151 baris pertama.
ها کیونگ
نمیخوای بری؟
تا شروع به داد زدن نکردم بیا بیرون
چرا واسه اردو مدرسه کیمباب بسته بندی میکنی؟
جین سول و من میخوایم توی استراحتگاه یکم خوراکی بگیریم بخوریم
برای جفتتون گیمباب درست کردم
بگیر، صبحونه ت
فکرمیکردم سفر کردن بهشت آدم های بدون هم و غمه
بیبیدی بوپ- بیبیدی بوپ-
ولی جین سول یه برداشت دیگه داشت
همیشه برای به دل جاده زدن هیجانزده بود
و همینجوری میزد زیر خنده
و اون همیشه کنارم بود
سفر خوبیه، نه؟
برگ های پاییزی خوشگل نیستن؟
اردوی مدرسه که سفر واقعی نیست
ولی هنوزم سفر حساب میشه
فکرمیکنی مردم چرا سفر میکنن؟
دردسره
تا به مدام به کارشون نچسپیده باشن؟
ولی توی سفر مجبوری مدام درحال حرکت باشی
یا سوار چیزی هستی یا راه میری
سوار میشی، به جایی میرسی و دوباره راه میفتی برگردی
آره درسته
مطمئنم یه نکته مثبتی هم داره
اینطور فکر میکنی؟
آره
عکس میگیرم
یک، دو، وایستا
ها کیونگ اینجا
عکس بگیر
بیا، عکس بگیر
پارک ها کیونگ
پارک ها کیونگ- پارک ها کیونگ-
وقتی دلم میخواد ناپدید بشم
به سفرهای یه روزه میرم
قدم میزنم، غذا میخورم، و میذارم فکرم هرجا میخواد بره
:ترجمه و زیرنویس ..:: Lufan و Zamilton ::..
(قسمت 8 برگشت به گیونجور)
اولین سفر تنهاییم به گیونگجوئه
از زمان اردوی مدرسه از هم کلاسیهام دور افتادم
با دوست پسرمم بهم زدم
و جین سول هم مُرد
موندم جین سول کجا رفته
حالت خوب نیست؟
خوبی؟
معبد بولگوکسا، غار سوکورام و مقبره چون ماچونگ
به نظر باحال میاد نه؟
آره خیلی
میخوام بالا بیارم
عوق
دقیقا شبیه اردو مدرسه مون هستش
میدونم، ولی الان سنمون بیشتره
یهویی الان توی دهه 20 سالگیمون هستیم
به این زودی؟
اینروزا زمان مثل برق و باد میگذره
هرچی هم سن بالاتر میره سریعتر میگذره
فکرمیکنی واقعا سریعتر میشه؟
یا که فقط خودمون همچین حسی بهمون دست میده؟
درباره چی حرف میزنی؟
وقتی جایی میری انگار یه عمر طول میکشه تا برسی
ولی خونه برگشتنه خیلی سریعتر میگذره
فقط توی فکر خودمونه؟
یا واقعا زمان و فضا تغییر میکنن؟
همین چند روز پیش
دوباره یه فیلم قدیمی رو دیدم
ولی یه صحنه ای بود که قبلا دیده بودمش، ولی تو فیلم نبود
به خاطر همینم دوباره برگشتم چک کردم
ولی اصلا نبودش
شاید با فیلم دیگه ای قاطی کردی
نه، صحنه و بازیگرها رو خیلی واضح یادمه
آه
حتما خواب یه فیلم دیگه رو دیدم
فکرکنم واقعا نحوه کارکردن حافظه خیلی جالبه
آره، شگفت انگیزه
میخوام ازش بخورم
گیمبابی که مادرت برای اردو درست کرد
آها
جای خیار از اسفناج استفاده کرد
خیلی خب
اسفناج- آره، یادمه-
یکم برام درست کن
من؟- آره-
نمیخوام
چرا؟ یاد بگیر برام درستش کنی
نمیخوام به زحمت بیفتم
یک، دو، سه
ببخشید، میشه ازمون عکس بگیرین؟
حتما، اشکالی نداره
من نمیخوام عکس بگیرم- چرا؟-
میتونی بیخیال من بشی
خوب افتادم؟
یک، دو، سه- یک، دو، سه-
یک، دو، سه- یک، دو، سه-
یک، دو، سه- یک، دو، سه-
ببین، پارک ها کیونگ
ازتون عکس میگیرم
ممنون- ممنون-
چرا نمیای؟
حالا کجا میری؟
بیا یه استراحت بکنیم
نه، زنگ امیلی به زودی به صدا درمیاد
چقدر دیگه مونده؟ خسته ام
نیم ساعت
بیست دقیقه، بیست
بعدش هم فقط برکه آناپجی ئه و تموم
زودباش
میدونی بدم میاد همینجوری از یه جای توریستی به بعدی برم
ولی این آخرین فرصتمون برای شنیدن صدای زنگه
بیا عجله کنیم میشه؟
نه نمیخوام
کجا میری؟
یه جایی که تو نباشی
...چیزی که جلو روتون میبینین
زنگ الهی پادشاه سونگ دوک هستش
و همینطور به عنوان زنگ امیلی هم شناخته میشه
و گفته شده که برای کامل کردن صداش یه بچه رو قربانی کردن
و همینقدر توی مرکز توجهه
و صدای طنین انداز، عمیق و واضحی ایجاد میکنه
میتونیم صداش رو بشنویم؟
خب، میراثی هستش که نیاز به محافظت مداوم داره
به خاطر همین دیگه نمیتونیم صداش رو بشنویم
توی سال 2003 به زنگ درآوردنش متوقف شد
خودت درست کردی؟
آره من درست کردم
گیمباب با اسفناج، به جای خیار
عوق
ممنون
خوشمزه ست
روبراهی؟
خوبم
چه جواب ساده ای
قبلا سختم بودم این حرف رو بزنم
درسته، پس میتونی بگی "هنوز زنده ام"
"خبر خاصی نیست"
"اوضاع خیلی بد به نظر نمیرسه"
با گفتن "شکر خوبم" استاندارها رو خیلی بالابردیم
آره میدونم ولی وقتی خبر خاصی نیست
یعنی واقعا حال و روزت خوبه
به خاطر همین خیلی رک و پوست کندم میگم که خوبم
اخیرا چه موزیک هایی گوش میدی؟
...این روزا
یه چیزهای رو مد گوش میدم
رو مده، ولی حس قدیمی میدن
واققعا همچین چیزی هست؟
فکرکنم تو هم خوشت بیاد
میدونی چیه؟
فکرمیکنی آدم ها وقتی تو سئول میمیرن کجا میرن؟
شاید گیونگی دو؟
چرا شهر بزرگی مثل سئول مقبره عمومی نداره؟
جاهای دیگه دارن
No comments yet. Be the first to leave one.