Hotel King

Hotel King (호텔킹)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Specials

Maklumat siaran

Hotel King E29 2014
Ulasan oleh niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Diterbitkan pada: 2014-07-20
Muat Turun: 28
Masalah Pendengaran: Yes

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

...فردا

.می شه یه هفته...

.خیلی خوابیدید

...بیدار شید

.مادر...

...این چیزیه که ثابت می کنه اون قاتله

.و افساری که گذاشت من تا حالا زندگیشُ کنترل کنم...

.حالا انگشت بزن- .این کارُ نکن-

.این کارُ نکن

.هیون وو نه

.این کارُ باهاش نکن

.این کارُ نکن

!جاش منُ بکش

!جاش منُ بکش

.این کارُ نکن

.هیون وو

...هیون وو بچه ام

.مامان متاسفه

.مامان اشتباه کرد

.پسرم لطفا بیدار شو، باشه

.بیا با هم بریم خونه

.هیون وو

.هیون وو بیدار شو

...من به حرفت گوش دادم مامان

...واسه همین اینطوری...

.حالا من زنده ام...

...حالا نوبت شماست که

.که یه بار به حرف پسرتون گوش بدید...

.حالا بیدار شید

باشه؟

.ببخشید

!ببخشید

!ببخشید

چی شده؟

.انگشتاش تکون می خوردن. دستای مامانم

.من دیدم

!اون حرکت کرد

.این یه واکنش عصبی غیر ارادیه

.بذارید یه کم دیگه تحت نظر داشته باشیمشون

حالا خوبی پسرم؟

.خیلی عصبانی نباش جه وان

.به هر حال، من کسیم که مادرتُ نجات دادم

...اگه مردهای من یه ذره دیرتر رسیده بودن

.تو هم توی اون ساختمون دفن می شدی پسر

...تو

.نمیبخشمت...

.تو قبلا منُ کشتی

چیه؟

می خوای این بار به پلیس تحویلم بدی؟

.پس همین کارُ بکن

!مزخرف نگو

مامانت بهت نگفته؟

...اون کسی بود که

اونجا رو برای آتیش سوزی آماده کرده .بود و قصد داشت منُ اونجا بکشه

.منم ترسیده بودم جه وان

.اینجایی چا جه وان

اومدی چون میخواستی مامانتُ ببینی؟

...مطمئنم خیلی زود بیدار می شه

.چون اونم دلش برات تنگ شده...

...مونه

...مامانم

...اون ساختمونُ خرید

...به مسائل مالیش رسیدگی کرد...

...چون می خواست

.با لی جونگ گو بمیره...

...شاید

...بیدار نشه...

.چون براش خیلی دردناکه که دوباره منُ ببینه...

صورت آه مونه رو نمی بینی؟

.اینقدر نگرانش نکن و برگرد به اتاقت چا جه وان

به عنوان مدیر ارشد مدت زیادی از هتل دور نبودی؟

هیئت مدیره داره به انتخاب مدیر هاه .به عنوان رییس بعدی فکر می کنه

تو به عنوان مدیر ارشد تنها تهدید .واقعی واسه اونها محسوب می شی

.واسه همین به محضی که برگردی یه بهونه میارن تا اخراجت کنن

.فکر کردم تا حرفمُ بشنوی می دوی برمی گردی هتل

همه چیزُ اینجوری بی خیال می شی؟

تو داشتی می جنگیدی تا آه مونه رو رییس بعدی کنی

...اگه بی خیال شی

.اونوقت خیلی ناامید کننده است...

.تمومش کن

.اگه اومدی این حرفها رو بزنی همین الان برگرد

.تصمیم با توئه

...مادرش هنوز بیدار نشده

.پس به جای اون با من حرف بزن..

...حتی دکترها هم نمی دونن

.چقدر طول می کشه تا اون بیدار شه...

.سونگ چه کیونگ- .این حرفها رو به خاطر تو نزدم-

...اگه مادرش بیدار نشه و اون هتلُ هم از دست بده

.اونم سقوط می کنه...

اونوقت تو هم می شینی باهاش گریه می کنی؟

از اون معشوقه هایی نباش که فقط سعی می کنن با حرفهای شیرین آرامش بدن

.و به خودت بیا آه مونه...

.خداحافظ

...من خوشحالم چون

.تو اینجوری توی چشم هام نگاه کردی

.مطمئن نیستم لایق اینهمه خوشحالی باشم

.احساس می کنم دارم خواب می بینم

.این خواب نیست

...از الان به بعد

.بیایید با هم همه کار بکنیم

...کارهایی که نتونستیم بکنیم

.و کارهایی که می خواستیم بکنیم...

از الان به بعد؟

.مونه

".زود باش برو خونه"

".من خوبم"

.اگه میخواستی اینُ بگی پس نگو

.من امشب اینجا می خوابم

.زود باش برو خونه

.من خوبم

.چا جه وان

...کاش می تونستم اینُ بگم

.اما نمی خوام امشب تنها باشم...

.پیشم بخواب

.تو واقعا بچه شدی

...اگه مادرت بیدار شه

اولین چیزی که می خوای بهش بگی چیه؟

.مامان

مامان؟

.آره

.مامان

بیدار شدی مامان؟

.مامان بیایید غذا بخوریم

گفتید می خواید غذای سالم بخورم؟

.هی چقدر نق می زنید...

...میخوام همچین چیزهایی بگم

.مثل یه پسر عادی...

مریض بک میون واقعا بیدار شده؟

...بله بیدار شده اما

!مادر

.داری چی کار می کنی؟ زود باش برو بغلش کن

.خیلی منتظر بودم بیدار شید

شما کی هستید عمو؟

.تشخیص دادیم که ایشون در حال حاضر اختلال تشخیص هویت دارن

...به علت آسیب های روانی

.ایشون اساسا دوباره پنج سالشونه

...سخته که پیش بینی کنیم

.کی دوباره به خود واقعیشون برمی گردن...

...برای جلوگیری از هرگونه شوک اضافه ای

.باهاش مثل بچه ها رفتار کنید و آرومش کنید...

.هیون وو

...می دونی

...من و مادر

...تنها زمانی که با هم گذروندیم...

.36ساعت بود

...مامان

.بیا فقط بهش یه مقدار زمان بدیم...

من 33 سال بدون اینکه بدونم اون مادرمه

.زندگی کردم...

.این مسخره است

!آه

.خوبه

.این خوشمزه است

.نه. نمی خوام

.بهم گوشت بده

.گوشت

.گوشت

.بهتون گوشت می دم

اون خواهر خوشکله کوش؟

تنها اومدی عمو؟

.اون رفته

...الان برای خانم بک می نیو

.شما غریبه ای هستید که قبلا هیچ وقت ندیده

.مامان

.بیشتر بهم بده

.مامان

.بیایید حالا بریم خونه

.از الان به بعد اینجا خونه ی ماست

.بیایید بریم داخل

.خیلی وقت بود منتظرتون بودم

تازه رسیدید مامان؟

خواهر تو هم اینجا زندگی می کنی؟

...می دونی

.اون آقاهه منُ آورد اینجا...

.من می ترسم

.مامان

.اون یه کوچولو ترسناک به نظر می رسه اما مرد بدی نیست

.گرمه. باید خیلی خسته باشی

.بیا بریم داخل و یه چیز خنک بخوریم

.بستنی

.بستنی باعث می شه دندون درد بگیرید

.بیایید میوه بخوریم

چطوره؟

.مادر

!آه

مادر جالبه؟

.این واسه بچه هاست

.خیلی بچه گونه است

.مامان شما خیلی بالغ تر از اونی هستی که فکرمی کردم

بیا یه چیز دیگه ببینیم

مادر چیزی اذیتتون نمی کنه؟

مامان میخوای بهش یکم میوه بدی؟

.اینُ بده بهش

.تو این کارُ بکن

.مادر باید داروهاتونُ بخورید

.می رم میارمشون

.مامان

...اسم من مونه است

.اسم اونم هیون ووئه. بک هیون وو

...هیون وو خیلی دوسِت داره پس

More Farsi Persian subtitles for Hotel King

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left