Breaking Up

Breaking Up

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Breaking Up 1997 DVDRip XViD farsi
Ulasan oleh jasmine711
jasmine:توسط DVDRipترجمه دقیق و هماهنگ با

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Diterbitkan pada: 2015-06-09
Muat Turun: 39
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

.از همون اولش همه چیز خوب بود اول اولش واقعأ عالی بود

...اولش اینطوری شروع شد که , ما

,اول شروع کردیم به ملاقات همدیگه با هم بیرون رفتن

فقط خودمون دوتا...ازین کارا میکردیم

همیشه همینطوری شروع میشه

- همیشه اینطوری نیست؟ - نیست؟

- خدا ,چه انرژی ای داشتیم - چقد خوش میگذشت

چه وقتاییو گذروندیم

- در حالی که هیچ کار خاصی نمیکردیم - و همه کار میکردیم

- مهم نبود که چه کاری انجام میدادیم - هرچی

- خیلی خوب بود - مثه ماده مخدر می موند

هر روز,هرکاری که انجام میدادم,همه ی دنیا قشنگ بود

...هر چیزی که قبلأ هیچ معنی برام نداشت , یه دفه

داشت برام معنی پیدا میکرد دوباره

مثل این میموند که قبلأ مرده بودم ,و حالا دوباره زنده شدم

فکر کنم ...امید چیزی بود که باعث همه ی اینا شده بود

باور

دوباره به همه چیز باور داشتن...میدونی؟

جوری که به نظر میرسیدمو دوس داشتم.دیگه مرتب رو ترازو نمیرفتم

- من سیگارو ترک کردم . من سیگارو ترک کردم - من سرزنش کردن خودمو ترک کردم

- من حس خوبی نسبت به خودم داشتم - من حس میکردم که میتونم همه کاری انجام بدم

انقد هیجان زده میشدم که همه بدنم به لرزه میفتاد

...هر دفه که میدونستم قراره ببینمش

انگار برق از بدنم میزد بیرون

میدونین , مردم میگفتن

,چه خبره ؟,خیلی خوب به نظر میرسی" "چیکار کردی شیطون؟

- زندگیم رو غلطک افتاده بود - قوی شده بودم

آروم بودم...مثه خوکی افتاده تو گل

همه چیز یه دفه درست میشد

- همه ی ترس ها, همه ی نگرانی ها - ...بعضی وقتا

تا وقتی که مشکلت تموم میشه حتی خودتم نمیفهمی که یه مشکلی داشتی...

- و بعدش احساس آرامش میکنی - احساس لذت

- ...وقتی که دیدمش - ...نگاهمو ازش بر نمیداشتم

- میدونستم - بلافاصله

- این خودشه - واقعأ خودشه

وقتی یه چیزی انقد خوب شروع میشه هیچ راهی نداری جز اینکه قبولش کنی

- چرا انقد باید حرف زدن باهات سخت باشه - چون میخوام بدونم

- مزخرفه - ما داریم چیکار میکنیم؟

!ما "داریم چیکار میکنیم؟ تو داری ترکم میکنی ,میری. برو"

- من نمیرم - برو

- ما باید با هم حرف بزنیم - داریم حرف میزنیم

- !نه!حرف نمیزنیم - باشه پس. حرف میزنیم

حرف میزنیم

حرف بزن . حرف بزن

!حرف بزن

ادامه بده

- تو واقعأ حالمو به هم میزنی - !با سپاس فراوان

اگه غذا بخورم میخوام بالا بیارم. اگه غذا نخورم سردرد میگیرم

اگه بخوابم خواب بد میبینم اگه نخوابم افسردگی میگیرم

نمیتونم تکون بخورم

میشینم رو یه صندلی و به یک کلمه هزار بار فکر میکنم

و این حالمو بدترم میکنه

- داری حرف میزنی الان؟ - !دارم سعی میکنم

من الان 57تا عقب افتاده منتظرمن که برم ازشون عکس بگیرم

- منم کار میکنم - درسته شما فرانسوی صحبت میکنین؟ :به فرانسوی

- تدریس , کار خیلی سختیه - حتمأ همینطوره

- من فردا میرم اون کلاسه - ایروبیک؟

نه ،فلابرت و بردگی خانگی زنان

یا : هرکی آلت مردونه داره باید حتمأ انقد کله خر باشه؟

عالیه ,احتمالأ پاسش میکنی

درسته

خفه شین

میشه برگردی و منو همونجایی که پیدام کردی پیاده کنی؟

البته به محض اینکه این ترافیک لعنتی روان شه

- من معذرت میخوام.واقعأ - منم همینطور

- از حرفی که زدم منظوری نداشتم - نه ,منم همینطور

- ...فقط - میدونم

- ...بعضی وقتا - میدونم

من فکر میکنم دیگه نباید همدیگه رو ببینیم

چقد گذشته؟دو سال؟

دو سال و نیم

منظورت چیه؟

دو سال و نیم .ما داشتیم چیکار میکردیم؟

دیگه نمیدونم

من نمیدونم چیکار کنم , خب؟

سعی کنیم

ما باید سعی کنیم

ما باید حداقل یه ذره تلاش کنیم

تا یه چیزی میشه میذاری میری این کارت یعنی چی؟

من هم دیگه تو رو نمیخوام ببینم , ولی میبینم

کی گفته ما اون چیزی که فکر میکنیم میخوایم رو میخوایم؟

.ما اون چیزی رو میخوایم که ازمون انتظار میره بخوایم اون چیزی که کتابا و فیلما بهمون میگن که بخوایم

چیزی که من میخواستم هم همین بود

شادی

شادی،شادی ،شادی و مزخرفاتی مثه این

ما بهش نرسیدیم

این پایان اون فکرای ما بود پایان خود ما که نیست

این پایان یه رویاست

تو صبح از خواب بیدار میشی و میبینی که رویات تموم شده خب که چی؟

من هنوز اینجام.تو هنوز اینجایی ما هنوز اینجاییم

خب؟

آره

...پس شاید بهتر باشه که

- شاید بهتر باشه که ما دیگه همدیگه رو نبینیم - منم همینو گفتم

اون نمیخواد بهش زنگ بزنی.اگه میخواست باهات حرف بزنه خودش بهت زنگ میزد

چی بهش بگم؟سلام؟ سلام خوبه

سلام,منم

سلام ,منم

سلام مونیکا,منم استیو . خدایا

هی

سلام , منو یادته؟

...خدااا, فقط

فقط این کارو انجامش بده ,باشه؟

اولش گفتم یه سری بزنم و یه سلامی کنم بعد دیدم بهتره زنگ بزنم

و ببینم اگه خونه ای، و اگه اشکالی نداره، و اگه ...کسی پیشت

نیست یا هرچی... اگه تنهایی

.نمیدونم

من این اواخر زیاد میرفتم بیرون

.نه،راستش....من،نه

من میرفتم بیرون.الان کار میکنم

بیرون رفتن،کار کردن

من میرفتم بیرون و کار میکردم با زنای زیادی قرار گذاشتم

مونیکا

آره دوباره این موقع ساله

من از باقله ها عکس گرفتم

آره خیلی خوشکلن

چرا بهم زنگ نمیزنی خب؟

هی،میخوای بریم بیرون؟

...نمیدونم.میتونیم بریم رستوران

یا یه فیلم ببینیم،یه چیزی بخوریم....

بریم بیرون.بیرون،بیرون،بیرون.میدونی بیرون.خب؟

دوست دارم ببینمت

آره خیلی خوب میشه اگه ببینمت تو اینطور فکر نمیکنی؟

خوب نیست؟

آره؟

آره.آره

...نمیدونم.نمیدونم . فقط فقط میخوام ببینمت.میدونی.خب؟

نه،نه،من...نه

منظورم اینه که فقط ببینمت،خب؟

...نه،من فقط

آره

ببین.میدونم که قرار گذاشتیم همدیگه رو نبینیم یادمه چی گفتیم

آره

مجبورت نمیکنم،خب؟ مجبورت نمیکنم

چطوری میتونم مجبورت کنم؟

...من فقط دارم میگم

...میگم

ببین من میگم...من ...گفتم....آره

آره

آها

باشه،باشه

خدایا،باشه،حالا،ببین.من معذرت میخوام که بهت زنگ زدم خب؟ناراحت نباش

نه,نه

نه،نه

نه،اصلأ مهم نیست

خب؟

من بهت گفتم

من یه بار بهت گفتم چرا زنگ زدم دوباره نمیگم

باشه . مهم نیست،خب؟

برگرد سر هر کاری که داشتی انجام میدادی.مهم نیست

باشه،اها

بای

آره

بای

!من بهت زنگ زدم چون میخواستم ببینمت

تکون نخور

تکون نخور

یالا دیگه ،لطفأ.تکون نخور

بمون بمون بمون

- پات - چی؟

- پات - کدوم پا؟

- این یکی - احساسش نمیکنم،کجاست؟

اینجا

این پای منه؟

آره، پای توِ

خدایا کل بدنم...باهام چیکار کردی؟

مواد

- ما هیچی نزدیم، زدیم - نه

- خیلی چیزی نداشتیم که بخوریم ،داشتیم؟ - ما هیچی نداشتیم که بخوریم

شام چی؟

- ما شام نخوردیم - فکر کردم قراره بریم شام بخوریم

نتونستیم بریم

پس همه ی این....؟

پس میگی همه ی این انرزی بخاطر سکسه؟

- خیلی بالا بودیم احتمالأ - آره فکر کنم

این معرکست،نیست؟

همه چیز داره از هم میپاشه تو رابطمون منظورمه

ولی سکس هی داره بهتر میشه

نمیخوام درموردش حرف بزنم،باشه؟

اولش،خیلی افتضاح بود

منظورم سکسه

- یادته چقد بد بود؟ - نه

خیلی مبتدی بودیم فکر میکردم هیچوقت نمیتونیم درست انجامش بدیم

من فقط نگاه میکردم ...هرچی رابطه خرابتر میشد

- فهمیدم ما مثل میمون سکس داریم

کجا میخوای شام بخوری؟

چی؟

فکر کردم میریم شام بخوریم

-الان؟ - آره الان .اونقدا هم دیر نیست

...مشکل...مشکل دیروقت بودن نیست . من

- من دلم داره ضعف میره عزیزم . تو گشنت نیست؟ - چرا.میتونم غذا بخورم

- نمیدونم - خب؟

پس مشکل چیه؟فکر کنم وقتی زنگ زدی گفتی میخوای بری شام

ولی این برنامه مال قبل بود

- قبل از چی؟ - قبل از این

آره.ولی

هرطوریم که میشد آخرش به تخت ختم میشد

حالا که تموم شد بهتره

از بقیه ی بعد از ظهر میتونیم با خیال راحت استفاده کنیم

چرا همچین حرفایی میزنی؟

More Farsi Persian subtitles for Breaking Up

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left