The Blacklist

The Blacklist

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 5

Maklumat siaran

The Blacklist S05E13 HDTV The Invisible Hand (No 63)
The Blacklist S05E13 HDTV x264-SVA
The Blacklist S05E13 720p HDTV x264-AVS
The Blacklist S05E13 XviD-AFG
The Blacklist S05E13 480p x264-mSD
The Blacklist S05E13 720p HEVC x265-MeGusta
The Blacklist S05E13 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Blacklist S05E13 HDTV XviD-RMX
The Blacklist S05E13 HDTV XviD-AFG
Ulasan oleh Toxicity
░▒╠▷ Dark Assassin

Tag

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Diterbitkan pada: 2018-02-08
Muat Turun: 42
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫« شهر نیویورک »

‫آره، پس همه‌چی بهتون رسید؟ ‫عالیه

‫خیلی ممنون که تشریف آوردین ‫و با احتیاط رانندگی کنین

‫بسیار خب، امیدواریم بازم شما رو ببینیم

‫خدافظ زیک

‫زیک! به موقع اومدی

‫تیم الان داشت بهمون می‌گفت ‫سوفیا چطور توی یه بار مُخشو زده

‫قبلاً خجالتی‌ترین دختر مدرسه بود

‫خب، با من که خجالتی نبود

‫میشه لطفاً موضوع رو عوض کنیم؟

‫حتماً

‫می‌خوام بیشتر در مورد شغل تیم بشنوم

‫بهتون که گفتم، ‫محصولات امنیتی درست می‌کنم

‫هفت‌تیر، ‫ارزون‌ترین هفت‌تیر بازار الان رو درست می‌کنی

‫شهرای بی‌چاره رو با تفنگ‌هایی پُر می‌کنی ‫که غیر از خلافکارا...

‫برای کسی ارزش نداره

‫بازار فروشت نرخ قتل رو بالا می‌بره

‫از بدبختی سود می‌بری

‫این پولِ خون‌ــه تیم

‫این حرفا چیه دیگه؟

‫فروختن تفنگ که خلاف قانون نیست

‫نه نیست. در واقع قانون،

‫از تنفگ‌سازایی مثل تو ‫در برابر شکایت محافظت می‌کنه

‫برای همین منو آوردین اینجا، ‫که بهم خفت بدین؟

‫همگی تو رو آوردیم اینجا، ‫نه برای خفت دادنت

‫برای مجازات کردنت

‫مترجمین : نیـــما و پــــویا ‫Dark Assassin & Toxicity

‫« دست نامرئی »

‫کین، اموال شخصی همسرت رو آوردم

‫چطور انجامش دادی؟

‫ببخشید؟

‫می‌دونم ناوارو رو کشتی،

‫و می‌دونم اون لباس خونی رو ‫انداختی پشت آپارتمانش

‫اینو نمی‌دونم که ‫چطور دزدکی وارد انبار مدارک شدی

‫و قبل از اینکه به آزمایشگاه فرستاده بشه، ‫اونو دزدیدیش

‫کسی دزدکی وارد انبار مدارک شده؟

‫اومدم شخصاً وسایل تام رو تحویل بدم

‫- عقب وایسا ‫- و تنها کاری که می‌کنی دروغ گفتنه

‫می‌دونی، بهتره مراقب باشی کارآگاه،

‫چون هر عقیده‌ای هم داشته باشی،

‫بازم داری با یه مامور فدرال حرف میزنی

‫وقتی برای بازداشتت بیام، خواهیم دید که...

‫بازم بی‌تفاوت هستی یا نه

‫چون اون روز داره می‌رسه

‫ممنون بابت آوردن وسایل تام

‫کوپر هستم

‫به کمکت نیاز دارم

‫اینجا خارج از شهر هرینگتون، ‫در بخش شمالی نیویورک،

‫افراد بومی مدت زیادیه ‫در مورد این زمین‌های رها شده،

‫داستان ارواح تعریف می‌کنن و همچنین ‫مردگان متحرکی که زمین‌ها رو تسخیر می‌کنن

‫شب گذشته برای چند نوجوان،

‫اون داستان‌ها به حقیقت پیوست

‫الکس، می‌تونی بهمون بگی چه اتفاقی افتاد؟

‫می‌دونید، ما از روی حصار پریدیم ‫و وارد زمین‌ها شدیم،

‫می‌دونید، برای نشون دادن جرات، ‫و همون موقع قبر جدید رو دیدم

‫تا به‌حال، مسئولان یک جسد رو پیدا کردن

‫و به تحقیقات ادامه میدن

‫باید بگم منم وقتی بچه بودم،

‫دقیقاً همین کارو می‌کردم

‫داستان ارواح‌ــه

‫جنگل‌های وحشت‌آور، ‫شایعاتی در مورد اجساد،

‫که نصفه شب قدم میزنن

‫این سگ خودته یا مال مشتری‌ــه؟

‫چه جیگری، آره

‫دختر خوبی هستی

‫خیلی‌خب، برو ببینم

‫چند روز پیش، تیم گورمن، ‫صاحب بالیستیک‌ ناین،

‫یک شرکت بحث‌برانگیز ساخت تفنگ،

‫واقع در ردینگِ پنسیلوانیا، ‫ناپدید شد

‫همون کسی که توی اون قبر کم‌عمق‌ــه، ‫تیم گورمن،

‫تاجری که قیمت تفنگ رو یک پنجم آیفون می‌کنه؟

‫بنظرم به قتل رسیده، توسط گروه بحث‌برانگیزی

‫معروف به دست نامرئی

‫اخبار رو دیدم، گورمن رو پیدا کردن

‫آره، فقط گورمن نیست

‫لانگ صبر کن، ‫می‌خوام سوفیا رو وارد بحث کنم

‫پس شورشی‌ هستن ‫و دنبال خلافکارایی میرن که...

‫نظام قانونی نتونسته محکومشون کنه؟

‫این خلافکارا در واقع اصلاً خلافکار نیستن

‫نکته همینه

‫دست نامرئی هدف‌هایی رو انتخاب می‌کنه

‫که در واقع تحت قانون موجود،

‫مرتکب گناهی نمیشن

‫مثل تیم گورمن، ‫هر کاری که کرده کاملاً قانونی بوده

‫آره، ولی به چشم گروه دست، ‫از نظر اخلاقی ناپسنده

‫چشم گروه دست

‫چه عبارت عجیب و غریبی

‫- اومدم ‫- مامان...

‫اورلی عزیزم، ‫مامان باید تلفنش رو جواب بده

‫الان وقت اینو نداریم

‫ببخشید، ولی الان انتظار تماس نداشتم

‫میشه فقط تمرکز کنیم لطفاً؟

‫همه‌مون اخبار رو دیدیم

‫همون طور که صحبت کردیم، ‫پلیس داره کُل منطقه رو کندوکاو می‌کنه

‫- لو میریم ‫- از کجا می‌دونی

‫- وای خدا ‫- مامان!

‫با استیون موافقم، ‫همیشه ردهامون رو پنهان کردیم

‫چیزی توی اون منطقه به ما برنمی‌گرده

‫ببین، بذارین توی روزنامه ‫یه سر و گوشی آب بدم

‫می‌تونم به چندتا منبع زنگ بزنم، ‫ببینم پلیس واقعاً چی می‌دونه

‫عالیه، بعداً تو خونه‌ی زیک همدیگه رو می‌بینیم

‫ردینگتون مدرکی داره که

‫دست نامرئی داره این آدما رو می‌کشه؟

‫جسد گورمن توی یه قبر کم‌عمق پیدا شده

‫در یک منطقه‌ی تحت پاکسازی ‫در شهری به نام برنفورد

‫بنظر اون بقیه هم اونجا دفن شدن

‫برنفورد... خب

‫بزرگ‌ترین کارفرماشون، ‫شرکت مواد شیمیایی آتریاست

‫وای، انقدر مواد سمی تولید کردن که ‫سازمان محیط زیست منطقه رو بسته،

‫16 کیلومتر مربع زمین غیرقابل سکونت

‫جای خیلی خوبی برای دفن جسده

‫نوابی، رسلر، تیم تحقیقات رو خبر کنید

‫توی منطقه قرار بذارید

‫اگه اونجا قبرستون شده، می‌خوام بدونم...

‫جسدها مال کیه

‫غلظت مواد شیمیایی در خاک یکسان نیست

‫بعضی از توده‌ها شدیداً فرساینده هستن،

‫بقیه کمتر سمی‌ان

‫خیلی‌خب، اینم تفنگ سازتون

‫جایی دفنش کردن که...

‫غلظت مواد شیمیایی زیاده

‫چندتا جسد پیدا کردین؟

‫تا الان 6تا ولی نقشه‌برداری...

‫نشون میده که بیشترم پیدا می‌کنیم

‫اینو براتون آوردم پایین

‫یه دوربین نظارتی‌ــه

‫سازمان محیط زیست مناطق رو دیده‌بانی می‌کنه ‫تا روی تغییرات زمین مطالعه کنه

‫این دقیقاً کجا نصب شده بود؟

‫روبروی جاده‌ی فرعی، داخل یه درخت توس

‫روزی یه عکس می‌گیره

‫تغییرات خاک سطحی که ‫توسط سم‌ها ایجاد شده رو نشون میده

‫باید عکس‌های اینو هر چه سریع‌تر،

‫- ببینیم ‫- حله

‫پلیسا هنوز چیزی نمی‌دونن

‫بیشتر جنازه‌ها رو نمی‌تونن شناسایی کنن،

‫چه برسه بخوان به ما ربطش بدن

‫ببینید، هر کاری می‌کنیم، ‫با هم انجامش میدیم

‫با هم انتخاب می‌کنیم چه کسی لایق مجازاته

‫حکم رو با هم اجرا می‌کنیم، ‫همه‌مون یه طور مساوی مسئولیم،

‫پس اگه می‌خواین دست نگه داریم، ‫دست نگه می‌داریم

‫ولی بنظرم وقتی اینو ببینید،

‫متوجه میشین که الان امکان‌پذیر نیست

‫پیداش کردی

‫اینجاست، به کشور برگشته

‫ولی زیاد نمی‌مونه

‫باید بمیره

‫فراموش نکنین چرا این جریان رو شروع کردیم

‫من میگم رای بگیریم

‫آنا هاپکینز، تو با دست نامرئی آشنا خواهی شد

‫تا الان 9 تا جسد پیدا کردیم

‫ایده‌ای داری که چطور کشته شدن؟

‫کالبدشکافی نشون میده زنده دفن شدن،

‫همه‌شون هوشیار شدن،

‫کاملاً از جریان باخبر بودن

‫تا حالا چهارتا اسم براتون دارم

‫گورمن، تفنگ‌ساز، که می‌دونید

‫جسد دوم رالف الیس‌ــه

‫2 سال پیش گُم شد

‫برای شرکت دارویی اس‌‌جن کار می‌کرده

‫همونی که قیمت داروهای سرطان ‫رو تا حدی بالا برد...

‫که فقرا نتونستن تهیه‌ش کنن

‫ولی بقیه‌شون بیشتر اسکلتن

‫ادوارد وِیبر و دیوید فلین...

‫گمونم اونا اولین کسایی بودن که دفن شدن

‫ویبر یه قاضی بازنشسته بوده، ‫فلین توی فیلادلفیا وکیل بوده

‫- هی! ‫- ببخشید

‫می‌دونیم چرا دست نامرئی ‫اون تفنگ‌ساز و داروفروش گنده رو...

‫مورد هدف قرار داده، ‫ولی ویبر و فلین چیکار کرده بودن،

‫که لایق کشته شدن بودن؟

‫آنتونی پاگلیارو؟

‫نمیره ریموند

‫گفت بابت ملاقات بی‌خبر متاسفه،

‫ولی یه مسئله‌ی کاری ضروریه

‫یارو توی اداره‌ی پست کار می‌کنه

‫ما چه موضوع ضروری‌ای داریم ‫که دربارش حرف بزنیم؟

‫بیارش داخل

‫می‌دونم، اصلاً نمی‌خواد بگی، ‫بی‌خبر اومدم، درست نیست

‫تنها چیزی که می‌تونم بگم، ‫هرگز همچین کاری نمی‌کردم...

‫اگه واقعاً ضرو...

‫ضروری نبود، دمبه گفت

‫طبق تجربه‌م، هر کسی...

‫یه تعریفی از ضروری داره

‫یکی می‌خواد منو بکشه

‫با تعریف من جور در میاد

‫تقصیر منه، یکمی پول نیاز داشتم

‫خب، یه آدمی سرکارم هست، ‫می‌دونی، یه مسیر کاری داره،

‫در مورد یه خونه بهم گفت، ‫گفت یه انبار مواد بزرگه

‫پس یه هفته‌ای مسیرش رو پوشش دادم،

‫یه بسته‌ای پیدا کردم ‫که گفتم یه چیزی توشه که...

‫می‌دونی، یه چیزی که بتونم بفروشمش

‫مواده، پس شاید گزارشش ندن

‫اگه هم گزارشش دادن، ‫میگم "من که خبر نداشتم،

‫با این همه چیزایی که می‌برم، ‫شاید یه جوری گُم شده"

‫الان بخاطر میارم وقتی کار می‌کنیم،

‫چرا من برنامه‌ها رو می‌ریزم

‫و دقیقاً درست گفتم

‫بسته پُر بود از کوکائین

‫خب حالا من پولدارم، نه؟ بوم!

‫روز بعدش، یه یخچال متحرک میاد دیدنم،

‫که به خودش میگه ویلی ویلکینز بزرگ

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left