200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
حالت چطوره؟
...آمم، فکر کنم مضطربم ولی
...میدونی
یجورایی حس میکنم که باید ...زمانش باشه تا درموردش صحبت کنم
برونو
آره
مطمئنا میتونی انجامش بدی
...در آینده حتما احساس آرامش پیدا میکنی
اینطوریه که، بریزش بیرون
بعد همه قضاوتت میکنن چون کاریه که در هرصورت این آدمای فلان فلان شدهی احمق انجامش میدن
اینطوریه ولی خب این یجورایی، ناراحت کننده هم هست
توی همهی موقعیتها اینطوری فکر میکنم، جفتشه
...اینطوریه و همینطور
فکر میکنم راه درمانی برات هست، مثل... کنار اومدن
تاحالا اینطوری نبودی که بخوای باهاش کنار بیای- هومم اره-
رابطهت رو انکار میکنی
تو انکار میکنی و این چیزیه که داره اتفاق میفته
انکار میکنی که کسی به اجبار این کارو باهات میکنه
...و بعدش- همینطور به شخص دیگهای اجبار میشه-
آره
وقتشه
دقیقا، وقتشه
سلام
سلام
چقدر خوش تیپی
خیلی ممنون
خب بچها آماده این؟
همه آمادهان؟
سرعت اوکی
چطوری؟ آماده ای؟
آره
یچیزی هست که نیاز دارم راجبش صحبت کنم
اون روز که شماها
داشتین با کیم راجب تریستان ضبط میکردین
چک کردی چیزی که واست فرستادمو؟- نه، یه لحظه صبر کن-
و شما فهمیدین که تریستان از شخص دیگهای بچه داره
چی؟
این چه کوفتیه؟
پس، اون بهت دروغ گفته
چه کوفتیه این؟
...خدایا
امکان نداره این اتفاق افتاده باشه
اون موقع چیزی بود که ...آمادهی گفتنش نبودم و ام
حتی دلم نمیخواد گریه کنم
...ولی
...من و تریستان
...حتی نمیدونم که چجوری بگم که منو تریستان
من یه بچهی دیگه دارم
...و طبیعتا
این واقعا شخصیه
حتی الانم نمیخوام بگمش
چون میخوام محافظ کار باشم فکر میکنم سلامت روانیم
و همچنین مادر جایگزین و همهی چیزهایی مثل این
ولی، ام آره چیز های زیادی بودن
که باید همزمان از پس همشون بر میومدم
ولی، ام... آره، لحظه ای بود
نمیدونم، من با شماها نبودم
ولی طبق چیزی که توی نتیجهی نهایی دیدم
...فکر کنم اون گفت
اگه این نشونهای نیست که"
بچهی دیگهای با اون داشته باشی "نمیدونم دیگه چیه
ولی اگه این بزرگترین نشونهای نیست که یه بچهی دیگه
با این آدمیزاد نداشته باشی
...ولی اون چیزی که ندیدین
من گفتم"باید یچیزی بهت بگم "گوشی رو از روی اسپیکر بردار
من یه مشکلی دارم
اوکی من سر فیلمبرداریم، ناموسا
امروز صبح کلی فیلمبرداری داشتم و این نبود
خب، من نیاز دارم باهات صحبت کنم
بله
...و
بهش گفتم، من گفتم که
خب، ما چند روز پیش یه" "انتقال جنین انجام دادیم
اوه، خدایا
منظورم اینه این قرار بود خیلی هیجان انگیز و جذاب باشه
...و این فقط
...فکر میکنم یه تجربه متفاوت بود
یعنی که، میدونم
ولی زمان میگذره و من فقط خودمو به اون کوچه میزنم
...ولی این کاری رو پیش نمیبره، پس
این الان وضعیت ماست
سلام- سلام-
اوه، اولین بارمه اینجام
میدونم
دوباره چیدمش- عوضش کردی-
دوسش دارم- الان دوتا بچه دارم-
نیاز داشتم فضا باز بشه- باحاله-
سلام خواهر جون- سلامم-
اوه- هممم-
دوسش داره؟- سلام-
!عاشقشه
خب چخبرا؟ حالت چطوره؟
در واقع هرروز واقعی تر میشه
اره- زمان زود میگذره-
واضحه که الان فامیل های نزدیکم
در مورد انتقال جنین میدونن
من دارم شروع میکنم تا بفهمم
و باید به واقعیت تبدیلش کنم
این تاریکی دور چیزیه که قرار بود خیلی خوشحال کننده باشه
ولی چند ماه گذشته
من فکر کنم یجورایی داشتم نادیده اش میگرفتم
اون توی بهترین خانواده دنیا اومده
باهات موافقم- هفتصد تا دخترخاله پسرخاله داره-
مامان فکر میکنه هیچکس نمیفهمه یکی دیگه اومده
خدایا- من اینطوریم که-
"خب، میفهمن"- آره-
احساس میکنم که یه جورایی تو تقدیرش بوده که با ما باشه
چون هیچ راه دیگهای نیست
که شماها فقط چندروز قبلش تصمیم بگیرین اینکارو کنین
...آره، نه این- ...اخبارش-
چندروز قبلش منتشر شدن
چندروز
ما یه انتقال جنین انجام دادیم حدودا چندروز قبل از روز شکرگزاری
و راجع به موقعیت تریستان
توی اولین هفتهی دسامبر فهمیدم خیلی نزدیک بود
نمیخوام کسی فکر کنه اینکارو بعد از فهمیدن حقیقت کردم
چرا باید بخوام یه بچهی دیگه داشته باشم
از کسی که یکی دیگه رو حامله کرده؟
چون انقدرام دیگه روانی نیستم
دیوونه هستم ولی نه مثل اون عوضی مادرقحبه
من همیشه بهت میگم
فکر میکنم همه چیز قطعا به خاطر یه دلیلی اتفاق میفته
و فکر میکنم وقتی بچهتو ببینی
همه چیز معنا پیدا میکنه- میدونم-
احساساتت قابل درکه این چیزیه که میخوام بگم
خوبه
آره- ممنون-
و قراره حالت خوب بشه- باشه-
...میدونی، مثل- من اینو هر روز به خودم میگم-
...احساس سردی که داری، میدونی
آره- همش عادیه-
اوکی، خوبه- اگه حالت خوب بود، نگران میشدم-
اوکی چون من خوب نیستم و این چیز خوبی نیست
نه تو خوب نیستی- ...اینطور نیست-
اوه، نه
اوه، نه- چه اتفاقی میوفته؟-
خدای من، ترسناکه
این در مورد بچه نیست
فقط درمورد شرایطه و اینکه چطور اتفاق میوفته
واضحه که برنامه ریزی براش خیلی سخته
فقط از اینکه اون ناراحته متنفرم
من خواهرم رو دوست دارم، و متنفرم از اینکه اون تو این شرایطه
اتاق چطور پیش میره؟
...چیزی ندارم- اتاق نداری؟-
اتاق دارم
...هیچی- هیچی به جز تخت نیست؟-
یه تخت بزرگ؟
آره، تخت بزرگ و مبلمان راحتی
چرا؟- چون هیچکس تو خونه نمیدونه-
میخوای مبل مخصوص سفارش بدی و بذاریش تو گاراژ من؟
شاید اینکارو کنیم- باشه، خوبه-
همه لباسای جهان رو برات آوردم
میدونم، نمیتونم صبر کنم- این واقعا کیوته-
این یکی رو خیلی دوست دارم
اوه، آره اینا مال ترو بودن- بهترین-
این کوچولوعه- بچهم فقط یه بار اینا رو پوشیده-
آره، چون اندازه پاهاش همش اینقده یادت رفته
آره
این یکم ترسناکه چطور همچین چیزای کوچیکی وجود دارن
یه کیف لباس برات دارم اونا خیلی زود رشد میکنن
در واقع واسه هر ماه یه کیف برات دارم
واضحه که من دارم بارداریم رو بدون پارتنر میگذرونم
ولی احساس تنهایی نمیکنم
اوکی، دوستت دارم ممنون واسه سهمم از اینا
معلومه
یعنی، میدونم که بهترین خانواده رو تو کل دنیا دارم
و بابت این خیلی خوش شانسم
اگه این خانواده رو نداشتم
احتمالا تو یه مکان تاریک بودم
ممنون
میدوم که همیشه میتونه بدتر بشه
وقتی ازش میگذری هم هنوز مزخرفه
سلام- !سلام-
حالت چطوره؟-
جذاب شدی، بیا بغلم
دلم خیلی برات تنگ شده- منم همینطور-
اوکی
وقتی این هیولای کوچولو رو میبینی
کندال خیلی عقب نیست
هی- سلام-
خیلی خب، بچه ها ما باید یه جلسه داشته باشیم
سلام دوگی
دوگی
میخوام با خانوادم حرف بزنم
فقط برا اینکه بفهمیم چجوری به کلویی کمک کنیم
و ما قراره دورش جمع بشیم و ازش حمایت کنیم
و همه با هم ردش میکنیم
کس دیگه هم با کلویی حرف زده؟
هر از گاهی
فکر میکنی چه حسی داره؟ من واقعا نگرانشم
...چون حس میکنم- اون واقعا تو جدا شدن از بقیه خوبه-
احتمالا براش سخته که درموردش حرف بزنه
درسته. فقط میتونم تصور کنم- ...به وضوح، میدونی-
مثل همه چیزایی که اتفاق افتاد "و اون اینجوری بود که "داره بدتر میشه
آره و من این حقیقت رو دوست ندارم که تریستان
میدونست که داره اتفاق میوفته- خیلی بیرحمانهست-
مثل اینه که داشتی کلویی رو تشویق میکردی با این پیش بره
درحالی که میدونستی این اتفاق میوفته
...انگار که میخواست اونو به دام بندازه
No comments yet. Be the first to leave one.