200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
سرپرست بازیگران کودک در) (محل فیلمبرداری حضور داشتند
من به توضیح نیازی ندارم
من باورت دارم
باورت میکنم
خیلی خطرناک بود
میتونست بدتر از این بشه
::::::::: آيـــ(قسمت نهم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خدای من، خونت فوق العادست
اصلا گوش میدی چی میگم؟
آره، هم الان و هم یکم پیش واضح و رسا شنیدم چی گفتی
تو صدمه ندیدی و راحت رسیدی خونه
فکر کنم حالا دیگه میتونیم درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم
برادر همون دخترست نه؟
آره
اون چجوری بود؟
دوست دختر سابقت
بابت قبولی کیم سونگ جو در) (دانشگاه ملی سئول تبریک عرض میکنیم
اینجا- بیاین یه عکس بگیریم-
خدایا، سلام- تبریک میگم-
یک دو سه
تو بهترینی پسرم- چرا بهش زل زدی؟-
فقط برو
کجا بودی؟
سلام هیونگ
سلام- سلام-
بیا باهم عکس بگیریم- باشه-
بیاین عکس بگیریم
یک دو سه
بگین کیمچی پنیری- کیمچی پنیری؟-
بیخیال، یکم نزدیک تر بشین
ما عشق اول همدیگه بودیم
و همدیگه رو خیلی دوست داشتیم
،وقتی که توی سئول دانشگاه رفتنم شروع شد
خیلی از هم فاصله گرفتیم
...ولی اون موقع فکر نمیکردم که
این موضوع باعث ایجاد مشکلی شه
نمیشه نری؟
فکر کنم خیلی دلم برات تنگ میشه، لطفا
فردا کلاسام شروع میشه
میخوای با اتوبوس بعدی برم؟
با آخرین اتوبوس برم خوبه؟
باید بری
...ولی
باید تمام این مدت حلقت رو دستت کنی
درش نیاری باشه؟
باشه در نمیارمش
،ولی هربار که میرفتم سئول بی قراری میکرد و دل تو دلش نبود
نمیشه منم باهات توی سئول زندگی کنم؟
میدونی که الان توی خوابگاه میمونم
...و
فکر نکنم که بتونم هفته دیگه بیام
باید برای میان ترم درس بخونم
تو که تازه امتحان دادی
اون یه آزمون عملی برای تازه واردا بود
،فقط واسه خاطر اینکه من نمیرم کالج
خیال کردی میتونی خرم کنی و هر دروغی دلت خواست تحویلم بدی؟
من دروغ نمیگم
پس هفته دیگه جمعه بیا دیدنم
یه روز زودتر اومدن اونقدرام سخت نیست
رفت و آمد برام آسون نیست
من پروژه های گروهی، کلاس های خصوصی و جلسات آموزشی دارم
در طول هفته همه این کارا رو انجام میدم تا بتونم وقتی پیدا کنم که بیام اینجا
ولی اگه هربار که من میام اینجا ...اینجوری رفتار کنی
این برای من هم سخت میشه
تو عوض شدی
قبلنا میگفتی که ندیدن من برات سخت تره
داری چیکار میکنی؟
اگه میخوای ولم کنی، ترجیح میدم خودمو بکشم
تمومش کن
من هیچ رویایی ندارم
تو رویای منی
ولی چرا تو به همه عالم و آدم اهمیت میدی بجز من؟
تو همه چیز رو به من ترجیح میدی
همین الانشم دیگه ندارمت بیشتر از این طاقتشو ندارم
،حالم بده
!و هرلحظه دارم بد تر میشم
باشه ببخشید
معذرت میخوام
،اون موقع
فکر میکردم اینجوری رفتار میکنه چون من رو خیلی دوست داره
...فکر کردم
اگه خوشحالش کنم، چیزی نمیشه
داری چیکار میکنی؟
...چی؟ من
...من فقط
دیدم خیلی گیر سه پیچ دادن بهت
واسه همین ترتیبشونو دادم
تو با بقیه دخترا خیلی خوب رفتار میکنی
اگه به اندازه نصف اونا ...با من مهربون میبودی
!تمومش کن
سونگ جو
سونگ جو، معذرت میخوام بشین
این چی بود؟- خدای من-
...سونگ جو، ببین چی میگم
سونگ جو
سونگ جو
بیا بهم بزنیم
دیگه بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم بیا بهم بزنیم
نه
بهت گفتم
تو رویای منی
...چجوری میتونم
رویای تو باشم؟
هر کاری که با تو انجام دادم رویام بود
...تو
با دختر دیگه ای توی سئول قرار میذاری؟
هنوزم از دروغی که اون شب بهش گفتم پشیمونم
آره، حق باتوعه. من یکی دیگه رو دوست دارم
کی؟
همون دختره؟
همون دختره همکلاسیت که ...بعد از اینکه باهاش مشروب خوردی
کنارت زد زیر گریه؟
یا...صبر کن، نکنه اون یکیه؟
دختری که تمام شب رو باهاش پروژه انجام میدادی
گفتی که براش قهوه هم خریدی
!یا شایدم اصلا اون یکیه
دختر دبیرستانی که تو بهش درس یاد میدادی همونی که از یه خانواده پولداره
هی کیه اون خانوم خانوما؟
!کیه؟ بهم بگو
بذار برم- تمومش کن داری چیکار میکنی؟-
!ولم کن
کیه؟ اون دختر کیه؟
!فقط بهم بگو اون کیه
بده من اینو
سونگ جو
من دوست دختر بهتری از اونم
!تو میدونی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
!من میمیرم جدی میگم
!باشه اگه میخوای بمیری، برو بمیر
میخواستم برگردم پشتم رو ببینم
،ولی ترسیدم اگه برگردم
همه چیز تکرار بشه
آقای کیم سونگ جو؟
بله شما؟
...من کاراگاه کواک جین هیوک
از واحد جرایم خشن ایستگاه هاکچون هستم
شما به جرم کشتن چوی اوم جی بازداشتین
چی؟
شما حق دارین وکیل بگیرین
و میتونین که سکوت کنین
لباسو توی کمدت پیدا کردیم
تیشرتیه که اون شب تنت بوده
و خون خودت و اون دختر روشه
تو چوی اوم جی رو کشتی؟
آره
من کشتمش
چجوری کشتیش؟
جسدش کو؟
جسدش کجاست؟
اعتراف کردی؟ چی داری میگی؟
اونا هیچی پیدا نکردن چرا اعتراف کردی؟
اون بهخاطر منمرد
بهخاطر من- !خودترو جمع و جور کن-
وکیلت زودی میاد اینجا
هنوز حتی جسدش هم پیدا نشده
میتونی از این اتهام تبرئه بشی
میدونی که الان واسه من زمان مهمیه
اونا اعتبار حکم رو بررسی میکنن
بیا مطمئن بشیم به نفع ما پیش میره، باشه؟
...پس
من شهادتم رو پس گرفتم و گفتم نکشتمش
دوک چان شهادت داد که من اونجا نبودم
جسد اوم جی هم هیچوقت پیدا نشد
پس من تبرئه شدم
بعدش اسممرو عوض کردم
...اگه اون چیزی که گفتم رو
...نمی گفتم
اون هم نمیمرد، درسته؟
نباید میگفتمش
میتونستم کلی بد و بیراه دیگه بارش کنم
ولی نباید بهش میگفتم بمیره
جای تعجب نداره که دروغ درومده
تو گفتی که اونرو نکشتی
ولی اعماق وجودت باور داشت که تو مسئولشی
...ولی بعد از شنیدن کل ماجرا
دوها
سونگ جو، تو اون دختر رو نکشتی
تو نکشتیش
هی تو، بیا اینجا
هی خدا، باورم نمیشه
خبرنگاری، مگه نه؟
بله
میدونم که کیم دوها اینجا زندگی میکنه
فکر کنین چقدر ناامید بودم که دست به همچین کاری زدم
دارم سعی میکنم یه قرون پول در بیارم نمیتونین یه دستی بهم برسونین؟
اگه میخواستم هم نمیتونستم بهت کمک کنم
اون خونه نیست
از آخرین باری که برگشته خیلی میگذره
حتی خبرنگارا هم از یه مدت پیش دیگه نیومدن اینجا
هی خدا خبرا چه دیر بهت میرسه
رفته جای دیگه؟- نمیدونم-
از اینجا برو بیرون بجنب
عجبا
پیدات میکنم
زیر سنگم باشی پیدات میکنم
باشه؟
خدایا
بهخاطر اون شرمنده
تو یه دختر رو کشتی، خیال میکنی معذرت خواستن همه چیز رو حل میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.