196 baris pertama.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
اون یارو که اومد حرف بزنه کی بود؟ بعدش ندیدمش
... خب، اون، ام ... چیز
اون شخصیت اصلی توی رمانته؟
تو رمانهای منو میخونی؟
از شخصیتی که توی کتاب توصیف کرده بودی خیلی خوشتیپ تره
آره
پس قراره سخت باشه
چی؟
اینکه کاری کنم به من توجه کنی
میخوای حقیقت رو بدونی؟ - آره دوست دارم -
اگه دوستپسرت نیست، پس رابطه بین شما دوتا چیه؟
نمیدونم
و فکر کنم این که داری باهام لاس میزنی یه خورده ریسکیه
من همیشه عاشق ریسک کردن بودم - تو اصلا منو نمیشناسی -
میتونم بخونمت کتابت قشنگ یه توضیح از خودته، درسته؟
دیگه چی میدونی؟
اینو میدونم که اگه 2000 سال ... پیش بهدنیا اومده بودی
یه قلمرو رو نابود میکردی
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو Overhaul :مترجم
دالی میخواست این نقاشی چندین تفسیر داشته باشه
چی میبینید؟
یه ... توله سگه؟
آره، شبیه یه سگ شکاریه، نه؟
یه توله سگ؟ من یه آدم میبینم که دراز کشیده - این حالت یه فیلسوفه -
یه یارویی که توی کلاس اکونومی خوابیده - هوم -
هوم - چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب میکنه -
کاسه میوه با گلابی و انجیره
یا یه قایق که توی ساحل به گل نشسته
اوه - ... انگار ... درسته؟ یا نیست -
... هوم - میبینیدش؟ -
نه - عه ... نه -
باید برم چشم پزشک - ... عه ... اما ... ام -
درست اینجا - ... اه -
... فکر کنم شاید - بریم بالا، زودباشید -
نه - زودباشید -
بهنظرتون پایان دادن به یه چیزی باید بهصورت رسمی باشه؟
منظورت از "یه چیزی" چیه؟ - یعنی ویکتور -
ها ها
اون گفتگویی که بعد از سخنرانیت توی دانشگاه داشتی
بهنظر من خیلی رسمی بود
آره، اما واقعا نگفتیم که داریم رابطهمون رو تموم میکنیم
یهسری چیزا هست که باید فهمیده بشن
موافق نیستم چیزها باید یه پایان مشخص داشته باشن
تیتراژ به معنی اینه که فیلم تموم شده - اه اه اه، نه -
اگه بخوایم از مارول وام بگیریم، تیتراژها همیشه به معنی پایان داستان نیستن
... باشه، اما - یه لحظه صبرکن -
درمورد اینکه میخواستی با برونو سکس داشته باشی، احساس گناه نمیکنی
تو میکنی؟ - ... عه -
من ... نمیخوام با برونو سکس داشته باشم - وای -
!آخ - فعلا -
بهنظر عصبی میای، چشم بادمجونی - ها ها -
هنوز با اون پسر کوچولو به جایی نرسیدید؟
اسمش ریـه
و دوباره دیدیش یا خیلی تکلیف داره؟
صبرکن، یه دقیقه وایسا بدجور این پسرکوچولو رو دوست داری، نه؟
آخ! ببخشید، یعنی ری
اول از همه، اونقدرا هم جوون نیست بیست و پنج سالشه
خیلیخب - !دوما، هنوز باهم سکس نداشتیم -
گوش کنید خانمها، اگه میخواید ... فقط درمورد قرار و رابطه صحبت کنید
چرا اومدیم موزه پرادو؟
رمانتیک نیست
... نمیفهمم چرا انقدر سخته بگی
از یکی خوشت میاد و میخوای رابطهت رو باهاش جدی کنی
هنوز با اون برنامه مشکل داری؟
خیلی رو مخه
سعی کن موبایلت رو بزاری کنار و شخصا آدمها رو ببینی
تو دیگه خیلی قدیمی هستی - من؟ -
آره - این هفته هیچ وقتی ندارم -
داریم عکاسیهای قبل از عروسی رو انجام میدیم - ... خب، یه بهونه آوردی که -
اه! آرنجم درد گرفت
!شماها باور کردید میدونم منظورت عروسی منه
وای - تظاهر نکن -
یادداشتش نکردی - میدونستم! حس شوخ طبیعت کجا رفته؟ -
یادت نموند - یادم موند -
خیلی رفتار حرفهایانهای نیست - این چیه؟ پلیس عروسی؟ -
نه، شوخی نمیکنم کارمن - میشه نکنی؟ -
این بیاحترامیه - !من یادداشتش کردم -
میخوای تقویمم رو ببینی؟ باید نشونت بدم؟
واقعا باید رابطهام با ویکتور رو تموم کنم
این سبک من نیست
اما درک میکنم - هوم -
نمیتونم دیگه برام تموم شده، نه
یه عالمه دعوت نامه دیدم، چشمام داره خونریزی میکنه، نمیتونم تصمیم بگیرم
من میدونم چی میخوام کارمن - واقعا؟ -
آره
پرینت برجسته روی کاغذ کتان با جوهر مشکی
چی؟ کدومشه؟
کنار پاکت گلاسه با حروف طلایی
و کاغذ پوستی با جوهر گرمایی
همه این چیزا رو توی مدرسه مذهبی یاد گرفتی؟
هاها، بامزهای، نه؟ - آره -
بهتره اینکارو تو خونه انجام بدم باید کار کنیم
هرچی، رئیس منم هرکاری بخوام میتونم بکنم
اه! ام بورژا، ام ... واقعا متاسفم
بد موقع اومدی سراغم - چی؟ -
خیلی خاصه که همهشون رو بزاریم توی کارتها پیشنهاد خوبی بود
چه خبره؟ - و شعار تبلیغاتی خیلی خوبی بود، آره -
مطمئن نیستم - خیلی تو چشمه -
هی، چه شعار تبلیغاتیای؟ - نه، نه، نه، نه! نگو! نه -
باید منتظر ارائه بمونی !هیس
ام، ممنون که وقت گذاشتی، میتونی بری - آره، آره -
عه، من میرم - اوهوم -
میدونی، مجبور نیستی بری یه کار کوچولو باهاش دارم
خب پس میمونم
گوش کن، ما معامله رو انجام دادیم - ها؟ -
داریم سرتاسر اروپا زیرمجموعه باز میکنیم
و من تصمیم گرفتم که تو باید رئیس تیم بازرایابی باشی
چی؟ - اوهوم -
جدی میگی؟ - کاملا جدی میگم -
!اوه
!من ... من نمیدونم !خیلی ممنون
نه، ممنون از تو - ممنون که به فکرم بودی -
ممنون تو بهترینی
تو تونستی اینجا یه محیط کار کاملا موثر و مفید درست کنی
درسته؟
این فضا، فضای خیلی بینظیریه
آره، بینظیر خودمم همین حسو دارم
... عه ... ام
... و تاحدودی بهلطف کارمن
نمیدونی چقدر خوبه - چرا، میدونم -
میدونم چقدر خوبه - میدونی، تو رئیسی، کارت همینه -
بهخاطر همین، میخوایم که این فضا رو به شعبههای دیگه هم ببری
آره ... آره، موضوع اینه که
خب، الان، یه عالمه مسئولیت رو دوشمه
آره، درواقع به خیلی چیزا باید رسیدگی کنم
پس ... فکر کنم باید درموردش فکر کنم - ... عه -
یعنی، این یه فرصت عالیه
آره
... و همونطور که بورژا میگه
... عه
میتونه کارهای عروسی رو انجام بده - ببخشید؟ -
میتونم انعکاست رو توی شیشه ببینم - اوه، آره -
... عالیه، ام
... اه، اما ... ما
... ما - نه -
نه، درسته؟ - !نه -
!نه - !نه -
چطور میتونم با کارمن باشم؟ - !امکان نداره -
باهم؟ - همه میدونن شما باهمید -
و قراره ازدواج کنید - همه؟ -
لوکاس، از بخش حسابداری بهطور اتفاقی متوجه شد
صورتحسابهای هردوتون از یه آدرسه
همینطور دید که شما دارید برای عروسیتون دنبال یه جای مناسب میگردید
لوکاس خیلی پیگیره
آره، ایکاش همینقدر هم وقتشو برای مشتریها صرف میکرد
میدونی، من خیلی حامی زوجهای توی دفتر هستم
چون لوکاس شوهر منه
مرد خیلی خوبیه - ام، یه کارمند عالی -
هوم، واقعا بینظیره - اوهوم -
خب، بههرحال
عه، تبریک میگم - اوهوم -
و توی دفترم میبینمت - عالیه -
باشه؟ هروقت خواستی بیا - باشه -
خداحافظ - خداحافظ -
!باور نکردنیه - همه درمورد ما خبر دارن؟ -
نه، این با لوکاس ازدواج کرده - !من ترفیع گرفتم -
!عزیزم! آه - !عشقم -
کارمن - بله، ببخشید -
چرا یه سوسک روی میز پسرعمومه؟ - خب، اون سوسک، پدر ریکاردو ئه -
خیلی بانمکی - هوم -
پدر ریکاردو پیش مادرمه
کشیشتون سر میز 14 میشینه
ببخشید - میز 14 نداریم -
اوه! خواکین اورتا ست باید جواب بدم
ببخشید عزیزم - !جواب بده -
برو - خواکین! آره، عه ... آره -
همین الان داشتم ایمیلها رو چک میکردم
باشه
منو آوردی چای خونه؟
خب، موضوع اینه من چای دوست دارم
!نه - هوم -
!هی! دست زدن ممنوع
اوه، سلام یه قهوه بزرگ توی لیوان لطفا
!بدش من! بدش به من - !اه -
!بدش به من - لطفا -
فکر کنم باید میزمون رو عوض کنیم
!اون یکی مال منه، بس کن - میز دیگهای نیست -
!بس کن - میدونی که باید صحبت کنیم -
بااینکه همه حرفا زده شده؟ - مطمئنم هنوزم یه چیزی هست -
!هی - !احمق جون -
!بس کن
ویکتور، من سعی کردم
اما ... این سبک رابطهای که تو پیشنهاد میدی، بهدرد من نمیخوره
موضوع فقط این نیست که بهت اعتماد ندارم ... موضوع اینه که
من به کمتر از چیزی که میخوام راضی نمیشم
میدونی میخوام باهات باشم
به سبک تو - جوری که هردومون توافق کردیم -
ممنون
اما مطمئنم قبول داری رابطه الان من و تو
اصلا خوب پیش نمیره
آره، موافقم
... و گمون کنم
دوست داشتن تو، اوضاع رو سختتر میکنه
افتخارش میتونه نصیب تو بشه
به زبون بیارش
No comments yet. Be the first to leave one.