American Crime Story

American Crime Story

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

American Crime Story S02E07 HDTV x264-SVA
American Crime Story S02E07 720p HDTV x264-AVS
American Crime Story S02E07 XviD-AFG
American Crime Story S02E07 480p x264-mSD
American Crime Story S02E07 720p HEVC x265-MeGusta
American Crime Story S02E07 HDTV x264-RBB
American Crime Story S02E07 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
American Crime Story S02E07 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Ulasan oleh Toxicity
█► نـیـــمـــا و پــــویـــا ¦¦ NightMovie.TV, LiLMedia.TV ◄█

Tag

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
Diterbitkan pada: 2018-03-15
Muat Turun: 37
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫« میلان ایتالیا » ‫« سال 1992 »

‫این فقط یه ایده‌ی ناهنجاره

‫چه ایده‌ای؟

‫من معتقدم که ‫لباس یک زن، مثل اسلحه‌ش می‌مونه..

‫تا بتونه چیزی که می‌خواد به دست بیاره

‫شاید بتونیم فولاد هم اضافه کنیم؟

‫بذار ببینمش

‫بفرما

‫اوهم

‫جیانی اینا رو می‌گیره

‫کسی نمی‌خواد در موردش صحبت کنه؟

‫هیچکس نمی‌خواد بگه ‫که چه مرگشه

‫کسی حتی زیر بار نمیره ‫که یه چیزی هست

‫کدومشون مال توئه؟

‫مال من؟

‫این‌ها طرح‌های تو نیستن

‫نه، ولی ایده‌م توشون هست

‫یه لباس که مثل اسلحه‌ست

‫تو چی هستی؟

‫یه طراحی؟

‫نه، تو چی هستی؟

‫تو چی هستی؟ ‫جمع کننده‌ی..

‫ایده‌ی بقیه؟

‫- هر چی می‌خوای صدام کن ‫- نه، نه، نه، نه

‫بهم بگو ‫اسم خودت رو چی میذاری؟

‫من با نهایت توانم ‫دستیاریت رو می‌کنم

‫تو بزرگ شدن رو داری..

‫و انتخاب می‌کنی که یه دستیار باشی

‫نه، هیچ کدوم از ما این شرایط ‫رو انتخاب نکرده، جیانی

‫جیانی، شاید بهتر باشه یه کم استراحت کنی

‫نمی‌خوام وقتی این شکلی هستی ‫باهات صحبت کنم

‫نه، من همینجوری حرف میزم ‫اگه خوشت نمیاد..

‫خوبه، پس دیگه هیچوقت با هم حرف نمیزنیم

‫جیانی، می‌دونم که چرا عصبانی هستی ‫و منم عصبانیم

‫- اما تقصیر من نیست ‫- من مریضم

‫باید باهاش رو در رو بشیم ‫چون نمی‌تونم مخفیش کنم

‫ازم چی می‌خوای؟

‫همه چیز

‫همه چیز در اختیارته

‫همه چیز رو بهت میدم

‫کافی نیست

‫کافی نیست

‫شرمنده

‫حالا هم برو

‫حالا برو. برو!

‫برو دستیاری کن! برو دستیاری کن! ‫برو برام قهوه بیار

‫برام اسپرسو بیار

‫یه مقدارم گل بچین!

‫چیه؟

‫من از عصبانیتت نمی‌ترسم

‫اون آماده نیست

‫برو ازش معذرت خواهی کن

‫وقت مهربون بودن ندارم

‫وقت ظالم بودن نداری

‫نمی‌تونم طرح بکشم

‫فقط نمی‌تونم

‫- منم نمی‌تونم ‫- الکی میگی

‫نه، حقیقت داره

‫از هر طراحی بپرس

‫کیفیت طرح مهم نیست

‫کیفیت ایده مهمه

‫من ترسیدم

‫می‌دونم

‫تظاهر به جسور بودن کافی نیست

‫ازت نمی‌خوام تظاهر کنی

‫ازت می‌خوام رشد کنی

‫تا کجا؟

‫تا به تو برسم؟

‫با هم یه لباس طراحی می‌کنیم

‫یه چیز جدید

‫فقط تو و من. ‫جوری با هم کار می‌کنیم..

‫که انگار آخرین لباسیه ‫که طراحی می‌کنم

‫اونجوری باهام حرف نزن، لطفا

‫مجبورم، چون به زودی فقط تو خواهی بود

‫همه‌ی این‌ها برعهده‌ی تو خواهد بود

‫این کمپانی توئه، نه من

‫اوهم

‫باید کاری کنی مال تو بشه

‫باید بگیریش

‫باید مال خودت بکنیش

‫این لباسی که می‌خوای با هم درست کنیم

‫می‌خوای به چی برسی؟

‫این لباس، میراث من نیست

‫تو میراث منی

‫مترجمین : نیـــمـــا و پــــویــــا ‫Dark Assassin & ToxiCity

‫از اون خمیر دندون خوشم میاد

‫ببخشید؟

‫راستش دارم دکترام روی توی دانشگاه ‫سن دیگو کالیفرنیا می‌گیرم

‫شیفت‌های کاری آخرمه

‫عالیه

‫روز خوبی داشته باشید

‫آه..

‫نه تو وقت کاری

‫تا حالا اذیتت کرده؟

‫چی؟

‫که مشتری‌ها فقط تو رو به عنوان ‫یه مرد مفید می‌شناسن

‫تو رو اذیت کرده؟

‫نمی‌تونم بابت زمانی که اینجا ‫نیستی بهت حقوق بدم

‫همیشه دیر می‌کنی

‫این پول از نظر من مشکلی نداره

‫در مورد خودم فکر نمی‌کردم

‫در مورد مادرم فکر می‌کردم

‫پدرت هنوز پول می‌فرسته؟

‫نه

‫اون مُرده

‫تو به یه برنامه نیاز داری

‫باید مجله‌ها رو بذاری کنار

‫عادت، برنامه حساب نمیشه

‫من تمام اینا رو با تنبلی به دست نیاوردم

‫بله، آقای مرکادو

‫نصف قیمت بود..

‫و طعم برند "هاگن داز" رو داره

‫چرا باید سر یه چیز مسخره‌ای..

‫مثل بستنی، عصبانی بشی؟

‫چون بهترین‌ها رو می‌خوام!

‫خب، کی گفته چیزهای آلمانی بهترین هستن؟

‫اون اصلا آلمانی نیست، مامان

‫فقط اون اسم رو از خودشون گذاشتن..

‫تا خاصش کنن

‫خب، یه اسم من در آوردی، بفرما

‫روبن متوس، موسس کارخونه..

‫والدینش لهستانی بودن، ‫اما خودش تو بروکلین زندگی کرده بود

‫اما می‌خواست برندش دانمارکی باشه..

‫چون دانمارکی‌ها توی جنگ جهانی دوم ‫به یهودی‌ها کمک کرده بودن

‫حتی عکس نقشه‌ی دانمارک ‫روی کارتن‌های قدیمیشون بود

‫تو خیلی باهوشی، اندرو

‫دفعه‌ي بعد..

‫از برند "هاگن داز" خرید کن

‫باشه، اندرو

‫خب، برنامه‌ی امشب چیه؟

‫یه آدم مسن؟ یه آدم جدید؟

‫- یه آدم بدهکار؟ ‫- یه آدم جدید

‫تو چطور؟

‫گزینه‌های زیادی هست

‫اما تو هیچ حرکتی نمی‌کنی

‫فکر اینکه بهت نه بگن، ارزشش رو نداره

‫- کسی به ما نه نگفته ‫- به تو نگفتن

‫این درست نیست

‫وقتی به من میگن نه، ‫انگار وجود ندارم

‫- ممنون ‫- انگار ناپدید شدم یا چنین چیزی

‫هی

‫تو جذابی

‫نه مثل اونا

‫این فقط یه ظاهره

‫ظاهریه که مردم می‌خوان

‫تو به کشورت خدمت می‌کنی

‫برای این موضوع خیلی احترام قائلم

‫اوه، ممنون

‫دارم تو رویای بچگیم زندگی می‌کنم

‫توی دانشگاه روزام رو سپری می‌کنم و ازم می‌خوان...

‫که به جمهوری خواه‌ها علیه مرفهین ملحق بشم

‫منم علیه مرفهین هستم

‫گفتی که پدرت توی ..

‫بانک مریل لیچ کار می‌کنه ‫بابای منم اونجا کار می‌کنه

‫- اسمش چیه؟ ‫- مودستو

‫مردم پیت صداش می‌کنن. ‫برای یه پروژه‌ی طولانی مدت..

‫برای ماموریت فرستادنش فیلیپین

‫فکر نمی‌کردم مریل لینچ توی فیلیپین ‫اداره‌ای داشته باشه

‫اونا شعبه‌شون توی مانیل رو ‫سال 1957 افتتاح کردن

‫سه سال قبل از توکیو

‫اندرو همه چیز رو می‌دونه

‫اون همینطور فوق‌العاده‌ست

‫مودستو از مانیل

‫به بابام می‌گم دنبالش بگرده

‫دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫خوش بگذرون

‫برو خونه

‫یه تنی به آب بزن تا حالت جا بیاد

‫فکر خوبیه

‫دفعه‌ی بعد حساب می‌کنم

‫مشکلی نداره

‫وقتی..

‫اکثر جوونا وارد اینجا میشن..

‫حتی من رو نمی‌بینن

‫اما تو همیشه می‌بینی

‫میشه راجع‌ به خیلی چیزها در زندگی ‫دروغ گفت

‫اما یا پول توی کیفته..

‫یا نیست

‫اندرو

‫کجا بودی؟

‫خیلی وقته که رفتی

‫کجا رفتی؟

‫کجا میرم؟

‫مستی؟

‫مست رویاهام

‫چه رویایی؟

‫رویای بیرون رفتن از اینجا

‫رویای دور شدن از اینجا

‫من چی؟

‫مامان کوچولو، نمی‌دونی؟

‫نه

‫نمی‌دونی که تو زن رویاهای منی؟

‫- تو با من میای ‫- واقعا؟

‫اوهوم. ‫معلومه که میای

‫و کجا میریم؟

‫میریم.. بالا

‫یه جای مرتفع

‫یه آسمون خراش..

‫که همه از پایین بهمون نگاه کنن

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left