The Last of Us

The Last of Us

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

The Last of Us Season02 COMPLETE BluRay 720p/1080p/2160p
Ulasan oleh starn
🔴 فصل دوم کامل | نسخه‌ی بلوری 🔴

Tag

bluray
Diterbitkan pada: 2025-12-19
Muat Turun: 84
Masalah Pendengaran: No
FPS: 23.976

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫قسم بخور تمام چیزهایی ‫که در مورد فایرفلای‌ها بهم گفتی حقیقت داره

‫قسم می‌خورم

‫باشه

‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

‫شایعاتی شنیدم

‫یه بچه‌ای رو برد که ظاهراً...

‫- این حقیقت نداره ‫- که ظاهراً چی؟

‫چیزی که حقیقت نداره

‫چون امکان نداره

‫نه. احتمالاً نداره

‫و حتی اگرم حقیقت داشت ‫هیچ اهمیتی نداره

‫- نه بدون... ‫- بسه

‫می‌خواین نگران چیزی باشین ‫نگران ما باشین

‫خب، حالا چیکار کنیم؟ ‫دنبال فایرفلای‌های دیگه‌ای بگردیم؟

‫کجا؟

‫اینجا مقر اصلی فایرفلای‌ها بود

‫اد یه برادر داره ‫که رهبر یه گروه توی سیاتله

‫اسمش آیزاکه ‫گمونم همه‌مون رو راه بده

‫نه تا وقتی جوئل رو پیدا نکردیم

‫پیداش می‌کنیم. آره، می‌کنیم

‫آره، پیداش می‌کنیم

‫خیلی‌خب، بیا بگیم چطوری قراره پیداش کنیم

‫چون این چیزاییه که می‌دونیم

‫طرف قاچاقچیه، اسمش جوئل یا "جو"ـه

‫مطمئن نیستیم کدومه...

‫پنجاه و خرده‌ای ساله‌ست، موهاش جو گندمیه

‫ریش داره، 180 قد داره و ‫یه زخم روی شقیقه‌ی راستشه

‫آها آره، میگن خوشتیپه

‫یادم رفته بود

‫و سه روز ازمون جلوتره ‫باید همون موقع می‌رفتیم دنبالش

‫با ماشین رفت، اَبی ‫با تنها خودروی سالممون

‫و ما داشتیم سعی می‌کردیم ‫زخمی‌ها رو نجات بدیم

‫ولی هیچکس رو نجات ندادیم، دادیم؟

‫- اصلاً منصفانه نیست ‫- نه

‫هیچیش منصفانه نیست

‫اَبی

‫شاید...

‫شاید گروه سیاتل منابعی داشته باشه

‫می‌تونن کمکمون کنن ‫یه اطلاعاتی در موردش پیدا کنیم

‫کمکم می‌کنین پیداش کنم؟

‫آره. کمکت می‌کنیم پیداش کنی

‫بعدش کمکت می‌کنیم بکشیش

‫آروم آروم

‫چی؟

‫وقتی خواستیم بکشیمش

‫آروم آروم می‌کشیمش

‫« آخرین بازمانده‌های ما »

‫« پنج سال بعد »

‫بلند شو

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

‫الی!

‫بوم، حرومزاده

‫اولاً، "خیلی‌خب" یعنی بسه

‫شرمنده، غرق در لحظه بودم

‫دوماً، نمی‌تونی به کسایی بگی ‫"بوم حرومزاده"

‫که اولین ضربه رو اونا بهت زدن

‫اونم مستقیم توی صورتت

‫خب، مشخصه که تحمل مشت خوردن رو دارم ‫پس چه اهمیتی داره؟

‫- مشت محکمی هم بود ‫- با تمام زورم نزدم

‫- با تمام زورت نزدی؟ ‫- آره، با تمام زورش نزد

‫- چرا؟ ‫- چون من بهش گفتم

‫- چرا؟ ‫- وگرنه بیهوشت می‌کرد

‫و نمی‌خوام مجبور بشم اینو به جوئل توضیح بدم

‫دیگه این‌کارو نکن

‫باشه

‫باید اون لحظه سریع‌تر بهش نزدیک می‌شدم ‫ولی بقیه‌ش خوب بود

‫آره بقیه‌ش خوب بود

‫امشب میری مراسم؟

‫مگه مجبور نیستیم؟ ‫بخاطر اجتماع و از این مزخرفات؟

‫حالا توام بخشی از اجتماع شدی؟

‫ولی جدا از شوخی، اگر قراره بیای ‫بابت هیزم شکستن برای آشپزی

‫کمک لازم داریم

‫دیگه آسون نگیرین

‫« جکسون، وایومینگ »

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِ‌ن زُهرابـی

‫عه

‫این دیگه به فنا رفته

‫سلام

‫سلام بچه‌جون

‫مشکلی پیش اومد؟

‫خب، لوله‌های اصلی از جنس خاک رس هستن ‫همه‌شون ترک خوردن و پر از ریشه‌ن

‫مطمئن نیستیم باید چیکار کنیم ‫و سرکارگرمون سرکارگری نمی‌کنه

‫آره، شرمنده ‫یک دقیقه‌ی دیگه میام

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- دارم این مدارشکن‌ها رو تعمیر می‌کنم

‫می‌خواستن کل پنل رو بندازن دور ‫ولی فقط یه فنر نو لازم داشتن

‫بهم یاد میدی؟

‫باشه

‫خب...

‫اول از همه، قبل از اینکه دست به مدارها بزنی

‫باید مطمئن بشی ‫برق تو سیم‌ها هست یا نه

‫خب چطور می‌تونی این‌کارو بکنی؟

‫خب...

‫لیسشون می‌زنم؟

‫با ولت‌سنج

‫خب، اینی که می‌بینی مهم‌ترین بخشه

‫نوار دوفلزی

‫اگر جریان زیادی ازش رد بشه ‫نوار داغ میشه

‫خم میشه، و ضامن رو آزاد می‌کنه

‫و مدار قطع میشه

‫وگرنه سیم‌ها داغ‌تر و داغ‌تر میشن

‫و داخل دیوارهات آتیش راه می‌اندازن

‫و خونه‌ت خاکستر میشه

‫- میشه یه سوالی بپرسم؟ ‫- بپرس

‫چرا از دستت عصبانیه؟

‫- گفت عصبانیه؟ ‫- نه، ولی...

‫تو بهترین دوستشی ‫فکر می‌کردم اگر باشه بهت میگه

‫نچ

‫خب، گمونم عادیه

‫اون 19 سالشه و منم که... ‫همچین نقشی تو زندگیش دارم

‫توی این سن هیچکس از والدینش خوشش نمیاد ‫بچه‌ی خودم هیچوقت به این سن نرسید

‫برای همین جفتمون برای اولین بار ‫داریم تجربه‌ش می‌کنیم، همین

‫اینم پشت سر می‌گذاریم

‫آره، منطقیه

‫- پس فنره ضامن رو عقب نگه می‌داره... ‫- مسئله اینه که من سعی خودمو می‌کنم

‫می‌دونم سختگیرم ‫و شاید بیش از حد نگرانشم

‫و اون...

‫اونه، ولی...

‫مگه من چیکار کردم؟

‫نمی‌دونم

‫آره، خب...

‫نمی‌تونم خودمو بابت ‫وضعیت احساسی یه نفر دیگه مسئول بدونم

‫داری میری مشاوره؟

‫یا خدا، داری میری پیش گیل؟

‫نمیرم مشاوره. ای خدا، برو...

‫برو لوله‌ی اصلی رو درست کن

‫بخش‌های ترک خورده رو اره کنین

‫ریشه‌ها رو بکشین بیرون و جاهای خالی ‫لوله‌ها رو با ای‌بی‌اس پر می‌کنیم

‫پاشو برو

‫همه‌چی درست میشه

‫دینا

‫به کسی نگو میرم مشاوره

‫یا خدا

‫این دوربینه خیلی خفنه

‫بخاطر دوربینه نیست، بخاطر تیراندازه

‫- داری ماهر میشی ‫- هدف بعدی کیه؟

‫بذار ببینم

‫خیلی‌خب. یه گروهشون کنار جاده‌ن

‫- یکیشون از بقیه جدا شده، می‌بینیش؟ ‫- آره دیدمش

‫خیلی‌خب، برای این یکی عجله نکن

‫دورتره، پس افت تیر بیشتره

‫داره سربالایی میره ‫پس باید اینم در نظر بگیری

‫بزنم تو سرش؟

‫همیشه

‫- گندش بزنن ‫- نه

‫اشکال نداره، درهرحال تیرت بهش خورد

‫آره گمونم. چقدر زیادن

‫آره، منم متوجه شدم ‫احتمالاً دارن جاده‌ی 89 رو دنبال می‌کنن

‫شاید دارن از آلپاین میان

‫بهتره برگردیم. می‌خوام یه گشت بفرستم اونجا

‫باشه، منم میرم

‫راستش، می‌خوام یه مدت ‫از نیروهای گشتی بذارمت کنار

‫می‌خوام بذارمت جزو نگهبان‌های دروازه

‫نگهبانی دروازه؟ چی؟ چرا؟

‫چون کار مهمیه

‫کاری جز وایسادن روی حصار نیست

‫نگرانته

‫عجب گیری کردما

‫خب، می‌دونی، توی گشت قبلی ‫یکم بی‌احتیاطی کردی

‫دو تا رانر و یه کلیکر بودن ‫که عملاً دندونی نداشت

‫دخلشون رو آوردم ‫مگه کارمون همین نیست؟

‫تنهایی ول کردی رفتی، الی

‫- دلیل داره که قانون تعیین کردیم ‫- بیخیال بابا، دینا همیشه‌ی خدا

‫از این کارا می‌کنه، ولی کسی اونو ‫نمی‌ذاره روی حصار کوفتی

‫تامی، من دیگه بزرگ شدم ‫نمی‌تونه برام تعیین تکلیف کنه

‫خب، برای من که می‌تونه بکنه

‫ببین، من تمام عمرم باهاش سروکله زدم

‫گاهی اوقات، راحت‌تر اینه که باهاش راه بیای

‫برام مهم نیست که راحت‌تره یا نه ‫منصفانه نیست

‫و درضمن، خودت می‌دونی

‫برای روبرو شدن با مبتلا‌ها ‫اصلاً لازم نیست نگران من باشیم

‫هی، نه. قسم خوردی ‫در مورد این قضیه حرف نمی‌زنیم

‫دستم رو گاز گرفتن

‫الی، در مورد این قضیه صحبت نمی‌کنیم

‫- ملت، منو گاز گرفتن! ‫- هی!

‫- گازم گرفتن! ‫- هی! هی، هی!

‫من مصونم!

‫هی! عجبا

‫خدا بگم چیکارت نکنه

‫به‌خدا قسم، تو و برادرم ‫با همدیگه مو نمی‌زنین

‫خب، اگر با همدیگه مو نمی‌زنیم ‫پس می‌دونی به حرفت گوش نمیدم

‫منو بذار توی نیروهای گشتی

‫گشت آلپاین ساعت 1 ظهر حرکت می‌کنه

‫ولی... از قوانین پیروی می‌کنی

‫از فرمانده‌ت اطاعت می‌کنی

‫بدون هیچ سوال و استثنایی

‫خب، بستگی داره. فرمانده کیه؟

‫- الی ‫- خیلی‌خب، باشه. حالا هرچی

‫از قوانین پیروی می‌کنم

‫آروم دختر. یالا

‫بازش کن!

‫اینا سه تا تقریباً تا فردا تموم میشن

‫بعدش یه روز دیگه زمان لازمه ‫تا فاضلاب رو وصل کنیم

‫خب، می‌خواستین کتابخونه و مدرسه ‫تا بهار بازسازی بشن

‫ولی جفتشون سقف جدید لازم دارن

‫با تعداد افرادی که داریم ‫ بعید می‌دونم هیچکدومشون

‫تا تابستون تموم بشن

‫این پنجره دیگه جلوی ورود سرما رو نمی‌گیره

‫آره، آره. درزگیر لازم داره ‫جزو اولویت‌هامه

‫درزگیر زیادی استفاده کردیم تا بازسازی...

‫- باید سریع‌تر بسازیم ‫- سریع‌تر؟

More Farsi Persian subtitles for The Last of Us

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left