Planet Earth III

Planet Earth III

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Planet Earth III S01E03 Deserts and Grasslands 1080p IP WEB-DL H264 AAC2 0 SNAKE
Ulasan oleh SuRouSH_AbG

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
TS
720p
720
HEVC
HDTV
hdtv
HD
webrip
x264
BRip
x265
Diterbitkan pada: 2023-11-07
Muat Turun: 83
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫« سیارۀ زمین ۳ »

‫« زیرنویس از ســـروش » ‫ :. SuRouSH_AbG .:

‫اینجا «گوئرتا دآرکی» ‫واقع‌در آفریقای مرکزی‌ست

‫دنیایی پر از مخاطره و در ظاهر خالی

‫حیات اینجا جریان داره...

‫اما صرفاً در حد بقاء

‫چرا که در این دنیا ‫تقریباً هیچ آبی یافت نمی‌شه

‫چنین زمین‌هایی چیزی حدود ‫یک سوم سیارۀ ما رو دربر می‌گیرن

‫در اینجا جانداران مجبورند ‫به نوع دیگه‌ای کارها رو انجام بدن

‫« قسمت سوم: بیابان و علفزار »

‫این کهنه‌ترین صحرای تاریخ بشره

‫بیابان نامیب.. واقع‌در جنوب غربی آفریقا

‫اینجا یکی از داغ‌ترین نقاط کره زمینـه

‫بااینحال، این شترمرغ نَر و جفتش

‫برای تشکیل خانواده به اینجا اومدن

‫کمتر شکارچی‌ای در طول گرمای روز ‫اینجاها پرسه می‌زنه

‫اما چنین امنیتی بی‌بها نیست

‫در این محیط آزاد، ‫جوجه‌های تازه به دنیا اومده

‫درمعرض حرارت طاقت‌فرسای خورشید قرار دارن

‫اما هنوز تمام جوجه‌ها ‫سر از تخم بیرون نیاوردن

‫تا اون‌موقع، این خانواده اینجا می‌مونن

‫شترمرغ‌های بالغ نوبتی ‫از تخم‌ها مراقبت می‌کنند

‫پس درحالی‌که شترمرغ ماده ‫میره کمی استراحت کنه که حق‌شم هست،

‫شترمرغ در یک شیفت بسیار چالش‌برانگیز ‫جای اون رو پر می‌کنه

‫اون به آرومی تخم‌ها رو می‌چرخونه...

‫و جوجه‌های داخل‌شون رو صدا می‌زنه

‫اون دوست نداره هیچ‌کدوم‌شونو ترک کنه

‫دمای هوا هر ساعت ۵ درجه سلسیوس ‫افزایش پیدا می‌کنه

‫اون از جوجه‌هایی که به دنیا اومدن ‫محافظت می‌کنه...

‫و با بدن خودش براشون سایه درست می‌کنه

‫در پایان یک روز طاقت‌فرسای دیگه ‫زیر نور آفتاب...

‫این نر تقریباً تمام انرژی‌شو خرج کرده

‫اما باید با میل به استراحت مقابله کنه

‫خنکیِ شب کمی خیال‌شون رو راحت می‌کنه...

‫اما حالا شکارچی‌ها میان بیرون

‫امشب قراره شب درازی باشه

‫طلوع خورشید همراه با خودش ‫سورپرایز قشنگی میاره

‫سه عضو جدید برای خانواده...

‫که به ماده که تازه برگشته خوش‌آمد میگن

‫اما یک مشکلی وجود داره

‫این جوجه‌ها یک روز دیگه ‫توی این دما دوام نمیارن

‫بااینحال شترمرغ نر دلش نمیاد بره

‫بعضی از تخم‌ها هنوز جوجه نکردن

‫اما وقت تنگه

‫اون‌ها باید برن

‫فقط چند دقیقه دیر جنبید

‫این جوجه به‌تنهایی و بدون محافظت والدینش

‫شانس کمی برای بقاء داره

‫بقاء در اینجا، درست مثل تمام بیابان‌های دیگه

‫مثل راه رفتن روی لبۀ تیغـه

‫به همین خاطر ساکنین بیابان‌ها

‫مجبور شدند که به طرق شگفت‌انگیزی ‫خودشون رو با شرایط وفق بدن

‫برخی حتی به افسانه‌های ‫اژدها و اسب تک‌شاخ جان بخشیدن

‫حتی این تپه‌های شنی ‫خاصیت جادویی خودشون رو دارن

‫و حتی بعضی‌هاشون صدای خودشون رو دارن

‫اینجا در عربستان، ‫این صدای خارق‌العاده

‫بوسیلۀ حرکت میلیاردها دانۀ شن

‫و لرزش به روی همدیگه تولید می‌شه

‫نغمه‌ی مخوفی که می‌سازن ‫تا کیلومترها اونورتر به گوش می‌رسه

‫سرتاسر بزرگ‌ترین بیابان شنی جهان

‫همچنین بادها اشکال خارق‌العاده‌ای ‫به شن‌ها داده‌اند

‫صحراهای سرتاسر دنیا ‫ممکنه چنان بیگانه به‌نظرتون بیان

‫که شاید فکر کنید ‫کلهم مال یک سیارۀ دیگه هستن

‫و این موضوع در استرالیا ‫بیشتر به چشم میاد

‫بااینحال، یک موجود کوچیک ‫این بیابان رو انتخاب کرده

‫تا برای مهم‌ترین اتفاق زندگیش آماده بشه

‫مرغ کریچ‌ساز خال‌خالیِ نر

‫اون در دو ماه اخیر،

‫سخت منتظرِ بارش‌های کوتاه بوده...

‫چون اون زمانیه که ماده‌ها میان ‫تا برای خودشون جفت پیدا کنن

‫برای همین اون یک «کریچ» ساخته، ‫نوعی تئاتر،

‫اِستیجی که اگر خانم رخصت بده، ‫باهمدیگه بر روی اون خواهند رقصید

‫اون ورودیِ کریچ رو با تپه‌ای از ‫استخوان و صدف حلزون دکور می‌کنه

‫ماده‌ها چطور دربرابر این مقاومت کنن؟

‫هر لحظه ممکنه بارون بگیره،

‫پس اگر می‌خواد تغییری ایجاد کنه ‫این آخرین فرصتشـه

‫هرچی صدف کار بذاری، بازم کمه

‫اما در غیاب اون...

‫یکی از رقبای نَرش میاد اینجا ‫تا یک برآوردی داشته باشه...

‫..و خراب‌کاری کنه

‫اگر کریچ همسایه‌تـو خراب کنی

‫شاید مال خودت بهتر جلوه کنه

‫و شاید یکی از این قطعه‌های قشنگ

‫توی کریچ خودش قشنگ بشه

‫صاحب‌خونه برگشته

‫و می‌بینه که یه جای کار می‌لنگه

‫باید تعمیرات انجام بده

‫هنوز نه خبری از باران هست، نه ماده‌ها

‫اون دلسرد نمی‌شه و ‫به انجام تمهیدات لازم ادامه میده

‫وقتش رسیده که ‫نمایش اظهار عشق‌اش رو تمرین کنه

‫اما متأسفانه این امکان وجود داره ‫که اون تاابد تنها برقصه

‫چون‌که در سه سال گذشته ‫بارشی صورت نگرفته

‫بدون بارش باران،

‫ماده‌ها جفت‌گیری نمی‌کنن

‫اونا به بارون احتیاج دارن تا بتونن ‫برای خانواده‌شون غذا تأمین کنن

‫تغییرات اقلیمی، ‫همون‌قدر که رو زندگی ما تأثیر داشته..

‫زندگی این مرغ‌ها رو هم تحت تأثیر قرار داده

‫یک‌چهارم جمعیت جهان ‫در مناطق خشک و بیابانی زندگی می‌کنند

‫پس ما انسان‌ها هم مجبور هستیم ‫با این تغییرات اقلیمی دست‌وپنجه نرم کنیم

‫کاهش بارش و خشک‌سالی‌های طولانی ‫منجر به رشد بیابان‌ها می‌شه

‫و با رشد بیابان‌ها، ‫احتمال وقوع یکی از هولناک‌ترین

‫پدیده‌های طبیعی هم افزایش می‌کنه

‫ توفان شن

‫دیواری از گرد و غبار ‫به ارتفاع هزار و چند کیلومتر،

‫که با سرعتی بالغ بر ‫۱۱۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنه

‫امروزه این توفان‌های ویران‌گر ‫در قدرتمندترین حالت‌شون تا کنون قرار دارن

‫این توفان‌های توقف‌نشدنی ‫می‌تونن هزاران کیلومتر راه برن

‫و شهرها و روستاهای سراسر جهان رو ‫به مرز استیصال بکشانن...

‫...اونم تنها در یک آن

‫هزاران سال زمان می‌بره تا جانداران خودشونو ‫با شرایط طاقت‌فرسای بیابان‌ها وفق بدن

‫این بابون‌ها می‌توانند

‫در یکی از خشک‌ترین ‫زیستگاه‌های زمین زنده بمونن

‫یعنی منطقه «ارونگو» در نامیبیا

‫در هشت ماه گذشته ‫حتی یک قطره بارون اینجا نباریده

‫زندگی اینجا برای این بابون‌ها ‫در سخت‌ترین حالت ممکن جریان داره

‫و برای این مادۀ جوان

‫به‌خصوص سختـه

‫اون به‌تازگی اولین بچه‌ش رو به دنیا آورده

‫بدجور به آب احتیاج داره

‫بدون آب، بدنش شیر تولید نمی‌کنه

‫رطوبت ناچیزی که توی غذاش وجود داره

‫به‌هیچ‌وجه برای هردوی اون‌ها کافی نیست

‫گلّه باید دائماً به دنبال آب بگرده

‫و منتظر اون ماده نمی‌مونن

‫سرانجام یکی از دیدبان‌های گله ‫چند چکه آب روی یک صخره پیدا می‌کنه

‫نفس راحتی می‌کشه!

‫اما همه این‌طور نیستن

‫مادر جوان باید توی صف وایسته

‫دسترسی به آب گرانبها ‫بر اساس رتبه صورت می‌گیره

‫و اون توی گله‌ش چنان رتبۀ پایینی داره که..

‫ممکنه اصلاً هیچ آبی بهش نرسه

‫چون جلو زدن تو صف

‫مجازات سنگینی در پی داره

‫خطرناکه، اما بیشتر از این نمی‌تونه منتظر بمونه

‫حرکتی خطرناک

‫اما کسی حریفِ ارادۀ یک مادر نمی‌شه

‫این مقدار آب براشون کافیه و تا بارش باران ‫خودش و بچه‌ش رو زنده نگه می‌داره

‫باران نه‌تنها میمونِ ماده و گله‌ش رو ‫به رستگاری می‌رسونه،

‫بلکه زمین تشنه رو هم نجات میده

‫با بارش باران، ‫بیابان تغییر شکل میده

‫و تبدیل به یکی از پربارترین مناظر زمین می‌شه

‫علفزار

‫علفزارها دارای بزرگ‌ترین تراکم جمعیتی ‫حیوانات عظیم‌الجثه

‫در سراسر کره زمین هستن

‫طبیعت اینجا در چشم‌نوازترین ‫شکل خودش قرار داره

‫این پلنگ ماده، حالا می‌خواید باور کنید یا نکنید،

‫می‌تونه زیر یک ثانیه ‫خودش رو آماده‌ی شکار کنه

‫اون یکی از معدود پلنگ‌های خاصیه که

‫یاد گرفته بالای درخت‌ها مخفی بشه

‫و منتظر بمونه تا خود شکار بیاد سمتش

‫کاملاً بی‌صدا،

‫در موقعیت مستقر میشه

‫این بار نشد

‫و حالا همه متوجهِ حضورش شدن

‫اما پلنگ‌ها برای موفق‌شدن ‫دست به کارهای خارق‌العاده‌ای می‌زنن

‫و بعضی‌هاشون از بقیه پلنگ‌ها ‫جسورتر هم هستن

‫این پلنگ میره بالای شاخه‌ای که ‫۹ متر با زمین فاصله داره

‫ارتفاع اون با زمین الان ‫از پشت‌بام یک خونۀ دو طبقه بیشتره

‫پلنگ‌هایی بوده‌ان که با پریدن ‫از چنین ارتفاع‌هایی کشته شدن

‫شما برای رسیدن به موفقیت ‫در این علفزارهای استوایی

‫باید وفق‌پذیر باشید ‫و گاهی شجاعت به خرج بدید

‫استپ اوراسیا،

‫بزرگ‌ترین علفزار بر روی کره زمین...

‫حیوانات رو به شکل متفاوتی به چالش می‌کشه

‫در اینجا باد می‌تونه با سرعتی ‫بالغ بر ۱۳۰ کیلومتر بر ساعت بوزه

‫و دمای هوا تا منفی ۳۰ سلسیوس هم پایین میاد

‫بااینحال، یک موجود عجیب

‫توانسته در این شرایط طاقت‌فرسا زنده بمونه

‫«سایگا» (نوعی بز کوهی)

‫حیوانات ریزاندام ولی سرسختی ‫که در کنار ماموت‌ها زندگی می‌کردند

‫بینی غول‌پیکر سایگای نر ‫هم گرد و غبار رو فیلتر می‌کنه

‫و هم هوای سرد رو قبل از ‫ورود به شش‌هاش گرم می‌کنه

‫اما در این موقع از سال، ‫یک کاربرد متفاوت دیگه هم داره

‫دلِ خانم‌ها رو می‌بره

‫و هرچی گنده‌تر، بهتر

‫این نر پیر بلده چطوری ‫توجه ماده‌ها رو جلب کنه

‫اما براش ناز می‌کنن

‫و اگر این جواب نداد...

‫واسه دلبری‌کردن ‫روش‌های دیگه‌ای هم بلده...

‫یه بوته... چقدر باشکوه

‫اما وقتی شاهِ استپ باشی،

‫همیشه یکی هست که بخواد ‫تخت پادشاهی رو ازت بقاپه

‫این نَر جوون فکر می‌کنه شانس خوبی داره

‫اون قصد داره که حرم سلطان رو بدزده

‫دوئل‌کننده حمله می‌کنه ‫و آماده‌ی جنگه

‫این درگیری می‌تونه تا سر حد مرگ پیش بره

‫هفتاد درصد نرها در فصل جفت‌گیری می‌میرند

‫نر بزرگ‌تر بالأخره به حریفش چیره میشه

‫و با یک اقدام نهایی

‫رقیب جوانش رو فراری میده

‫سلطان موفق شد پادشاهی...

‫و حرم‌اش رو حفظ کنه

‫فقط قوی‌ترین سایگاها ‫تواناییِ بقا و موفقیت

‫در یکی از کمرشکن‌ترین نقاط زمین رو دارند

‫اما در نزدیکی خط استوا ‫که آب و گرما به وفور یافت میشه

‫علفزارهایی وجود دارند که ‫چیزی از بهشت کم ندارند

‫این علفزار متنوع‌ترین گونه‌های جانوری ‫در تمام دنیا رو داره...

‫ناحیۀ «سرادو» واقع‌در برزیل

More Farsi Persian subtitles for Planet Earth III

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left