128 baris pertama.
.باید ظاهرمحون رو عوض میکردیم
.بنظرم کشتنش کارِ ضایعی بود
.ببخشید - .اشکالی نداره -
باید بریم پیش پلیس؟
چی؟
.دفاع از خود بود
.ما به زور وارد خونش شدیم
.آره، اون میخواست بهت آسیب بزنه
بنظرت پلیس باور میکنه؟
.حقیقت اینه
.آلیسا بنظر بطور عجیبی آروم میومد
.لعنت، لعنت
.باید از شر جسدش خلاص بشیم
.یالا
!جیمز
.ببخشید
!یک، دو، سه
!لعنت
.دوباره
!یک، دو، سه
.مردهها سنگینتر از زندههان
.اینو یه جایی خوندم
.خوبه که میدونی
.باید همه چیز رو تمیز کنیم
.باید تموم نشونههامون رو پاک کنیم
صدامو میشنوی، جیمز؟
میفهمی؟
نباید کسی بفهمه ما اینجا بودیم، باشه؟
،اگه نتونیم از شرش خلاص شیم .باید از شر خودمون خلاص شیم
.برو سفیدکننده پیدا کن
،کفشات رو در بیار !و اون خون رو پاک کن
!این بده، خیلی خیلی بده
.بنظر آلیسا میدونست داره چیکار میکنه
من فهمیدم که اگر کاری که بهم ،گفته بودن رو انجام میدادم
.اون وقت همه چیز روبراه میبود
نمیدونم این کاری که میکنیم ،کارِ درستیه یا نه
من دارم به این فکر میکنم که وقتی
مردم چنین کاری میکنند .توی تلویزیون چی میگنند
اون گفت گوش دادن به موسیقی
.موقع پاک سازی ممکنه کار ساز باشه
.یه جورایی کارساز بود
جیمز؟
.اونطوری نبود که من فکرش رو میکردم
.اصلا و ابدا
.جیمز - بله؟ -
داری چیکار میکنی؟
جیمز؟
.نمی دونم
داره چه غلطی می کنه؟
چیکار کردی؟
.اون میخواست بهت آسیب برسونه، آلیسا
.بله
،باشه، اونها رو بذار دورش .و بیا ازینجا بزنیم بیرون
.نزدیک هم بذار .نزدیک هم بذار
ما بعدا، خیلی بعد فهمیدیم .که حسابی گند زدیم
.خیلی عجیبه اکثر مواقع توی زندگیت
.اهمیت اون لحظه رو درک نمیکنی
وقتی به گذشته نگاه میکنی .اهمیت موضوع رو میفهمی
.اینکه، اون لحظه یه پایان بود
.همینطور بود
.گمشو
...و اون .اون شروع یه چیزی بود
.یه چیز بزرگ
،یه چیز بزرگ و وحشتناک ،خیلی وحشتناک
.مثل اینکه به کل زندگیت گند زده باشی
،باید به سرعت خودم رو به پدرم برسونم
.قبل اینکه کسی جسد رو پیدا کنه
.باشه
.اون میدونه چیکار باید بکنم
.بیا
چرا کاپشن رو نسوزوندی؟
.روش لکه خون نبود
...آره، ولی - .من از بین نمیبرمش، جیمز -
.مالِ پدرمه
جیمز؟
.جیمز - باید یکم صبر کنیم -
چی؟ چرا؟
،اگه بلیط این ساعت رو بگیریم .شلوغ ترین تایم ممکنه
.خیلی گرونه
.بنظرم یه مشکلی داره
.لعنت، لعنت، ما یه نفر رو کشتیم
.ما یه نفر رو کشتیم
اگه کسی ما رو دیده باشه چی؟
اگه کسی خروج ما از خونه رو دیده باشه چی؟
اگه کسی ما رو بشناسه چی؟
!لعنت
.باید دیدگاهمون رو عوض کنیم
.معلوم شد جیمز یه آرایشگر کار بلده
.مادرم همیشه میخواست موهام بلوند باشه
.بنظرم خیلی از دستم خیلی خوشحال میشد
.لباس جدید لازم داریم
بنظرم عادلانه است اگر بگیم
.که لباس من به حد آلیسا موثر نبود
.بنظرم کاملاً شبیهش بودم
سایز دیگهای نبود؟ .اینها یکم تنگ هستند
،خیریه بود .تقریبا ده سایز داشتند
.تقصیر من نیست که لاغرتر از اونی هستی که نشون میدی
.خودم رو نشناختم
.خدای من، اینجا خیلی ساکته
چاقو رو از کجا آوردی؟
چی؟
.همونیه که باهاش کشتیش
مالِ تو بود؟
آهای؟
کلایو؟
عزیزم؟
.خدای من
.سلام
.سلام
.این رو برات گرفتم
.این صحنه جرمه
...خب - ...خب -
...ببخشید - .لطفاً ادامه بده -
میخواستم بگم که، مقتول کلایو کوکـه .40ساله
کلایو چی؟
.کوک؟ بذار ببینم
.ک-و-ک. احتمالاً آلمانیه
.جسدش توسط مادرش پیدا شده
تقریباً هشتاد سالس - خدای من -
بیچاره - .اصلا نمیدونست قضیه چیه -
اون کاپشن جدیده؟
.نه
...خیلی قشنگه
.بسه
!لعنتی
.چه برقی انداختنش
.این رو زیر تخت پیدا کردم
.تری
No comments yet. Be the first to leave one.