Revenant

Revenant (악귀)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Revenant EP06 Disney Sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag
@sunflowermagg کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-07-18
Muat Turun: 22
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

"شیطان"

"قسمت ششم"

خوبی؟

بجز اینجا هیچ کجا نبود بری؟

هوا خیلی سرده

این چیه؟

این ژاکت مال منه؟

پس مال منه؟

یکم پیش به من اعتراف کردی؟

چی گفتم؟

...من

همه اون آدم ها رو

کشتم

من گفتم؟

آره

...اون

...خب

همچین منظوری نداشتم

منم همین فکرُ کردم

آدمی هستی که حتی اگه به خاطر کلاهبرداری تلفنی

تمام پولات رو از دست داده باشی فقط میری به کلاهبرداره فحش بدی و تمام

آدمی نیستی که به خاطر این اتفاق کسی رو بکشی

...ولی میدونی

اگه واقعا همچین کاری کردی

بیا پیش من

بله؟- ما که غریبه نیستیم-

یه گزارش خوب برات مینویسم پس فقط بیا پیش من

...اگه بهت بگم من نبودم

و کار یه روح بوده چی؟

باورم میکنی؟

چی؟

میدونم حرفم رو باور نمیکنی

ولی حقیقت داره

باید برم

ممنون که این ژاکت رو برام آوردی

"قیمت 5.350.000 وون" "قیمت 2.880.000 وون"

"قیمت 300.000 وون"

این چیه؟

"پرفسور جانگ وون سوک" "در حال تماس"

پروفسور جانگ، ببخشید دیر وقت تماس میگیرم

یه مرز ممنوعیت با تیغه کوچیکی داخلش پیدا کردم

از تیغه کوچیک

منظورت مرز ممنوعیت های منطقه گیونگ سانگ جنوبیه؟

به شدت نادرن چجوری پیداش کردی؟

نمیتونم همه چیو پای تلفن توضیح بدم

ولی دنبال کسیم که درستش کرده

...کسی که مرز محدودیت درست کنه

باید توی شمنیسم دست داشته باشه

شاید یه شمن یا کسی که توی قرائت متون تخصص داره

یه تحقیقی میکنم و بهت زنگ میزنم

ممنون

ارباب جوان یوم اومدن

"سال 1995"

نمیدونستم قراره بیای

مادربزرگ هنوز بیداره؟

توی اتاق مطالعه ست

برای ملاقات باهاشون اومدی؟

بله- حالت چطوره؟-

خوبم

نظرت درباره خونه ت چیه؟

دنبال یه خونه بزرگتر بگردم؟

خودم از پسش برمیام نیازی به نگرانی نیست

تنها وارثی چجوری میشه نگران نباشم؟

مادربزرگت هم خیلی نگرانته

...مادربزرگ

نگران منه؟

شاید ظاهرا صحیح و سلامت به نظر برسه ولی سنش بالا رفته

چرا به شرکت برنمیگردی؟

میدونین که من هیچ علاقه ای به کار خانوادگیمون ندارم

فقط برو سر اصل مطلب

شبیه سگ های مریض نگاهم نکن

مادرم قبل از فوت

چیزهای عجیبی دفن میکرد

دوباره اون گل سر قرمز؟

بهت گفتم که

همچین چیزی توی جایی که مُرد پیدا نکردن

چرا منو به اونجا برد؟

چرا مادرم فوت کرد؟

چرا از من میپرسی؟

اونی که همراهش بود تو بودی

از اون موقع چیزهای عجیبی میبینم

اول فقط توی آینه میتونستم ببینمشون

ولی الان بدون آینه هم میبینمشون

خیلی ترسیدم

ساکت

میخوای تو بیمارستان روانی بستری بشی؟

فکرشم نکن دوباره همچین حرفایی رو به زبون بیاری

بیا داخل

ارباب جوان یوم اومدن

حالتون خوب بوده؟

مطمئنم برای پرسیدن این سوال نخزیدی اینجا بیای

بگو ببینم، چرا اومدی؟

این

از وسایل مادرمه

اونموقع خیلی جوون بودم

که بخواد یادم بیاد دقیقا کجا دفنش کرد

ولی قبل از مرگش یه قطعه سفالی خاک کرد

و این

تا لحظه فوتش این گل سر همراهش بود

...مطمئنین که

هیچی درباره اینا نمیدونین؟

برو بیرون

گفتم همین حالا از خونه م برو بیرون

مهمونمون میره

همینجوری اونجا واینستا از اینجا ببرش بیرون

چی بهشون گفتی که اینقدر عصبانی شدن؟

چرا هروقت حرف مادرم رو پیش میکشم اینقدر ناراحت میشه؟

اینجوری نمیشه

باید دوباره ازش بپرسم

...بهتره که

امروز برگردی با اخلاق تندش که آشنایی

برای سالگرد فوت یو جین میای؟

میتونی اون موقع ببینیش و ازش بپرسی

باشه

سرده، بهتره برگردین داخل

"قرارداد اجاره تجاری"

"بیست میلیون وون" "...پیش پرداخت: 2 میلیون وون"

خدایا، کِی خونه اومدی؟

یه نگاه به خودت بنداز

آرایش کردی؟ موهات- این چیه؟-

این لباسا رو از کجا آوردی؟

این چیه؟

...خب

یه لباس فروشی کوچیک نزدیک ایستگاه مترو اجاره کردم

چی؟ با کدوم پول؟

ارث مادربزرگت رو گرفتم

منم نمیخواستم چیزی از اون خانواده بگیرم

ولی وقتی خودش پیشنهاد داده عجیبه که نگیریمش

درضمن، تمام مدتی که تو رو بزرگ کردم بابات هیچ پولی نداد

این پول حق ماست

"کیم سوک ران" "مبلغ 298,230,100 وون"

سان یونگ؟ اینجا چیکار میکنی؟

ببین

خونه ش و پولای این حساب

جمعش 1.3 میلیارد میشه

با همچین پولی دیگه مجبور نیستیم سختی بکشیم

...همونطور که گفتی، ما میتونیم

میشه بس کنی؟

میخوای بکشمش؟

خدایا، هی

سان یونگ، هی

سان یونگ، مگه این چیزیه که بخوای سرش ناراحت باشی؟

چی شده؟

به خاطر خودمون اینکارو کردم

سان یونگ

گو سان یونگ

سان یونگ، درُ باز کن، بیا حرف بزنیم

چیکار میکنی؟

اینکارو کردم تا تو سختی نکشی به خاطر همین قبولش کردم

سان یونگ، بیا حرف بزنیم

سان یونگ

سان یونگ

گو سان یونگ

"سوییشرت رنگ روشن" "چاپ های خلاقانه"

"بانک دونگ سونگ" "حساب پس انداز"

مادرم اولین کسی بود که این وسایل دستش بود

...سال 1995 قبل از اینکه

توی پانسیون بمیره یه جایی دفنشون کرد

میخواست از شر روح شیطانی خلاص بشه

همین بود

این روش خلاص شدن از شر روح شیطانی بود

باشه

گل سر دونه های گلابی و تکه سفالی

یه ربطی به اون دختر بچه دارن

احتمالا متعلق به لی موک دان بودن که روح نوجوان شد

...باید اونارو همراه با مرز ممنوعیت

توی جایی که اون روح شیطانی کسی رو به قتل رسونده مهر و مومشون کنم

این فقط فرضیات توئه

...و مگه نگفتی که پروفسور گو گانگ مو

تسخیر شده بود؟

واقعا چیزایی که نوشته بود رو باور کردی؟

اون از همه بیشتر درباره روح شیطانی اطلاعات داشت

...کنجکاوی من بیشتر

درباره این وصیتنامه و نامه ست

چرا روح شیطانی پای تو رو به این قضیه کشونده؟

خلاص شدن از شر روح شیطانی مهم تر از اونه

هه سانگ، بهتره همینجا دست نگه داری

وگرنه ممکنه سرنوشتت مثل مادرت بشه

نه

بالاخره یه سرنخ پیدا کردم

الان دیگه نمیتونم بیخیال بشم

پروفسور یوم

این مال منه؟

خیلی ببخشید

کِی بُردیش؟

"فروشگاه سونگون" "آرایشگاه میریل"

تو این همه پول خرج کردی؟

این 5 میلیونی هست که بهم قرض دادی

و پولی که دیروز با کارتت خرج کردم

سودش رو هم حساب کردم

این پولو از کجا آوردی؟

دیروز چی شد؟

...راستش

هیچی، هیچ اتفاقی نیفتاد

قطعا داره یه چیزی رو مخفی میکنه

کجا میری؟

باید بدونم دیشب چه بلایی سرش اومده

ولی حتی نمیدونی کجا بوده

با دنبال کردن اطلاعات خرید از کارتش ردش رو میزنم

...دیروز که رفتی خونه

More Farsi Persian subtitles for Revenant

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left