197 baris pertama.
مي توني نجاتش بدي؟
چي؟
مي خوام بدونم اگه عملش کني مي توني نجاتش بدي يا نه
حداقل بايد تلاشمو بکنم- پنج نفر مُردن-
پنج تا از اولين مريضايي که کارت ويزيتمو بهشون داده بودم
دوتاشون وسط عمل تموم کردن
سه تاشونم توي آي سي يو که بودن ديگه به هوش نيومدن
وقتي از يه بيمارستان ديگه مريض مي آرن
معنيش اينه که نجات اون مريض خيلي سخته
نه اون قدر که نخوايم نجاتشون بديم
شما چرا کارت ويزيتتونو به مريضا مي دادين؟
واسه نجات مريضي که جايي براي رفتن نداره
يا براي اين جا نگه داشتنِ خودتون؟
بفرستيدش بيمارستان ته سان
من يون سويونم از بخش جراحي قلب
چي؟
تو راهِ يه بيمارستان ديگه ست؟
کدوم بيمارستان؟
خيله خب
بيمارستان هه مين؟
تا حالا اسمشم نشنيده م اون وقت مي خوان عمل تعويض سه دريچه کنن؟
پرونده مريضو برام بفرستين مي خوام يه نگاهي بهش بندازم
روي اين مي خوان عمل کنن؟
اين؟
اورژانس هه مين بفرمايين
بله رو دارن مي آرن اين جا Triple A بيمار اورژانسي
يه ساعت ديگه مي رسه
کي عملش مي کنه؟- بله؟-
چرا مي پرسين؟
از رو کنجکاوي
نمي تونم بگم
خيله خب متوجهم
يکي که تخصصش فقط واريسه
مي خواد عمل تعويض سه دريچه رو انجام بده؟
دکتر يون
مريض اورژانسيه؟
آره
ده سانت، با گروه خوني منفي؟
فقط يه جراحه که مي تونه عملش کنه
دکتر چويي سوک هان
اون قبول نکرد- پس ديگه کسي نمي مونه-
جدي؟- بله-
همين که گروه خونيش منفيه بهونه خوبيه که بگن خوني که بهش بخوره ندارن
کي عملش مي کنه؟
بااجازه
ولي بيمارستان هه مين قبولش کرده؟
دکتر پارک ته سو کجاست؟
همين الان رفت اتاق عمل
پاره شد- ته سو، چي کار کنيم؟-
خون نداريم
فشارش داره مي افته- ووجين، ساکشن-
ايست قلبي
گرفتمش
CPR زود باش
نرو. اين جا بمون
خون نداريم- پس بهش آب بده-
ولي زياد دَووم نمي آره
خون کجاست؟
داره مي آد گفتن تا نيم ساعت ديگه مي رسه
تا اون موقع که مي ميره ته سو
چي کار کنيم؟
مي خواستين چي کار کنين؟ خب بايد بهش خون بدين
دکتر
چيه؟ چرا آماده ش نمي کنين؟ گروه خوني منفيه ديگه؟
مشتاق ديدار دکتر پارک ته سو
دکتر پارک اول مريضو نجات بده
مي آم کمک
ووجين، ديگه کافيه
برگشت
حالا که دکتر يون اومده من برم
دستم مي لرزه حتي نمي تونم فورسپسو نگه دارم
خيله خب برو
بعداز عمل حرف مي زنيم
صحبتا باشه واسه بعد
پس تو دستيار مني
باشه- فورسپس-
چرا کارت ويزيتتونو به اون مريضا مي دادين؟
واسه نجات مريضي که جايي نداره بره
يا براي اين جا نگه داشتنِ خودتون؟
جفتش
ولي ديگه به هيچ کدوم احتياجي ندارم
صبر کنين
چان يونگ
چان يونگ
دکتر
مامانم چي شد؟
عملش خوب تموم شد
مي خواي ببينيش؟- آره-
خيله خب با من بيا
مامان
مامانت الان خوابه نگرانش نباش
خيلي ممنون
جـراحـان قـلـب
بابت خون ممنون
چون اورژانسي بود نمي تونستيم منتظر خون بمونيم
خدا رو شکر، خون منفي که بيمارستانتون مي خواست
بيمارستان ما داشت
چرا خودت شخصاً آورديش؟
استاد چويي مريضو قبول نکرد
اين روزا خيلي از اين مريضا داريم چون استاد چويي ردشون مي کنه
ته سان ديگه مريضاي اورژانسيو قبول نمي کنه؟
اين جا بيمارستان کوچيکيه ديدم خون ندارين
رو قبول مي کنين Triple A ولي بيمار حدس زدم کار تو باشه
منظورت اينه که عجله کردم؟
آره خيلي
ولي اگه صبر مي کردي خون برسه و بعد عملش مي کردي
ممکن بود خيلي دير بشه
گاهي انگار عجله کردن
کار درستيه
مخصوصاً واسه همچين مريضايي
دنبالت گشتم
خيلي
مي خواستم بهت بگم
خيلي متأسفم
وقتي من به هوش اومدم تو رفته بودي
واقعاً
متأسفم
همه چي گذشته
تو هم ديگه بايد فراموش کني دکتر يون
چه طور مي تونم فراموش کنم؟
نه من مي تونم
نه تو
نمي خواي به برگشتن به ته سان فکر کني؟
همين جا که هستم راضي ام
دلم نمي خواد بچه هاي ته سان بفهمن من اين جام
مخصوصاً استاد چويي
الان، ته سان
به دکتري مثل تو خيلي احتياج داره
به سلامت
دکتر پارک
خوشحالم که سالمي
جدي مي گم
همه کلي دنبالش مي گشتن
چرا به هيچ کي چيزي نگفت؟
قراردادشو با ته سان تمديد نکرد
به نظرت بيمارستاناي بزرگ که تو جراحي قلب معروف ان
ته سو رو استخدام مي کردن؟
اون اين جا مريضاي اورژانسيو قبول مي کنه و عملشون مي کنه
.حتي شبا
بعداز فوت مادرش
مي خواست با کار همه چيو فراموش کنه
بله، استاد
کجايي دکتر يون؟
دلم نمي خواد بچه هاي ته سان بفهمن من اين جام
مخصوصاً استاد چويي
ببخشيد چند لحظه رفتم بيرون
ديگه تکرار نشه
چشم، استاد
دکتر يون از بخش جراحي قلب پنج تا کيسه خون اِرهاش منفي بُردن
الان ته سان به دکتري مثل تو خيلي احتياج داره
اين چه طرز حرف زدن با يه دکتره؟
... خجالت بکش
... نمي شه
با دکتر که اين جوري رفتار نمي کنن به پليس مي گم بگيردتا
برو
دست به کتکم خوبه
ته سو
من خوبم
به لطف پسرم بيش تر از اوني که لياقتم بود زندگي کردم
ديدنِ اين که پسرم دکتر شده و
تو همچين بيمارستان بزرگي کار مي کنه
خيلي خوشحالم مي کنه
ته سو
حتي اگه مُردم و ديگه پيشِت نبودم
به حرف استادت گوش کن و
دکتر خوبي بشو
يه دختر خوبم پيدا کن
واقعاً داري مي ري؟
بله
ته سو، من با مسئولاي بيمارستان صحبت مي کنم
يه کم ديگه صبر کن
من متعلق به ته سان نيستم
چي؟
اگه نيومده بودم اين جا
مادرم مي رفت يه بيمارستان ديگه و اون جا پيوند قلب مي شد
نبايد به شما اعتماد مي کردم
تو بودي چي کار مي کردي؟
دکتر يون اگه سريع پيوند نمي شد مي مُرد
مادرت هنوز وقت داشت
من هيچ وقت تسليم نمي شدم
شما که خبر داشتين
مادر منم وقت زيادي نداشت
شرمنده م که نتونستم سر قولم بمونم و ... يه قلب ديگه پيدا کنم، ولي
به خاطر قول شما مادر من مُرد
بابت همه چي ممنون
اگه از ته سان بري چي کار مي توني بکني؟
بايد بگردم- جاي تو اين جاست-
خيلي زود برمي گردي
شما که گفتين از ته سان مي رين
پس چرا الان چسبيدين بهش؟
سلام
چرا نخوابيدي؟
امشب خواباي چرت و پرت مي بينم همه ش
مادر چان يونگ به هوش نيومد؟
نه
خسته نباشي
ته سو بيا ديگه برگرديم ته سان
No comments yet. Be the first to leave one.