري پول نقد دادن
انگار خيلي خوشحالي که کارت امروز خيلي رونق داشته
معلومه که خوشحالم
اين موضوع که شدي همسر شهردار اذيتت نمي کنه؟
اون رو کاريش نمي تونم بکنم
انگار گون وو از اين موضوع خوشش نيومده
معلوم نيست از اينکه کارت رونق گرفته عصبانيه
يا از اينکه ممکنه تو همسر شهردار بشي
ميخوام باهات مهربون باشم
خيلي مهربونتر از الان ميشم حسابي باهات مهربون ميشم
پس...با اين موضوع مشکل داشته باش، لي جونگ جو
يعني منظورش چي بوده؟
بک گون وو
...منظورت از حرفي که ديشب
زدي چي بود؟
منظورت اين بود که هميشه باهام مهربوني؟
خودت نفهميدي؟
من دلم نميخواد که تو زن شهردار بشي
...بايد باهات مهربون باشم
تا بشي مال خودم
...گون وو
...منظورت از حرفي که ديشب زدي
...که گفتي ميخواي باهام مهربون باشي
اين بود که دوسم داري؟
تازه اين رو فهميدي؟
دوستت دارم پس زن شهردار نشو
باشه، زن شهردار نميشم
نميشم
نميشم، نميشم
...عمرا نميشم
داري چيکار ميکني؟
لي جونگ جو، هوش و حواست رو برده؟
يعني انقدر خوشحالي؟
مگه چيکار کردم؟
کي اينقدر خوشحال شدم که هوش و حواسم رو برده باشه؟
من دارم ازت مي پرسم که تو بخاطر اينکه کارت رونق گرفته و کلي پول در آوردي خوشحالي يا نه
آها، تو واسه چيز ديگه اي خوشحال بودي، نه؟
تو تو وضع بحراني اي هستي مشکل ميشه زود خوب شد
اوه آره
بهت گفتم که باهات خوب ميشم، نه؟
من از دوستم که تو سئوله سه تا رزرو گرفتم
کارم خوب بود ،نه؟- چي؟ -
آره، کارت خوب بود
من همينجوري باهات خوب رفتار مي کنم
بيا
اينا رو ببر بيرون - هي -
تو که گفتي باهام خوب رفتار مي کني
پس بايد اينا رو هم خودت ببري
من دستمم آسيب ديده تو قوي هستي
صبر کن
بند کفشت باز شده
نگاه! اگه پات رو ميذاشتي روش و زمين ميخوردي چي؟
اگه من اينجا نبودم و حواسم بهت نبود، تو بد دردسري ميفتادي
...گون وو
چرا اينقدر باهام خوبي؟
اگه بيفتي، صدمه مي بيني
...راستشو بگو، اگه من همينجوري دوست داشته باشم
تو چيکار مي کني؟
اين موضوع که تو دوستم داري ناراحتم نمي کنه
حس ميکنم انقدر واست آدم خوبي بودم که تو دوستم داري
...و فکر مي کنم بايد بازم آدم خوبي باشم
شايد واسه همينه که دلم نميخواد کمکت کنم تا احساست نسبت به خودم رو خاتمه بدي
تموم شد
...هي
منظورت اينه که من بايد عشق يه طرفه ام رو ادامه بدم؟
اينکار رو واسم مي کني؟
نه خير
ممنون - بله -
دارين ميرين آمريکا؟ رستورانتون چي؟
ميخوام يه چند سالي از نوه ام مواظبت کنم بعدش بر ميگردم
افسوس ميخورم که مجبورم بفروشمش ولي نميتونم وقتي اينجا نيستم همينجوري به امان خدا ولش کنم
ميخواين يه نفر رو پيدا کنم که مواظب رستورانتون باشه؟
اگه يه همچين کسي پيدا شه ميتونم با خيال راحت برم
اول ميارمش اينجا
درختاي روي تپه ي پشتي خيلي خوشگل شکوفه کردن
بايد ازش بخوام که بياد شکوفه ها رو ببينه
لطفا اين کار رو بکنين
خانم لي جونگ جو
...شهردار
بيا، اينا رو بگير
گله؟ - خوشگل نيستن؟ -
يه جايي هست که کلي از اين شکوفه ها هست
مشتاق نيستي بدوني کجاست؟
هنوز نمي تونم ازت بپرسم که اين جاي قشنگ کجاست و بخوام من رو ببري
مگه من ازت خواستم همين الان بريم؟
من بايد برم دفتر شهرداري
فکر کردي ميخوام کار و زندگيم رو ول کنم
و ازت بخوام بريم شکوفه ها رو ببينيم تا تحت تاثير قرارت بدم؟
من يه شهردارم کلي مسئوليت دارم
بله
ممنون از گلايي که واسم آوردي
قبل از اينکه پلاسيده شن بازم برات ميارم
بازم ميام و واست از اين گلا ميارم
اميدوارم که بالاخره نسبت به اين ...گلها علاقه پيدا کني
و مشتاق بشي که بياي با من بريم يه روز اين گلا رو ببينيم
...باشه، وقتي همه ي بادکنکا ترکيدن
ميتونيم برم گل ها رو ببينم
داداش، حدس بزن کي بهش اون گلا رو داده
...خودم الان ديدم - نميخواد. بهم نگو -
هي، لي جونگ جو
از گلا خوشت مياد؟ - آره، واسه چي؟ -
من بايد برم گل بخرم
...تو گفتي باهام مهربون ميشي
حتي ميخواي گل هم واسم بخري؟
واسه تو نه
ميخوام واسه يه دختر ديگه بخرم
بيا اين آخر هفته رو استراحت کنيم
بايد گل بگيرم برم ديدنش
يعني گون وو امسالم واسه سالگرد مامان مياد؟
وقتي اون دلش نميخواد فاميل در موردش پچ پچ کنن، ما چيکار ميتونيم کنيم؟
آره
اونا هنوزم که هنوزه وقتي دور هم جمع ميشن
در مورد اينکه پدر گون وو کيه حرف مي زنن
انگار عمو دلش ميخواد گون وو تو شرکتش کار کنه
گون وو هيچ علاقه اي به اينکار نداره
خودت اين روزا حالت چطوره؟ - منظورت چيه؟ -
منظورم اينه که با اون کسي که داري قرار ميذاري اوضاع خوب پيش ميره؟
چون بالاخره به جشن که نيومد
جونگ گو، ميخواي با يه نفر آشنات کنم؟
ميخواي ببينيش؟
رئيس گالري ميسو ـئه
زني که من باهاش قرار ميذارم هم رئيسه
رئيس انجمن بانوي غواص سورانگ
بيا کارا رو امروز راس و ريس کنيم
کجا رفته؟
هه شيل، ميشه تا يه جايي من رو برسوني؟ - البته -
کجا رفته؟
بيا بريم
بيا امروز سوار موتور من شو !بيا، سوار شو
بيا
آره
...حالا
بزن بريم
اون...آقاي سونگ نيست؟
وقتي يه چيزي رو دادم ديگه پسش نمي گيرم
پس سفت اين رو بچسب
شرمنده
اشتباه شده برتون ميگردونم
ميخواي کمکت کنم؟
هه شيل، پياده شو
خواهر
مگه بهت نگفتم که خداي دريا مسئول سرنوشتته؟
ميخواستم مثل قهرمانهاي فيلما به يه روش باحال بدزدمت
موتورت به نظر باحال مياد
ميخواي سوارش بشي؟
تا حالا يکي از اينا رو نروندي ،نه؟ اين کاملا با موتورهاي شما فرق داره
ميخواي سوارش بشي؟ - نه مرسي -
!لطفا سوار شو! فقط يه بار سوارش شو
تا حالا نشده درست و حسابي خودم رو بهت معرفي کنم
من رئيس سونگ جونگ گون رئيس هتل نوبلسم
رئيس کيم هه شيل از ...انجمن بانوي غواص سورانگ
بيا....با هم قرار بذاريم
باشه، بيا همين کار رو بکنيم
بذار برن سر قرار
چرا واسه قرار گذاشتن شهردار از من مشورت ميخواين؟
تو تلويزيون که گفتن اونا زن و شوهرن
ولي ووک تا حالا هيچ کاري نکرده واسه همين بايد ما کنترل کار رو بدست بگيريم
مغز اين سوپرايز تاريکه
...يواشکي خانوم لي رو گول بزن
و بيارش اينجا
ميخواين جونگ جو رو بيارم سينما؟
يه کاري کن جونگ جو رو اين صندلي بشينه
و تو هم بايد از اونجا بياي بيرون
منم کاري مي کنم ووک رو صندلي کناريش بشينه
و خودمم ميام بيرون
...وقتي دوتاييشون با هم تنها بشن
تا آخر فيلم کنار هم مي مونن
و قرارشون بعد از اون ادامه پيدا مي کنه
!نميخوام! اينکار رو نمي کنم
!پس ولش کن
...به يه نفر ديگه ميگم
پونگ سان
No comments yet. Be the first to leave one.