Chicago Med

Chicago Med

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 7

Maklumat siaran

Chicago Med S07E12 WEB-DL PaHe
Ulasan oleh Ariyaw
🔸 ترجمه اختصاصی فیلامینگو | 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 | https://b2n.ir/filamingo 🔸

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-08-24
Muat Turun: 16
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫.

‫- من یک دکتر دیگه میخوام ‫تو کارت با پسر من تمومه

‫- "کارمن" و من یه چیزی رو شروع کردیم ‫و بعد رابطمونو تموم کردیم.

‫- و وقتی که تو رابطه نبود ‫گیرش آورد، درسته؟

‫- جریان بیشتر از ایناست.

‫- از خانواده من دور شو.

‫- مطبوعات بدجوری داره بهمون فشار میاره

‫اهداکننده ها در حال فرارن

‫بیمارستان های دیگه دارن ‫دکتر هارو تحریک میکنن از اینجا برن

‫- برای چی اینجایید، جناب "شنتو"؟

‫- مدیریت شهرت

‫- من مخالف این نیستم که تو

‫احساساتتو نشون بدی

‫ولی من و تو قوی ترینیم ‫وقتی باهم کار میکنیم

‫- منم دوستت دارم.

‫- حالت خوبه؟

‫- این کاغذ بازی های طلاقمه

‫- نمیدونستم ازدواج کردی. ‫- دیگه تموم شده.

‫فقط داره کشش میده.

‫- من به "MRI" نیاز دارم

‫- من چندماه کارشو به تعویق میندازم

‫تو هیچوقت نباید میذاشتی "ایثن"

‫انقدر به خودش فشار بیاره.

‫اگه اونا نمیتونن بگن کِی، ‫تو باید بگی.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

‫فردا میبینمت. ‫- "ایثن"

‫- "دنیل" ‫اینجا چیکار میکنی؟

‫- میدونم. ‫من تو باشگاه باشم، کی باورش میشه نه؟

‫رفیق، میخواستم زنگ ‫بهت بزنم

‫شنیدم آخرین جراحیت ‫یه موفقیت حسابی بوده

‫- آره.

‫دکترا گفتن میتونم ‫برگردم سرکار

‫تو شیش الی هشت هفته

‫- میای بریم صبحانه ای چیزی ‫بخوریم؟

‫من... من یه روز مرخصی دارم ‫- آره

‫بریم پس

‫یلحظه.

‫بابامه

‫سلام؟امم...باشه

‫آره

‫خیلی خوب

‫- پدر چطوره؟

‫- اه، درواقع بابام نبود.

‫فکر کنم یه پرستار خونگی ‫گرفته، "فلیشا"

‫نگرانه که...

‫من حتی نمیدونستم بابام مریضه

‫- اوه.

‫- آره. باید برم ببینمش.

‫- ولی هنوز مشخص نیست میتونی ‫رانندگی کنی یا نه، درسته؟

‫- نه، نه. ‫اژانس میگیرم

‫- بزار من برسونمت. ‫- نه، نه، نه.

‫نیاز نیست اینکارو بکنی ‫- رفیق.

‫لطف بزرگی در حق ‫من میکنی، باشه؟

‫قرار بود کل روز فقط ‫قبضامو پرداخت کنم

‫پنج دقیقه، ‫بزار یه دوش بگیرم

‫- ممنونم.

‫- من فکر کردم اینکارا ‫تموم شده

‫نه، من نمیخوام مستقیماً ‫با شوهرم صحبت کنم

‫برای همین وکیل گرفتم.

‫گوش کن، من الان سرکارم

‫بعدا باهات تماس میگیرم ‫باشه؟

‫باشه.

‫- حدس میزنم که ‫راجب طلاقت بود؟

‫- به توافق رسیده بودیم ‫که خونه توی

‫"گروس پوینت" رو ‫"اندرو" نگه داره

‫حالا، یهویی، ‫میخواد بفروشتش

‫نصف عایدات رو هم به من بده

‫- چیز خوبیه دیگه، نه؟

‫- نه. اون یه برنامه ای داره

‫میخواد نظر منو جلب کنه ‫تا یجورایی کنترلم کنه

‫متاسفم، بنظر خسته کننده میاد

‫- نه، خیلی هیجان انگیزه ‫بدجوری هیجان زدم

‫- البته. تو کیف چیه؟

‫- کت و شلوارم.

‫یادته دیگه، امشب قراره ‫بریم جشن

‫- آره، معلومه.

‫- ولی اگه خیلی درگیری...

‫- نه.

‫اینکارو انجامش میدیم

‫- ببخشید، دکتر "همر"

‫اتاق پنج برای معالجه ‫- باشه

‫بیا بعدا همه اینارو فیصله بدیم، باشه؟

‫- باشه.

‫- "لیسا بکمن"، 37 ساله، ‫هفته 34ام بارداری

‫تمام عوامل حیاتی پایداره

‫- به مدت 30 ثانیه ‫غش کرده و هوشیاریش رو

‫از دست داده. ‫شوهرش با 119 تماس گرفته.

‫دقیقا پشتمون بود ‫- ممنون

‫- سلام "لیسا" من دکتر "همر" هستم

‫حالت چطوره؟ ‫- خوبم.

‫فقط یکم ‫احساس منگی بود

‫موضوع مهمی نیست.

‫- بزار یه نگاه سریع بندازیم، ‫باشه؟

‫از فراصوت استفاده میکنیم

‫- واقعا نیازه اینکار رو بکنیم؟

‫- فقط میخوایم مطمعن شیم که

‫همه چی اونجا خوبه.

‫منظورم اینه که ‫تو که همین الانشم اینجایی، نه؟

‫- من میخوام هرچه سریعتر ‫از اینجا برم

‫- متوجه شدم.

‫- سلام، "لیسا"، ‫شوهرت اینجاست

‫- حالش خوبه؟

‫- من که بهت گفتم، ‫من خوبم، "جوناه"

‫این فقط ‫وقت تلف کردنه

‫- خب، ‫وضعیت جنین بنظر نرمال میاد

‫که نشونه خوبیه.

‫ولی بچه به حالت نشسته قرار گرفته

‫از اون چیزی که فکر میکنید ‫به نظر زودتر بدنیا میاد

‫- دیدی؟ بهت گفتم ‫یه خبراییه.

‫- هنوز بهتون نگفته ‫که کم خونه؟

‫- نه، ولی خوبه که الان میدونیم.

‫آزمایش های "CBC"، "PTT" ‫و "KB" بگیرید

‫و نمونه خون بگیرید برای آزمایش قندخون

‫- من... من به همه اینا نیازی ندارم

‫- اینا فقط تست های آزمایشگاهین ‫تا مطمعن شیم حالت خوبه

‫- آره، همینطور اگه میشه اسم ‫متخصص زایمانت

‫میتونیم باهاش تماس بگیریم ‫اگه بخوای

‫- من دیگه با متخصص زایمانم در ارتباط نیستم

‫- بگو دیگه، بگو چرا

‫- باشه، اینکارو نکن "جوناه ‫- باشه. خودم بهشون میگم

‫برای اینکه متخصصش ‫جرعت اینو داشت که پیشنهاد بده

‫که "لیسا" واکسینه بشه، ‫ولی اون نمیخواد

‫- بسه، باشه؟

‫این تصمیم منه که به عنوان ‫یک مادر بگیرم

‫نه کس دیگه ای

‫و متشکر هم نیستم ‫که داری

‫سربازای بیشتری دورور خودت ‫جمع میکنی

‫به اندازه کافی احساس تنهایی میکنم

‫- این جریان رو چند ماهه ‫داریم

‫- باشه، بسه! ‫داره چیکار میکنه؟

‫- داره خون میگیره. ‫- نه.

‫من... من فقط میخوام برم خونه ‫و حاضر شم برای

‫زایمان خانگی با قابله ای ‫که برنامه ریزیش رو کرده بودم

‫- هی، "لیسا"، میدونی که ‫کم خونی احتمال وجود عوارض نامطلوب

‫موقع زایمان رو بالا میبره

‫- خودم میدونستم

‫میتونیم از پسش بر بیایم

‫- لعنت بهت "لیسا"، با سلامتی ‫بچمون بازی نکن

‫به دکترا گوش کن.

‫- خیلی خوبه که خاطرجمع بشیم.

‫- باشه

‫آزمایش هاتونو بگیرید ‫- اوه، خوبه.

‫بالاخره داری به توصیه پزشکی ‫گوش میدی

‫- دیگه بسه. ‫میخوام تو از اینجا بری بیرون

‫- بچه منم هست

‫- گفتم برو بیرون

‫باید گارد امنیتی رو صدا بزنم؟

‫- چرا با من نمیای بریم؟

‫محل انتظار دقیقا بیرونه

‫- مرسی.

‫.

‫- امیدوارم وقفه ای تو این ‫جراحی نداشته باشیم

‫خشکشویی ساعت 6 بسته میشه، ‫لباس منم پیششونه

‫- گرفتم، یعنی اینکه

‫داری میری به اون ‫جشن افزایش بودجه

‫- من کلی ایمیل گرفتم از

‫دکتر "شنتو" که حضور من...

‫ممنونم... اجباریه.

‫- منطقی بنظر میاد.

‫بیمارستان دوست داره با ‫ستاره هاش خود نمایی کنه

‫- منم شکایتی نکردم

‫بنظرم یجورایی ‫شادی بخشه که

‫هرازگاهی بری بیرون ‫- خوبه

‫خب، چرا قبلش با من نمیای ‫بریم بیرون؟

‫یه نوشیدنی برات بخرم

‫- اوه، امم...

‫فکر نمیکنم وقت بشه

‫امروز روزشه، "دورثی"

‫حالت چطوره؟

‫- اوه، اماده دیدن کبد جدیدمم

‫من و "چد" نتونستیم سریعاً بیایم ‫اینجا بعد تماست

‫- من و مامانم خیلی هیجان زده ایم.

‫- آره، خب، بعد اون همه زمان که شما ‫صبر کردید

‫قابل باوره.

‫آزمایش هات نشون میده که ‫قند خونت 240 هست

‫- بخاطر دیابتم همیشه مثل ترن هواییه

‫- آره، ‫ولی تعداد سلول های سفیدت هم

‫به 18,000 تا افزایش پیدا کرده

‫تو این حدود تعداد ‫نشون میده که بدنت

‫با یک نوع عفونت ‫در جنگه

‫اخیرا حالت بدتر شده؟

‫- معلوم نیست حال معمولیم چیه ‫که بدشو بفهمم.

‫این یسال من حالم بدجور بد بود

‫- "دورثی"، ‫ایرادی نداره معاینت کنم؟

‫- نه. ‫- باشه.

‫سردته؟ ‫- نه بیشتر از همیشه

‫- ایرادی نداره ژاکتت رو وردارم؟

‫اوهه.

‫- اونشب داشتم سعی میکردم ‫پاهام رو جلوی رادیاتور

‫گرم نگه دارم فکر کنم زیاد نزدیک شده

‫- آها

‫- به یه دلایلی حتی دیگه ‫حسش نمیکنم

‫- از ناخوشی های دیابته

‫- بزار یه نگاهی بندازیم

‫- آره، بدجوری خودتو سوزوندی

‫قطعا عفونی شده

‫- برای اون آنتی بیوتیک ‫درون سیاهرگی نیاز داریم

‫پس مارو ببخشید ‫بریم یه پرستار گیر بیاریم

‫- آره، اینم بیاید باز بزاریم ‫یکم هوا بگیره

‫نبندش، باشه؟

More Farsi Persian subtitles for Chicago Med

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left