200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
،همه شخصیت ها، مکان ها، سازمان ها، حوادث، گروه ها
،و موارد به تصویر کشیده شده در این سریال کاملا ساختگی می باشند
من همه چیزو می فهمم. جدی میگم
تو یه آدم دیوونه نیستی دلیل های خودت رو داری
باید خیلی برات سخت بوده باشه که اینکارو با من بکنی
ولی بازم بیخیال، ما دوستیم
نگو که متأسفی فقط بهم زنگ بزن
باشه؟
اونقد پول داری که برا خودت غذا بخری، آره؟
بهم زنگ بزن باشه؟- نوبت شماست که یه شماره انتخاب کنین-
صبر کن این چیه؟ تموم شد؟
...پیام صوتی شما نمیتونه- لعنت بهش-
!هی، عوضی دیوونه
هی، توی بی خاصیت. نه من ناراحت نیستم
مثل چی نگرانت بودم
تو... نه میدونی چیه؟ اول بیا خونه
همین الان بیا خونه! لعنتی
وای سوخت
دکتر، باید سی پی آرش کنیم- من انجامش میدم-
سلام
ببخشید چه اتفاقی افتاد؟
اسم بیمار چیه؟
من اسمش رو نمیدونم
من بازرس پارک هیون سو هستم از بخش واحد رسیدگی به ترافیک
ما هنوز تشخیص ندادیم قربانی چه کسیه
الان یازده و سی و سه دقیقه شبه
من اعلام میکنم که بیمار فوت شده
معذرت میخوام
از اونجایی که هنوز هویتش رو تشخیص ندادین من باید چندتا سوال ازتون بپرسم
باشه
هیونگ
هیونگ
!دکتر
چطور شده که به من فقط نصفش رو میدی؟
منظورت چیه؟
چرا فقط نصف اجاره ات رو به من میدی؟
البته، معلومه که بهت نصفش رو میدم چرا باید کامل پرداختش کنم؟
تو گفتی دوتاتون باهم پونصد دلار میدین
من گفتم که باهم دیگه پونصد تا بهت میدیم، نه خودم تنهایی
من نصف خودمو بهت میدم باید بری سانگ ایل رو پیدا کنی
و بقیه شو از اون بگیری
هم اتاقیت از خونه در رفت چرا باید برم دنبال اون بگردم؟
اون برا نصف دیگه اش مسئوله. باید از اون بگیری
پس طبیعتا، باید بری دنبال اون
!ولی اون رفیق توئه
وقتی داشت دورم میزد، کارتامو گرفت چطور یه همچین آدمی میتونه دوست من باشه؟
خدایا
از کارت هات پول برداشت؟
!پس که چی! از کارت من سه هزار دلار کش رفت
سه هزار دلار! یاخدا نه این یارو قطعا رفیقت نیست
دقیقا
پایان مهلت مسابقه رمان نویسی نزدیکه
ولی من هیچی نمیتونم بنوسیم چون حس میکنم بهم خیانت شده. جدا میگم
به هر حال باید سریع تر پولو بدی نرخ بهره داره بالا میکشه
دقیقا بخاطر همین باید برم سر وقت شغل پاره وقتم
باید هروقت که میتونم پول در بیارم- آره به نفعته که اینکارو بکنی-
اوکی پس من زحمتو کم میکنم. یادت نره غذا بخوری
اوکی بای- بای-
خدا
!خیلی خب بذار ببینم هی! همونجا وایسا
...تعداد زیادی گزارش اومده از زنی که ادعا کرده
که توسط یه کارگردان معروف، شین کیونگ چول
بهش تعرض جنسی شده
ولی پلیس تا الان نتونسته شواهد قطعی براش پیدا کنه
پس تحقیقات هیچ پیشرفتی نداشته
پلیس معتقده که
لپتاپی که قربانیان ذکر کردن، مدرک محرزه
از کارگردان خواسته شده که لپتاپش رو بده
ولی کارگردان همه اتهامات رو انکار میکنه
و اون ادعا میکنه که
نمیتونه با پلیس همکاری کنه، چون لپتاپش رو گم کرده
لعنت بهش. بیخیال
خدایا
یونگ ده، من شماره دو دارم بیا بعدا حرف بزنیم
چی؟
خانم، لطفا درو باز کنین
!منم، یونگ ده
!دوست دونگ جو، یونگ ده
لطفا درو باز کنین
اگه به این کار ادامه بدین به جرم جلوگیری از اجرای قانون دستگیر میشین
همین الان بازش کن- هی، باهاش اینجوری حرف نزن-
خانم، مشکلی نیست فقط به من اعتماد کنید و درو باز کنین
بهم ده دقیقه وقت بدین. ده دقیقه دیگه میام بیرون
نه نمیشه- هی، بجنب-
فکر کنم مسته
مامان، درو باز کن
الان
تو باید سرت شلوغ باشه اینجا چیکار میکنی؟
!درو باز کن! زود باش
!خدایا سرم داد نزن
خدایا صبر بده
مامان، بهم اعتماد داری، نه؟
زود باش و درو باز کن
من مراقب همه چی هستم !زود باش و درو باز کن
وگرنه مجبور میشم بشکنمش بجنب
درو باز کن
!خدای من
بله
بله
مقدار الکل خونش نه صدم بوده
ممکنه مجبور بشه حبس بکشه
تو باید هرطور شده با قربانی، حل و فصلش کنی
قربانی پونزده هزار دلار برای تسویه حساب خواسته
این به نظر یه مشکل بزرگ میاد- پس-
میخواستم ازت که یه لطفی بکنی
من؟
میتونی از بیعانه امنیتی مامانم پونزده هزار دلار کم کنی؟
و میشه اون برای جبران کسری بیعانه اجاره ماهانه بپردازه؟
خدایا، این تنها راهیه که میتونم درستش کنم
خدای من تو نمیدونستی
منظورت چیه؟
مادرت چند وقتی میشه که داره اجاره ماهانه میپردازه
خدا مگه میشه همچی برعلیه من پیش بره
باید خونه میموندم
دونگ جو
بهتره که بری
اوکی
!دونگ جو! گندش بزنن
دونگ جو- چیه-
باید مادرت رو ببری خونه
!فراموشش کن. خودم میتونم برم خونه
میدونی، هرکاری که انجام بدی من همیشه میبخشمت
،حتی اگه یه قاتل سریالی باشه
پشتت می ایستم و تا آخر مراقبتم
چون من مادرتم
!من پسرتم، نه سرپرستت
وقتی مادر پدرا پیر میشن، اونان که باید ازشون مراقبت بشه مثل بچه ها
نمیتونی یکم بخشنده باشی و درکم کنی؟
چطور میتونم در مورد این درکت کنم؟
چرا باید وقتی مستی پشت فرمون بشینی؟
میخوای کسی رو بکشی؟
!خدایا فقط یه ضربه کوچک به چرخ ماشین خورده
من فقط یه ذره بهش خوردم
الان جدی هستی؟
من فقط سه تا شات موقع ناهار خوردم
...صاحب رستورانی که توش پاره وقت کار میکنم
سه تا شات خوردی؟ ولی سطح الکل خونت نه صدم بوده
یه روده راست تو شکمت نیست
!من دروغ نگفتم
پس پول رهن رو برا چی استفاده کردی؟
دوباره؟
دوباره یه یارویی ازت کلاهبرداری کرده؟
ای خدا، دونگ جو
!برای سرمایه گذاری بود
بهم گفتن پول خوبی گیرم میاد
به خودت بیا
بعد اینکه چپ و راست گولت زدن هنوز درست رو یاد نگرفتی؟
احمقی؟
میخواستم کمکت کنم برا همین اینکارو کردم
من نمیخواستم شغلی داشته باشی که از پا درت بیاره
اصلا به من اهمیت میدی؟
!واسه تو، زندگی خودت بیشتر از هر چیزی اهمیت داره
چطور جرأت میکنی به مادر خودت یه همچین حرفی بزنی؟
بعد این همه تلاشی که کردم تا به کالج بفرستمت؟
تو برام چیکار کردی؟
من کار کردم، تا بتونم خرجیم رو برا کالج رفتن در بیارم
اگه فکر میکنی اینقدر باهوشی، چرا خودت یه کار گیر نمیاری؟
چرا داری مثل یه انگل زندگی میکنی؟
داری رویای توخالی رمان نویس شدن رو دنبال میکنی
!تو واقعا دیوونه ام میکنی
دونگ جو, آروم باش- فراموشش کن-
کارم دیگه باهات تموم شد
میخوای برو زندان میخوای نرو مسئولیت زندگیت با خودته
!من هیچوقت ازت نخواستم که ازم مراقبت کنی
!دقیقا
سرت به کار خودت باشه
فهمیدی؟
خدایا
!دونگ جو
خدایا اون احمق
به محض اینکه رعد و برق رو دیدم
یهویی خورد به ماشینم انگار از دیوار اگمده بود بیرون
و خیلی محکم خورد به ماشینم
چجور ممکنه از داخل دیوار بیاد بیرون؟
جدی میگم واقعا همینطور بود
بنظرت با عقل جور درمیاد؟
بذار اینطور بگم
اون یهو دوید سمت ماشینم
فقط خواستم جوری بگم که بشه تصورش کرد
برای من از تصوراتتون نگید، حقیقت رو بگید
هیچ بخشی به اسم حقیقت درباره این وجود نداره
هرچیزی که تو بخوای باورش کنی تبدیل به حقیقت میشه
معذرت میخوام
با این بدبختی هایی که یهویی اتفاق افتاد
عقلمو دارم از دست میدم
از وسایل قربانی چیزی تو صحنه دیدی؟
نه- لطفاً فیلم جعبه سیاه ماشینتون رو بدید-
چشم
آقای یوک دونگ جو امروز بشدت خوش شانس بودی
قربانی که تقریبا مروه بود، دوباره زنده شده
رسما مثل یه معجزه
خدایا
صبرکن ببینم
وای محض رضای خدا
امیدوارم صفحهش خراب نشده باشه
صبرکن
بذار ببینم
ببینم حداقل اسمش چیه
اون به هوش میاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.