200 baris pertama.
❤ بگو که دوستم داری ❤
"شخصیت ها، مکان ها و سازمان ها در این سریال ساختگی میباشند"
جین وو
چا جین وو- بله؟-
!بازم گرفتمت
آهای، همون جا وایستا
...اون آخرین صداییه که از خودم و دوست هام
ولم کن
بسه- به خاطر میارم-
یه روز، فکر کردم که فقط از یه خواب عمیق بیدار شدم
...ولی ناگهانی
همه جا کاملا در سکوت فرو رفته بود
به خاطر تب بالا شنوایی هر دو گوشم رو از دست دادم
و نمیتونستم هیچی بشنوم
جین وو
چا جین وو
خوش نمیگذره
...ولی در عوض
...یاد گرفتم که با دقت نگاه کنم
و بدون اینکه حواسم با صداها پرت بشه یه شبدر چهار برگ پیدا کنم
واو! شبدر چهار برگه
من هر چقدر هم که دنبالش گشتم نتونستم پیداش کنم
با چشم هام دنبالشون میکردم
...بین بی نهایت شبدر سه برگ
...تنها کسی بودن که متفاوته
...فقط یه جورایی
اذیتم میکرد
"قسمت سوم: اشک ها"
❤ بگو که دوستم داری ❤
حتما خیلی اذیت شدی
بعد از اون همه اتفاق، بازهم اومدی
ممنون
...هیچی نشنیدن
چه احساسی داره؟
نه
ولش کن
...یه دریای
وای، فکر کنم باتریش تموم شد
چی؟
...آها
یه دریای خیلی عمیق؟
رسیدیم
همین جاست
بعد از اینکه رفتی داخل، میرم
!وای، اه
!عجبا
چرا اومدی اینجا؟ برو خونهتون
سوجو؟
سوجو؟
چرا الان میگی؟ سریع بیا داخل
خیلی وقت ندارم، بیا
باید نیم ساعت زودتر میومدی، وای
سریع باشیم، خب؟ یهویی حالم خیلی خوبه
باشه
آهای
من میتونم بشنوم و تو نمیتونی، خب؟
ولی با هم دوستیم
...خب، قرار گذاشتن و ازدواج کردن
چه فرقی داره؟ مگه نه؟
...تو فکر میکنی
مرد مهربون و خون گرمی هستی، مگه نه؟
مگه نیستم؟
باشه، مهربونی! اعتراف میکنم
ولی خون گرم؟ به هیچ عنوان
خب؟ مثل من باید داد و ستد بیشتری برقرار کنی
چطور بگم؟
...چند وقت یه بار، از خودت سخاوت نشون بده
...اعتبارش رو به دست بیار
و به خاطرش منت بذار
...اینطوری راحت تر به بقیه نزدیک میشی
و توی دلشون جا باز میکنی
ولی هیچوقت این کار رو نمیکنی
هیچی نمیبخشی
هیچی نمیگیری
وقتی صحبت از مردمه، نباید انقدر دقیق رفتار کنی
چی؟
چرا میخندی؟ دارم جدی میگم
زبان اشارهات افتضاحه
ولی حرف هات رو متوجه میشم پس به خودم افتخار میکنم
!حرف منم همینه
مجبور نیستی عالی باشی
هیچکس نیست
...وقتی من و سوهی
...نمیتونیم حرف همدیگه رو بفهمیم
فقط همدیگه رو بغل میکنیم
همین که کنار همیم، کافیه
کلمات همه چیز نیستن
الان گفتی که من خون گرم نیستم
آره
...هر کسی که کنار من باشه
احساس سرما میکنه
آره
آره دقیقا، به خاطر تو احساس سرما میکنم
خنده داره که خودت خبر داری
"من رسیدم، عجله نکن"
"دیر میای؟"
"اتفاقی افتاده؟"
...همه اشتباه میکنن
و سعی میکنن ضعف هاشون رو برطرف کنن
...و برای پیشگیری از اشتباهات مشابه
...تا حد ممکن بیشتر و با دقت تر
اطرافم رو نگاه میکنم
...ولی هنوزم وقتی که انتظارش رو ندارم
خالتون خوبه؟ متاسفم
کسی رو نزدیک خودم میبینم
حالت خوبه؟
کافه الان باز شده
قهوه میخوای؟
ممنون، ولی باید جایی برم
آها، حتما سرش شلوغه
چون نمیتونم صدای پای آدم هایی که بهم نزدیک میشن رو بشنوم
باید همیشه تا حدی ازشون فاصله بگیرم
...اینطوری هیچکس
آسیب نمیبینه
سلام، میتونم بیام داخل؟
یه لحظه
یادتونه بهتون گفتم که قراره کلاسمون رو معرفی کنیم؟
!بله
!بله- !بله-
میخوان ازتون عکس بگیرن کسی هست که دلش نخواد این کار رو بکنه؟
نه
نه
...معمولا سفید مظهر خدا و مشکی مظهر شیطانه
...همینطور، ما باید مثل نمک روی زمین باشیم
تصویر نمک احساس خوب رنگ سفید رو منتقل میکنه
...موقع دیدن شیر
...من یاد یه نوزاد کوچولو میفتم
به نظرم شیر نمایانگر معصومیت رنگ سفیده
همهی رنگ های سفید برای من یجورن
...و وقتی گفتین که سفید واقعی رو پیدا کنیم
نتونستم قصدتون رو متوجه بشم
پس یه تربچه کشیدم
چرا؟
خیلی بی اهمیت به نظر میومد
بدون هیچ ایده ای
پس یه تربچه سفید کشیدم
این چیه آخه؟- چشه؟
اصلا میتونی دانشگاه قبول بشی؟- آره-
یه لحظه وایستا
!اوه! یه لحظه
بله، هر وقت آماده بودین شروع کنین
باشه
قطعش کن
گلوتون خوبه؟
بله خوبه
خب، دوباره امتحان کنیم، متاسفم
بله
خب، صداتون یکم تیزه متاسفم، دوباره امتحان کنیم
نمیتونی درستش کنی؟
دوباره امتحان کنیم، متاسفم
سریع میخونی و یکم یکنواخت میخونی
این متن درست نیست
از اونجا دوباره شروغ کنیم
دوباره آروم تر شروع کنیم، متاسفم
سریع خوندی، دوباره شروع کنیم
...خب، متن آهنگ
بله، متاسفم لطفا متن رو دوباره نگاه کنین
لطفا، ممنون
نسخهی دمو رو کی گرفته؟
متن رو حفظ کرده؟
بهش گفتم تمرین کنه
ولی مدیر برنامهاش گفت که سرش خیلی شلوغ بوده
گفت خیلی از خودش مطمئنه و حتی آهنگ رو تفسیر کرده
تفسیر کرده؟
بدون اینکه الفبا رو بلد باشه، تفسیر کرده؟
آقای یون، نمیدونستی میکروفون روشنه، مگه نه؟
حرف هات رو شنیدم
وای، متاسفم
ولی چیکار کنم؟ میخواستم که بشنوی
آقای یون، بیا خیلی راحت، با لبخند کارمون رو بکنیم
بله، متوجهم
خیلی راحت، با لبخند
آها
...ببین ایدن، تا حالا
با کسی کات کردی؟
میدونی، تازگی با یه یکی کات کردم و این آهنگ رو نوشتم
بدون اون جدایی این آهنگ هم وجود نداشت
شبیه متن آهنگ
"اگه مجبور نمیشدم این آهنگ رو بنویسم خیلی بهتر میشد"
ولی اگه هر دفعه که بهش گوش میدم بخندم
یکی از این دو مورده
یا من بالاخره دیوونه شدم
یا خوانندگیت خیلی افتضاحه
پس باید هنوزم
خیلی راحت، با لبخند کارم رو بکنم؟
به مدیر برنامهاش بگو برنامه کاریش رو خالی کنه
و اگه قبول نکرد تمرین کنه، منم قرار رو کنسل میکنم
بله
لعنتی
یون جوهان
الو؟
چه خبرا؟
یه نفسی میاد و میره
خدایا، حتما خیلی خسته ای
باید باهات بازی کنم
میخوای هفته بعد به کنسرت میزی بریم؟
میشه دوتا بلیط داشته باشم؟
معلومه که میتونی
میام دنبالت تو و جی یو؟
هی، کسی به جز جی یو رو هم دارم که باهاش برم
No comments yet. Be the first to leave one.