Musim 1

Maklumat siaran

스물다섯스물하나 Twenty Five Twenty One S01E11 NF WEBDL Sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag

Tag

webdl
web
WEBDL
Diterbitkan pada: 2023-12-07
Muat Turun: 17
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

²⁵⁄₂₁

تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملاً غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، سازمان‌ها،مؤسسه‌ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد

"قسمت 11"

کارت کی تموم میشه؟

هنوز مونده

بدون باله حوصله ات سر نمیره؟

...برای همینه که همه نیاز دارن- از فردا تابستون شروع میشه-

بیا برای شام سامگیتانگ بخوریم

من و مادربزرگت باید شام چیزی نخوریم

تا روز بعدش بدنی سالم داشته باشیم

برای ناهار درست کنیم

باشه

اون صندلی جلوی حیاط خونه ی مادربزرگ نبود؟

چشمای خوبی داری

قدیمی به نظر میرسه

چرا به جای اینکه یدونه جدیدش رو درست کنی داری تعمیرش میکنی؟

چون برام مهمه

چه معنی برات داره؟

بابام توی کارهای دستی کارش خوب بود

میتونست هرچیزی رو تعمیر و درست کنه

!هی دو، تا دا

!بابا- یه روز اون 3 تا صندلی درست کرد-

اینا چین؟- اینا؟-

صندلی هی دو ماست

خیلی خوشگله- خوشگله مگه نه؟-

آره

بیا اینجا هی دو

بیا بشین امتحانش کن

...خودشه و

مامان، بابا، من- ممنون-

اون صندلی ها برای ما 3 نفر بودن- خب-

تموم شد

وقتی باهم روی اونا مینشستیم همیشه خوشحال بودیم

ولی بعدش، بابام از دنیا رفت

و سر مامانم هم شلوغ تر شد

نه، مخالف اون مقاله بود

اون مسیری که ما در پیش گرفته بودیم اشتباه بود

مامان، الان دیگه پاهام به زمین میرسن

آره، باید نگرانی های منبع خبرمون رو هم در نظر بگیریم

خبر رو برای ما آورده نمیتونیم بهش آسیب بزنیم

...متوجه نگرانی هاتون هستم، ولی

!مامان

آخرش، من تنها فردی بودم که روی اون صندلی ها مینشستم

بعدش دیگه به تنهایی عادت کردم

یکم زود یاد گرفتم که چطوری تنها باشم

...تو بچگی یاد گرفتم

برای همینم خیلی زود بهش عادت کردم

راستش این برام بدتره

با دوستام به ساحل اومدم

چطوره؟

راسش خیلی خوش میگذره

انقدر باحاله که حسرت میخورم قبلاً نمیدونستم

قبلاً شمشیرباز ها محاصره ام کرده بودن

حس میکنم توی یه دنیای دیگه ام

خوشحالم

راستی، بهت نگفته بودم که پدرم از دنیا رفته؟

...خب

وقتی بعد از اینکه مدال طلا گرفتی ...باهات مصاحبه کردم

اولین بار در مورد پدرت حرف زدی

برای همین هم حدس زدم

درسته، همین کار رو کردم

!یس- !لعنت بهش-

چرا افتاد؟ خیلی محکم بود- !یس-

واقعاً میخوای منو بزنی؟

معلومه که میزنم، بازی بازیه

باشه، بیا بزن

هوی؟ اینطوری؟

...اگه یه کوچولو آسیب ببینم عصبانی میشی

...و میگی باید بریم پیش دکتر

تو واقعاً منو زدی

چطور تونستی؟

اسم اینو میذاری عشق؟

باشه بیا دوباره بازی کنیم، از اول

بیا دوباره بازی کنیم

واقعاً که، حرفی باهات ندارم

هی

ناراحتی؟

باشه تو هم میتونی منو بزنی، بیا منو بزن

داری چیکار میکنی؟

ها، داری چیکار میکنی

...چی

!همونجا وایسا- چیکار میکنی؟-

هوی، صبرکن

!میگیرمت

هیچوقت نمیتونی منو بگیری

گرفتمت

!هوی

!بس کن

پیشونیت چی شده؟

یه پشه نیشم زده

کدوم پشه ای اینطوری نیش میزنه

خفه شو

بهتره بری درس بخونی دفعه ی دیگه کارنامه ات رو چک میکنم

وای، خیلی غر میزنی

خداحافظ مامان- باشه، موقع برگشت مراقب باش-

باشه- دوباره بیا سر بزن-

باشه-

الان دیگه چیه؟

کم کم دارم به اینطور جدا شدن عادت میکنم

خونواده ما قبلاً باهم زیر یه سقف زندگی میکرد

داری قبل رانندگی ناراحتش میکنی کلی راه رو باید تا خونه رانندگی کنه

مشکلت چیه؟

مامان دوباره باهم زندگی میکنیم

باشه؟ قول میدم باهم زندگی کنیم

وای

هیونگ الان چیکار کردی؟

امیدوارم یکی دیگه هم بتونه با اون سکه ها دوباره سر پا بشه

با اون سکه ها؟ چطوری؟

لازم نیست بدونی

بقیه کجان؟- رفتن یکم ماهی مرکب بگیرن-

وای، واقعاً که، چطور میتونی در موردش دروغ بگی؟

درسته بهم اعتماد کن من شاگرد اول کلاسم

واقعاً که- باز چیشده-

...اونا از پاهای ماهی مرکب من خوردن

!و دارن به دروغ میگن ماهی مرکب 8 تا پا داره

اونا 8 تا پا دارن

هی، کو یوریم در موردت اشتباه فکر میکردم نمیدونستم اینطوری هستی

اگه میدونستم اینطوری هستی، ازت خوشم نمیومد

دیگه خیلی دیر شده قبلاً از من خوشت اومده

بده به من- !نه-

بیاین قبل اینکه راه بیوفتیم یه عکس بگیریم

یه عکس دسته جمعی

نزدیک تر بشین

الان خوبه؟

آماده؟

الان؟- آره-

اگه یه کپی میخواین، اسمتون رو بنویسین از طرف جی وونگ

خیلی خنده داره

از جمعه به مدت 3 روز توی دانشگاه سانگا تمرین میکنیم

فرصت خوبیه که قبل از مسابقات خودتون رو به محک آزمایش بذارین، پس مراقب خودتون باشین

چشم- چشم-

مربی، ما هم میریم؟

معلومه که میرین

درسته تعلیق شدین ولی بازم باید تمرین کنین

داری تعلیق رو با تعطیلات اشتباه میگیری

یه چیزی میخوام بهت بگم

شنبه ی هفته ی بعد کنسرت سالانه ی گروه ماست

میتونی بیای؟

تو هم میری رو صحنه؟ فکر میکردم سال بالایی ها نمیرن

اگه من اجرا نکنم، بلیت ها فروش نمیرن

باشه، میام

جدی میگی؟ قول میدی که بیای؟

چیه؟ اتفاقی افتاده؟

به جی وونگ گفتم شنبه ی هفته ی بعد به کنسرتش میام

وای، ولی یهویی تمرین داریم

کنسرت گروهشون؟

خیلی ناامید میشه

مربی چطور میتونه فقط چند روز قبل از تمرین بهمون خبر بده؟

فکر میکنه ما زندگی نداریم

تو هم برنامه ای داشتی؟

نه، چیزی نداشتم

خیلی حالم بهم میخوره

اصلاً تمومی داره؟

هی؟- چیه؟-

دیروز چیکار کردی؟- خیلی خسته ام-

اوه، درد میکنه

باشه، بلند میشم

خوشحالی، جی وونگ؟

میخوام موقع کنسرت به یوریم اعتراف کنم

تو کنسرت؟ چطوری؟

موقع مسابقه

میخوای روی صحنه اعتراف کنی؟ جلوی همه؟

دخترا از این مدل اعتراف کردن متنفرن

تو چی مدونی؟

من بیشتر از تو میدونم

یوریم

یه دقیقه وقت داری؟

...میگم

...خب

فکر نمیکنم بتونم بیام کنسرتت

یهویی برنامه ی تمرینی داریم

واقعاً؟- آره، ببخشید-

که این طور

خب، کاریش نمیشه کرد

ببخشید من باید به تمرین بعد از ظهر برسم، پس دیگه میرم

باشه، خداحافظ

خداحافظ

چرا این ساعت خونه ای؟

یه سند رو یادم رفته

باید برگردم

...مامان، بیرون

صندلی ها

کهنه شدن و دارن کپک میزنن

فکر میکنم که باید تعمیرشون کنیم

نمیشه تعمیرشون کرد

به هر حال درست ساخته نشدن پول هدر دادنه

پس میندازیشون دور؟

ممکنه نجاری بتونه یه رنگ تازه بهشون بزنه

بیا پس فردا که اومدم خونه بریم پیشش

حتماً غذا بخور

!یک! دو

!یک! دو

!یک! دو

!یک! دو

واقعاً نمیخوام امروز تمرین کنم- !یک! دو-

منم- !یک! دو-

...هر موقع که از اینجا میدوم

!در مورد فرار کردن از جلوی دروازه خیال پردازی میکنم

...پس من تنها نبودم که

توی دوران راهنمایی همیشه هر وقت ...می دویدم، 3000 وون توی جیبم بودش که

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left