200 baris pertama.
*نمیتونی اینو با خودت ببری* و نامزد 5 اسکار دیگر
*تقدیم به دوستداران سینمای کلاسیک*
ارائه ای از سایت نقد فارسی
صبح بخیر آقای کربی- صبح بخیر-
صبح بخیر- صبح بخیر-
صبح بخیر
.عکس نگیرید- از نیویورک تایمز آقای کربی-
ما یک بیانیه در مورد آینده شرکت میخوایم
روزنامه ها باید بدونن آقای کربی هیچوقت بیانه ایی منتشر نمیکنند
تلگرام شمارو دریافت کردیم آقای کربی اونا در دفترتون منتظرن ..
خوبه
سلام ای.پی
به نظر سرحال میای- مسافرت چطور بود؟-
سلام بابا- خوشحالم که به خونه برگشتی-
تونی حالت چطوره؟- خوبه-
مادرت چطوره؟- خوبه-
خوبه، من بهت گفتم که باید مثل کاخ سفید باشی
نه نگفتید
پس میخوای مثل یه رییس جمهور بد ذات باشی؟- !به راحتی-
اون برای هر حرفی یه جوابی داره
در واشنگتن چه اتفاقی افتاد؟- چی فهمیدی در اونجا؟-
وضعیت ما چطوره؟- یکم برام سودا بیارید-
وضعیت ما چطوره ای.پی؟
هیچ مخالفتی از طرف سران قدرت وجود نداره
وجود نداره؟- مطمینی؟-
پس سناتور چی؟ اون کاملا بی اعتماده
من گفتم هیچ مخالفتی وجود نداره!
ما همونطوری که برنامه ریزی کردیم عمل میکنیم
بزرگترین امتیاز انحصاریه دنیا رو میتونیم داشته باشیم، اگه زرنگ باشیم
مخصوصا الان که "رمزی"اونجاست
این غیرممکنه- حکومت هیچوقت قبول نمیکنه-
ما باید رو انواع ابزارآلات جنگی کنترل داشته باشیم- !دقیقا درسته-
!وقتی دنیا به سمت جنگ پیش میره مهمترین چیز ابزار آلات جنگی ان
و کربی و شرکتش اونو دارن
باورنکردنیه!
جنگ بدون ما اصلا اتفاق نمیوفته!
اونطوری که من "رمزی" رو میشناسم هیچوقت به حرف کسی گوش نمیده
واقعا؟- بله-
خب اگه اون به حرفمون عمل کنه یه سورپرایز کوچیک براش دارم.
هروجب از دوازده قطعه اطراف کارخانه "رمزی" ماله منه
واقعا؟- ما چیزی در این مورد نمیدونستیم-
اون چطوری میتونه قراردادهاشو بدون ما انجام بده؟
شما بهتره مذاکراتتون رو با دیگران به نتیجه برسونید
رمزی با من- امیدواریم کارا درست پیش بره-
من امروز بعدازظهر با گروهم ملاقات دارم
عالیه
سالانه ده هزار دلار خرج دکترمه و هنوز دارم راجع به این موارد بحث میکنم
پسرم.تو چی فکر میکنی؟- !از من نپرس-
خودتون میدونید که راجع به این مسایل نظرم درست نیست
با اون آقای بداخلاق از املاک تماس بگیر، اسمش چی بود؟
بلیکلی- آره، بیارش رو خط شخصی-
بابا، حالتون چطوره؟- خوب نیستم فک کنم معدمه-
منم همین فکرو میکردم
این سفرها به واشنگتن منو عصبی کرده ولی دیگه این آخریشه
از الان به بعد اونا میان سراغم
تونی متوجه شدی که هیچ گلوله یا تفنگ یا توپی بدون ما در اینجا ساخته نمیشه؟
بابا نگو که اون مغازه ی تیرکمان فروشی رو فراموش کردی
آقای بلیکلی پشت خط هستن
سلام آقای بلیکلی، ای.پی هستم، حالت چطوره؟
چی؟ چه مشکلی؟
یه دقیقه صبر کن، اعصابمو بهم نریز
من همه ی اون دوازده قطعه رو گرفتم
به جز یک قطعه کوچیک که نتونستم صاحبشو راضی به فروش کنم
اون دوازده قطعه در صورتی که ما هر وجبشو بدست نیاریم بی فایده است
یه پیرمرد بدعنق صاحبشه
خونش بیشتر از بیست و پنج هزار دلار نمیارزه
ما همین الانشم پنجاه هزار دلار پیشنهاد دادیم اما اون قبول نمیکنه
اگه با پول نمیتونی راضیش کنی راه های دیگه ای ام وجود داره
اونو دیگه خودت میدونی فقط یادت باشه
اگه نتونی تمام اون دوازده قطعه رو بخری یک پاپاسی هم گیرت نمیاد
اینم که فقط داد میزنه
اینم یکی از خصوصیاتِ مهمشه دیگه!
من به راحتی اون املاک رو بدست آوردم بیل
تو نمیتونی اون مردو مجبور کنی خونشو بفروشه جان
من مجبورم.راضیش میکنم حتی اگه مجبور باشم با ماشین (و کلی بمب برم سراغش (یعنی با تهدید به کشتن طرف
گوش کن مبلغ هنگفتی برای این دوازده قطعه داده شده
و پشت این قضایا یکی از بانفوذترین مردان کشوره اونوقت این پیرمرد احمق
با اون خونه ی کوچیک و دوزاریش جلوی همه ی این قضایا رو گرفته
چطوره؟ خوشت اومد؟- !شرمنده جان ولی فک کنم عالیه-
اون چی گفت وقتی پنجاه هزار دلار واسه خونش پیشنهاد دادی؟
من مطمئن نیستم ولی فک کنم یکی شروع کرد به آواز خوندن
یکی شروع کرد به رقصیدن و پدربزرگ واندرهف نشسته بود و با دهنش آهنگ میزد!
با دهنش آهنگ میزد؟
اونا دیگه کین؟ یه مشت احمق؟- !از اون خوباش-
اینم یه کلک قدیمیه- من شک دارم اون به پول علاقه ای نداره-
آقای واندرهف اینجان
اون باید الان به اینجا میومد- چجوری راضیش کردید بیاد؟-
پس به پول علاقه ایی نداره هاا؟
خانم جونز یک دقیقه لطفا فعلا نفرستش داخل
بذار منتظر بمونه .
بله قربان
یه دقیقه دیگه میرسن خدمتتون آقای واندرهف- متشکرم-
اون یارو ازم میخواد کمیسیون رو به سه قسمت تقسیم کنم
چیکار میکنی؟
وای خدای من اشتباه کردم
اولین بار بعد از بیست سال
فک کنم اونا میخوان ساختمون و خراب کنن
میخوری؟- نه ممنون میل ندارم-
چیکار میکنی دقیقا؟
من باید این برگه هارو بیارم بالا تا ببینم درستن یا نه
چرا؟
چرا؟ چون باید با این برگه ها چک بشن
بگو ببینم کارتو دوس داری؟- دوس دارم؟-
این کاری که انجام میدی- نه خدای من نه-
یا خدا چی دارم میگم من!
خب پس چرا انجامش میدی؟
...ببین اونا تواین دفتر خیلی سختگیرن و من
هیچ چیزی وجود نداره که تو ترجیح بدی به جای اینکار؟
نه
دست بردار من حرفتو باور نمیکنم
بیخیال بگو ببینم چه کاری هست که ترجیح میدی انجام بدی به جای اینکار؟
یه چیزی بسازم
شعر؟- نه یه چیزی-
بیخیال بذار ببینم بعضی از اونارو
خیلی بامزس- همینطوره مگه نه؟ خودم ساختمش-
اره
من یه عالمه ایده ی دیگه دارم که دوستشون دارم
خب پس هدفت چیه مثله احمق ها اینجایی با این برگه های مزخرف؟
...به نظرمن آقای
"پاپینز."
به نظر من این اون کاریه که باید انجام بدی
یه روزی میرسه که من هیچ کاره دیگه ایی انجام ندم روزی که کشتیم بیاد سراغم
دوس داری بیای خونه ی ما و روی وسایلت کار کنی؟
بیام خونه ی شما؟
...خب نمیدونم متشکرم اما- بیخیال بابا خوشت میاد-
هرکسی بیاد خونمون هرکاری دوس داشته باشه انجام میده
واقعا؟
!فوق العادست
اما چجوری زندگی کنم اونجا؟- همونطوری که ما زندگی میکنیم-
دقیقا همونجوری؟!!
خب کی ازت مراقبت میکنه؟
همون کسی که از گل های سوسن و مزرعه مراقبت میکنه آقای پاپینز
اگه دوس داری بیا یکم بگردیم خوش بگذرونیم
توام میتونی یکی از گل های سوسنِ مزرعمون باشی
گل سوسن؟ من؟ گل سوسنِ مزرعه؟
اون چیه؟
فقط یه چیز کوچولو که آقای پاپینز درست کرده
به آقای پاپینز
ایتل بیا اینجا و یه نگاهی بش بنداز
Alice، George، John.
تو ساختیش؟- هوشمندانه نیست؟-
تو زرنگ نیستی آقای پاپینز؟
اون کجاست خانم جونز؟
اینجا چه خبره؟
خوش اومدی آقای واندرهف بیا تو دفترم
نه مرسی آقای بلیکلی من میرم- میری؟-
سلام آقای هیوز- حالت چطوره؟-
چی شده؟ آخرین باری که دیدمت سرحال بودی
یکی از نوه هام مجبورم کرد از نرده ها سربخورم بیام پایین
چه بد.جدیه؟- نه فقط یه رگ به رگ شدن یا همچین چیزیه-
چیزی که در مورد این اتفاق دوس دارم چوب های زیر بغلمه
من وقتی بچه بودم دوس داشتم با اونا راه برم شما اینکارو نمیکردید؟
آره خیلی خوش میگذشت
خب آقای واندرهف فک کنم ما خوب همو درک میکنیم
حالا من آماده ام که معامله رو انجام بدم
بگو ببینم تیک های خیلی بدی دارن چشمات
حتما خیلی سخت کار میکنی باید به یه مرخصی بری
شما لطف داری آقای واندرهف لطفا دست از این بازیا بردار
من سرم خیلی شلوغه
چند هفته ماهیگیری اون تیک ها رو از بین میبره آقای بلیکلی
من باید به مراسم فارغ التحصیلی در دانشگاه برم
...ببین من یه چک به مبلغ صدهزار دلار دارم اگه مایلی
این اواخر تو یکی از این مراسما بودی؟- نه-
اونا خیلی بامزن
تو مجبوری به سخنرانی ها گوش بدی .من بهتره برم دیرم میشه
مراقب تیک های چشمت باش آقای بلیکلی !
پاپینز میای؟
من دوس دارم بیام ولی فک نکنم .نیام بهتره
بله قربان- همش تقصیر توست.تو و اون اسباب بازیت-
...تو
صبر کن لطفا
پاپینز اگه بری دیگه نمیتونی برگردی
صبر کن صبر کن
جهنم ضرر!
من یه گل سوسن هستم!
یکم ذرت میخوای؟
پدربزرگت رفته به مراسم فارغ التحصیلی خانم اسیه؟
فک کنم
خیلی مشتاقم بدونم پدربزرگ چندنفرو برای شام امشب با خودش میاره خونه؟
نمیدونم، همه چی بستگی به این داره که آیا اون بره به پارک برای قدم زدن یا نه
خب بذار بیاردشون من آماده ام برای حضورشون
مامان میشه اینو برام بچشی؟- الان نه سرم شلوغه-
آبنباتو امروز درست کردی ایسی؟ خیلی داغه
خب اد امروز رفته بود بیرون و کلی دستورات جدید اورده بود
مزش چطور بود؟- اگه همینجوری ادامه بدی باید یه مغازه باز کنی-
اد هم دیشب همینو گفت ولی من گفتم نه
نه من میخوام رقاص شم
دومین کارتون هنوز تموم نشده خانم سیکامور؟
نه من تازه سینتیا رو تو صومعه ثبت نام کردم !
الان میام پایین آقای دیپینا
من فقط میخوام این ترقه های جدیدی که ساختیم رو به خانمم نشون بدم
پنی ما میتونیم کلی از این ترقه ها رو برای چهارم جولای بسازیم
و میتونیم هر بستشو ده سنت بفروشیم .ببینش
ببین پنی
قشنگه نه؟
آره پاول- بچه ها برای خریدنش حتما میان-
آقای سیکامور من نگرانم که ما زیادی مخزن پودر رو به بالن نزدیک کردیم
بریم پایین تو زیرزمین و درستش کنیم- پدربزرگ کجاست؟ باید ازش بپرسیم-
من هیچی نمیدونم فقط میدونم که خسته ام
تو همیشه خسته ای چرا؟ نافت رو با خستگی بریدن
No comments yet. Be the first to leave one.