200 baris pertama.
『دکترِ سقوط کرده』
!پاس بده! این طرف
!این طرف
!یو جونگ وو
!یو جونگ وو- !یو جونگ وو-
اون موقع فکر میکردم دخترای سئولی سلیقه عجیبی تو پسرا دارن
"به نظرشون خفنه؟"
"فکر میکنن مهربونه؟"
دخترایی که عاشقش میشدن رو اصلا نمیتونستم درک کنم
برای منم همینطور بود
خدایا
ها نول واقعا خوشگله
صادقانه بگم، صرفا بر اساس ظاهرش
اون خوشگلترین دختر کلاسمون... نه، مدرسهمونه
بیا دعوا
نمیخواد جلومو بگیری
همونطور که میبینین
پسرایی که میگفتن ها نول خوشگله رو درک نمیکردم
ولی حالا
چرا از اینکه کنارم دارمت، خوشحالم؟
وقتی میبینمت
چرا احساس آرامش میکنم؟
"رستوران پاچه خوک"
چرا هر وقت غمگینم، اولین کسی که به ذهنم میرسه تویی؟
مهم نیست کجا باشی، همیشه کارِت درسته
چرا کلماتت بهم دلداری میدن؟
اون قرار خوب پیش نرفت
چی؟
الان دارم بهت میگم
ولی واقعا از شنیدنش خوشحال شدم
...راستشو بخوای
قلبم یه کمی تند زد
این روزا
چمون شده؟
「دکتر اسلامپ」
چی؟ اینجا چیکار میکنی؟
...خب
فکر کردم اشکت دم مشکت باشه و برگردی واسه همین اومدم دنبالت
از کجا میدونستی گریهم میگیره؟
چی؟- مصاحبه ناموفقم-
میدونستی، نه؟
...خب راستش
پس داری میگی کیونگ مین در مورد من به بیمارستان گفته؟
به خاطر حرفای اون، حتی فرصت مصاحبه رو هم نداشتم
ولی خودتم میدونی از سر لجبازی همچین کاری نکرده
حرفا زود پخش میشن، برای همین آخرش همه میفهمیدن
و اگه بعدا میفهمیدن و مشکل ساز میشد... بیشتر عذاب میکشیدی
خب، بیراه هم نمیگی
...به هر حال
چرا اومدی دنبالم؟
چی؟
آخه، حتی دوستا هم همچین کاری نمیکنن
کی این همه راهو تا هوابون پا میشه بیاد؟
...خب
"تمرکز بر سفر"
واسه گشت و گذار اومدم. خب که چی؟- چی؟-
نمیتونم منکر این بشم که نگرانت نبودم
برای همین اولش، میخواستم تو ایستگاه سئول صبر کنم ولی بعد با خودم فکر کردم
"تا حالا رفتم هوابون؟" و متوجه شدم نه
حالا که حسابی تو پَرِت خورده
فکر کردم میتونیم یه هوایی تازه کنیم و کلی غذای خوب بخوریم. موافق نیستی؟
و اینطوری شد که برای گشت و گذار اومدم
آها. گشت و گذار
بعدی لطفا
بله
چیه؟- فکر میکردم اومدی گشت و گذار-
چی؟
یه راهنمای سفر اونجاست. میرم یکی بردارم
...نه، من
...مشکلی نیست
شوخی میکنی دیگه؟
نمیدونستم اومده گشت و گذار چیزی نمونده بود ذوق مرگ بشم
اصلا واسه چی این همه راهو تا اینجا کوبیدم؟
اه
زودباش، بجنب دیگه
!دارم میام
هی، آخرین کسی که برسه اونجا، روی پیشونیش ضربه انگشتی میخوره. قبول؟
حتما. اینطوریام نیست که کار خاصی داشته باشیم. بیا انجامش بدیم
-آماده، شرو
-شرو
"هی هنوز که نگفتم "شروع !داری تقلب میکنی
!تقلب نیست
!چون سریعتر از منی به خودم آوانس دادم
آوانس کیلو چند
!هی
چیه؟
!هی
خدایا
تيم ترجمه مجله آفتابگردان @sunflowermagg :کانال تلگرام @sunflowermag :اينستاگرام
چرا انقدر لفتش دادی؟
شلوارم اذیتم کرد
بیا اینجا. پیشونیت رو رد کن بیاد
باشه، زودباش بزن
میخوای ازت عکس بگیرم؟
نه- چرا؟-
مسافرت نرفتی پس احتمالا عکسای زیادی نرفتی
برو اونجا وایسا، زودباش
باشه- خیلی خب، اونجا-
خیلی خب
هی، عالیه حتی گوسفندام ژست گرفتن
خیلی خب. یک، دو، سه
لبخند
خیلی خب. یک، دو، سه
خودشه آفرین. یک، دو، سه
!عالیه! یک، دو، سه
خیلی خوب بود
ببین. قشنگ شد، نه؟
بعدا برات میفرستمشون. بریم
بدون عکس گروهی که نمیشه یکی بگیریم؟
خودمون دوتا؟
خب، الان میگیرم
خیلی خب. یک، دو، سه
شبیه غریبه هاییم- آره واقعا-
نه، حتی بدتر
چطوره لبخند بزنیم؟
باشه- خیلی خب-
یک، دو، سه
این عکسای گروهی هم... بدک نیستنا
چیه؟ به چی نگاه میکنی؟
چی؟- وایسا-
چرا رو صورت من زوم کرده بودی؟- ...چون چیزه-
حساب کردم صورتت چقدر کار داره- چی؟-
هی، یه کم بوتاکس کن حداقل
نظرت چیه؟ میخوای انجامش بدم؟
فراموشش کن
واسه صاف کردن زندگیت به فکر بوتاکس باش
بابت امروز ممنون
هوم؟
اگه به خاطر تو نبود، کل روز رو مینشستم گریه میکردم
ممنون که اومدی
خب بگو ببینم. الان حس بهتری داری؟
راستش... حس میکنم بهتره که اینجوری شد
نمیدونستم واقعا اینو میخوام یا از بیکاری خجالت میکشم
برای همین سر پیدا کردن هر شغلی عجله داشتم
الان تو وضعیتی نیستم که بتونم کار کنم پس به نفعم شد
درسته
فقط یه کم دیگه تا وقتی که کاملا آماده بودی صبر کن
اوهوم- اوهوم-
آخرین قطار ساعت 9 ئه؟- هی، فقط 10 دقیقه وقت داریم-
کلی وقت داریم
خوبی، بابا؟- خوبم-
!بابا- یه لحظه-
حالتون خوبه آقا؟
من دکترم. چی شده؟- ...خب-
پدرم به خاطر سکته قلبی یه بار عمل کرد
ضربانساز داره ولی یه کم قدیمیه
گمونم دلیلش این باشه- سکته قلبیه، سریع زنگ بزن 911-
باشه
تيم ترجمه مجله آفتابگردان @sunflowermagg :کانال تلگرام @sunflowermag :اينستاگرام
جونگ وو
چی شده؟
جونگ وو دستگاه شوک رو بیار- چی؟-
باشه
بابا، لطفا بیدار شو
آمادهست- عقب وایسین-
دوباره
1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8
خدایا، به خیر گذشتا
شما هم مواظب باشین
کمک های اولیه اورژانسی انجام دادیم و دوباره نفس میکشه. خوب میشه
ممنون. واقعا ممنونم
"خدمات اورژانس پزشکی" "آمبولانس"
"ایستگاه هوابون"
امیدوارم مشکلی براش پیش نیاد
هی، یو جونگ وو
هوم؟
به چی فکر میکنی؟
هیچی
هی
قطار آخرو از دست دادیم. حالا چیکار کنیم؟
راست میگی- منتظر قطار اول بمونیم؟-
پنج صبح میادش
نمیتونیم هفت ساعت منتظر بمونیم- پس چی؟-
بیا همینجا بخوابیم
بیا همینجا شب رو سر کنیم
بریم
چی؟
چجوری میتونه اینقدر رک باشه؟
ها نول هنوز نیومده خونه؟
نه
موندم مصاحبه خوب پیش رفته یا نه
نه اومده خونه نه زنگی زده
حتما خوب پیش رفته، دلیلش اینه
گفت فقط تشریفاته و حتما شغله رو میگیره
میخواست استراحت کنه ولی گمونم جلوی عمه هاش خجالت کشیده
از اینکه مجبورش کردم بره اونجا حس بدی دارم
بیخیال. باهوشتر از اونیه که بخواد از روی اجبار کاری رو انجام بده
خودش خواست بره- ولی بازم-
امیدوارم ناراحت نباشه و جایی گریه نکنه
بیخیال دیگه. بریم بالا
ناراحت نباش، خب؟
"خوش آمدید"
ممنون
خدانگهدار
اتاق خالی دارین؟- بله-
دوتا. دوتا رزرو میکنیم
بله، اتفاقا دوتا اتاق خالی داریم
ولی چون همین الان یکی از مهمونامون رفت یکیش رو داریم تمیز میکنیم
باید حدود یه ساعت صبر کنین
یه ساعت؟
No comments yet. Be the first to leave one.