My Home Hero (マイホームヒーロー)

My Home Hero (マイホームヒーロー)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

My Home Hero - 02
Ulasan oleh Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-04-09
Muat Turun: 8
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

149 baris pertama.

چیزی رو جا گذاشتی ؟

ای وای

ریکا-چان ، تو جلوتر برو

نمی خوام منتظرت بذارم

مادرش این کار رو کرد ؟

توی راه ایستگاه از دختره جدا شد

می خواد بدونه کدومشون رو باید تعقیب بکنه

دختره رو

دختره رو دنبال کن ، آره

... اگه اتفاقی افتاد

! اوه ، منو ترسوندی

شما دوست خانم توسو هستید ؟

خانم توسو یه کم قبل رفتن بیرون

پس تنها کسی که اینجاست منم

اوه ، از خدمات نظافتی اومدم ، سوزوکی هستم

ائـ ... ؟

اوه ، من دوستشم

کلید یدکیش رو دارم

ببخشید که ترسوندمتون

نه ، اشکالی نداره

کیوایچی ، نوبوتو تلفنش رو جواب نمیده

ببین می تونی اونجا پیداش بکنی ؟

راستش ، دوستم تلفنش رو اینجا جا گذاشته برای همین اومدم اونو براش ببرم

می تونم بهش زنگ بزنم ؟

اوه البته ، بفرمایید

... پس

... شماره ی مورد نظر در دسترس نمی باشد

قسمت 2 : بریدن کیک

! لعنتی

نوبوتو کدوم گوری رفته ؟

کیوایچی ، تو به تحت نظر داشتن دختره ادامه بده

در بدترن حالت ممکن ، می دزدیمش

اطاعت میشه

خدا رو شکر که خرابش کرده بودم

حتماً جی پی اسش هم از کار افتاده ، درسته ؟

تازه دارم شروع میکنم ، از عهده اش برمیام

تتسو-سان ، چیزهایی که خواسته بودی رو گرفتم

خوش اومدی

خوش اومدی

ریکا کجاست ؟

تنها فرستادمش خونه

به هر حال ، هر چیزی که توی پیامت نوشته بودی رو خریدم

تتسو-سان

عزیزم ، با ریکا تا ایستگاه برو و یه چیزی مثل ، من میرم به پدرت کمک کنم ، بگو و بعدش برو این وسایل رو از ابزار فروشی بخر

مطمئن نبودم بتونم ورق مسی پیدا بکنم

ممنون

و چمدون عالیه

یه چمدون بزرگ اجاق برقی کوچیک (صفحه ی مسی (بزرگتر از 30 در 50 (فویل نازک (بیشتر از 100 متر (نوار آلومینیومی (بیشتر از 100متر (کیسه های پلاستیکی (طول 60 خوشبو کننده ی هوا

چیکار می خواهی بکنی ؟

وان رو تبدیل به یه دیگ میکنم و جسد رو توش می پزم

صفحه ی مسی رو با نوار آلومینیومی به اجاق برقی می چسبونم

و بعدش وان رو با آب داغ پر میکنم

و صفحه های مسی رو وارد آب داغ میکنم اینجوری خود اجاق برقی خیس نمیشه

وقتی گوشت رو می پزی ، آب داخلش تبخیر میشه و کوچیکتر میشه ، درسته ؟

پس اونقدر جسد رو می جوشونم و می جوشونم که تا جای ممکن کوچیک بشه

چه کمکی از من برمیاد ؟

تو برو خونه

... اما

یه غذای خوب و داغ برای ریکا درست کن ، باشه ؟

وان از فیبر پلاستیکی تقویت شده ساخته شده

پس اگه طولانی مدت در معرض آب جوش قرار بگیره تاب برمی داره

... پس اول

با پیچیدن چندین لایه مقوا توی فویل نازک عایقهای گرمایی درست میکنم

... و بعدش

... امیدوارم کار بکنه

کوبو هستم

یه گزارشی در مورد نوبوتو-کون دارم

پیداش کردی ؟

حالا شروع کن

بیا همه ی تکه ها رو جمع کنیم

آره ، منم

از شر ابزار خلاص شدم

مشکلی نیست ، همه چی توش جاش شد

الان دارم میام خونه

و ؟ الان آپارتمانم تمیزه ؟

... خوب ، راستش هنوز نه

چی ؟! پس چطوری باید برم دانشگاه ؟

ریکا-چان ، لطفاً بابات رو اذیت نکن

فکر کنم برای تمیز کردنش به بیشتر از یه روز احتیاج دارم

چرا این هفته رو از اینجا نمیری دانشگاه ؟

مگه نه ، عزیزم ؟

! آره ، فکر خوبیه

سه وعده غذا و یه تخت گرم و نرم هم شاملش میشه

! دلم نمی خواد وزن اضافه کنم

! خیلی خوب ... بفرمایید

!ها ؟

! چه بد

! جابجاش کردم

!ها ؟! اما چطوری ؟

تو بهش دست نزدی ، زدی ؟

! کارش واقعاً خوبه

مهم نیست چند دفعه نشونم بده ، نمی تونم کلکش رو متوجه بشم

... پس میره دانشگاه و این چیزیه که یاد میگیره

فکر کنم بگیرم بخوابم

! اوه ، سایکو اسپلتر توی متفلیکس اومده ! آره

نتونسته بودم توی سینما ببینمش

آخرین دنیا

سایکو اسپلتر

همون محل کار ، همون خانواده ، همون زندگی روزمره اما در آن روز ، انسانها معنای ناامیدی رو فهمیدند قادر هستی در دنیای فردا زندگی کنی ؟

پخش

ریکا-چان ، وقت شامه

اوه ، من گشنم نیست

... شاید گشنت نباشه ، اما

هجده سال

ها ؟

از وقتی که ریکا بدنیا اومده هجده سال می گذره

خیلی سریع گذشت

سپاسگزارم که امروز همه صحیح و سالمند

بیاید هر سه تامون به زندگی آروممون ادامه بدیم

بدون اینکه هیچ کدوممون کم بشیم

! بله

! چه احساساتی

! نه

... چطور تونستی

! نه

... چطور تونستی

همه استخوانها و گوشتها رو با خودم آوردم

وزنشون باید حدود 20 کیلوگرم باشه

... می تونم استخوانها رو خشک کنم ، اما گوشت

در عرض چند روز شروع میکنه به فاسد شدن

... قبل از اینکه اون اتفاق بیوفته

خوب دیگه ، من میرم

صبر کن ، تتسو-سان ، فقط یه لحظه

اون ماشین

این اطراف ندیده بودمش و مطمئناً تا حالا ندیدم اونجا پارک کرده باشه

... امیدوارم فقط زیادی بهش فکر کرده باشم ، اما

نه ، فکر کنم ما تحت نظریم

فکر کنم دیشب هم اونجا بود

پس شاید باید فعلاً کاری نکنی

نه ، بذار ببینیم چه واکنشی نشون میدن

اگه شروع کردن به تعقیب کردن من با پیامک بهم خبر بده

منو تعقیب نمی کنند

پس اونی که تحت نظر دارنش من نیستم ؟

ترک کردن خونه اشتباه بود ؟

نمی دونم

ممکنه یه جسد باشه

! خفه شو و عجله کن

به هر حال ، باید هر چه زودتر برگردم

کیوایچی-سان ؟

داخل چمدون لباس اضافه ... حوله و ... از این جور چیزهاست

شاید داره میره سفر کاری ؟

باشه فهمیدم ، به تحت نظر گرفتنش ادامه بدید

اه ، لعنت بهش که با گذاشتن اون آشغال ! توی ماشینش گمراهمون کرد

! یه نفر بازش کرده

! هیچ شکی در موردش نیست

درش رو مخصوصاً روی اون بسته بودم تا اگه دستکاری شده بود متوجه بشم

حالا داخلشه

تتسو-سان

پیام دریافتی

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left